صفحه اصلی سایت | صفحه اصلی انجمنها | قوانین سایت | ارسال ترفند | تبلیغات | تماس با ما
انجمن های تخصصی ترفندستان |‌ Tarfandestan Forums

  

 


اطلاع رسانی

مسائل متفرقه کلیه مسائل و مباحثی که در سایر قسمتهای سایت جایی برای آنها وجود ندارد در این بخش مطرح می شود. از مطرح کردن مسائل غیرمرتبط به موضوعات تخصصی سایت در این بخش نیز پرهیز کنید.

ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
 
eris eris آنلاین نیست.
امتیاز: 13,092, درجه: 34
امتیاز: 13,092, درجه: 34 امتیاز: 13,092, درجه: 34 امتیاز: 13,092, درجه: 34
درجه بالاتر: 64%, 258 امتیاز مورد نیاز
درجه بالاتر: 64% درجه بالاتر: 64% درجه بالاتر: 64%
فعالیت: 0.0%
فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Feb 2008
محل سکونت: زیر اسمون خدا
پست ها: 973
تاپیک ها: 12

سپاس ها: 1,437
سپاس شده 1,406 بار در 541 پست
eris به Yahoo ارسال پیام
 
17 April 2008
 امتیاز:     
101 (#)  
 
افلاطون (Plato)
افلاطون در سال 427 قبل از در خانواده اي اشرافي به دنيا آمد. در 18 سالگي با سقراط آشنا شد و مدت 10 سال را به شاگردي سقراط به سر برد. بعد از اعدام سقراط يك سلسله سفر را آغاز كرد كه در طي اين سفرها از نقاط مختلفي از جهان نظير مصر و سيسيل و فلسطين ديدن كرد كه در اين سفرها با انديشه هاي متفاوتي آشنا شد كه تاثير آنها در افكار افلاطون هويدا است.هنگامي كه افلاطون به آتن بازگشت 40 سال داشت. در اين زمان بود كه مدرسه معروفش را به نام آكادمي تاسيس كرد. اين مدرسه را مي توان اولين دانشگاه محسوب كرد كه در آن دروسي نظير فلسفه رياضيات و نجوم تدريس مي شد.
براي مطالعه افلاطون يقينا بهترين منبع همان آثار اوست كه در قالبي ادبي نوشته شده اند. با مطالعه اين آثار به راحتي مي توان به قريحه ادبي افلاطون پي برد. مهمترين و در عين حال كاملترين اثر افلاطون كتاب جمهوريت است. كه او در اين كتاب در باره مسايل فلسفي مختلفي سخن رانده است از اخلاق گرفته تا ساسيت و هنرو تربيت و مابعد الطبيعه سخن رانده است.
با مطالعه نوشته هاي افلاطون مي توان به سير افكار او پي برد. كتب وي را مي توانيم بر اساس دوره اي از زندگي كه افلاطون اقدام به نگارش آن كرده است به سه دسته تقسيم بندي نماييم.
دسته اول كتب و رسالاتي هستند كه در دوران جواني او نگاشته شده اند. نوشته هاي اين دوران اكثرا ديالوگهايي بدون نتيجه گيري هستند. سمت و سوي نوشته هاي اين دوران مربوط به فعاليت هاي تربيتي است.
آثار دوره ميانسالي بر خلاف دوره جواني حاوي ديالوگهايي با نتيجه گيري است. درآثار اين دوره است كه مسايل اساسي فلسفه فلاطون نظير ايده و مثل مطرح مي گردد . اثر برجسته افلاطون در اين دوره جمهوريت است.
و بالاخره آثار دوران كهولت افلاطون كه مي توان آنها را آثار دوران پختگي و اصلاح آثار قبلي دانست .براي مثال از آثار اين دوره مي توان به قانون و نواميس اشاره كرد.
افلاطون در فلسفه راه استادش سقراط را دنبال كرد. بدين معنا كه دغدغه اصلي او انسان بود و از فلاسفه طبيعي دور شد.اوقسمت زيادي از تلاش خود را معطوف به حل مسايلي نظير اخلاق حق و عدالت كرد. او در جمهوريت مباحثه سقراط و شخص جدلي را به تصوير مي كشد كه سقراط و آن شخص در باره و معنا و مفهوم عدالت بحث مي كنند. سقراط آن شخص به تعريف كردن مفهوم عدالت وامي دارد . كه در نهايت آن شخص مجبور مي شود كه بگويد: حق در قدرت است و عدالت در نفع قويتر(نظير بعضي از تعابير نيچه). سپس وي از سقراط مي خواهد كه او نيز تعريفش را ارايه دهد كه سقراط به نوعي از ارايه دادن تعريف طفره مي رود و چنين پاسخ مي دهد كه عدالت نوعي رابطه سالم بين افراد در اجتماع است. بنابراين مطالعه آن به عنوان بخشي از جامعه و اجتماع راحت تر است. همانند اينكه بوسيله توصيف يك جامعه سالم توصيف يك فرد سالم راحتر مي شود.
افلاطون به اين شكل حل مسئله اخلاق و عدالت را به اجتماع و به تبع آن مسايل سياسي آن اجتماع مربوط مي كند. در اينجاست كه كم كم با فلسفه سياسي افلاطون كه از نكات برجسته هنگام مطالعه افلاطون است مواجه مي شويم. او پس طرح مسايلي مانند اينكه حرص و طمع و يا برتري جويي سبب مي شود كه افراد و جوامع انساني مدام با هم در كشمكش باشند . به اين نتيجه مي رسد كه ابتدا بايد انسان را از لحاظ روانشناختي مورد بررسي قرار دهد تا بوسيله آن به پي ريزي جامعه اي ايده آل نايل گردد.
در روانشناسي افلاطون رفتار هاي انسان از سه منبع ميل و اراده و عقل سرچشمه مي گيرد .ميل انسان شامل مواردي نظير تملك شهوت غرايز مي شود. مركز اميال نيز در بدن شكم است.هيجان هم مواردي مانند شجاعت قدرت طلبي و جاه طلبي را در برميگيرد. عقل نيز مسئول مواردي نظير انديشه و دانش و هوش است. منابع ذكر شده هم در افراد مختلف داراي درجات متفاوتي است. مثلا در بازاريان و كسبه عموم مردم ميل است كه نقش اصلي را در زندگي بازي مي كند و در جنگجويان و لشگريان هيجان نقش اصلي را بر عهده دارد. و عقل نيز پايه رفتار حكما ست.
بعد از اين مقدمات افلاطون شروع به ترسيم جامعه آرمانيش مي كند و براي ايجاد آن راهكاري هم ارايه مي دهد. آرمانشهر او جامعه ايست كه درآن هر كس با توجه به ذاتش يعني همان منابع رفتاري كه در فوق ذكر شدند در جاي خودش قرار گرفته باشد مثلا كسي كه ميل در او بالا باشد فقط مشغول كسب و كار خود شود و در كار سياست دخالت نكند يا كسي شجاعت و هيجان او در درجه اي بالا قرار داشته باشد شغلش در جامعه نظامي باشد. در آرمانشهر افلاطون سزاوارترين گروه براي حكومت فلاسفه هستند كه در آنها عنصر عقل در درجه بالايي قرار دارد(نوعي از نخبه گرايي). اينجاست كه افلاطون نيز مانند سقراط تمايلش را به آريستوكراسي (حكومت اشراف)نشان داده و به عناد با دموكراسي بر مي خيزد.البته بايد توجه داشت كه اشراف يا شريفترين مردم براي حكومت الزاما كساني نيستند كه داراي قدرت و ثروت اند. بلكه بايد اين افراد داراي حكمت باشند تا شايستگي لازم را براي حكومت داسته باشند. و اما راهكار افلاطون براي تشكيل آرمانشهرش:
ابتدا بايد كودكان زير 10 سال را جمع كرد و آموزش همگاني آنها را شروع كرد اين آموزشها شامل مواردي مانند موسيقي ورزش و تعاليم مذهبي مي شود.در اين ميان تعاليم مذهبي بر مبناي دين تك خدايي از اهمييت خاصي بر خوردارد است .افلاطون مي خواهد از مذهب به عنوان عاملي براي كنترل توده هاي مردم استفاده كند به عقيده او اعتقاد به يك خداي قادر و مهربان و در عين حال قهار باعث مي شود كه كنترل رفتارهاي مردم راحت تر شود و گرايش آنها به طرف جرم و جنايت خود به خود كم شود. اين آموزشها تا سن 20 سالگي ادامه خواهند يافت. سپس در اين سن از كليه آموزش ديدگان امتحاني گرفته خواهد شد به شكلي كه در اين امتحان اكثريت شركت كنندگان حذف شوند. اين اكثريت به كسب و كار و بازار و كشاورزي و... مشغول خواهند شد. تربيت قبول شدگان اين امتحان تا سن 30 كه زمان بر گزاري امتحاني دوباره است ادامه خواهد داشت .
مردود شدگان اين دوره به مشاغلي نظير سپاهيان و لشگريان را اشغال خواهند نمود . كساني كه اين امتحان را نيز با موفقيت پشت سر بگذرانند آموزش آنها 5 سال ديگر هم طول خواهد كشيد كه در اين 5 سال با مسايلي نظير رياضيات و فلسفه و ايده و مُثل افلاطوني سر خواهند كرد. با ايده و مُثل افلاطوني به زودي آشنا خواهيم شد. بعد از اين 5 سال افراد آموزش ديده بايد 15 سال را بين بقيه مردم بدون هيچ پشتوانه اي و به تنهايي زندگي كنند. كه اين نيز براي آنها نوعي امتحان محسوب مي شود. بعد از از اين 15 سال كساني كه اين امتحان هم را با موفقيت يگذارنند آماده حكومت هستند.براي اينكه اين افراد دچار فساد نشوند بايد زندگي در سطح پايين و مانند سربازان داشته باشند. آنها از داشتن زن و فرزند اختصاصي محروم مي شوند و زن و فرزند آنها اشتراكي خواهد بود تا مبادا به عشق به همسر و فرزند مانع وظيفه خطير آنها گردد.
بدين شكل حكومت تشكيل مي شود كه حاكمان آن بدون هيچ گونه راي گيري به قدرت ميرسند و در عين حال مناسب ترين افراد هم براي حكومت هستند. در اين شيوه هيچ چگونه نزاع و درگيريي هم براي تصاحب حكومت اتفاق نخواهد افتاد.
از نظر افلاطون در چنين سيستمي است كه حق و عدالت تحقق مي يابند. زيرا هر كس بر حسب استعدادها و تواناييهايش در موقعيت مناسب خود قرار گرفته است و فرصت هاي محيطي بر اي افراد از طبقات مختلف يكسان است در حالي كه در ديگر انديشه هاي حتي انديشه هاي پيشرفته امروزي نظير ليبرال دموكراسي نيز چنين امكاني وجود ندارد.
از اين جهت افلاطون به كلي با دموكراسي يونان مخالف است. افلاطون جامعه را به شكل پيكره اي انساني در نظر مي گيرد. كه حكام فيلسوف سر آن هستند . و سينه آن را سربازان و لشگريان تشيكل مي دهد.مردم عادي نظير بازرگانان پيشه وران و كشاورزان هم شكم آن هستند.
به نوعي مي توان گفت كه افلاطون در اواخر عمر متقاعد شده بود كه تشكيل دولت آرمانيش ممكن نيست. از اين رو در كتاب قانون به تشريح دولتهاي ناكامل مي پردازد.معيار او براي طبقه بندي دول ناكامل نزديكي آن دول به حكومت آرماني اوست. او حكومت هاي ناكامل را بر اساس نزديكي به آرمانشهرش به اين دسته ها تقسيم بندي مي كند: 1 تيموكراسي 2 اليگارشي 3 دموكراسي 4 جباري يا مستبد .
حكومت تيومكراسي حكومت متفاخران است حكومتي مانند اسپارت . اين نوع حكومت معمولا در اثر زراندوزي طبقه حاكم تبديل به حكومت اليگارشي مي شود كه حكومت توانگران و ثروتمندان است. در اين حكومت پول معيار همه چيز است. سرانجام اين نوع حكومت هم افزايش زراندوزي در جامعه و به تبع آن ايجاد جامعه اي دو قطبي و ايجاد شكاف هاي عظيم اجتماعي است .كه سر انجام آن انقلابي است كه به دموكراسي مي انجامد. دمكراسي هم حكومتي است كه در آن افراد غير متخصص بسياري به امر حكومت مشغول اند. علاوه بر آن گروههاي مختلف اجتماعي در آن دايما بر سر تصاحب حكومت در رقابت و نزاع به سر مي برند. پس از آنكه يكي از اين گروهها موفق به تصاحب كامل قدرت شد خود به خود حكومت دموكراسي از بين رفته است و حكومتي مستبد و يا به عبارتي ديگر جبارانه جايگزين آن گشته است.
به نظر نگارنده اين مطلب مهم ترين انتقادي كه مي توان به اين جامعه آرماني افلاطون وارد كرد اين است كه او تابلويي بي حركت و منظم وماشين وار از جامعه ترسيم مي نمايد وتوجه كافي را به تغيير و تحول اجتماع و به خصوص افرادش را نمي كند. شايد بتوان گفت كه در آرامان شهر افلاطوني فرديت افراد جامعه فداي تشكيل جامعه اي آرماني مي گردد.
شايد اين ديد افلاطون به جامعه از همان نظريه "مثل" كه پايه اي فلسفي او را تشكيل مي دهد ناشي شده باشد.مي توان نظريه مثل افلاطون را به طور خلاصه بدين شكل شرح داد:
افلاطون نيز همانند هراكليتوس و پارمنيدس همه دنياي اطرافمان را كه به وسيله حواس از آن مطلع مي شويم را دنيايي متحرك تغييرپذير و فناپذير مي داند لذا او معتقد است دنيايي كه ما بوسيله حواسمان درك مي كنيم موضوع علم نيست و اصلا اين دنيا كاملا واقعي نيست.
دنيايي كه ما حس مي كنيم دنيايي است محدود به زمان و مكان و در قيد تحرك و تغيير پذيري پس حقايق واقعي واصيل نمي تواند شامل اين دنياي محسوس ما باشد. ودر سطح بالاتري از آن قرار دارد. محسوساتي كه ما ادراك مي كنيم ظواهر و پرتوهايي از آن حقايق اصيل هستند. افلاطون به هر يك از اين حقايق كه در عالم بالاتري قرار دارند مثال يا ايده مي گويد. مثال براي افلاطون كاملا حقيقي ومطلق ولايتغير است .اين مثالها يا مثل فراتر از ابعاد مكان وزمان هستند لذا تنها راه شناخت وبررسي آنها به كار بردن عقل وخرد است.
افلاطون به اين شكل عالم را به دو قسمت عمده طبقه بندي مي كند : قسمت اول دنياي محسوسات وظواهر كه به وسيله حواس ادراك مي شود و قسمت دوم عالم ايده ها و مثل كه راه يافتن به آن بدون استفاده از عقل ممكن نيست. مثال معروفي كه براي شرح مثل افلاطوني بيان مي شود اسب مثالي است. ما ممكن است در طول زندگي خود اسبهاي زيادي ديده باشيم. اين اسبها از رنگها و نژادهاي مختلفي بوده اند و احتمالا همه آنها با هم فرقهايي هر چند جزيي داشته اند. ولي ما در اينكه اين موجودات اسب هستند و نه حيواني ديگر مانند سگ شكي نداريم.دليل اين امر اين است كه در عالمي بالاتر مثال يا ايده اي حقيقي و كامل از اسب وجود دارد كه اسبهايي كه ما مي بينيم از آن ايده اصيل سرچشمه و نشات گرفته اند. به بيان ديگر مي توان اسب مثالي را به عنوان قالبي براي اين اسبها محسوب كرد.
اين طبقه بندي افلاطون از عالم گاهي ريزتر نيز مي شود مثلا دنيايي كه انعكاسهاو سايه ها يا روياها توهمات مي سازند دنيايي است كه از درجه حقيقي بود پايين تر از دنيا محسوسات قرار دارد و يا بين دنياي محسوسات و دنياي ايده ها كه حقيقي ترين است دنياي علم ودانش و ادراكات رياضي قرار دارد. البته افلاطون در دنياي مثلي هم سلسله مراتب قايل است به اين شكل كه ايده هاي كوچك ايده هاي بزرگتر را مي سازند كه در نهايت منجر به تشكيل حقيقتي واحد يا خدا مي شوند.
افلاطون به اثبات نظريه مثل خود نپرداخت و آن را در حد فرضيه باقي گزارد . به شكل كه او وجود خدايش را هم قابل اثبات نمي داند و معتقد است كه فقط با ديدن آثارش پي به وجود او مي بريم ودر اين زمينه بر اساس نظريه مثلش به همين مطلب اكتفا مي كند كه اگر گرايش به خيري ويا زيبايي وجود دارد پس خير مطلق و زيبايي مطلقي هم بايد وجود داشته باشد.

