صفحه اصلی سایت | صفحه اصلی انجمنها | قوانین سایت | ارسال ترفند | تبلیغات | تماس با ما
انجمن های تخصصی ترفندستان |‌ Tarfandestan Forums

  

 


اطلاع رسانی

مسائل متفرقه کلیه مسائل و مباحثی که در سایر قسمتهای سایت جایی برای آنها وجود ندارد در این بخش مطرح می شود. از مطرح کردن مسائل غیرمرتبط به موضوعات تخصصی سایت در این بخش نیز پرهیز کنید.

ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
 
hardihood hardihood آنلاین نیست.
امتیاز: 6,822, درجه: 24
امتیاز: 6,822, درجه: 24 امتیاز: 6,822, درجه: 24 امتیاز: 6,822, درجه: 24
درجه بالاتر: 55%, 228 امتیاز مورد نیاز
درجه بالاتر: 55% درجه بالاتر: 55% درجه بالاتر: 55%
فعالیت: 0.0%
فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Feb 2008
پست ها: 286
تاپیک ها: 17

سپاس ها: 1,189
سپاس شده 404 بار در 143 پست
hardihood به Yahoo ارسال پیام
 
11 April 2008
 امتیاز:     
31 (#)  
 

نام كامل: KONG SANG CHAN
نام مستعار:SING LUNG
نام هنري:JACKIE CHAN
تاريخ تولد: 7 آپريل 1954.
محل تولد: هنگ كنگ چين.
شغل: بازيگر، كارگردان، تهيه كننده، بدل كار.
قد: 174 سانتي متر.
وزن: 63 كيلوگرم.
ورزش رزمي: كونگ فو.
درآمد ساليانه وي: 15-20 ميليون دلار.
نام پدر:CHARLES CHAN---شغل: آشپز سفارتخانه فرانسه در هنگ كنگ.
نام مادر:LEE-LEE CHAN---شغل: خدمتكار سفارتخانه فرانسه در هنگ كنگ.
نام پسر:JA CEE CHAN---23 ساله.---نام مادر:LIN FENG
نام دختر:ETTA NG CHOCK LAM---8 ساله--- نام مادر:Elaine Ng Yi-Lei(همسر قانوني جكي چان نبوده است)(وي دختر شايسته چين بوده است)
نام همسر:LIN FENG-CHIAO---شغل: بازيگر تايواني. تاريخ ازدواج: 1983---اكنون از يكديگر جدا شده اند

بيوگرافي:
جـكي چـان در يـك خــانواده فقير بدنيا آمد. پدر وي بعنوان آشـپـز و مادرش بعنوان خدمتكار سفارت فرانسه در هنگ كنگ مجـبـور بـه كـار بـودنـد. وي در كودكي در مدرسـه اي تـحـصيل مــيكرد كه در آن به دانش آموزان خود مهارتهايي هـمـچـون بازيگري، خوانندگي، هنرهاي رزمي و آكروباتيك تعليم مي دادند. اولين ايفاي نقش وي در سال 1962رقم خـورد. وي در 17 سـالـگـي مدرسه را ترك كرد و در فيلمها نقشهاي كوتاه بازي كرده و يا به بدل كاري ميپرداخت. وي حـتـي در فيلمهاي بروس لي نيز بعنوان حريف وي چندين بــار ضربه فني شده است. پس از چندين بازي در فيلمها سـرانـجـــام بـا ايـفـاي نـقـش در فـيـلـم RUMBLE IN THE BRONX مشهور گشت. جـكي چـان تـا چـندي پيش تمام صحنه هاي بدل كاري فيلمهايش را شخصا اجرا ميكرد اما بـه عـلت كهولت سن ديگر قادر به چنين عملي نــيست. او همـچـنين اكـثـر تـرانـه هـاي فيــلمهايش را خودش اجرا ميكند اما معمولا در سينماهاي آمريكا صداي وي را پخش نمـيـكنند. اقدامات انسان دوستانه جكي چان و همچنين دفاع از حقوق حيوانات وي نيز به محبوبيتش افزوده است.

چند مطلب جالب در مورد جكي چان:

1- جكي چان 12 ماه در رحم مادرش جا خوش كرده بود.
كه سرانجام با عمل جراحي وي را بدنيا آوردند.

2-نـام وي KONG SANG به معني: بـدنيـا آمـده در هنـگ
كنگ ميباشد.

3- بـرغم تحصيلات اندك جكي چان دانشكده هنگ كنگ
به وي دكتراي افتخاري علوم اجتماعي اهدا كرده است.

