![]() Samin
|
تاریخ و زمان آخرین فعالیت درسایت: یک ساعت پیش
وبلاگ
Samin's Blog Membership
| عنوان / کاربر | مطالب | نظرات | آخرین نوشته |
|
Armin-Barfak
|
15 | 42 |
پروفایل ثمین به...
یک هفته پیش |
| 4 | 18 |
پر رو بازی !
4 هفته پیش |
مشاهده وبلاگ Saminمطالب اخیر وبلاگ
آخرین مطلب وبلاگ
ثبت شده در
بدون موضوع
یه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن
کلاغه سفارش چایی میده چایی رو که میارن
یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار
مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه
پررو بازی!
چند دقیقه میگذره باز کلاغه سفارش نوشیدنی...
کلاغه سفارش چایی میده چایی رو که میارن
یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار
مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه
پررو بازی!
چند دقیقه میگذره باز کلاغه سفارش نوشیدنی...
ثبت شده در
بدون موضوع
روزي دو نفر در جنگل قدم مي زدند.
ناگهان شيري در مقابل آنها ظاهر شد.
يكي از آنها سريع كفش ورزشي اش را از كوله پشتي بيرون آورد و پوشيد.
ديگري گفت : بي جهت آماده نشو هيچ انساني نمي تواند از شير سريعتر بدود.
مرد اول به دومي گفت: قرار نيست از شير سريعتر بدوم. كافيست از تو سريعتر بدوم !
ناگهان شيري در مقابل آنها ظاهر شد.
يكي از آنها سريع كفش ورزشي اش را از كوله پشتي بيرون آورد و پوشيد.
ديگري گفت : بي جهت آماده نشو هيچ انساني نمي تواند از شير سريعتر بدود.
مرد اول به دومي گفت: قرار نيست از شير سريعتر بدوم. كافيست از تو سريعتر بدوم !
ثبت شده در
بدون موضوع
این داستان یه ذره قدیمیه ولی خب گفتم شاید برا بعضیا جالب باشه . در آینده نزدیک یه پست در مورد وبلاگ نویسی و تاریخچه ی خودم میدم .
يک شب زنی در فرودگاه منتظر پروازش بود . از فروشگاه درون فرودگاه يک کتاب و يک جعبه کلوچه خريد و روی يک صندلی نشست .
همان طور که غرق خواندن کتاب...
يک شب زنی در فرودگاه منتظر پروازش بود . از فروشگاه درون فرودگاه يک کتاب و يک جعبه کلوچه خريد و روی يک صندلی نشست .
همان طور که غرق خواندن کتاب...
نظرات اخیر











ادامه این ترفند