 
 
پاسخ با نقل قول
 
4 کاربر ذیل به علت این پست مفید از eris تشکر کرده اند:
hardihood (25 April 2008), Kasra (18 April 2008), masis (17 April 2008), Windows XP (4 January 2009)
 
eris eris آنلاین نیست.
امتیاز: 13,092, درجه: 34
امتیاز: 13,092, درجه: 34 امتیاز: 13,092, درجه: 34 امتیاز: 13,092, درجه: 34
درجه بالاتر: 64%, 258 امتیاز مورد نیاز
درجه بالاتر: 64% درجه بالاتر: 64% درجه بالاتر: 64%
فعالیت: 0.0%
فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Feb 2008
محل سکونت: زیر اسمون خدا
پست ها: 973
تاپیک ها: 12

سپاس ها: 1,437
سپاس شده 1,406 بار در 541 پست
eris به Yahoo ارسال پیام
 
17 April 2008
 امتیاز:     
102 (#)  
 
ارسطو (Aristotle)
ارسطو در سال 384 پيش از ميلاد در شهر استاگيرا مقدونيه كه در 300 كيلومتري شمال آتن قرار دارد به دنيا آمد.
پدر او دوست و پزشك پادشاه مقدونيه جد اسكندر مقدوني بود.ارسطو در جواني براي تحصيل در آكادمي افلاطون راهي آتن شد . در آنجا توسط افلاطون عقل مجسم (Nous) آكادمي نام گرفت. وي پس از مرگ افلاطون آكادمي را ترك كرد و به آسياي صغير رفت . در آنجا با دختر يك خانواده ثروتمند و پر نفوذ ازدواج كرد. بعد از مدت نه چندان طولاني فيليپ پادشاه مقدونيه ارسطو را براي آموزش فرزندش اسكندر به دربار خود دعوت نمود. زماني كه ارسطو شروع به تربيت اسكندر كرد اسكندر 13 سال داشت . او حدود 12 سال به اين كار مشغول بود.
پس از آن به آتن رفت و مدرسه خود را به نام لوكيون بنا كردبر خلاف آكادمي افلاطون كه در آن تاكيد بشتر بر رياضيات و سياست و فلسفه نظري بود در لوكيون به پزوهش هايي در مورد زيست شناسي روان شناسي اخلاق هنر و شعر نيز پرداخته مي شد. گفته مي شود در اين زمان وي از حمايتهاي همه جانبه و فراوان اسكندر برخوردار بوده است به طوريكه با كمكهاي او موفق به تاسيس اولين باغ وحش تاريخ مي شود.
پس از مرگ اسكندر در سال 323 پ م آتنيها بر عليه حكومت مقدوني شورش كردند. ارسطو نيز از اثرات اين شورش در امان نماند. در اين زمان يكي روحانيون آتن بر عليه ارسطو شكايت كرد كه او منكر تاثير صدقه و قرباني است . ارسطو بدين ترتيب مجبور به فرار از آتن و مخفي شدن شد تا مانع جنايت دوم آتنيان برضد فلسفه شود. يك سال بعد از اين واقعه او در سن 63 سالگي درگذشت.
اكثر آثار به جا مانده از ارسطو كتب مدوني كه خود او تهيه كرده باشند نيستند. بلكه بيشتر شبيه به جزوات درسي هستند كه شاگردان او تهيه كرده اند . سبك نوشتن او بر خلاف افلاطون فاقد آراستگي هاي ادبي است. آثار ارسطو تمام علوم يونان باستان به غير از رياضيات را شامل مي شود. بعضي از شاخه هاي علوم كه ارسطو به آنها پرداخت تقريبا اولين بار بود كه در تاريخ بشر كسي به شكلي جدي و مدون به آنها مي پرداخت.
با دقت در تمام فعاليتهاي ارسطو اشتياق عجيب ارسطو به مشاهده گري دنيا و تفسير آن مشاهدات آشكار مي گردد. ارسطو بر خلاف استادش تلاشي در به پرواز درآوردن پرنده ذهن نمي كند و ترجيح مي دهد با نوعي واقع گرايي خوب ببيند و سپس مشاهداتش را با وضع قوانين دقيقي مورد بررسي قرار دهد. او با جرات تمام اين گونه مشاهده كردن و تفسير مشاهدات بر اساس قوانين مشخص را به تمام شاخه هاي علم تعميم مي دهد. از اين روست كه هنگام مطالعه ارسطو با نجوم ارسطو- زيست شناسي ارسطو - روانشناسي ارسطو - سياست ارسطو و..... مواجه مي شويم. او همراه با بررسي اين علوم به تقسيم بندي و شاخه بندي علوم نيز مي پردازد.
گرچه تا به امروز اكثر نظريات ارسطو در علوم طبيعي مانند مركزيت كره زمين , تفاوتهاي فيزيولوژيك زن و مرد يا رد نظريه اتمي دموكريتوس و سقوط اجسام به زمين با سرعتهاي متفاوت بر اساس وزن و بسياري ديگر رد شده است. اما تقسيم بندي علوم ارسطو و حتي بعضي از نوشته هاي او در زمينه علوم طبيعي تا هزاران سال در تاريخ بشري تاثير گذاشته است. كه همين موضوع سبب گشته است تا اين ادعا مطرح شود كه نظريات ارسطو پيشرفت علوم را هزار سالي به عقب انداخته است.
اما شايد مهمترين مبحثي كه هنگام مطالعه اين مشاهده گر بزرگ با آن مواجه مي شويم نه مشاهدات او بلكه شيوه تفسير و استنتاجي است كه او براي اين مشاهدات و در كل براي تفكر وضع كرده است. در واقع در ميان مطالب مطروحه توسط ارسطو مطلبي كه كمتر از همه مورد دستبرد زمان واقع شده است منطق ارسطو است , كه همين امر موجب شده است كه ارسطو به عنوان واضع منطق نيز مطرح گردد . مهمترين اثر ارسط در منطق ارغنون (Organon) است كه شامل پنج بخش مقولات (Categories) تعبيرات (On Interpretation) تحليل (Analytics) كه خود شامل و بخش مي باشد.
ارسطو تمام علوم را در دايره فلسفه مي داند.او دانش بشري را به سه بخش عمده فلسفه نظري , فلسفه عملي و فلسفه ادبي تقسيم مي كند. فلسفه ادبي شامل مواردي همچون شعر و ادبيات و سخنراني و چيزهاي نظير اينها مي شود. فلسفه عملي هم در برگيرنده مواردي نظير اخلاق و سياست و اقتصاد است.او فلسفه نظري را نيز به سه بخش عمده تقسيم مي كند : 1 علوم طبيعي نظير فيزيك و زيست شناسي 2 رياضيات 3 فلسفه متافيزيك و خدا شناسي .
اكنون اجمالا به فلسفه نظري ارسطو مي پردازيم. در علوم طبيعي همانطور كه در قبل گفته شد مشهورترين كارهاي ارسطو اشتباهات علمي اوست. قسمت دوم فلسفه نظري او كه رياضيات است وي به علت عدم علاقه چندان وارد موضوع نمي شود. قسمت سوم فلسفه نظري ارسطو كه بيشتر موضوع مورد بحث ماست فلسفه متافيزيك اوست .
ارسطو در اين مبحث معرفت شناسي با استادش افلاطون موافق است كه آگاهي و علم بر كليات تعلق مي گيرد و نه بر عالم محسوسات كه عالم جزييات است. همانطور كه در نوشتار قبلي (افلاطون) ذكر شد افلاطون عقيده داشت اين كليات يا به عبارت ديگر مثالها هستند كه تشكيل عالم واقعي را مي دهند. و محسوسات ما غير واقعي و در واقع پرتوي از عالم مثال هستند. اختلاف ارسطو با افلاطون از همين جا شروع مي شود. ارسطو بر خلاف استاد معتقد است كه اين كليات و مثالها فقط ذهني هستن و وجود خارجي ندارند. به عبارت ديگر بر خلاف افلاطون كه ديدي آبژكتيو نسبت به اين مسئله دارد ارسطو داراي نگرشي سابژكتيو نسبت به اين مسئله است. ارسطو در رد نظريه مثل افلاطوني دلايل زيادي را ذكر مي كند كه در اينجا به آنها نمي پردازيم. شايد بتوان اين اختلاف را به خلق و خوي اين دو نسبت داد. ارسطو فاقد شور و هيجان افلاطون براي خيال پردازي و پرواز ذهن است. اما در عوض مشاهده گري است حرفه اي كه بيشترين بهره را از حواس خود مي برد.
ارسطو با مشاهده يك شي در جهان دو تفسير از آن شي ارايه مي دهد يكي تفسيري كه به حالت بالقوه اش مربوط مي شود و ديگري كه به حالت بالفعل آن مرتبط است. براي مثال در نگاه او يك دانه بالقوه يك گياه كامل است. زماني كه اين قوه به فعليت درآمده بالفعل تبديل به يك گياه مي شود. يا خاك بالقوه مي تواند كوزه باشد و با تبديل شدن به كوزه اين قوه به فعليت در مي آيد.
ارسطو به حالت اوليه و بالقوه اشيا هيولي يا ماده خام مي گويد. حالت بالفعل اين ماده خام را نيز صورت نام مي نهد. اين چنين است كه وجود براي ارسطو مركب است از ماده خام يا هيولي و صورت آن. براي او اين تركيب هم تركيبي است جدايي ناپذير.تنها يك مسئله در اينجا هست و آن اينكه در اين تركيب صورت تغيير پذير است. پس مي توان مرگ و زوال و فساد يا تغييراتي را كه در اين جهان مشاهده مي كنيم نتيجه تغيير صورت ماده دانست. در اينجا بايد به اين نكته توجه داشت كه صورت و ماده خام داراي حالاتي نسبي اند و شكلي سلسله مراتبي دارند . يعني صورت يك جسم مي تواند ماده جسم ديگر باشد , همچنانكه نبات هيولي (ماده خام) حيوان است وجماد نيز هيولي نبات مي باشد.
جدايي ناپذيري ماده و صورت موجب مي شود كه هيچ گاه با ماده اي اوليه روبرو نشويم , بدين ترتيب ماده المواد از نظر ارسطو امري كاملا ذهني است و وجود خارجي ندارد. او اين چنين نظريات فيلسوفان قبل از خود را در مورد ماده المواد مانند هواي طالس آب آناكسيمنس يا جزء لايتجزا يا همان اتم دموكريتوس و بالاخره مثل افلاطون را مردود مي شمرد.
به نظر ارسطو براي دگرگوني هايي كه در اطراف ما رخ مي دهد چهار علت اوليه وجود دارد: يك: علت مادي (Material Cause) دو: علت صوري (Formal Cause) كه پيش از اين در باره آنها صحبت شد. علت سومي كه ذكر مي كند علت فاعلي يا محركه (Efficient Cause) است , كه اين امري است كه اسباب تغيير را فراهم مي آورد, مانند نقش نجار در تبديل چوب به صندلي . آخرين علت بروز تغييرات علت غايي (Final Cause) مي باشد و اين هم امري است كه تغييرات براي تبديل صورت به آن انجام مي شود . هر چند براي صورت گرفتن هر تغيير همه اين عوامل لازم هستند ولي با كمي دقت متوجه نوعي اتحاد در سه علت آخر مي شويم , در حاليكه علت صوري و غايي به ميزان زيادي همخواني دارند علت فاعلي يا محركه هم مانند شوق و ميل و كششي است در راستاي علت صوري و غايي.
ارسطو نيز مانند افلاطون ولي به گونه اي ديگر وجود را داراي سلسه مراتب مي كند و نيز باز مانند او در سلسله مراتبش دچار نوعي كمال گرايي به شيوه اي متفاوت از افلاطون مي شود. براي مثال او به سلسه مراتبي از جماد - نبات - حيوان - انسان معتقد است كه در اين سلسه مراتب در هر مرحله وجود كمالي مي يابد و به درجه بالاتري صعود مي كند.
به عقيده ارسطو وجه تمايز و برتري انسان نسبت به حيوان عقل اوست پس عقلانيت يكي از بالاترين درجات كمال است. در اين رده بندي ارسطو عقل مجرد و صرف كه كاملا در حالت صورت و فعل است نه به شكل ماده و هيولي در قله قرار دارد..
خداي ارسطو هم خالق جهان نيست بلكه محرك اوليه جهان است. زيرا ارسطو چون بسيار ديگري از يونانيان باستان به جهاني ازلي و ابدي معتقد بود. اين خدا خدايي نيست كه جهان را مستقيما به وسيله نيروهاي خاصي بچرخاند. او در اين باره مي گويد خدا جهان را به شيوه اي مي گرداند كه معشوقي عاشقش را. پس خداي ارسطو شخصا هيچ دخالتي در امور دنياي ما نمي كند و نظاره گريست صرف(مانند خود ارسطو!!!) تنها منظره اي كه مي بيند فقط خود اوست , زيرا نظاره بر اين جهان ناقص موجب نقص او هم مي شود , در حاليكه كه او كمال مطلق است.
در پايان اين نوشتار به شكلي كاملا مختصربه دو بخش از فلسفه عملي ارسطو يعني اخلاق و سياست مي پردازم. بيشتر نظريات ارسطودر باب اخلاق را مي توان از كتاب اخلاق نيكوماخوسي او مطاله كرد.
در فلسفه اخلاق ارسطو كه متاثر از فلسفه نظري اوست خير و سعادت هر موجودي در غايتي است كه براي او معين شده است . و چون كمال انسان در عقلانيت مشخص شده است . پس خوشبختي و سعادت انسان در زندگيي مبتني بر عقلانيت است. به عقيده ارسطو عقلانيت هم چنين حكم مي كند كه فضيلت اخلاقي در امري باشد كه حد وسط و تعادل در آن رعايت شده باشد. بدين گونه است كه ارسطو توصيه به انتخاب شجاعت ميان تهور و ترس و اقتصاد ميان بخل و اسراف و...... مي كند.
در سياست هم ارسطو پي گرفتن راه وسط را دنبال مي كند. از سويي به مخالفت با دموكراسي بر مي خيزد , چون معتقد است كه دموكراسي بر اين اصل استوار است كه همه مردم با هم برابرند , در حاليكه به اعتقاد او اصلا اينطور نيست. ارباب بر برده برتري دارد , مرد بر زن , اشراف بر عامه مردم , ... . در ضمن چون در دموكراسي كه حكومت به دست عامه مي افتد عامه مردم را به راحتي مي توان فريفت , پس امكان سقوط و اضمحلال اين نوع حكومت زياد است. اما در نظر ارسطو حكومت آريستوكراسي (اشرافي) هم با اينكه در كل نسبت به دموكراسي ارجحيت دارد اما اين هم داراي معايب خاص خود است , نظير اينكه معمولا منجر به استبداد يا حكومت پول و ثروت بر مردم مي شود. پيشنهاد ارسطو تركيبي از اين دو نوع حكومت يا در واقع حد وسطي بين آنهاست. بدين شكل كه مثلا گروهي از مردمان برتر براي حكومت(احتمالا گروهي از اشراف) با هم به اداره كشور بپردازند.
__________________

