صفحه اصلی سایت | صفحه اصلی انجمنها | قوانین سایت | ارسال ترفند | تبلیغات | تماس با ما
انجمن های تخصصی ترفندستان |‌ Tarfandestan Forums

  

 


اطلاع رسانی

  • بخش وبلاگ‌ها یکی از بخش‌های فرعی انجمن‌های تخصصی ترفندستان است و مطرح کردن مباحث غیرتخصصی در آن آزاد است.
  • انتشار مطالب و نظرات سیاسی،‌ غیراخلاقی، جنجال‌آمیز و به طور کلی خلاف قوانین عمومی انجمن‌های ترفندستان،‌ خلاف قوانین بخش‌ وبلاگ‌ها بوده و حذف می‌گردد. در صورت تکرار چنین اتفاقی به صورت مکرر از جانب یک کاربر با او برخورد خواهد شد.‌
  • قرار دادن موزیک، موزیک ویدئو و فیلم، خلاف قوانین بوده و مطلب حذف خواهد شد.
  • هر کاربر امکان انتشار 2 مطلب در هر 24 ساعت را دارد. در صورت انتشار بیش از 2 مطلب در هر 24 ساعت،‌ مطالب اضافی توسط مدیریت حذف خواهند شد.
  • در صورت مشاهده مطالب و نظرات خلاف قوانین، با استفاده از دکمه گزارش می‌توانید مدیر سایت را مطلع کنید.
  • مدیریت بخش وبلاگ‌ها بر عهده black-fish می‌باشد. همچنین مدیر سایت نیز بر این بخش نظارت مستقیم دارد.

اين وبلاگ حول هيچ موضوع خاصي بحث نمي كنه و هر گونه مطلبي درج مي شه البته با رعايت قوانين سايت.
Rating: 1 votes, 5.00 average.

خاطراتي از دوران سربازي قسمت دوم

نوشته شده 21 August 2009 در 03:40 PM توسط H.Trst
سلام دوستان
قبل از اينكه خاطره خودم رو ادامه بدم از تمامي دوستان عذرخواهي مي كنم كه اين خاطره رو در چند قسمت مي نويسم و تنها دليلش هم اينه كه مي خوام خيلي مطلب طولاني نشه.

ادامه ....
يك ساعت بعد اسامي اعلام شد و از بخت بد اسم من هم توي ليست نگهباني فردا بود. پيش خودم گفتم كه سالي كه نكوست از بهارش پيداست.
خلاصه سرتون رو درد نيارم بگذريم كه شب رو چطوري به صبح رسوندم. صبح شد و من بايد ساعت 10 مي رفتم سر پست نگهباني. همينطوري بي هدف توي محوطه داشتم راه مي رفتم تا ساعت 9:30 بشه و برم اسلحه تحويل بگيرم و برم سر پست. كه ناگهان از پشت سرم صدايي اومد كه مي گفت آهاي سرباز ... من سرم رو برگردوندم و ديدم كه يك سروان داره من رو صدا مي زنه ، من هم رفتم به طرفش و احترام نظامي گذاشتم.
سروان پرسيد كه اسمت چيه ؟ اهل كجايي ؟
من هم خودم رو بهش معرفي كردم.
پس از اينكه چند تا سوال ازم پرسيد بهم گفت كه مي خواي يه جايي ببرمت كه عشق و حال كني؟
آقا من رو مي گي خيلي جا خوردم و پيش خودم گفتم كه حميد خدا به دادت برسه. من هم كه جرات نداشتم بگم نه از روي ناچاري گفتم بله قربان.
سروان بهم گفت كه همين جا باش تا برگردم.
من هم بهش گفتم كه قربان بايد برم سر پست نگهباني.
سروان بهم گفت كه ايرادي نداره من خودم درستش مي كنم.
خلاصه يه نيم ساعتي طول كشيد كه ديدم 5 نفر از بچه هاي خودمون هم اومدند كنار من و منتظر بودند كه سروان از راه برسه. (باورتون نمي شه توي اين نيم ساعت انواع و اقسام فكرها از ذهنم مي گذشت)
خلاصه سروان رسيد و گفت كه سوار ماشين بشيم. ما هم سوار شديم و رفتيم به سمت آشپزخانه يگان. و 4 تا جعبه ميوه تازه و 20 كيلو گوشت و مرغ يخ زده و مواد غذايي رو گذاشتيم توي ماشين و حركت كرديم.
از يگان خارج شديم و به سمت شهرك بهارستان حر كت كرديم.
توي راه سروان بهمون گفت كه شما بايد بريد و توي بهارستان نگهباني بديد.
پيش خودم گفتم كه آخه مرد عاقل اين كجاش عشق و حاله؟ حداقل توي يگان بيشتر بچه ها بودند و اونجا بهتر بود كه.
رسيديم به بهارستان و رفتيم به ساختمان پايگاه مقاومت بسيج بهارستان و مستقر شديم.
سروان گفت كه شما بايد شب ها از ساعت 12 شب تا 6 صبح از محدوده اي كه مشخص مي كنم نگهباني بديد. محدوده رو معلوم كرد و گفت هر وقت كه كاري داشتيم و يا مواد غذايي لازم داشتيم بهش زنگ بزنيم و خداحافظي كرد و رفت.
حالا فهميدم كه چرا ميگفت عشق و حال. آخه نگهباني كه نمي داديم فقط بخور و بخواب بود.
با بچه ها برنامه چيديم كه هر 2 ساعت نگهباني بديم و 6 نفر بوديم كه مي شد سه تا پست نگهباني 2 ساعته.
شب كه ساعت 12 مي شد 2 نفري مي رفتيم نگهباني مي داديم و بعد مي اومديم مي خوابيديم تا لنگ ظهر. بعدش هم غذا درست مي كرديم و عصر هم كه مي شد مي رفتيم توي شهرك مي گشتيم. خلاصه سرتون رو درد نيارم واقعا عشق و حال كردم و تا 18 فروردين اين اوضاع ادامه داشت تا برگشتيم به يگان. و ديديم كه اكثر بچه ها سر پست نگهباني پوستشون كنده شده بود و بعضي ها هم توي دردسر افتاده بودند. يا فشنگ گم كرده بودند يا سر پست خوابشون برده بود و اكثرا كه به طور ناخواسته شليك هم كرده بودند.
اين هم از خاطره اول من از سربازي. اميدوارم كه خوشتون اومده باشه. البته بگم كه اين خاطره واقعيت داره و فكر نكنيد كه زائيده ذهن من بوده.
موفق باشيد.

