![]() |
![]() heavenlygirl.n6
|
تاریخ و زمان آخرین فعالیت درسایت: 2 ساعت پیش
وبلاگ
مشاهده وبلاگ heavenlygirl.n6مطالب اخیر وبلاگ
آخرین مطلب وبلاگ
ثبت شده در بدون موضوع
بخوان
عشق نیست
عاشق خواب و معشوق خواب است
شعر نیست
این دلنوشته ی یک دیوار است
مهر نیست
غفلت در انتظار است
شوق نیست
شادی به پیشواز غم رفته است و
می نیست و
قر نیست و
دل نیست و
این گلایه را از من بپذیر
این وعده ی بهشت نیست و
...
عشق نیست
عاشق خواب و معشوق خواب است
شعر نیست
این دلنوشته ی یک دیوار است
مهر نیست
غفلت در انتظار است
شوق نیست
شادی به پیشواز غم رفته است و
می نیست و
قر نیست و
دل نیست و
این گلایه را از من بپذیر
این وعده ی بهشت نیست و
...
ثبت شده در بدون موضوع
من صبورم اما ...
به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم..
یا اگر شادی زیبای تورا به غم غربت چشمان خودم می بندم..
من صبورم اما ...
چقدر با همه ی عاشقیم محزونم..!
و به یاد همه ی خاطره های گل سرخ مثل
یک شبنم افتاده زغم مغمومم..
من صبورم اما ...
بی دلیل از قفس کهنه ی...
به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم..
یا اگر شادی زیبای تورا به غم غربت چشمان خودم می بندم..
من صبورم اما ...
چقدر با همه ی عاشقیم محزونم..!
و به یاد همه ی خاطره های گل سرخ مثل
یک شبنم افتاده زغم مغمومم..
من صبورم اما ...
بی دلیل از قفس کهنه ی...
ثبت شده در بدون موضوع
عشقبازی به همین آسانی ست ...
که گلی با چشمی
بلبلی با گوشی
رنگ زیبای خزان با روحی
نیش زنبور عسل با نوشی
کار همواره ی باران با دشت
برف با قله کوه
رود با ریشه بید
باد با شاخه و برگ
ابر عابر با ماه
چشمه ای با آهو ،برکه ای با مهتاب
و نسیمی با زلف
دو کبوتر با هم
وشب و روزو طبیعت با ما
عشقبازی به همین آسانی ست
شاعری با کلمات شیرین
دست آرام و نوازش بخش بر روی سری
پرسشی از اشکی
و...
که گلی با چشمی
بلبلی با گوشی
رنگ زیبای خزان با روحی
نیش زنبور عسل با نوشی
کار همواره ی باران با دشت
برف با قله کوه
رود با ریشه بید
باد با شاخه و برگ
ابر عابر با ماه
چشمه ای با آهو ،برکه ای با مهتاب
و نسیمی با زلف
دو کبوتر با هم
وشب و روزو طبیعت با ما
عشقبازی به همین آسانی ست
شاعری با کلمات شیرین
دست آرام و نوازش بخش بر روی سری
پرسشی از اشکی
و...
ثبت شده در بدون موضوع
در شبان غم تنهايي خويش
عابد چشم سخنگوي توام.
من در اين تاريكي،
من در اين تيره شب جانفرسا ،
زائر ظلمت گيسوي توام.
گيسوان تو پريشانتر ازانديشه من ،
گيسوان تو شب بي پايان.
جنگل عطر آلود.
شكن گيسوي تو، موج درياي خيال .
كاش با زورق انديشه شبي،
از شط...
عابد چشم سخنگوي توام.
من در اين تاريكي،
من در اين تيره شب جانفرسا ،
زائر ظلمت گيسوي توام.
گيسوان تو پريشانتر ازانديشه من ،
گيسوان تو شب بي پايان.
جنگل عطر آلود.
شكن گيسوي تو، موج درياي خيال .
كاش با زورق انديشه شبي،
از شط...
ثبت شده در بدون موضوع
تک دختری که چشم تو را دوست داشت مرد
در آبی نگاه تو معنا نداشت مرد
در انتظار پنجره ها را شکسته بود
در آبی نگاه تو معنا نداشت مرد
در انتظار پنجره ها را شکسته بود
از اين همه دروغ و ريا شکسته بود
در يک غروب سرد زمستان به خواب رفت
از لحظه ها جدا شد تا آفتاب رفت
باور نمی کنم که به اين سادگی گذشت
از کوچه های خالی مردانگی گذشت
ديدی تمام قصه های ما اشتباه بود
در يک غروب سرد زمستان به خواب رفت
از لحظه ها جدا شد تا آفتاب رفت
باور نمی کنم که به اين سادگی گذشت
از کوچه های خالی مردانگی گذشت
ديدی تمام قصه های ما اشتباه بود
شش دفتر کنار اتاقم سياه بود
ديگر فريب دست قضا را نمی خورم
ديگر فريب دست قضا را نمی خورم
گندم به پشت گرمی حوا نمی خورم
نظرات اخیر