 
 
پاسخ با نقل قول
 
4 کاربر ذیل به علت این پست مفید از eris تشکر کرده اند:
hardihood (25 April 2008), Kasra (18 April 2008), masis (17 April 2008), Windows XP (4 January 2009)
 
eris eris آنلاین نیست.
امتیاز: 13,092, درجه: 34
امتیاز: 13,092, درجه: 34 امتیاز: 13,092, درجه: 34 امتیاز: 13,092, درجه: 34
درجه بالاتر: 64%, 258 امتیاز مورد نیاز
درجه بالاتر: 64% درجه بالاتر: 64% درجه بالاتر: 64%
فعالیت: 0.0%
فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Feb 2008
محل سکونت: زیر اسمون خدا
پست ها: 973
تاپیک ها: 12

سپاس ها: 1,437
سپاس شده 1,406 بار در 541 پست
eris به Yahoo ارسال پیام
 
17 April 2008
 امتیاز:     
103 (#)  
 
پائولو كوئليو

پائولو كوئليو، يكي ‌از پرخواننده ‌ترين ‌، و تاثيرگذارترين نويسندگان ‌امروز است‌.

هيات‌ داوران‌ جايزه‌ي‌ بامبي‌ آلمان‌، سال‌ 2001

برخي‌ او را كيمياگر واژه‌هامي‌دانند و برخي‌ ديگر، پديده‌اي‌ عامه‌پسند. اما در هر حال‌، كوئليو يكي‌ از تاثيرگذارترين‌ نويسندگان‌ قرن‌ حاضر است. خوانندگان‌ بي‌شمار او از 150 كشور، فارغ‌ ازفرهنگ‌ و اعتقادات‌ خود، اورا نويسنده‌ي‌ مرجع‌ دوران‌ ما كرده‌اند. كتاب‌هاي‌ اوبه‌ 56 زبان‌ ترجمه‌ شده‌اند و جداي‌ ازآن‌ كه‌ همواره‌ در فهرست‌ كتاب‌هاي‌ پرفروش‌ بوده‌اند، درتمام‌ ط‌ول‌ دوران ظهور او، مورد بحث‌ و جدل‌ اجتماعي‌ و فرهنگي‌ قرار داشته‌اند. افكار، فلسفه‌ و موضوعات‌ مط‌رح‌ شده‌ درآثار او، بر ذهن‌ ميليون‌ها خواننده‌اي‌ تاثير گذاشته‌ است‌ كه‌ به‌ دنبال‌ يافتن‌ راه‌ خويش‌، و روش‌هاي‌ تازه‌ براي‌ درك‌ جهان‌ هستند

.

زندگي‌نامه‌

پائولو كوئليو در سال‌ 1947، درخانواده‌اي‌ متوسط‌ به‌ دنيا آمد. پدرش‌ پدرو، مهندس‌ بود و مادرش‌، ليژيا، خانه‌دار. درهفت‌ سالگي‌، به‌ مدرسه‌ي عيسوي‌هاي‌ سن‌ ايگناسيو درريودوژانيرو رفت‌ و تعليمات‌ سخت‌ و خشك مذهبي‌، تاثير بدي‌ بر او گذاشت‌. اما اين‌ دوران‌ تاثير مثبتي‌ هم‌ براو داشت. او در راهروهاي‌ خشك‌ مدرسه‌ي‌ مذهبي‌، آرزوي‌ زندگي‌اش‌ رايافت. مي‌خواست‌ نويسنده‌ شود.

درمسابقه‌ي‌ شعر مدرسه‌، اولين‌ جايزه‌ي‌ ادبي‌ خود را گرفت. مدتي‌ بعد، براي‌ روزنامه‌ي‌ ديواري‌ مدرسه‌ي‌ خواهرش سونيا، مقاله‌اي‌ نوشت‌ كه‌ آن‌ مقاله‌ هم‌ جايزه‌ گرفت‌.

اما والدين‌ پائولو براي‌ آينده‌ي‌ پسرشان‌ نقشه‌هاي‌ ديگري‌ داشتند. مي‌خواستند مهندس‌ شود. پس‌، سعي‌ كردند شوق‌ نويسندگي‌ را در اواز بين ببرند. اما فشار آن‌ها، و بعد آشنايي‌ پائولو باكتاب‌ مدار راس‌السرط‌ان‌ اثر هنري ميلر، روح‌ طغيان‌ را در اوبرانگيخت‌ و باعث‌ روي‌ آوردن‌ او به‌ شكستن‌ قواعد خانوادگي‌ شد. پدرش‌ رفتار اورا ناشي‌ ازبحران‌ رواني‌ دانست‌. همين‌ شد كه‌ پائولو تا هفده‌ سالگي‌، دوبار دربيمارستان‌ رواني‌ بستري‌ شد و بارها تحت‌ درمان‌ الكتروشوك‌ قرار گرفت‌.

كمي‌ بعد، پائولو با گروه‌ تاتري‌ آشنا شد و همزمان‌، به‌ روزنامه‌نگاري‌ روي‌ آورد. ازنظ‌ر ط‌بقه‌ي‌ متوسط‌ راحت‌ط‌لب‌ آن‌ دوران‌، تاتر سرچشمه‌ي‌ فساد اخلاقي‌ بود. پدر و مادرش‌ كه‌ ترسيده‌ بودند، قول‌ خود را شكستند. گفته‌ بودند كه‌ ديگر پائولو رابه‌ بيمارستان‌ رواني‌ نمي‌فرستند، اما براي‌ بار سوم‌ هم‌ او رادر بيمارستان‌ بستري‌ كردند. پائولو، سرگشته‌ترو آشفته‌تراز قبل‌، از بيمارستان‌ مرخص‌ شد و عميقا در دنياي‌ دروني‌ خود فرو رفت‌. خانواده‌ي‌ نوميدش‌، نظ‌ر روان‌پزشك‌ ديگري‌ را خواستند. روان‌پزشك‌ به‌ آن‌هاگفت‌ كه‌ پائولو ديوانه‌ نيست‌ و نبايد دربيمارستان‌ رواني‌ بماند. فقط‌ بايد ياد بگيرد كه‌ چه‌گونه‌ با زندگي‌ روبه‌رو شود. پائولو كوئليو، سي‌ سال‌ پس‌ ازاين‌ تجربه‌، كتاب‌ ورونيكا تصميم‌ مي‌گيرد بميرد رانوشت‌.

