خاطرات من و دو چرخم:بوق خاور
نوشته شده 27 August 2009 در 08:29 PM توسط marmooz.exe
با سلام خدمت دوستان خوب هستید؟ امروز با دومین خاطره در خدمتتون هستم و اونم خاطره بوق خاور هستش
خب ما بازم عصری زدیم بیرون و پریدیم رو رخش باوفا توی همون مسیر قبلی داشتیم میرفتیم که آقا یهو یه خاور سیگنال داد
منو میگی انگاری برق 3 فاز گرفتتم من که با کناره خیابون میرفتم گفتم اگه برم سمت چپ که فاتحم خوندست پس زدیم سمت راست و توی جوب جاتون خالی بازم یه پرشی کردیم اما این بار تو حوزه ی نیروی دریای
تا بخودم اومدم دیدم دوچرخ تو جوبه ولی کامل نرفته توش یعنی رکابا از بقل نگهش داشتن و ماهم به جای صندلی هوس کردیم رو فرمون بشینیم
اما نکته قابل تعمل این بود که اصلا خاوری رد نشد برگشتی پشته مون رو ببینیم دیدیم ای دل غافل خاوره اصلا تو اون یکی لاین میرفته خلاصه نمیدونم اطلاع دارید یا نه ولی تو این مواقع آدم یه جاییش میسوزه شدیدا
منتظر خاطره دوچرخه و فیکس باشید
خب ما بازم عصری زدیم بیرون و پریدیم رو رخش باوفا توی همون مسیر قبلی داشتیم میرفتیم که آقا یهو یه خاور سیگنال داد
منتظر خاطره دوچرخه و فیکس باشید
برچسب ها: پویا, www.mzexe.ir, استخری, خاطره, دوچرخه
مجموع نظرات 2
نظرات
-
نوشته شده 27 August 2009 در 10:36 PM توسط perspolis419
-
نوشته شده 28 August 2009 در 02:44 PM توسط رضا







