صفحه اصلی سایت | صفحه اصلی انجمنها | قوانین سایت | ارسال ترفند | تبلیغات | تماس با ما
انجمن های تخصصی ترفندستان |‌ Tarfandestan Forums

  

 


اطلاع رسانی

  • بخش وبلاگ‌ها یکی از بخش‌های فرعی انجمن‌های تخصصی ترفندستان است و مطرح کردن مباحث غیرتخصصی در آن آزاد است.
  • انتشار مطالب و نظرات سیاسی،‌ غیراخلاقی، جنجال‌آمیز و به طور کلی خلاف قوانین عمومی انجمن‌های ترفندستان،‌ خلاف قوانین بخش‌ وبلاگ‌ها بوده و حذف می‌گردد. در صورت تکرار چنین اتفاقی به صورت مکرر از جانب یک کاربر با او برخورد خواهد شد.‌
  • قرار دادن موزیک، موزیک ویدئو و فیلم، خلاف قوانین بوده و مطلب حذف خواهد شد.
  • هر کاربر امکان انتشار 2 مطلب در هر 24 ساعت را دارد. در صورت انتشار بیش از 2 مطلب در هر 24 ساعت،‌ مطالب اضافی توسط مدیریت حذف خواهند شد.
  • در صورت مشاهده مطالب و نظرات خلاف قوانین، با استفاده از دکمه گزارش می‌توانید مدیر سایت را مطلع کنید.
  • مدیریت بخش وبلاگ‌ها بر عهده black-fish می‌باشد. همچنین مدیر سایت نیز بر این بخش نظارت مستقیم دارد.

تاریک است , همه جا تاریک ...
Rating: 1 votes, 2.00 average.

سرانجام روز خوش آقا قلدره هم غروب کرد ...

نوشته شده 29 March 2009 در 11:24 PM توسط MRTZ HSV
ویرایش شده 6 April 2009 در 09:36 PM توسط MRTZ HSV
اين پايان تاسف بار مردي است كه هرگز اجازه نداد دوستش داشته باشيم



تجسم چهره علي دايي بعد از تماس صبحگاهي علي كفاشيان دشوار نيست.او گرچه تا صبح در كابوس شكست مقابل عربستان بود اما در نهايت دلش به حمايت فدراسيون فوتبال قرص بود،همانطور كه به خبرنگار تلويزيون گفته بود:"ادم هاي ديگري درباره سرنوشت من در تيم ملي تصميم مي گيرند و آنها فعلا مي خواهند من باشم." اما آن آدمها با وجود انكه نتيجه جلسه كوتاه اولشان در شب شكست ابقاي دايي بود ، با يك موقعيت تازه مواجه بودند ، شكست تيم ملي در حضور شخص رئيس جمهوري. علي كفاشيان مي گويد:" قبل از ديدار با عربستان به همه تعهداتي كه به علي دايي داشتيم عمل كرده و به طور رسمي از امروز قرارداد دايي با فدراسيون به پايان رسيده است. من امروز صبح با دايي تماس گرفتم و از زحماتي كه وي براي تيم ملي كشيده تشكر كردم."اما قبل از اعلام رسمي ،ظاهرا دستور از جاي ديگري صادر شده بود. اينكه اولين اعلام كنندگان خبراخراج دايي رسانه هاي نزديك به دولت بوده اند ، چه معنايي دارد؟

از قطبي تا دايي

علي دايي در شرايطي به سرمربيگري تيم ملي رسيد كه افشين قطبي به عنوان سرمربي انتخاب شده و حتي بعد از تماس رئيس كميته تيمهاي ملي در بازي مقابل مقاومت سپاسي از تيمش خداحافظي كرد ودور افتخار زد اما وقتي عرق او خشك شد،خبر رسيد كه فدراسيون،ناگهان به گزينه دايي رسيده است.درباره اين انتخاب شايعات زيادي در رسانه هاي نوشتاري ايران درج شده اما بدون ترديد علي كفاشيان رئيس فدراسيون فوتبال ايران به دلايل فرامتني دايي را در دقيقه 90 جانشين قطبي كرد.البته امروز هم احتمالا آبشخور اخراج دايي از همان جايي است كه آن دلايل بيرون آمده بودند.