پائولو خود مي‌گويد : ورونيكا تصميم‌ مي‌گيرد بميرد، درسال‌ 1998 در برزيل‌ منتشر شد. تا ماه‌ سپتامبر، بيش‌تر 1200 نامه‌ي‌ الكترونيكي‌ و پستي‌ دريافت‌ كردم‌ كه‌ تجربه‌هاي‌ مشابهي‌ را بيان‌ مي‌كردند. در اكتبر، بعضي‌ از مسايل‌ مورد بحث‌ دراين‌ كتاب‌ ــ افسردگي‌، حملات‌ هراس‌، خودكشي‌ ــ در كنفرانسي‌ ملي‌ مورد بحث‌ قرار گرفت‌. در 22 ژانويه‌ي‌ سال‌ بعد، سناتور ادواردو سوپليسي‌، قطعاتي‌ ازكتاب‌ مرا دركنگره‌ خواند و توانست‌ قانوني‌ را به‌ تصويب‌ برساند كه‌ ده‌ سال‌ تمام‌، دركنگره‌ مانده‌ بود: ممنوعيت‌ پذيرش‌ بي‌رويه‌ي‌ بيماران‌ رواني‌ در بيمارستان‌ها.

پائولو پس‌ ازاين‌ دوران‌، دوباره‌ به‌ تحصيل‌ روي‌ آورد و به‌ نظ‌ر مي‌رسيد مي‌خواهد راهي‌ راادامه‌ دهد كه‌ پدر و مادرش‌ برايش‌ درنظ‌ر گرفته‌اند. اما خيلي‌ زود، دانشگاه‌ را رها كرد و دوباره‌ به‌ تاتر روي‌ آورد. اين‌ اتفاق‌ در دهه‌ي‌ 1960 روي‌ داد، درست‌ زماني‌ كه‌ جنبش‌ هيپي‌، درسراسر جهان‌ گسترده‌ بود. اين‌ موج‌ جديد، در برزيل‌ نيز ريشه‌ دواند و رژيم‌ نظ‌امي‌ برزيل‌، آن‌ را به‌ شدت‌ سركوب‌ كرد. پائولو موهايش‌ را بلند مي‌كرد و براي‌ اعلام‌ اعتراض‌، هرگز كارت‌ شناسايي‌ به‌ همراه‌ خود حمل‌ نمي‌كرد. شوق‌ نوشتن‌، اورا به‌ انتشار نشريه‌اي‌ واداشت‌ كه‌ تنها دو شماره‌ منتشر شد.

در همين‌ هنگام‌، رائول‌ سي‌شاس‌ آهنگساز، ازپائولو دعوت‌ كرد تا شعر ترانه‌هاي‌ او را بنويسد. اولين‌ صفحه‌ي‌ موسيقي‌ آن‌هابا موفقيت‌ چشمگيري‌ روبه‌رو شد و 500000 نسخه‌ از آن‌ به‌ فروش‌ رفت‌. اولين‌ بار بود كه‌ پائولو پول‌ زيادي‌ به‌ دست‌ مي‌آورد. اين‌ همكاري‌ تا سال‌ 1976، تا مرگ‌ رائول‌ ادامه‌ يافت‌. پائولو بيش‌ ازشصت‌ ترانه‌ نوشت‌ و با هم‌ توانستند صحنه‌ي‌ موسيقي‌ راك‌ برزيل‌ را تكان‌ بدهند.

در سال‌ 1973، پائولو و رائول‌، عضو انجمن‌ دگرانديشي‌ شدند كه‌ بر عليه‌ ايدئولوژي‌ سرمايه‌داري‌ تاسيس‌ شده‌ بود. به‌ دفاع‌ ازحقوق‌ فردي‌ هر شخص‌ پرداختند و حتا براي‌ مدتي‌، به‌ جادوي‌ سياه‌ روي‌ آوردند. پائولو تجربه‌ي‌ اين‌ دوران‌ رادر كتاب‌ والكيري‌ها به‌ روي‌ كاغذ آورده‌ است‌. در اين‌ دوران‌، انتشار "كرينگ‌ ـ ها" راشروع‌ كردند. "كرينگ‌ ـ ها"، مجموعه‌اي‌ از داستان‌هاي‌ مصور آزادي‌خواهانه‌ بود. ديكتاتوري‌ برزيل‌، اين‌ مجموعه‌ را خرابكارانه‌ دانست‌ و پائولو و رائول‌ را به‌ زندان‌ انداخت‌. رائول‌ خيلي‌ زود آزاد شد، اما پائولو مدت‌ بيش‌تري‌ درزندان‌ ماند، زيرا او رامغز متفكر اين‌ اعمال‌ آزادي‌خواهانه‌ مي‌دانستند. مشكلات‌ او به‌ همان‌ جا ختم‌ نشد; دوروز پس‌ ازآزادي‌اش‌، دوباره‌ در خيابان‌ بازداشت‌ شد و اورا به‌ شكنجه‌گاه‌ نظ‌امي‌ بردند. خود پائولو معتقد است‌ كه‌ باتظ‌اهر به‌ جنون‌ و اشاره‌ به‌ سابقه‌ي‌ سه‌ بار بستري‌اش‌ در بيمارستان‌ رواني‌، ازمرگ‌ نجات‌ يافته‌ است‌. وقتي‌ شكنجه‌گران‌ در اتاقش‌ بودند، شروع‌ كرد به‌ خودش‌ را زدن‌، و سرانجام‌ از شكنجه‌ي‌ اودست‌ كشيدند و آزادش‌ كردند.

اين‌ تجربه‌، اثر عميقي‌ بر او گذاشت‌. پائولو دربيست‌ و شش‌ سالگي‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيد كه‌ به‌ اندازه‌ي‌ كافي‌ "زندگي‌" كرده‌ و ديگر مي‌خواهد "ط‌بيعي‌" باشد. شغلي‌ دريك‌ شركت‌ توليد موسيقي‌ به‌ نام‌ پلي‌گرام‌ يافت‌ و همان‌ جا با زني‌ آشنا شدكه‌ بعد بااو ازدواج‌ كرد. در سال‌ 1977 به‌ لندن‌ رفتند. پائولو ماشين‌ تايپي‌ خريد و شروع‌ به‌ نوشتن‌ كرد. اما موفقيت‌ چنداني‌ به‌ دست‌ نياورد. سال‌ بعد به‌ برزيل‌ برگشت‌ و مديراجرايي‌ شركت‌ توليد موسيقي‌ ديگري‌ به‌ نام‌ سي‌بي‌سي‌ شد. اما اين‌ شغل‌ فقط‌ سه‌ ماه‌ ط‌ول‌ كشيد. سه‌ ماه‌ بعد، همسرش‌ ازاو جدا شد و از كارش‌ هم‌ اخراجش‌ كردند. بعد بادوستي‌ قديمي‌ به‌ نام‌ كريستينا اويتيسيكا آشنا شد. اين‌ آشنايي‌ منجر به‌ ازدواج‌ آن‌هاشد و هنوز باهم‌ زندگي‌ مي‌كنند. اين‌ زوج‌ براي‌ ماه‌ عسل‌ به‌ اروپا رفتند و درهمين‌ سفر، ازاردوگاه‌ مرگ‌ داخائو هم‌ بازديد كردند.

در داخائو، اشراقي‌ به‌ پائولو دست‌ داد و در حالت‌ اشراق‌، مردي‌ راديد. دوماه‌ بعد، دركافه‌اي‌ در آمستردام‌، باهمان‌ مرد ملاقات‌ كرد و زمان‌ درازي‌ بااو صحبت‌ كرد. اين‌ مرد كه‌ پائولو هرگز نامش‌ را نفهميد، به‌ اوگفت‌ دوباره‌ به‌ مذهب‌ خويش‌ برگردد و اگر هم‌ به‌ جادو علاقه‌مند است‌، به‌ جادوي‌ سفيد روي‌ بياورد. همچنين‌ به‌ پائولو توصيه‌ كرد جاده‌ي‌ سانتياگو (يك‌ جاده‌ي‌ زيارتي‌ دوران‌ قرون‌ وسطي‌) را طي كند. پائولو، يك‌ سال‌ بعد از اين‌ سفر زيارتي‌، درسال‌ 1987، اولين‌ كتابش‌ خاط‌رات‌ يك‌ مغ‌ رانوشت‌. اين‌ كتاب‌ به‌ تجربيات‌ پائولو درط‌ول‌ اين‌ سفر مي‌پردازد و به‌ اتفاقات‌ خارق‌العاده‌ي‌ زيادي‌ اشاره‌ مي‌كند كه‌ در زندگي‌ انسان‌هاي‌ عادي‌ رخ‌ مي‌دهد. يك‌ ناشر كوچك‌ برزيلي‌ اين‌ كتاب‌ راچاپ‌ كرد و فروش‌ نسبتا خوبي‌ داشت‌، اما با اقبال‌ كمي‌ ازسوي‌ منتقدان‌ روبه‌رو شد.

پائولو درسال‌ 1988، كتاب‌ كاملا متفاوتي‌ نوشت‌: كيمياگر.

اين‌ كتاب‌ كاملا نمادين‌ بود و كليه‌ي‌ مط‌العات‌ يازده‌ ساله‌ي‌ پائولو را درباره‌ي‌ كيمياگري‌، در قالب‌ داستاني‌ استعاري‌ خلاصه‌ مي‌كرد. اول‌ فقط‌ 900 نسخه‌ از اين‌ كتاب‌ فروش‌ رفت‌ و ناشر، امتياز كتاب‌ را به‌ پائولو برگرداند. پائولو دست‌ ازتعقيب‌ رويايش‌ نكشيد. فرصت‌ دوباره‌اي‌ دست‌ داد: با ناشر بزرگ‌تري‌ به‌ نام‌ روكو آشنا شدكه‌ از كار اوخوشش‌ آمده‌ بود.

درسال‌ 1990، كتاب‌ بريدا رامنتشر كرد كه‌ در آن‌، درباره‌ي‌ عط‌اياي‌ هر انسان‌ صحبت‌ مي‌كرد. اين‌ كتاب‌ با استقبال‌ زيادي‌ مواجه‌ شد و باعث‌ شد كيمياگر وخاط‌رات‌ يك‌ مغ‌ نيز دوباره‌ مورد توجه‌ قرار بگيرند. درمدت‌ كوتاهي‌، هرسه‌ كتاب‌ در صدر فهرست‌ كتاب‌هاي‌ پرفروش‌ برزيل‌ قرار گرفت‌. كيمياگر، ركورد فروش‌ تمام‌ كتاب‌هاي‌ تاريخ‌ نشر برزيل‌ راشكست‌ و حتا نامش‌ دركتاب‌ ركوردهاي‌ گينس‌ نيز ثبت‌ شد. در سال‌ 2002، معتبرترين‌ نشريه‌ي‌ ادبي‌ پرتغالي‌ به‌ نام‌ ژورنال‌ د لتراس‌، اعلام‌ كرد كه‌ فروش‌ كيمياگر، ازهر كتاب‌ ديگري‌ در تاريخ‌ زبان‌ پرتغالي‌ بيش‌تر بوده‌ است‌.

در ماه‌ مه‌ 1993، انتشارات‌ هارپر كالينز، كيمياگر رابا تيراژ اوليه‌ي‌ 50000 نسخه‌ منتشر كرد. در روز افتتاح‌ اين‌ كتاب‌، مدير اجرايي‌ انتشارات‌ هارپر كالينز گفت‌: "پيدا كردن‌ اين‌ كتاب‌، مثل‌ آن‌ بود كه‌ آدم‌ صبح‌ زود، وقتي‌ همه‌ خوابند، برخيزد و ط‌لوع‌ خورشيد رانگاه‌ كند. كمي‌ ديگر، ديگران‌ هم‌ خورشيد راخواهند ديد." ده‌ سال‌ بعد، درسال‌ 2002، مدير اجرايي‌ هارپركالينز به‌ پائولو نوشت‌: " كيمياگر به‌ يكي‌ ازمهم‌ترين‌ كتاب‌هاي‌ تاريخ‌ نشر ماتبديل‌ شده‌ است‌."

موفقيت‌ كيمياگر درايالات‌ متحده‌، آغاز فعاليت‌ بين‌المللي‌ پائولو بود. تهيه‌كنندگان‌ متعددي‌ از هاليوود، علاقه‌ي‌ زيادي‌ به‌ خريد امتياز ساخت‌ فيلم‌ از روي‌ اين‌ كتاب‌ نشان‌ دادند و سرانجام‌، شركت‌ برادران‌ وارنر درسال‌ 1993، اين‌ امتياز راخريد .