4- جكي چان در سال 1976 تحت عمل جراحي پلاستيك
قرار گرفت تا پلكهايش را شبيه غربي ها در آورد.

5- وي در جريان فيلمهايش بارها دچار شكستگي در اغلب نقاط بدنش گرديده است از جمله: 3 بار شكستگي در ناحيه بيني، يك بار از ناحيه قوزك پا، اغلب انگشتان دستهايش، هر دو استخوان گونه و حتي جمجعه وي دچار شكستگي شده است.

چه کسی میگوید که گرانی اینجاست؟
دوره ارزانیست...

چه شرافت ارزان،

تن عریان ارزان،

و دروغ از همه چیز ارزانتر....!

آبرو قیمت یک تکه ی نان...

و چه تخفیف بزرگی خورده است،قیمت هر انسان
 
 
پاسخ با نقل قول
 
4 کاربر ذیل به علت این پست مفید از hardihood تشکر کرده اند:
eris (11 April 2008), Hamzeh_rfj (11 April 2008), Windows XP (4 January 2009), ZINC (15 April 2008)
 
hardihood hardihood آنلاین نیست.
امتیاز: 6,822, درجه: 24
امتیاز: 6,822, درجه: 24 امتیاز: 6,822, درجه: 24 امتیاز: 6,822, درجه: 24
درجه بالاتر: 55%, 228 امتیاز مورد نیاز
درجه بالاتر: 55% درجه بالاتر: 55% درجه بالاتر: 55%
فعالیت: 0.0%
فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Feb 2008
پست ها: 286
تاپیک ها: 17

سپاس ها: 1,189
سپاس شده 404 بار در 143 پست
hardihood به Yahoo ارسال پیام
 
11 April 2008
 امتیاز:     
32 (#)  
 
زندگینامه هنری جت لی

در سینمای چین اکثر فیلم ها در چند سال گذشته بر مبنای ورزش های رزمی بوده است در بین کشور های مختلف جهان که به صنعت فیلم سازی مشغولند می توان گفت تنها رقیب سر سخت سینمای هالیوود چین است که بازیگران زیادی به هالیوود صادر کرده است.


تا اسم چین می آید به یاد اسطوره تکرار نشدنی فیلم های رزمی بروس لی بزرگ می افتیم اشتباه نکنید نمی خواهیم در این بیوگرافی به بروس لی بپردازیم می خواهیم بازیگر اسطوره ای دیگری از بازیگران سینمای چین بپردازیم که چند سالی است که در هالیوود کار میکند در هالیوود بازیگران چینی بسیاری وجود دارد که اسطوره هستند مانند جکی چان-چو یان فت-جت لی-آکین چنگ-لوسی لیو-کی شو- پیک پیندر- و...اینان بازیگران بزرگی هستند که هم در هالیوود بازی میکنند وهم در سینمای چین بازیگرانی که بیشتر به خاطر قدرت بدنی زیاد و بازی خوبشان انتخاب می شوند به طور مثال وقتی بخواهند فیلمی رزمی همراه با شوخ طبی وکمدی بسازند از جکی چان دعوت میکنند


یا وقتی بخواهند فیلمی همراه با حرکات رزمی وآرامش روح وپند واندرز بسازند از چو یان فت دعوت میکنند


یا اگر بخواهند فیلمی سر شار از حرکات رزمی وجدیت وجلوه های ویژه بسازند از جت لی یا آکین چنگ دعوت میکنند.


از اینها گذشته در این بیوگرافی به بازیگری می پردازیم که در فیلم هایش بسیار جدی وزیبا بازی می کند او یکی از قهرمانان واقعی ووشو است در فیلم هایش انگار که ضرباتش را واقعی میزند او در هالیوود اکنون یک اسطوره است آنچنان در بین مردم آمریکا مورد علاقه بود که برای فیلم های ماتریکس1و2و3 از او دعوت کردند ولی او قبول نکرد چون درآن زمان زنش حامله بود وبه او قول داده بود که تا زمانی که بچه اش را به دنیا می آورد در کنارش می ماند وهیچ کاری را انجام ندهد


بله با این توضیحات معلوم است که می خواهیم با چه کسی آشنا شویم با جت لی اسطوره سینمای هالیوود وچین


