فرمان موتور
نوشته شده 21 November 2009 در 11:24 PM توسط arsenal-champion
سلام بچه های خوب توی خونه حالتون خوبه؟ بابا مامان رو که اذیت نمیکنین؟ :دی
امروز یه خاطره دارم که مربوط میشه به 1 هفته پیش.
من و دوستم وقتی از مدرسه تعطیل میشیم از مدرسه تا سر خیابون اصلی با هم میایم (که دیگه اونجا مسیرمون از هم جدا میشه). وقتی هم میرسیم سر خیابون 10 دیقه حرف میزنیم.
اون روز هم طبق معمول سر خیابون ایستاده بودیم به وراجی که یهو دیدیم صدای ترمز شدید اومد. پشت سرم رو نگاه کردم که دیدم یه موتوری زد به بقل یه پراید و از جفت ما رد شد و فرار کرد.
پراید زد کنار. راننده و یکی از زنهایی که عقب نشسته بود پیاده شد. زنه بقل پراید رو نگاه کرد گفت "اینجا رو زده". بعدش برگشت عقب جاده رو نگاه کرد. یه دونه کاور فرمون ماشین (همین گردا که میندازن دور فرمون) رو آسفالت افتاده بود. زنه گفت "اونم فرمونش" !
من و دوستم و یه سربازی که اونجا بود یه لحظه به همدیگه نگاه کردیم بعدش منفجر شدیم :دی
یه 4-5 دیقه خندیدیم بعدش از بس از خنده خسته شده بودیم رفتیم تکیه دادیم به این جعبه تقسیم سبز بزرگا
یه سوالی هم که اینجا مطرح میشه و جوابش رو باید از همون زنه گرفت اینه که : اگر هم فرمان موتور کنده بود پس موتور سوار بقیه راهشو هیچ دستی رفت؟
امروز یه خاطره دارم که مربوط میشه به 1 هفته پیش.
من و دوستم وقتی از مدرسه تعطیل میشیم از مدرسه تا سر خیابون اصلی با هم میایم (که دیگه اونجا مسیرمون از هم جدا میشه). وقتی هم میرسیم سر خیابون 10 دیقه حرف میزنیم.
اون روز هم طبق معمول سر خیابون ایستاده بودیم به وراجی که یهو دیدیم صدای ترمز شدید اومد. پشت سرم رو نگاه کردم که دیدم یه موتوری زد به بقل یه پراید و از جفت ما رد شد و فرار کرد.
پراید زد کنار. راننده و یکی از زنهایی که عقب نشسته بود پیاده شد. زنه بقل پراید رو نگاه کرد گفت "اینجا رو زده". بعدش برگشت عقب جاده رو نگاه کرد. یه دونه کاور فرمون ماشین (همین گردا که میندازن دور فرمون) رو آسفالت افتاده بود. زنه گفت "اونم فرمونش" !
من و دوستم و یه سربازی که اونجا بود یه لحظه به همدیگه نگاه کردیم بعدش منفجر شدیم :دی
یه 4-5 دیقه خندیدیم بعدش از بس از خنده خسته شده بودیم رفتیم تکیه دادیم به این جعبه تقسیم سبز بزرگا
یه سوالی هم که اینجا مطرح میشه و جوابش رو باید از همون زنه گرفت اینه که : اگر هم فرمان موتور کنده بود پس موتور سوار بقیه راهشو هیچ دستی رفت؟
مجموع نظرات 6
نظرات
-
نوشته شده 22 November 2009 در 02:15 AM توسط hamid reza
-
نوشته شده 22 November 2009 در 03:46 AM توسط black-fish
-
نوشته شده 22 November 2009 در 08:52 AM توسط رضا
-
نوشته شده 22 November 2009 در 12:34 PM توسط lord mysterious
-
نوشته شده 22 November 2009 در 01:24 PM توسط nextslit
-
نظریه ی دیگه در مورد ایشون این هست که توی محله ی اونا ، فرمون گرد برای موتورهاشون میذاشتن (احتمالاً همشون از این نیسان دارا بودن که میخواستن با گذاشتن فرمون گرد روی موتور، همون احساس نیسان / کامیون سواری کنن )نقل قول:فکر کنم ایشون آفتاب مهتاب ندیده بودن و اولین بار بوده از خونه پاشون رو بیرون میذاشتن
رضا به زبون اسپمی حرف میزنی چیزی نمیفهمم :دینقل قول:احيانا دست ولي رفته
نوشته شده 22 November 2009 در 02:37 PM توسط arsenal-champion