پيش‌ از انتشار كيمياگر درامريكا، چند ناشر كوچك‌ دراسپانيا و پرتغال‌، آن‌ را منتشر كرده‌ بودند. اما اين‌ كتاب‌ تاسال‌ 1995، در فهرست‌ كتاب‌هاي‌ پرفروش‌ اسپانيا قرار نگرفت‌. هفت‌ سال‌ بعد، درسال‌ 2001، اتحاديه‌ي‌ ناشران‌ اسپانيا اعلام‌ كرد كه‌ كيمياگر ازپرفروش‌ترين‌ كتاب‌هاي‌ اسپانياست‌. ناشر اسپانيايي‌ پائولو (پلنتا)، در سال‌ 2002 مجموعه‌ي‌ آثار كوئليو رامنتشر كرد. فروش‌ آثار كوئليو درپرتغال‌، بيش‌ ازيك‌ ميليون‌ نسخه‌ بوده‌ است‌. در سال‌ 1993، مونيكا آنتونس‌ كه‌ از سال‌ 1989، بعد ازخواندن‌ اولين‌ كتاب‌ كوئليو بااو همكاري‌ مي‌كرد، بنگاه‌ ادبي‌ سنت‌ جوردي‌ را در بارسلون‌ تاسيس‌ كرد تابه‌ نشر كتاب‌هاي‌ پائولو نظ‌م‌ ببخشد. در ماه‌ مه‌ همان‌ سال‌، مونيكا كيمياگر رابه‌ چندين‌ ناشر بين‌المللي‌ معرفي‌ كرد. اولين‌ كسي‌ كه‌ اين‌ كتاب‌ را پذيرفت‌، ايويند‌ هاگن‌، مدير انتشارات‌ اكس‌ ليبرس‌ از نروژ بود. كمي‌ بعد، آن‌ كارير، ناشر فرانسوي‌ براي‌ مونيكا نوشت‌: "اين‌ كتاب‌ فوق‌العاده‌ است‌ و تمام‌ تلاشم‌ را مي‌كنم‌ تا در فرانسه‌ موفق‌ شود."

در سپتامبر سال‌ 1993، كيمياگر درصدر كتاب‌هاي‌ پرفروش‌ استراليا قرار گرفت‌. در آوريل‌ سال‌ 1994، كيمياگر درفرانسه‌ منتشر شد و بااستقبال‌ عالي‌ منتقدان‌ و خوانندگان‌ مواجه‌ شد و درفهرست‌ پرفروش‌ها قرار گرفت‌. كمي‌ بعد، كيمياگر پرفروش‌ترين‌ كتاب‌ فرانسه‌ شد و تاپنج‌ سال‌ بعد، جاي‌ خود را به‌ كتاب‌ ديگري‌ نداد. بعد از موفقيت‌ خارق‌العاده‌ در فرانسه‌، كوئليو راه‌ موفقيت‌ را درسراسر اروپا پيمود و پديده‌ي‌ ادبي‌ پايان‌ قرن‌ بيستم‌ دانسته‌ شد. از آن‌ هنگام‌، هريك‌ ازكتاب‌هاي‌ پائولو كوئليو كه‌ در فرانسه‌ منتشر شده‌، بي‌درنگ‌ پرفروش‌ شده‌ است‌. حتا دريك‌ دوره‌، سه‌ كتاب‌ كوئليو هم‌زمان‌ در فهرست‌ ده‌ كتاب‌ پرفروش‌ فرانسه‌ قرار داشت‌.

انتشار كنار رود پيدرا نشستم‌ و گريستم‌ در سال‌ 1994، موفقيت‌ بين‌المللي‌ پائولو راتثبيت‌ كرد. دراين‌ كتاب‌، پائولو درباره‌ي‌ بخش‌ مادينه‌ي‌ وجودش‌ صحبت‌ كرده‌ است‌. در سال‌ 1995، كيمياگر درايتاليا منتشر شد و فروش‌ بي‌نظ‌يري‌ داشت‌. سال‌ بعد، پائولو دوجايزه‌ي‌ مهم‌ ادبي‌ ايتاليا، جايزه‌ي‌ بهترين‌ كتاب‌ سوپر گرينزا كاور، و جايزه‌ي‌ بين‌المللي‌ فلايانو رادريافت‌ كرد. در سال‌ 1996، انتشارات‌ ابژتيواي‌ برزيل‌، حق‌ امتياز كتاب‌ كوه‌ پنجم‌ را خريد و يك‌ ميليون‌ دلار پيش‌پرداخت‌ داد. اين‌ رقم‌، بالاترين‌ مبلغ‌ پيش‌پرداختي‌ است‌ كه‌ تا كنون‌ به‌ يك‌ نويسنده‌ي‌ برزيلي‌ پرداخت‌ شده‌ است‌. همان‌ سال‌، پائولو نشان‌ شواليه‌ي‌ هنر و ادب‌ رااز دست‌ فيليپ‌ دوس‌ بلازي‌، وزير فرهنگ‌ فرانسه‌ دريافت‌ كرد. ".دوس‌ بلازي‌ دراين‌ مراسم‌ گفت‌: "تو كيمياگر هزاران‌ خواننده‌اي‌. كتاب‌هاي‌ تومفيدند، زيرا توانايي‌ ما را براي‌ رويا ديدن‌، و شوق‌ ما را براي‌ جست‌ و جو تحريك‌ مي‌كنند

پائولو درسال‌ 1996، به‌ عنوان‌ مشاور ويژه‌ي‌ برنامه‌ي‌ "همگرايي‌ روحاني‌ و گفت‌ و گوي‌ بين‌ فرهنگ‌ها" برگزيده‌ شد. همان‌ سال‌، انتشارات‌ ديوگنس‌ آلمان‌، كيمياگر رامنتشر كرد. نسخه‌ي‌ نفيس‌ آن‌ شش‌ سال‌ تمام‌ در فهرست‌ كتاب‌هاي‌ پرفروش‌ نشريه‌ي‌ اشپيگل‌ قرار داشت‌ و در سال‌ 2002، تمام‌ ركوردهاي‌ فروش‌ آلمان‌ را شكست‌.

در نمايشگاه‌ بين‌ المللي‌ فرانكفورت‌ سال‌ 1997، ناشران‌ پائولو با همكاري‌ انتشارات‌ ديوگنس‌ و موسسه‌ي‌ سنت‌ جوردي‌، يك‌ ميهماني‌ به‌ افتخار پائولو كوئليو برگزار كردند و در آن‌، انتشار سراسري‌ و بين‌المللي‌ كتاب‌ كوه‌ پنجم‌ را اعلام‌ كردند. درماه‌ مارس‌ 1998، نمايشگاه‌ بزرگي‌ در پاريس‌ برگزار شد و كوه‌ پنجم‌، به‌ زبان‌هاي‌ مختلف‌، و توسط‌ ناشران‌ كشورهاي‌ مختلف‌، منتشر شد. پائولو هفت‌ ساعت‌ تمام‌ مشغول‌ امضا كردن‌ كتاب‌هايش‌ بود. همان‌ شب‌، ميهماني‌ بزرگي‌ به‌ افتخار اودر موزه‌ي‌ لوور برگزار شد كه‌ مشاهير سراسر جهان‌، درآن‌ ميهماني‌ شركت‌ داشتند. پائولو در سال‌ 1997، كتاب‌ مهمش‌ كتاب‌ راهنماي‌ رزم‌آور نور را منتشر كرد. اين‌ كتاب‌، مجموعه‌اي‌ ازافكار فلسفي‌ اوست‌ كه‌ به‌ كشف‌ رزم‌آور نور درون‌ هر انسان‌ كمك‌ مي‌كند. اين‌ كتاب‌، تاكنون‌ كتاب‌ مرجع‌ ميليون‌ها خواننده‌ شده‌ است‌. اول‌، بومپياني‌، ناشر ايتاليايي‌ آن‌ را منتشر كرد كه‌ با استقبال‌ زيادي‌ مواجه‌ شد.

در سال‌ 1998، باكتاب‌ ورونيكا تصميم‌ مي‌گيرد بميرد، به‌ سبك‌ روايي‌ داستان‌سرايي‌ بازگشت‌ و مورد استقبال‌ منتقدان‌ ادبي‌ قرار گرفت‌. درژانويه‌ي‌ سال‌ 2000، اومبرتو اكو، فيلسوف‌، نويسنده‌ و منتقد ايتاليايي‌، درمصاحبه‌اي‌ با نشريه‌ي‌ فوكوس‌ گفت‌: "من‌ از آخرين‌ رمان‌ كوئليو خوشم‌ آمد. تاثير عميقي‌ بر من‌ گذاشت‌." و سينئاد اوكانر، درهفته‌نامه‌ي‌ ساندي‌ اينديپندنت‌، گفت‌: "ورونيكا تصميم‌ مي‌گيرد بميرد ، شگفت‌انگيزترين‌ كتابي‌ است‌ كه‌ خوانده‌ام‌." پائولو درسال‌ 1998، تور مسافرتي‌ موفقي‌ را پشت‌ سر گذاشت‌. در بهار به‌ ديدار كشورهاي‌ آسيايي‌ رفت‌ و در پائيز، از كشورهاي‌ اروپاي‌ شرقي‌ ديدن‌ كرد. اين‌ سفر از استانبول‌ آغاز و به‌ لاتويا ختم‌ شد. در ماه‌ مارس‌ سال‌ 1999، نشريه‌ي‌ ادبي‌ لير، پائولو كوئليو رادومين‌ نويسنده‌ي‌ پرفروش‌ جهان‌، درسال‌ 1998 اعلام‌ كرد.

در سال‌ 1999، جايزه‌ي‌ معتبر كريستال‌ را از انجمن‌ جهاني‌ اقتصاد دريافت‌ كرد و داوران‌ اعلام‌ كردند: " پائولو كوئليو، بااستفاده‌ از كلام‌، پيوندي‌ ميان‌ فرهنگ‌هاي‌ متفاوت‌ برقرار كرده‌، كه‌ اورا سزاوار اين‌ جايزه‌ مي‌سازد." در سال‌ 1999، دولت‌ فرانسه‌، نشان‌ لژيون‌ دونور را به‌ اواهدا كرد. همان‌ سال‌، پائولو كوئليو باكتاب‌ ورونيكا تصميم‌ مي‌گيرد بميرد درنمايشگاه‌ كتاب‌ بوئنوس‌ آيرس‌ شركت‌ كرد. رسانه‌هاشگفت‌زده‌ شدند، درميان‌ آن‌ همه‌ نويسندگان‌ برجسته‌ي‌ امريكاي‌ لاتين‌، استقبالي‌ كه‌ از پائولو كوئليو بود، بي‌نظ‌يربود. مط‌بوعات‌ نوشتند: "مسئولاني‌ كه‌ از 25 سال‌ پيش‌ در اين‌ نمايشگاه‌ كتاب‌ كار مي‌كرده‌اند، ادعا مي‌كنند كه‌ هرگز چنين‌ استقبالي‌ نديده‌اند، حتا درزمان‌ حيات‌ بورخس‌. خارق‌ العاده‌ بود." مردم‌ ازچهار ساعت‌ پيش‌ از شروع‌ مراسم‌، پشت‌ درهاي‌ نمايشگاه‌ تجمع‌ كردند و مسوولان‌ نمايشگاه‌ اجازه‌ دادند كه‌ آن‌ روز، نمايشگاه‌ به‌ ط‌وراستثنا چهار ساعت‌ ديرتر تعط‌يل‌ شود.

در ماه‌ مه‌ 2000، پائولو به‌ ايران‌ سفر كرد. او اولين‌ نويسنده‌ي‌ غيرمسلماني‌ بود كه‌ بعد از انقلاب‌ سال‌ 1357، به‌ ايران‌ سفر مي‌كرد. اواز سوي‌ مركز بين‌المللي‌ گفت‌ و گوي‌ تمدن‌ها، وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامي‌، و ناشر ايراني‌اش‌ (انتشارات كاروان‌) دعوت‌ شده‌ بود. پائولو با انتشارات‌ كاروان‌ قرارداد همكاري‌ بست‌ و با توجه‌ به‌ اين‌ كه‌ ايران‌ معاهده‌ي‌ بين‌المللي‌ كپي‌رايت‌ را امضا نكرده‌ است‌، اواولين‌ نويسنده‌اي‌ بود كه‌ رسما ازايران‌ حق‌ التاليف‌ دريافت‌ مي‌كرد. پائولو هرگز تصورش‌ را نمي‌كرد كه‌ درايران‌، باچنين‌ استقبال‌ گرمي‌ روبه‌رو شود. فرهنگ‌ ايران‌ كاملا با فرهنگ‌ غرب‌ متفاوت‌ بود. هزاران‌ خواننده‌ي‌ ايراني‌ در كنفرانس‌ها و مراسم‌ امضاي‌ كتاب‌ اوشركت‌ كردند.

در ماه‌ سپتامبر همان‌ سال‌، رمان‌ شيط‌ان‌ و دوشيزه‌ پريم‌، همزمان‌ در ايتاليا، پرتغال‌، برزيل‌ و ايران‌ منتشر شد. در همان‌ زمان‌، پائولو اعلام‌ كرد كه‌ ازسال‌ 1996، به‌ همراه‌ همسرش‌، كريستينا اويتيسيكا، موسسه‌ي‌ پائولو كوئليو را به‌ منظ‌ور حمايت‌ از كودكان‌ بي‌سرپرست‌ و سالمندان‌ بي‌خانمان‌ برزيلي‌، تاسيس‌ كرده‌ است‌.

