سگ کُشی
نوشته شده 19 December 2009 در 01:43 AM توسط arsenal-champion
«به سگها شلیک میکردند و میخندیدند!»
این مطلب رو دیدم یاد یه خاطره افتادم.
4 - 5 سال پیش بود که 3 تا سگ توی شهرکی که توش زندگی میکردیم اومده بودن. خودم به مرور بزرگ شدنشون رو هم دیده بودم و تقریباً 6 ماهی از عمرشون میگذشت. یه روز دیدم صدای شلیک گلوله میاد. فوری رفتم بیرون که صدای یه شلیک دیگه هم اومد. یهو یه سگ لنگان لنگان از جلوی پام گذشت. رفتم به اون جایی که ازش اومده بود دیدم خونش پخش شده روی دیوار. فهمیدم اینجا همونجاییه که بهش شلیک کردن (دیوار خونه مون بود و تا 2 سال هم جاش موند). برگشتم افتادم پی سگ که ببینم کجا میره. رفت پشت درختای 3 خونه اونورتر، توی حیات اون خونه. همونجا نشست و اونقدر خون ازش رفت که مُرد.
اون خونه ای که سگ بیچاره توی حیاتش مُرده بود خونه ی مسئول شهرک بود؛ کسیکه دستور کشتار این سگ رو داده بود!
این مطلب رو دیدم یاد یه خاطره افتادم.
4 - 5 سال پیش بود که 3 تا سگ توی شهرکی که توش زندگی میکردیم اومده بودن. خودم به مرور بزرگ شدنشون رو هم دیده بودم و تقریباً 6 ماهی از عمرشون میگذشت. یه روز دیدم صدای شلیک گلوله میاد. فوری رفتم بیرون که صدای یه شلیک دیگه هم اومد. یهو یه سگ لنگان لنگان از جلوی پام گذشت. رفتم به اون جایی که ازش اومده بود دیدم خونش پخش شده روی دیوار. فهمیدم اینجا همونجاییه که بهش شلیک کردن (دیوار خونه مون بود و تا 2 سال هم جاش موند). برگشتم افتادم پی سگ که ببینم کجا میره. رفت پشت درختای 3 خونه اونورتر، توی حیات اون خونه. همونجا نشست و اونقدر خون ازش رفت که مُرد.
اون خونه ای که سگ بیچاره توی حیاتش مُرده بود خونه ی مسئول شهرک بود؛ کسیکه دستور کشتار این سگ رو داده بود!
مجموع نظرات 11
نظرات
-
[B]حالا که مسئله سگ کشی رو پیش کشیدی بذار یه خاطره هم من در مورد سگ کشی بگم....
سال پیش بود که رفتم بودم دم خونه یکی از دوستان تو قیطره تهران...رفته بودم که یه سری جزوه مزوه درسی بگیرم....منتظر دوستم شدم که بیاد دم در که دیدم یه دختری با سگش ( یه سگ پاکوتاه ) از جلوی من رد شد.....سگه هم خوشگل و بامزه بود.به من که رسید کفش منو بو کرد و منم که ازش خوشم اومده بود یه دستی به سرش کشیدم بغلش کردم....دیدم دختری کفری شد و خلاصه ولش کردم بره پیش صاحبش....
همینجور که داشتم سگه رو تماشا میکردم از کوچه پایینی یه وانت نمیدونم پلیس بود چی بود پیچید جلوی دختره....سگه هم که شکه شده بود داشت پارس میکرد....دوتا مامور هم پشت وانت وایساده بودن.اونی که دستش تفنگ بود سگه رو نشونه گرفت.سگه بیچاره هم داشت پارس میکرد که که سربازه ماشه رو کشید....
دختره همینجور وا مونده بود.....بیچاره صحنه ای رو که میدید اصلا باور نمیکرد.....
وانت هم که اصلا انگار اتفاقی نیفتاده خیلی عادی به حرکت خودش ادامه داد و پیچید تو یه کوچه دیگه....
دختره هم همینجوری با دهان باز داشت به جنازه سگش نیگا میکرد.....
خود منم صحنه ای رو که دیدم باورم نمیشد که اینقدر راحت بیان حیوون مردم رو جلوی چشمش بکشن...
.
.
.
متاسفانه.....متاسفانه.....این جریان سگ کشی هنوزم که هنوزه ادامه داره.....هنوزم خبرهایی از سگ کشی از اینور و اونور به گوش میرسه....
[/B]نوشته شده 19 December 2009 در 02:40 AM توسط مهندس بهزاد انصاری
ویرایش شده 19 December 2009 در 02:49 AM توسط مهندس بهزاد انصاری -
نوشته شده 19 December 2009 در 02:26 PM توسط Hamzeh_rfj
-
unbelievableنقل قول:سال پیش بود که رفتم بودم دم خونه یکی از دوستان تو قیطره تهران...رفته بودم که یه سری جزوه مزوه درسی بگیرم....منتظر دوستم شدم که بیاد دم در که دیدم یه دختری با سگش ( یه سگ پاکوتاه ) از جلوی من رد شد.....سگه هم خوشگل و بامزه بود.به من که رسید کفش منو بو کرد و منم که ازش خوشم اومده بود یه دستی به سرش کشیدم بغلش کردم....دیدم دختری کفری شد و خلاصه ولش کردم بره پیش صاحبش....