دايي يك برند است!


در نهايت دايي كار خود را در تيم ملي اغاز كرد و بعد از يك سال جنگ با همه اركان فوتبال،ميدان را به حكم بالادستي ها خالي كرد.او به خصوص با رسانه ها در درگيري دائمي بود و اين مشكلي بود كه در اين مورد خاص تاحد زياذي به شخصيت پارانوئيد او بازمي گشت. شاخصه هاي دوران دايي در تيم ملي ،جوانگرايي ،عدم اقبال عمومي ،درگيري با علي كريمي ،لغو ديدارهاي تداركاتي و البته بازي با پيراهني منقش به آرم كمپاني وي بود.چيزي كه در اصل اثبات كننده اين نكته است كه او باوجود سالها افتخار و زندگي در سطح اول فوتبال جهان ذهني محلي دارد.چيزي كه بزرگترين مشكل او در دوران فوتبالش بوده و باعث شده كه وي باوجود صد و چند گل ملي به قلب طرفداران فوتبال راه نيابد.

مثل جام جهاني


اين چندمين باري است كه دايي به تنهايي بايد بار سنگين شكست فوتبال ملي را به دوش بكشد،درست مثل جام جهاني 2006 كه به همراه برانكوايوانكوويچ چنان مورد خشم مردم قرار كرفت كه ترجيح داد در پروازي جدا و با تاخير به ايران بازگردد.او كه در پايان بازي عربستان در مواجهه با فرياد مردمي كه به نشانه اعتراض علي كريمي را تشويق مي كردند ،اختيار از كف نداد با اين موقعيت آشنايي كاملي دارد و بارها با جان سختي كامل بازگشته است.اين بار اما او فرصتي براي بازگشت ندارد،چرا كه بازگشت با لباس مربي باشگاهي هرگز داغ اين شكست آخر را از پيشاني وي پاك نخوهد كرد.اين پايان تاسف بار مردي است كه هرگز اجازه نداد دوستش داشته باشيم.

پايان همكاري

بيانيه فدراسيون پايان رسمي همكاري نه چندان خالي ازتنش دوطرفه است . در اين متن صريح و اداري مي خوانيم :"هيات رئيسه فدراسيون در حمايت از تيم ملي كشورمان و ضمن عذرخواهي از آحاد مردم بدليل عدم كسب نتيجه مناسب در ديدار تيم ملي ايران و عربستان به استحضار مردم عزيز كشورمان مي‌رساند؛ ضمن تشكر و قدرداني از زحمات آقاي علي دايي در طول مدت مربيگري خود كه توانست با جوان گرايي، بازيكنان ارزنده‌اي را به فوتبال ملي ايران معرفي نمايد، با تغيير ايشان موافقت به عمل آمد. " و اين يعني نفربعدي آماده باشد!

منبع : پژمان راهبر سايت گل

بازی را چه کسی باخت :

جوسنگین کنفرانس مطبوعاتی سرمربی تیم ملی ایران در همان سوال اول ،علی دایی را غافلگیر کرد،زمانی که یک خبرنگار از او خواست تصمیمش را برای استعفا بگیرد و به آزار طرفداران وعاشقان فوتبال در ایران پایان دهد.علی دایی البته انتظار حمله را داشت اما تصورش این بود که مطبوعاتی ها کمی دندان روی جگر می گذارند تا سوالات بعدی.... این خبرنگار اما متعلق به جریانی بو که از مدت ها قبل برای برگرداندن امیر قلعه نویی به تیم ملی دایی را تخریب می کردند...
-شما درجایگاهی نیستی که به من بگی بمون یا برم . من حکمم رو از کس دیگری گرفتم و فعلا در تیم ملی خواهم بود.
این خلاصه اولین پاسخ سرمربی ایران به سوال اول بود.دایی طبق معمول با همان غروری که همیشه همراه اوست در دقایق بعدی بحث را به سمت دیگری برد وبا جملاتی متناقض حرفهایی به زبان آورد که لابد دلخوری های دیگری را در پی خواهد داشت.