كتاب‌ شيط‌ان‌ و دوشيزه‌ پريم‌ در سال‌ 2001 در بسياري‌ از كشورهاي‌ جهان‌ منتشر شد و در سي‌ كشور درصدر كتاب‌هاي‌ پرفروش‌ قرار گرفت‌. در سال‌ 2001، پائولو، جايزه‌ي‌ بامبي‌، يكي‌ ازمعتبرترين‌ و قديمي‌ترين‌ جوايز ادبي‌ آلمان‌ رادريافت‌ كرد. ازنظ‌ر هيات‌ داوران‌، ايمان‌ پائولو به‌ اين‌ كه‌ سرنوشت‌ و سرانجام‌ هر انسان‌، اين‌ است‌ كه‌ سرانجام‌ در اين‌ دنياي‌ تاريك‌، به‌ يك‌ رزم‌آور نور تبديل‌ شود، پيامي‌ بسيار عميق‌ و انساني‌ است‌.

در اوايل‌ سال‌ 2002، پائولو براي‌ اولين‌ بار به‌ چين‌ سفر كرد و شانگهاي‌، پكن‌ و نانجينگ‌ را ديد. در 25 جولاي‌ سال‌ 2002، پائولو به‌ عضويت‌ فرهنگستان‌ ادب‌ برزيل‌ انتخاب‌ شد. هدف‌ اين‌ فرهنگستان‌ كه‌ در ريودوژانيرو مستقر است‌، حفاظ‌ت‌ از فرهنگ‌ و زبان‌ برزيل‌ است‌. دو روز بعد ازاعلام‌ اين‌ انتخاب‌، پائولو سه‌ هزار نامه‌ي‌ تبريك‌ از سوي‌ خوانندگانش‌ دريافت‌ كرد و مورد توجه‌ تمام‌ مط‌بوعات‌ كشور قرار گرفت‌. وقتي‌ از خانه‌اش‌ بيرون‌ آمد، صدها نفر جلو خانه‌اش‌ جمع‌ شده‌ بودند و اورا تشويق‌ كردند. هرچند ميليون‌ها خواننده‌، شيفته‌ي‌ پائولو هستند، اما اوهمواره‌ مورد انتقاد منتقدان‌ ادبي‌ بوده‌ است‌. انتخاب‌ او به‌ عضويت‌ فرهنگستان‌ برزيل‌، در حقيقت‌ نقض‌ نظ‌ر اين‌ منتقدان‌ بود.

در ماه‌ سپتامبر سال‌ 2002، پائولو به‌ روسيه‌ سفر كرد و به‌ شدت‌ تحت‌ تاثير قرار گرفت‌. پنج‌ كتاب‌ او، همزمان‌ در فهرست‌ كتاب‌هاي‌ پرفروش‌ قرار داشت‌. شيط‌ان‌ و دوشيزه‌ پريم‌، كيمياگر، كتاب‌ راهنماي‌ رزم‌آور نور، و كوه‌ پنجم‌. در مدت‌ دو هفته‌، بيش‌ از 250000 نسخه‌ از كتاب‌هاي‌ او در روسيه‌ به‌ فروش‌ رفت‌. مدير كتابفروشي‌ ام‌.د.كا اعلام‌ كرد: "ماهرگز اين‌ همه‌ آدم‌ رانديده‌ بوديم‌ كه‌ براي‌ امضا گرفتن‌ از يك‌ نويسنده‌، جمع‌ شده‌ باشند. ما قبلا مراسم‌ امضاي‌ كتاب‌ براي‌ آقاي‌ بوريس‌ يلتسين‌ و آقاي‌ گورپاچف‌ و حتا آقاي‌ پوتين‌ برگزار كرده‌ بوديم‌، اما با اين‌ همه‌ استقبال‌ مواجه‌ نشده‌ بود. باورنكردني‌ است‌."

در اكتبر سال‌ 2002، پائولو جايزه‌ي‌ هنر پلانتاري‌ را از باشگاه‌ بوداپست‌ در فرانكفورت‌ دريافت‌ كرد و بيل‌ كلينتون‌، پيام‌ تبريكي‌ براي‌ او فرستاد. پائولو همواره‌ از حمايت‌ بي‌دريغ‌ و گرم‌ ناشرانش‌ برخوردار بوده‌ است‌. اما موفقيت‌ او به‌ كتاب‌هايش‌ محدود نمي‌شود. او درزمينه‌هاي‌ فرهنگي‌ و اجتماعي‌ ديگر نيز موفق‌ بوده‌ است‌. كيمياگر تاكنون‌ توسط‌ ده‌هاگروه‌ تاتر حرفه‌اي‌ در پنج‌ قاره‌ي‌ جهان‌، به‌ روي‌ صحنه‌ رفته‌ است‌ و ساير آثار وي‌ همچون‌ ورونيكا تصميم‌ مي‌گيرد بميرد، كنار رود پيدرا نشستم‌ و گريستم‌، و شيط‌ان‌ و دوشيزه‌ پريم‌ نيز تاكنون‌ بر صحنه‌ي‌ تاتر موفق‌ بوده‌اند. پديده‌ي‌ "پائولو كوئليو" به‌ همين‌ جا ختم‌ نمي‌شود. وي‌ همواره‌ مورد توجه‌ مط‌بوعات‌ است‌ و از مصاحبه‌ دريغ‌ ندارد. همچنين‌، به‌ ط‌ور هفتگي‌، ستون‌هايي‌ در روزنامه‌هاي‌ سراسر جهان‌ مي‌نويسد كه‌ بخشي‌ از اين‌ ستون‌ها، در كتاب‌ مكتوب‌ گرد آمده‌اند. در ماه مارس‌ 1998، اوشروع‌ به‌ نوشتن‌ مقالات‌ هفتگي‌ در روزنامه‌ي‌ برزيلي‌ "اوگلوبو" كرد. موفقيت‌ اين‌ مقالات‌ چنان‌ بود كه‌ روزنامه‌هاي‌ كشورهاي‌ ديگر نيز براي‌ انتشار آن‌هاعلاقه‌ نشان‌ دادند. تاكنون‌ مقالات‌ او در نشريات‌ "كورير دلا سرا" (ايتاليا)، "تا نئا" (يونان‌)، "توهورن‌" (آلمان‌)، "آنا" (استوني‌)، "زويركيادلو)) (لهستان‌)، "ال‌ اونيورسو" (اكوادور)، "ال‌ ناسيونال‌" (ونزوئلا)، "ال‌ اسپكتادور" (كلمبيا)، "رفرما" (مكزيك‌)، "چاينا تايمز" (تايوان‌)، و "كامياب‌" (ايران‌)، منتشر شده‌ است‌.



يكي‌ از ترانه‌هايي‌ كه‌ پائولو كوئليو سروده‌ است‌:

من‌ ده‌ هزار سال‌ پيش‌ به‌ دنيا آمدم‌.

روزي‌، درخيابان‌، درشهر،

پيرمردي‌ را ديدم‌، نشسته‌ برزمين‌،

كاسه‌ي‌ گدايي‌ درپيش‌، ويولوني‌ در دست‌،

رهگذران‌ باز مي‌ماندند تا بشنوند،

پيرمرد سكه‌هارا مي‌پذيرفت‌، سپاس‌ مي‌گفت‌،

و آهنگي‌ سرمي‌داد،

و داستاني‌ مي‌سرود،

كه‌ كمابيش‌ چنين‌ بود:

من‌ ده‌ هزار سال‌ پيش‌ به‌ دنيا آمدم‌

و دراين‌ دنيا هيچ‌ چيز نيست‌

كه‌ قبلا نشناخته‌ باشم

‌.

فهرست‌ آثار پائولو كوئليو

(1987) خاط‌رات‌ يك‌ مغ‌

(198 كيمياگر

(1990) بريدا

(1991) عط‌يه‌ برتر

(1992) والكيري‌ها

(1994) كنار رود پيدرا نشستم‌ و گريستم‌

(1994) مكتوب‌

(1996) كوه‌ پنجم‌

(1997) كتاب‌ راهنماي‌ رزم‌آور نور

(1997) نامه‌هاي‌ عاشقانه‌ يك‌ پيامبر

(1997) دومين‌ مكتوب‌

(199 ورونيكا تصميم‌ مي‌گيرد بميرد

(2000) شيط‌ان‌ و دوشيزه‌ پريم‌

(2002) پدران‌، فرزندان‌ و نوه‌ها

(2003) يازده دقيقه

(زهير (2005

(2006)چون رود جاري باش

 
 
پاسخ با نقل قول
 
4 کاربر ذیل به علت این پست مفید از eris تشکر کرده اند:
hardihood (25 April 2008), Kasra (18 April 2008), masis (17 April 2008), Windows XP (4 January 2009)
 
ariya-locker ariya-locker آنلاین نیست.
(zedbazi1366 سابق)
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Dec 2007
محل سکونت: تهران
پست ها: 810
تاپیک ها: 103

سپاس ها: 620
سپاس شده 1,734 بار در 565 پست
ariya-locker به Yahoo ارسال پیام
 
17 April 2008
 امتیاز:     
104 (#)  
 
پروفسور ابراهیم میرزایی بنیان گذار کونگ فو ایران


درسال ۱۳۳۷دبیرستان نظام را در سن ۱۸سالگی ودر سال ۱۳۴۴دانشکده افسری را در
نیروهای مخصوص کماندویی به اتمام می رسانداز سال ۱۳۴۴تا۱۳۴۹به منظورآموزش


نیروهای مخصوص وادامه تحصیلات سفرهایی به کشورهای آمریکا - انگلیس- فرانسه-
ژاپن-کره-لبنان-تیوان(چین تایپه)و...میکند ودرادامه این۵سال حدود ۹دوره خارجی
می بیند که آخرین آنها در تایوان مرکز کونگ فو کاراتو(لیونگ فو)می باشد.
ایشان دراین دوره ها آموزشهای رزمی لازم رادر خصوص کونگ فوکاراتوِ- تکواندو- کاراته-
نبردتن به تن وبرخی دیگرازروشهای رزمی که در آن زمان فقط برای نیروهای مخصوص
نظامی مجازبودپشت سر می گذارد.
درسال۱۳۴۷دکترای افتخاری کاراته راازژاپن ودرسال۱۳۴۸پس از طی کردن دوره دافوس
درکشورکره دان۵ افتخاری تکواندورادریافت میکند.
هرساله از میان افسران زبده رنجر- دلتافورس-کلاه سبزها-کلاه قرمزهاو...
از ایران-انگلیس-آمریکا تعدادمحدودی به ستادی به نام کمربندسیاهان کونگ فوکاراتوکه
مقرآن درتایوان ودرمعبدی که متعلق به لیونگ فو بود اعزام می شدند.
ودراین معبدتحت عنوان کونگ فوکاراتوآموزشهای سخت را می دیدند.
درسال۱۳۴۹برای فراگیری آموزش های دوره مذکوربه تایوان اعزام شدوکمربندمشکی
خط قرمز(دکترا)ازاین مرکز دریافت کرد.
پس از اینکه ایشان از تایوان به ایران بازگشت تزخودراارایه داد.
یارومه تاسال۱۳۵۱که به تنظیم کتاب کاراته ذن کاراته پرداخته است(این کتاب اولین
انتشار درزمینه ورزشهای رزمی وکاراته درایران می باشدودرسال۱۳۵۲به چاپ رسید .
ایشان درهمین کتاب از کن فو وبعضا"از کن فوکاراتو نام می برد)کاراته سبک گوجوریو
رادریگان رزم تن به تن نیروی زمینی ارتش تدریس می نمود.
ایشان درآن زمان به خاطروجودبرخی مشکلات وحضوربعضی افرادنمی توانست به صورت
علنی تز خودرااعلام وکونگ فوراآموزش دهدلذادرهمین کلاسها به نام کاراته به تعدادی
خاص کونگ فوآموزش می داد.
درآن زمان کاراته به صورت انحصاری در دست سازمان ویژه ای که مجوز آموزش آن را
داشت اداره می شدوریاست آن راارتشبد مین باشیان عهده دار بود.
گفته می شودشروع فعالیت کاراته درایران سال۱۳۴۳وبنیانگذارآن دکترفرهادوارسته می باشد
که تاسال۱۳۵۰کمتربه صورت عمومی آموزش داده می شد ولی در دانشکده افسری تعدادی
محدودراباسفارش وروابط غیرارادی تحت نظر یارومه درباشگاه کاراته ثبت نام نمودندوراه اندازی آن
به صورت عمومی کم کم شروع شدبه طوری که ازسال ۱۳۵۳برخی از افسران نظامی در استانهای
مختلف کشور نسبت به آموزش این فنون در سطح کشور اقدام نمودند.
شروع فعالیت کونگ فو توآ ابتدا در تیپ نوحد در اواخر سال ۱۳۵۱ با نام های کن فو کاراتودوره های
رنجر - جنگ تن به تن و زنده ماندن در شرایط سخت می باشدوچون ایشان فرماندهی این یگان را
به عهده داشت سعی می کرد در بدترین شرایط نیروهای مخصوص را آموزش بدهد.
ایشان آموزش دوره مخصوص خودش را زیرنظرانگلیسی ودوره موانع سقوط آزادرازیر نظر مربیان آمریکایی
می گذراندوبعدا"به عنوان اصلی ترین فرد این دوره هافرماندهی این یگان را می پذیرد.
ایشان در سال۱۳۵۳مدال افتخاری طلا رابرای خدمات به ورزش از اتحادیه اروپایی مبارزه وزورآزمایی
دریافت می کند.
یارومه تا این زمان دارای دکترای تن وروان- فوق لیسانس فلسفه-لیسانس علوم- ولیسانس روانشناسی
می باشد.
ایشان در همان سال۱۳۵۳پس از ارایه تز خود به کمیته المپیک لبنان در بیروت گواهینامه وتاییدیه سبک
خودراکه درآن کمیته به ثبت میرسانددریافت می کند وبرای اخذدانشنامه پروفسوراازمرکز لیونگ فو در
تایوان تزعلمی وتکمیلی خودرا به آنجا می فرستدکه این تزبه همراه شالبندقرمز اودر این مرکز مورد تایید
قرار می گیرد.
ایشان درسال۱۳۵۶باارایه تزعلمی خوددردانشکده مریلندآمریکادومدرک بین المللی دکترادرزمینه فلسفه
وفیزیک ویک پروفسوراباعنوان فیزیولوژی انرژی انسان در ابعاد روان دریافت می کند.
ایشان می گویدمن خیلی نادان در کونگ فو وارد شدم یک فرد چینی مرا به این هنر علاقمند نمود.
اوفقط نیروی فوق العاده آن را به من فهماند وسپس درپی آن سخت به تلاش افتادم وازایران خارج شدم
ودرکشورهای مختلف با مکاتب این هنر آشنا شدم وپس ازارایه تز وپایه گذاری آن در ایران ابتدا با ۵نفر
شروع به کار کردم ودر حال حاضر(۱۳۵۴)تعداد۱۱۷۳۰نفردرم راکزکونگ فوتوآبه تمرین مشغول می باشند.
ازسال۱۳۵۶تاسال۱۳۵۷وقفه ای درکونگ فوتوآایجادشدوبعدانقلاب مجددا"فعالیتش راشروع نمود وبه طور
گسترده در مقراصلی اش درخیابان حجاب فعلی ازساعت۵صبح تاساعت ۱۱شب تمریناتش برقرار بود.
دراین مرکز جمعیتی نزدیک به ده هزار نفر فعالیت داشتندوبدین ترتیب این سبک شاخ وبرگ پیداکرد
ودراقصی نقاط کشورگسترش یافت ودر سال۱۳۵۹شالبندسبزهای کونگ فوتوآبه بیش ازسیصدنفرو
جمعیت کونگ فوکاران در سراسر کشور حدودیک میلیون نفرتخمین زده شد.