همینجور که داشتم سگه رو تماشا میکردم از کوچه پایینی یه وانت نمیدونم پلیس بود چی بود پیچید جلوی دختره....سگه هم که شکه شده بود داشت پارس میکرد....دوتا مامور هم پشت وانت وایساده بودن.اونی که دستش تفنگ بود سگه رو نشونه گرفت.سگه بیچاره هم داشت پارس میکرد که که سربازه ماشه رو کشید....
دختره همینجور وا مونده بود.....بیچاره صحنه ای رو که میدید اصلا باور نمیکرد.....
وانت هم که اصلا انگار اتفاقی نیفتاده خیلی عادی به حرکت خودش ادامه داد و پیچید تو یه کوچه دیگه....
دختره هم همینجوری با دهان باز داشت به جنازه سگش نیگا میکرد.....
خود منم صحنه ای رو که دیدم باورم نمیشد که اینقدر راحت بیان حیوون مردم رو جلوی چشمش بکشن...
نوشته شده 19 December 2009 در 03:27 PM توسط arsenal-champion
-
تقریبا واسه یکی از دوستای من هم داشت این اتفاق میوفتاد ولی چون اون دو تا سگ همراهش بودگریدن جرات نکرد شلیک کنه وگیر داد و مجبور شد زنگ بزنه پدرش بیاد دنبالشنقل قول:حالا که مسئله سگ کشی رو پیش کشیدی بذار یه خاطره هم من در مورد سگ کشی بگم....
سال پیش بود که رفتم بودم دم خونه یکی از دوستان تو قیطره تهران...رفته بودم که یه سری جزوه مزوه درسی بگیرم....منتظر دوستم شدم که بیاد دم در که دیدم یه دختری با سگش ( یه سگ پاکوتاه ) از جلوی من رد شد.....سگه هم خوشگل و بامزه بود.به من که رسید کفش منو بو کرد و منم که ازش خوشم اومده بود یه دستی به سرش کشیدم بغلش کردم....دیدم دختری کفری شد و خلاصه ولش کردم بره پیش صاحبش....
همینجور که داشتم سگه رو تماشا میکردم از کوچه پایینی یه وانت نمیدونم پلیس بود چی بود پیچید جلوی دختره....سگه هم که شکه شده بود داشت پارس میکرد....دوتا مامور هم پشت وانت وایساده بودن.اونی که دستش تفنگ بود سگه رو نشونه گرفت.سگه بیچاره هم داشت پارس میکرد که که سربازه ماشه رو کشید....
دختره همینجور وا مونده بود.....بیچاره صحنه ای رو که میدید اصلا باور نمیکرد.....
وانت هم که اصلا انگار اتفاقی نیفتاده خیلی عادی به حرکت خودش ادامه داد و پیچید تو یه کوچه دیگه....
دختره هم همینجوری با دهان باز داشت به جنازه سگش نیگا میکرد.....
خود منم صحنه ای رو که دیدم باورم نمیشد که اینقدر راحت بیان حیوون مردم رو جلوی چشمش بکشن...
.
.
.
متاسفانه.....متاسفانه.....این جریان سگ کشی هنوزم که هنوزه ادامه داره.....هنوزم خبرهایی از سگ کشی از اینور و اونور به گوش میرسه....نوشته شده 19 December 2009 در 08:30 PM توسط *kiarash*
-
نوشته شده 20 December 2009 در 02:33 AM توسط black-fish
-
[B]این جریان سگ کشی تا کی میخواد ادامه پیدا کنه خدا عالمه.....
یکی برام تعریف میکرد که یه پسره با سگ شینلو خودش داشت تو ولنجک قدم میزده که یه دونه از همین ماشینا جلوش رو میگیرن.پسره هم که شصتش خبر دار میشه ماجرا از چه قراره با کلی دعوا جرو بحث با ماموره کارش به دعوا میکشه ولی بدبخت نمیتونه و یک به چند پسره رو میزنن و سگش رو هم درجا میکشن......
من نمیدونم اینا چه دشمنی با سگ دارن؟؟؟
سگ بدبخت چه گناهی کرده این وسط؟؟؟؟؟؟
[/B]نوشته شده 20 December 2009 در 05:07 AM توسط مهندس بهزاد انصاری
-
نوشته شده 20 December 2009 در 07:53 PM توسط *kiarash*
-
نوشته شده 21 December 2009 در 12:23 AM توسط Hamzeh_rfj
-
نوشته شده 21 December 2009 در 04:55 PM توسط *kiarash*
-
نوشته شده 22 December 2009 در 02:21 AM توسط gigilly2003
-
سگ ها حیوانات نجیبی هستند،
تا کِی سگکُشی؟ مرگ بر سَگ کُش ها
یه روز داشتم برنامه ی حپات وحش zdf رو میدیدم، یه خره بود اسمش یادم نیست از یه باغ وحش از هلند اورده بودنش هر کاری میکردن پیاده نمیشد، آخرش کُل مسیر رو با فوزولات جنس مخالف فرش کردند اون خره هم از شوق فوزول ها بعد از 20 دقیقه از ماشین پیاده شد.(خره دیگه
)
اینجاهم توی کلیپ های مبایل خرهای مظلوم رو از پُل میندازن، احساس شعف و شجاعت می کنند
نوشته شده 10 January 2010 در 12:33 AM توسط ne555