_ تیم من موقعیت های زیادی را در زمین ساخت اما گل نزدیم . خودم که نمی تونم بازی کنم !
او که در کمال تعجب به ملی پوشان بابت بازی خوبشان تبریک گفت و برد عربستان را اتفاقی خواند بلافاصله با چند جمله-شاید برای تبرئه خود-توپ را به زمین آنها انداخت:


- علی دایی نباخت، تیم ملی باخت.
و دایی بی شک این را راست می گفت چون این ملتی بود که با باخت تلخ به عربستان شانس رسیدن به جام جهانی اش را از دست می داد.

- ما به همه وظایفشان را گوشزد کرده بودیم و حتی برای کرنر ها برنامه داشتم و گلزن عربستان یار مستقیم داشت ،اما وقتی بازیکنها رعایت نمی کنند من چه کنم ؟
- ما بعد از کل نباید عقب می آمدیم . این وظیفه بزرگان تیم بود اما....
بزرگترهای تیم. درحالی که مهدوی کیا یکی از بهترین بازیکنان تیم ملی برابر عربستان بود اما دایی پس از شکست با این لفظ بخشی از سنگینی کمرشکن تیم را به دوش کاپیتان کیا و هاشمیان می اندازد که نتوانستند تیم را جمع کنند تا با افت روحی بچه های جوانتر اینگونه آزادی غرق در ماتم شود.

-خودم که نمی توانم بروم داخل زمین و بازی کنم ؟

- این مسائل را بازیکنان باید از 12 سالگی یاد بگیرند وتیم ملی جای یاد دادن نیست!

کریمی 3 سال است بازی خوبی نکرده!.

خبرنگاران سوال می کردند و دایی با همان شیوه پاسخ می داد.یک نبرد تمام عیار بین میخ و سنگ.
هرچه پیش می رفتیم دایی غیرقابل نفوذتر به نظر می رسید و با جملات عجیب تربه خبرنگاران حمله می‌کرد.
اما بالاخره نوبت به سوالی رسید درباره علی کریمی که نامش در بازی دیروز بارها فریاد شد.آنچه که می‌خوانید عین حرفهای ردو بدل شده میان طرفین است :
خبرنگار:آقای دایی در مرحله سختی قرار داریم و در عین حال امید ما به همان نیروی فوق العاده شما دربازگشت در روزهای سخت است که همیشه کمکتان کرده.با وجود این باید این نکته را در نظر داشته باشید که تیم ملی برای صعود نیاز به جو مثبت دارد.
دایی:شما بفرمایید این جو مثبت چطور درست می شود؟
خبرنگار: در جام جهانی قبلی برانکو اعتقادی به خداداد نداشت اما از او در بازی قطر استفاده کرد و تیم ملی با پاس او به مرحله بعد رفت.شما هم باید از همه پتانسیل فوتبال ایران استفاده کنید.مثلا علی کریمی.
اگر مخاطب آن سوال علی دایی نبود ممکن بود اتفاق خاصی نیفتد.اما این علی دایی است:
- حالا که اسم آوردید من هم می گم .نمی خواستم بگم اما علی کریمی آماده نیست.شما بکید ببینم.او بعد ازبازی کرواسی (دوستانه قبل از جام جهانی)در کدوم بازی ملی خوب بوده؟
- خبرنگار:خیلی بازیها.مثلابازی با کره در جام ملتها.
- دایی : خیر.کریمی از آن زمان حتی یک بازی خوب هم نکرده! من نمی‌توانم بازیکنی که آماده نیست را به تیم ملی دعوت کنم. شرایط کریمی را از مربیانش پرسیدم و آنها گفتند او 25 روز است که تمرین نکرده. چگونه انتظار دارید چنین بازیکنی را به تیم ملی دعوت کنم؟
خبرنگار:پس چرا مهدوی کیا و هاشمیان که درباشگاهشان شرایط خوبی ندارند،دعوت شده اند؟
دایی :.............
باور کنید چیز خاصی نبود جز مشتی کلمه بی ربط .
او مدام توجیه های خاص خودش را می کند. حتی نمی پذیرد که روزهای زیادی تنها نام دایی عامل دعوتش به تیم ملی می شد و ...
جو سالن احساسی شده. دایی و هوادارانش یک طرف و آنها که فکر می کنند این تراژدی را حاصل بی کفایتی سرمربی می دانند در سوی دیگر. در این فضای احساسی سئوال آخر مطرح می شود. در صدایی قاطبی با بغض ، ملتمسانه پرسیده می شود :« شما که مدعی بودید برای رسیدن به تیم ملی با خدا لابی کردید . تو را به خدا قسم حالامی توانی بگویی ما را به جام جهانی می بری؟»
سالن غرق در سکوت می شود و دایی هم حرفی برای گفتن ندارد .خبرنگار از دایی می خواهد درباره تاکتیکش در این بازی حرف بزند.دایی می گوید:« مگه شما بازی را ندیدی؟‌»
خبرنگار می گوید:"من 90 دقیقه پشت دروازه ایستاده بودم و می خواهم این را از زبان شما بشنوم."واما جواب دایی:
- خب .پس برو خونه روی مبل از نو بازی را ببین!