شاید بگید که او جزء مشاهیر نبوده اما ایشون برای من مورد اخترام میباشند و ازینکه چنین استاد برجسته ای در جهان از نژاد پاک آریایی وجود دارد احساس غرور میکنم و بهشون افتخار میکنم
 
 
پاسخ با نقل قول
 
5 کاربر ذیل به علت این پست مفید از ariya-locker تشکر کرده اند:
eris (17 April 2008), hardihood (25 April 2008), Kasra (18 April 2008), masis (20 April 2008), Windows XP (4 January 2009)
 
eris eris آنلاین نیست.
امتیاز: 13,092, درجه: 34
امتیاز: 13,092, درجه: 34 امتیاز: 13,092, درجه: 34 امتیاز: 13,092, درجه: 34
درجه بالاتر: 64%, 258 امتیاز مورد نیاز
درجه بالاتر: 64% درجه بالاتر: 64% درجه بالاتر: 64%
فعالیت: 0.0%
فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Feb 2008
محل سکونت: زیر اسمون خدا
پست ها: 973
تاپیک ها: 12

سپاس ها: 1,437
سپاس شده 1,406 بار در 541 پست
eris به Yahoo ارسال پیام
 
17 April 2008
 امتیاز:     
105 (#)  
 
دوستان این پست رو با نهایت تاثر میذارم.
این هنر پیشه که واقعا عاشقشم به تازگی در گذشته و من همین الان که میخواستم زندگینامه اش رو بذارم متوجه شدم.





دیدار اخر با چارلتون هیستون
چارلتون هستون، بازيگر مشهور فيلم هايي چون ده فرمان و بن هور شنبه گذشته در سن هشتاد و چهارسالگي ‏درگذشت. مردي که براي بسياري از سينمادوستان يک شمايل اسطوره اي از دوران اوج رونق هاليوود و ‏سينماي حماسي بود. مردي که زندگي شخصي و سياسي اش نيز بسيار مورد توجه رسانه گرفت و گاه تا نقطه ‏مقابل تصوير سينمايي او پيش رفت...
چارلتون هستون، پيامبر راست گراي هاليوود

بازيگر مشهور فيلم هايي چون ده فرمان و بن هور شنبه گذشته در سن هشتاد و چهارسالگي در بورلي هيلز ‏لس آنجلس درگذشت.

چارلتون هستون که براي سه دهه يکي از مشهورترين بازيگران هاليوود به شمار مي رفت و به دليل فعاليت ‏هاي سياسي ش نيز مورد توجه رسانه ها بود، براثر وخامت بيماريهاي مختلف در منزل خود درگذشت.

چارلتون هستون در چهارم اکتبر 1923 در ايالت ايلينويز با نام اصلي جان چارلز کارتر به دنيا آمد، در ده ‏سالگي والدينش از هم جدا شدند و مادرش با چستر هستون ازدواج کرد. چارلتون هستون پس از مدرسه به ‏کار بازيگري در يک فيلم صامت آماتوري شانزده ميليمتري ديويد برادلي پرداخت و بورسي براي تحصيل ‏در رشته هنرهاي نمايشي در دانشگاه نورث وسترن به دست آورد. سالها بعد هستون مشوق ديويد برادلي براي ‏کارگرداني نخستين نسخه ناطق ژوليوس سزار براساس نمايشنامه ويليام شکسپير شد که خود در آن در نقش ‏مارک آنتوني ظاهر شد.

با ورود آمريکا به جنگ جهاني دوم، در سال 1944، هستون وارد نيروي هوايي شد و به عنوان اپراتور ‏راديو و خدمه پدافند دو سال به خدمت در ارتش پرداخت در همان سال نيز با ليديا ماري کلارک، يکي از هم ‏دانشگاهي هايش ازدواج کرد.

پس از جنگ و پرداختن به کارهاي نمايشي گوناگون وي و همسرش به نيويورک بازگشتند، جايي که هستون ‏در برادوي در نقش مکمل در نمايش آنتوني و کلئوپاترا به ايفاي نقش پرداخت. پس از آن وي به تلويزيون راه ‏يافت و در بسياري از نمايش هاي سي بي اس بازي کرد و قرارداد ثابتي براي بازي در مجموعه هاي ‏تلويزيوني به دست آورد.

همزمان وي به بازي در برادوي نيز مشغول بود و در نمايش هايي چون مکبث، مردي براي تمام فصول و ‏ژوليوس سزار بازي مي کرد.

در سال 1950 وي در اولين نقش سينمايي خود در فيلم شهر تاريک ظاهر شد، دو سال بعد وي در فيلم ‏بزرگترين نمايش روي زمين ساخته سيسيل ب دوميل در نقش مدير سيرک به ايفاي نقش پرداخت که برنده ‏جايزه اسکار بهترين فيلم شد. سال بعد وي نقش اصلي در فيلم بازداشتگاه نظامي 17 را توسط وايلدر به وي ‏پيشنهاد داده شد ولي در نهايت تهيه کنندگان اين نقش را به ويليام هولدن واگذار کردند که براي همين فيلم برنده ‏جايزه اسکار شد. در عوض در سال 1956 وي در نقش موسي در فيلم ده فرمان ساخته سيسيل ب دوميل ‏ظاهر شد که وي را به شهرت فراواني رساند.

سه سال بعد وي موفقيت خود در هاليوود را با فيلم محبوب بن هور تثبيت کرد، ويليام وايلدر سرانجام هستون ‏را براي ايفاي نقش اصلي انتخاب کرد و وي براي اين فيلم جايزه اسکار را به دست آورد، اين جايزه يکي از ‏يازده اسکاري بود که در سال 1960 به اين فيلم تعلق گرفت.

پس از آن وي در فيلم هاي تاريخي و حماسي مشهور ديگري در نقش اصلي ظاهر شد که اغلب آنها در همان ‏سالها در ايران نيز به نمايش در آمدند: ال سيد، پنجاه و پنج روز در پکن و رنج و خوشي.

درسال 1965 وي رئيس اتحاديه بازيگران آمريکا شد و در سالهاي بعد با ايفاي نقش در فيلم هايي چون ‏سياره ميمون ها (196 در اوج موفقيت و محبوبيت قرار گرفت. در سال 1972آنتوني و کلئوپاترا، اولين ‏فيلم خود را کارگرداني کرد که خود در نقش مارک آنتوني ظاهر شد اما با نقدهاي منفي منتقدان فيلم هرگز در ‏سينماها به نمايش در نيامد و تنها از تلويزيون پخش شد.

در دهه هفتاد وي بيشتر در نقش هاي مکمل ظاهر شد و در عوض به کار در تلويزيون و تهيه و کارگرداني ‏فيلم هاي تلويزيوني روي آورد و تا دهه 90 نيز به اين کار ادامه داد.

در دهه هاي هشتاد و نود وي به بازي در نقش هاي فرعي در فيلم هاي مشهوري چون دروغ هاي حقيقي ‏‏(جيمز کامرون1994) و هملت (کنت برانا 1996 ) ادامه داد.

در سال 2001 وي در نقش شامپانزه رو به مرگ در بازسازي تيم برتون از سياره ميمون ها ظاهر شد و ‏آخرين نقش سينمايي خود را در فيلم پدرم روا آلگوم در نقش يک دکتر نازي در سال 2003 ايفا کرد. پس از ‏آن وي اعلام کرد که به بيماري آلزايمر مبتلا شده است و تا مدتي ديگر به تدريج حافظه خود را از دست ‏خواهد داد.

‎‎زندگي سياسي

چارلتون هستون در صحنه سياست آمريکا بسيار فعال بود و پس از مدتي که به هواداري از دمکرات ها ‏شهرت داشت با بر سر کار آمدن جمهوريخواهان به آنها پيوست.

وي در سال 1956 به حامي استونسون، نامزد اصلي دمکراتها در انتخابات رياست جمهوري و در سال ‏‏1960 جان اف کندي بدل شد.

در سالهاي 1961 تا 1963 نيز به حاميان جنبش حقوق مدني سياهپوستان پيوست و در تظاهرات عظيم ‏هواداران اين جنبش در کنار مارتين لوتر کينگ رهبر اين جنبش به راهپيمايي پرداخت.

پس از ترور سناتور رابرت اف کندي که نامزد اصلي دمکرات ها در برابر جمهوريخواهان بود، وي به ‏همراه گريگوري پک، کرک داگلاس و جيمز استورات بيانيه اي در حمايت از اقدام جانسون رئيس جمهور ‏وقت آمريکا براي کنترل اسلحه در آن کشور منتشر کرد.

با آنکه وي مخالفت خود را با جنگ ويتنام اعلام داشت ولي پس از مدتي به حزب جمهوريخواه پيوست و ‏نظرات سياسي خود را کاملا تغيير داد و از جمله از حق در اختيار داشتن اسلحه به دفاع پرداخت.

وي از حاميان اصلي رونالد ريگان و پس از وي جورج بوش در انتخابات رياست جمهوري بود و موضعي ‏کاملا محافظه کارانه در پيش گرفت و از جمله با آغاز جنگ خليج فارس در سال 1990 پخش زنده سي ان ان ‏از بغداد را مسبب مخدوش شدن تلاشهاي نيروهاي ائتلاف خواند.

در يک سخنراني در سال1997 وي رسانه ها، آموزگاران و سياستمداران را متهم به راه انداختن جنگ ‏فرهنگي عليه "خداترسان، متعهدان به قانون، سفيد پوستان، پروتستان هاي طبقه متوسط، پايبندان به دگرجنس ‏گرايي، صاحبان اسلحه، کارمندان مرد، روستائيان، ساکنان نواحي غربي و جنوبي و مسيحيان انجيلي کرد.