Submit "خاطراتي از دوران سربازي قسمت دوم" to 100 درجه کلوب Submit "خاطراتي از دوران سربازي قسمت دوم" to دنباله Submit "خاطراتي از دوران سربازي قسمت دوم" to Digg Submit "خاطراتي از دوران سربازي قسمت دوم" to گوگل
نمایش ها 307 نظرات 8 ایمیل مطلب وبلاگ
مجموع نظرات 8

نظرات

  1. Old Comment
    آواتار Mojtabaf
    H.Trst , جان عالیه ، من که کلا ادامه هاشو میخوام و دارم میخونم ...

    ممنون
    #
    نوشته شده 21 August 2009 در 03:49 PM توسط Mojtabaf Mojtabaf آنلاین نیست.
  2. Old Comment
    آواتار perspolis419
    ايول به اين آقا سروان
    #
    نوشته شده 21 August 2009 در 03:53 PM توسط perspolis419 perspolis419 آنلاین نیست.
  3. Old Comment
    [B]درکت میکنم عزیز......
    منم یه همچین چیزی داشتم.
    [/B]
    #
    نوشته شده 21 August 2009 در 03:56 PM توسط مهندس بهزاد انصاری مهندس بهزاد انصاری آنلاین نیست.
  4. Old Comment
    آواتار هيتلر تايگر
    . از كجا رفتين طرف بهارستان . اگه از طرف كوه صفه يا به قول خودمون كوصفه يا از تو خيابون هزارجريب كه همش سر بالاييه . اول كه اومدي اصفهان كدوم پادگان بودي
    #
    نوشته شده 21 August 2009 در 04:32 PM توسط هيتلر تايگر هيتلر تايگر آنلاین نیست.
  5. Old Comment
    آواتار arsenal-champion
    فقط یه X360 با دسته ی بیسیم کم داشتید شما
    #
    نوشته شده 21 August 2009 در 04:34 PM توسط arsenal-champion arsenal-champion آنلاین نیست.
  6. Old Comment
    آواتار H.Trst
    سلام
    در مورد سوال دوستمون هيتلر تايگر بايد بگم كه من آموزشكده علوم و فنون توپخانه هاي موشكي بالاي پادگان امام علي واقع در دل كوه صفه خدمت كردم.
    #
    نوشته شده 21 August 2009 در 05:11 PM توسط H.Trst H.Trst آنلاین نیست.
  7. Old Comment
    آواتار هيتلر تايگر
    جاي خووبي بوده ميدونم كجاست دادشمم همون جا بود. تو اتاق فرمانده هي
    #
    نوشته شده 21 August 2009 در 11:20 PM توسط هيتلر تايگر هيتلر تايگر آنلاین نیست.
  8. Old Comment
    آواتار mab
    عجب سروان با صفایی بوده! ای کاش به منم از این آدما بیفته!!!
    #
    نوشته شده 23 August 2009 در 08:44 PM توسط mab mab آنلاین نیست.
 

اکنون ساعت 06:08 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
Powered by vBulletin® Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2012, vBulletin Solutions, Inc.


کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به وب سایت ترفندستان است.
برداشت مطالب در نشریات، سایت‏ها و وبلاگ‏ها تنها با ذکر نام ترفندستان مجاز است.
هر گونه استفاده تجاری از ترفندهای ترفندستان به صورت کتاب، کتابچه، جزوه، دست‏نویس، CD و DVD و نظایر آن به هر شکل و نحو کاملاً ممنوع می‏باشد و هر گونه تخلف پیگرد قانونی دارد.
واژه «ترفندستان» برای اولین بار در ادبیات فارسی توسط وب‏سایت ترفندستان ابداع شده است و سایت‏ها و وبلاگ‏ها با نام مشابه هیچ ارتباطی با این سایت ندارند.
پشتیبانی و میزبانی توسط HostDL