منبع : سایت گل

Submit "سرانجام روز خوش آقا قلدره هم غروب کرد ..." to 100 درجه کلوب Submit "سرانجام روز خوش آقا قلدره هم غروب کرد ..." to دنباله Submit "سرانجام روز خوش آقا قلدره هم غروب کرد ..." to Digg Submit "سرانجام روز خوش آقا قلدره هم غروب کرد ..." to گوگل
ثبت شده در پرسپوليس زلزله
نمایش ها 186 نظرات 1 ایمیل مطلب وبلاگ
مجموع نظرات 1

نظرات

  1. Old Comment
    آواتار hamid reza
    این یارو فکر کرده با تسبیح و دعا میشه رفت جام جهانی ...

    آقا پاشو صبح بیا تیم رو تمرین بده ، یه ترکیب درست حسابی بچین


    با مردم درست صحبت کن فکر کردی کی هستی ....

    بی خیال دونه های تسبیت چند تا شد.....!





    -----------------------------------------------------------------


    دایی در کنفرانس مطبوعاتی:
    خیلی ببخشید ما تیم بلتل (برتر) میدان بودیم.
    گلای اونا صددل صد آفساید بود
    داول 5تا پنالتی مالو نگرفت
    ما میلیم دام دهانی
    #
    نوشته شده 30 March 2009 در 02:39 AM توسط hamid reza hamid reza آنلاین نیست.
    ویرایش شده 30 March 2009 در 06:45 AM توسط hamid reza
 

اکنون ساعت 06:09 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
Powered by vBulletin® Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2012, vBulletin Solutions, Inc.


کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به وب سایت ترفندستان است.
برداشت مطالب در نشریات، سایت‏ها و وبلاگ‏ها تنها با ذکر نام ترفندستان مجاز است.
هر گونه استفاده تجاری از ترفندهای ترفندستان به صورت کتاب، کتابچه، جزوه، دست‏نویس، CD و DVD و نظایر آن به هر شکل و نحو کاملاً ممنوع می‏باشد و هر گونه تخلف پیگرد قانونی دارد.
واژه «ترفندستان» برای اولین بار در ادبیات فارسی توسط وب‏سایت ترفندستان ابداع شده است و سایت‏ها و وبلاگ‏ها با نام مشابه هیچ ارتباطی با این سایت ندارند.
پشتیبانی و میزبانی توسط HostDL