در سال 1998 وي به رياست انجمن حاميان حق مالکيت اسلحه براي شکار يا دفاع شخصي پذيرفته شد و در ‏برابر کارزاري که خواهان ممنوعيت فروش اسلحه در آمريکا بود شعاري با عنوان: تنها وقتي مي توانيد ‏اسلحه ام را بگيرد که مرده باشم طرح کرد. با اينکه در سال 2002 در برابر دوربين مايکل مور در فيلم ‏مستند بولينگ براي کلمبين گفت که از حمايت از حق مالکيت اسلحه پشيمان شده است اما مدت کوتاهي بعد ‏بارديگر همان شعارها به نفع حق مالکيت اسحله را تکرار کرد.

وي از مخالفان سقط جنين بود و در سال 2000 به عضويت هيئت صداقت در رسانه ها که يک لابي محافظه ‏کار براي زيرفشار قرار دادن رسانه ها است، درآمد.

در سال 2003 پس از تشديد بيماريهاي مختلف، نشان آزادي رياست جمهوري آمريکا را از دست جورج بوش ‏دريافت کرد که بالاترين نشان دولتي براي شهروندان آمريکايي محسوب مي شود.

از سال 2005 وي به تدريج با ابتلا به بيماريهاي مختلف به ندرت توانست از بستر بيماري برخيزد. وي ‏سرانجام در روز شنبه درگذشت، نانسي ريگان همسر رئيس جمهور پيشين آمريکا يکي از اولين کساني بود ‏که در بيانيه اي به ابراز تاسف پرداخت و هستون را يکي از حاميان اصلي همه کارهاي همسرش خواند.‏
جورج بوش، هستون را مردي "باشخصيت و شايسته با قلبي بزرگ" خوانده بود.


ویرایش توسط 17 April 2008 : eris در ساعت 02:42 PM.
 
 
پاسخ با نقل قول
 
3 کاربر ذیل به علت این پست مفید از eris تشکر کرده اند:
Kasra (18 April 2008), masis (20 April 2008), Windows XP (4 January 2009)
 
mafia5 mafia5 آنلاین نیست.
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Jan 2008
محل سکونت: Microsoft
پست ها: 281
تاپیک ها: 23

سپاس ها: 312
سپاس شده 277 بار در 112 پست
mafia5 به Yahoo ارسال پیام
 
17 April 2008
 امتیاز:     
106 (#)  
 
با سلام
خسته نباشيد مي گم IBM موجود نيست؟


The best chair man in the WORLD
 
 
پاسخ با نقل قول
 
 
eris eris آنلاین نیست.
امتیاز: 13,092, درجه: 34
امتیاز: 13,092, درجه: 34 امتیاز: 13,092, درجه: 34 امتیاز: 13,092, درجه: 34
درجه بالاتر: 64%, 258 امتیاز مورد نیاز
درجه بالاتر: 64% درجه بالاتر: 64% درجه بالاتر: 64%
فعالیت: 0.0%
فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Feb 2008
محل سکونت: زیر اسمون خدا
پست ها: 973
تاپیک ها: 12

سپاس ها: 1,437
سپاس شده 1,406 بار در 541 پست
eris به Yahoo ارسال پیام
 
17 April 2008
 امتیاز:     
107 (#)  
 
مافیا جان من چیزی راجع به ibm نمیدونم اگه توضیح کوتاهی بدی ممنون میشم. اکثر کسایی که گذاشتم خودم شناخت نسبی روشون دارم. ولی ibm که شما میخواید نمیدونم ؟؟؟ توضیحی بده تا برات پیدا کنم.

 
 
پاسخ با نقل قول
 
 
mafia5 mafia5 آنلاین نیست.
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Jan 2008
محل سکونت: Microsoft
پست ها: 281
تاپیک ها: 23

سپاس ها: 312
سپاس شده 277 بار در 112 پست
mafia5 به Yahoo ارسال پیام
 
17 April 2008
 امتیاز:     
108 (#)  
 
eris جان
منظورم مدير عامل شركت كامپيوتري(سخت افزار بيشتر) IBM است.
مي خوام ببينم اگه زندگينامه شو داري ممنون مي شم بزاري.


The best chair man in the WORLD
 
 
پاسخ با نقل قول
 
 
eris eris آنلاین نیست.
امتیاز: 13,092, درجه: 34
امتیاز: 13,092, درجه: 34 امتیاز: 13,092, درجه: 34 امتیاز: 13,092, درجه: 34
درجه بالاتر: 64%, 258 امتیاز مورد نیاز
درجه بالاتر: 64% درجه بالاتر: 64% درجه بالاتر: 64%
فعالیت: 0.0%
فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Feb 2008
محل سکونت: زیر اسمون خدا
پست ها: 973
تاپیک ها: 12

سپاس ها: 1,437
سپاس شده 1,406 بار در 541 پست
eris به Yahoo ارسال پیام
 
17 April 2008
 امتیاز:     
109 (#)  
 
اها. خب زودتر میگفتی عزیز دل برادر. شک کردم به این. ولی میگفتی hbm بذارید منم گفتم که این نباید اسم شرکت باشه. چشم میگردم برات میذارم.

 
 
پاسخ با نقل قول
 
 
eris eris آنلاین نیست.
امتیاز: 13,092, درجه: 34
امتیاز: 13,092, درجه: 34 امتیاز: 13,092, درجه: 34 امتیاز: 13,092, درجه: 34
درجه بالاتر: 64%, 258 امتیاز مورد نیاز
درجه بالاتر: 64% درجه بالاتر: 64% درجه بالاتر: 64%
فعالیت: 0.0%
فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Feb 2008
محل سکونت: زیر اسمون خدا
پست ها: 973
تاپیک ها: 12

سپاس ها: 1,437
سپاس شده 1,406 بار در 541 پست
eris به Yahoo ارسال پیام
 
17 April 2008
 امتیاز:     
110 (#)  
 
تاریخچه IBM
آی بی ام (کوتاهشده International Business Machines Corporation) یک شرکت ساخت سخت‌افزار است که در سال ۱۹۴۲ در نیویورک برپا شد.

شرکت سهامی آی. بی. ام. بزرگترین شرکت رایانه‌ای جهان است. این شرکت دارای بزرگترین خط تولید رایانه و سخت افزارهای رایانه‌ای در جهان می‌‌باشد.

خط تولید این شرکت شامل خط تولید رایانه‌های بزرگ مدل S/۳۹۰ (رایانه‌های سری z)، سیستمهای تجاری midrage مدل AS/۴۰۰ (رایانه‌های سری i)، سرورهای و ایستگاه‌های کاری مدل RS/۶۰۰۰ (رایانه‌های سری p)، سرورهای براساس اینتل (رایانه‌های سری x)، رایانه‌های PC برای مصارف خانگی و اداری و رایانه‌های کیفی (laptop) می‌‌شود. تمامی خطوط تولید رایانه‌های آی‌بی‌ام تا به حال کاملا موفق بوده اند.


تاریخچه
این شرکت اصلا کار خود را در سال ۱۹۱۱ با نام Computing-Tabulating-Recording Company در نیویورک آغاز کرد. CRT شرکتی ادغام شده از شرکتهای Tabulating Machine Company (شرکت کارتهای منگنه هالریس)، International Time Recording Company (شرکت ساعت سازی)، Computing Scale Company (شرکت سازنده ترازو و وزنه) و Bundy Manufacturing (شرکت ساعت سازی) بود. CRT در آغاز کار خود دارای ۱۲۰۰ کارکن و سرمایه‌ای حدود ۱۷.۵ میلیون دلار آمریکا بود. در سال ۱۹۱۴، توماس جی. واتسون -بزرگ به عنوان مدیرعامل این شرکت شناخته شد. واتسون در طول ۱۰ سال توانست تا تجارت کار جدول‌بندی (tabulating) و خدمات دیگر شرکت را قطع کرده و فعالیت شرکت را به سرمایه گذاریی بین المللی متمرکز کند و نام شرکت را در سال ۱۹۲۴ به آی‌بی‌ام تغییر دهد. از دهه ۱۹۲۰ تا ۱۹۶۰، آی‌بی‌ام تعداد زیادی از شرکتها را مجبور کرد تا سیستمهای اداری خود را به ماشینهای دفتری/رایانهٔ تبدیل کنند. اولین رایانه‌های تجاری این شرکت در سال ۱۹۵۳ با نام ۷۰۱ معرفی شدند، یکسال بعد نیز مدل جدیدتر این رایانه با نام ۶۵۰ عرضه شد. در اواخر دهه ۱۹۵۰، رایانه ۶۵۰ به عنوان پر مصرفترین رایانه در جهان شناخته شد درحالی که ۱۸۰۰ دستگاه از این رایانه‌ها در جهان عرضه شده بودند. در سال ۱۹۵۹، آی‌بی‌ام رایانه ۱۴۰۱ خود را معرفی کرد که این رایانه در دهه بعد یعنی دهه ۱۹۶۰، در حدود ۱۸۰۰۰ دستگاه بفروش رسید.

در سال ۱۹۶۴، این شرکت رایانه System/۳۶۰ خود را معرفی کرد که این رایانه دارای خط تولید بسیار موفقی بود. در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، آی‌بی‌ام ریزرایانه‌های غیرسازگار مختلفی را که شامل System/۳۶ و System/۳۸ بودند را عرضه کرد. در سال ۱۹۸۸، رایانه AS/۴۰۰ که رایانهٔ بسیار موفق بود از این شرکت معرفی شد. در سال ۱۹۸۱، این شرکت رایانه شخصی (PC) خود را معرفی کرد که این رایانه استانداردی برای رایانه‌های شخصی شناخته شد. خط تولید رایانه‌های شخصی آی‌بی‌ام نیز مانند تولیدات دیگر آن بسیار موفق بود. این خط تولید امروزه نیز با کارایی بالا به کار خود ادامه می‌دهد. آی‌بی‌ام برای رایانه‌های شخصی خود سیستم عامل OS/۲ را ارایه کرد. با آمدن ویندوز این شرکت سیستم عامل خود را ازبین نبرد بلکه هردو سیستم عامل را با سیستمهای خود ارایه می‌کند. در سال ۱۹۹۱، آی‌بی‌ام با اپل و موتورولا همکاریی را آغاز کرد تراشه PowerPC را ارایه دهد. سیستمهای تحت PowerPC در سال ۱۹۹۵ معرفی شدند. آی‌بی‌ام تا به حال مقادیر زیادی از ایستگاه‌های کاری، رایانه‌های بزرگ، ریزرایانه‌ها، افزار نشر رومیزی، رایانه‌های بغلی و بسیاری از فناوری‌های جانبی دیگر را ارایه کرده است.

امروزه سیستمهای این شرکت به عنوان استانداردی برای سازندگان بزرگ جهانی شناخته میشوند. محصولات این شرکت نیز به عنوان محصولاتی با کیفیت بالا برای تمامی استفاده کنندگان رایانه در جهان شناخته شده اند. آی‌بی‌ام میکوشد تا سیستمها و فناوری‌های خود را روزانه پیشرفت دهد و آنها را به صنعت جهان ارایه دهد.

 
 
پاسخ با نقل قول
 
کاربر ذیل به علت این پست مفید از eris تشکر کرده است:
masis (20 April 2008)
پاسخ

اضافه کردن این تاپیک به یک سایت اشتراک‏گذاری لینک

برچسب ها
ها, زندگینامه


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای تاپیک
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are فعال

انتخاب سریع یک انجمن

موضوعات مشابه
موضوع ارسال کننده تاپیک انجمن پاسخ ها آخرین نوشته
كتاب اموزش هك با بيش از 1000 صفحه silent هک و امنیت در اینترنت 57 8 June 2008 05:46 AM
Safari 3.1 مرورگر شرکت Apple مخصوص ویندوز shahin_am2 نرم افزارهای اینترنت و شبکه 0 22 March 2008 10:36 PM
~~~فتوشاپ از صفر~~~ mrgladiyator مسائل متفرقه 9 24 January 2008 10:23 AM
برنامه After effects چیست ؟ H.Trst مقالات آموزشی پیرامون IT 1 5 January 2008 06:38 AM


اکنون ساعت 07:21 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
Powered by vBulletin® Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2012, vBulletin Solutions, Inc.


کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به وب سایت ترفندستان است.
برداشت مطالب در نشریات، سایت‏ها و وبلاگ‏ها تنها با ذکر نام ترفندستان مجاز است.
هر گونه استفاده تجاری از ترفندهای ترفندستان به صورت کتاب، کتابچه، جزوه، دست‏نویس، CD و DVD و نظایر آن به هر شکل و نحو کاملاً ممنوع می‏باشد و هر گونه تخلف پیگرد قانونی دارد.
واژه «ترفندستان» برای اولین بار در ادبیات فارسی توسط وب‏سایت ترفندستان ابداع شده است و سایت‏ها و وبلاگ‏ها با نام مشابه هیچ ارتباطی با این سایت ندارند.
پشتیبانی و میزبانی توسط HostDL