تاریک است , همه جا تاریک ...
جوجه یاکریم تو بالکن...
سلام چطورید؟خوبید؟خوش میگذره.
دیروز گذرمون خورد رفتیم بالکن دیدیم...بله!!! یا کریم ای که شبا صدای هو هوش نمیزاشت بخوابیم دوتا از تخمهاش جوجه اومده...اینم عکسشون.(یکیشون منو دید روشو کرد اونور)

منم تا اومدم بگیرمشون یه ذره باهاشون بازی کنم مادرشون اومد سر صدا کرد...

(نتیجه اخلاقی:هیچ وقت سر به سر بچه کفتر و یا کریم و... نذارید)
دیروز گذرمون خورد رفتیم بالکن دیدیم...بله!!! یا کریم ای که شبا صدای هو هوش نمیزاشت بخوابیم دوتا از تخمهاش جوجه اومده...اینم عکسشون.(یکیشون منو دید روشو کرد اونور)

منم تا اومدم بگیرمشون یه ذره باهاشون بازی کنم مادرشون اومد سر صدا کرد...

(نتیجه اخلاقی:هیچ وقت سر به سر بچه کفتر و یا کریم و... نذارید)
مجموع نظرات 5
نظرات
-
نوشته شده 4 July 2009 در 11:28 PM توسط jeminiv
-
[B]خوب عمو مرتضی مادرشون رو فراری دادی رفت که.....
حالا اگه اون کفتر برگشت پیش بچه هاش....
[/B]نوشته شده 4 July 2009 در 11:45 PM توسط مهندس بهزاد انصاری
-
نوشته شده 5 July 2009 در 05:18 AM توسط Milad
-
نوشته شده 5 July 2009 در 12:18 PM توسط MRTZ HSV
-
اینا کبابشون اینقد خوشمزس ...

ما هم یدونه از این کفترا پیش جا کولریمون لونه کرده بود هر روز نگاه میکردم میدیدم نشسته تو لونش. یه چند ماه یادم رفت نگاه کنم دوباره چند وقت پیش نگاه کردم دیدم هنوز همونجا نشسته ! بعدش فهمیدم این از همون اول خشک شده بود :دی
جوک مرتبط: 2تا جوجه از بچگی قرار میذارن وقتی بزرگ شدن باهم ازدواج کنن.بزرگ میشن میفهمن هر2تاشون خروسننوشته شده 5 July 2009 در 02:00 PM توسط arsenal-champion