نام:جت لی جیان جی






تولد:26آوریل1963در پکن


جت لی در دو سالگی پدر خود را از دست داد او بچه آخر خانواده است او خود می گوید ای کاش برای یکبار هم که می شد پدرم را میدیدم او در در س خواندن بسیار باهوش بود در خاطرتش ذکر کرده است که تقریبا همه درس هایم بیست بود و فقط از درس موسیقی ضعیف بودم وتمام معلم ها علاقه بیش از حدی به من داشتند به طوری که معلم موسیقی به بهانه گلو درد که خودم هم از آن خبر نداشتم از من امتحان نگرفت وبه من بیست داد


او در هشت سالگی به هنر رزمی ووشو پرداخت او در نزد استاد ووبن به ووشو به طور حرفه ای پرداخت ویکی از بیست نفر شاگرد برتر آن کلاس بود که به طور حرفه ای به آن ادامه داد جت لی در10 سالگی یکی از 30 ووشو کار برتر چین شناخته شد وبرای نمایش هنر ووشو در آمریکا در 10 سالگی به آمریکا سفر کرد جت لی در 16 سالگی اولین فیلم خود را به نام معبد شائولین بازی کرد وبه شهرت زیادی در چین دست یافت.


او بسوی آمریکا رفت ودر سال 1988 در فیلم اژدهای مبارز به ایفای نقش پرداخت اما این فیلم با شکست روبرو شد و تما شاچی زیادی پیدا نکرد.


اما جت لی در کار خود شکست نخورد و به کمک تهیه کننده وکارگردانی به نام تسوی هارک در سال 1990 فیلمی به نام استاد را به نمایش درآورد تسوی می خواست جت لی را به یک ستاره تبدیل کند.


او توانست جت را به هنگ هنگ باز گرداند و در این زمان فیلم روزی روزگاری در چین را در سال 1991 و همچنین شمشیر زن را در سال1993 بازی کند ودر ادامه جت لی با انتخاب فیلم آرین قهرمان در سال1993 و بازی در آن مردم را به تعجب واداشت در سال 1994 جت لی به همراه یوئن ووپینگ کارگردان در حال ترقی وگوردون چان تصمیم به باسازی فلسفه بروس لی و ساختن فیلم مانند فیلم مشت های خشم گرفتند


جت لی در ابتدا برای بازی در این فیلم کمی تردید داشت.


اما جت لی ویوئن وچان بدقت کار کردند وبسیار راضی بودند که هم فیلمی برای ادامه سبک بروس لی وهم اینکه یک فیلم اصیل چینی را می سازند وهم اینکه سبک جدیدی در فیلم سازی ارائه می دهند وآن استفاده از بند است.


البته جت لی با این سبک آشنایی داشت(در فیلم روزی روزگاری در چین از این سبک استفاده کرده بود) و بخوبی توانست این نقش را ایفا کند ونتیجه این تلا ش ها رسیدن به موفقیت بسیار بزرگ بود جت لی بار دیگر به همکاری با تسوی هارک پرداخت و در فیلم افسانه مشت به نقش پرداخت درز سال 1996 در فیلم ماسک سیاه به ایفای نقش پرداخت در سال 1997 دوباره پای خود را در کفس وانگ فی همنگ(یکی از اسطوره های چین)کرد و به ایفای نقش در یکی دیگر از سری فیلم های اصیل چینی به نام روزی روزگاری در چین وآمریکا پرداخت در سال 1998 در کنار بازیگر و کارگردان معروف هالیوود یعنی مل گیبسون در یکی از سری فیلم های اسلحه مرگبار بازی کرد اما این فیلم از نظر تجاری شکست خورد جت لی در سال 2000 در فیلم رومئو باید بمیرد به کار گردانی اندرز بارتکوویک دومین اثر خود را در آمریکا بازی کرد ای ن فیلم در هالیوود موفق بود و باعث شد تل جت لی در هالیوود معروف شوددر سال 2001 در فیلم بوسه اژدها بازی کرد در سال 2001 جت لی در فیلم دیگری به نام یگانه

بازی کرد که جت لی در این فیلم در دو نقش منفی ومثبت بازی کرد در سال 2002 در فیلم قهرمان بازی کرد جت لی برای بازی در این فیلم به چین رفت در سال 2003 جت لی باز هم به آمریکا بازگشت ودر فیلم گهواره تا گور به کارگردانی اندرز بارتکوویک یکی از بهترین بازی های خود را ارائه کرد.


در این فیلم قدرت و زیبایی هنر های رزمی با داستان قوی و صحنه های چشمگیر فیلم ترکیب شده اند وبه گفته تهیه کننده فیلم مبارزه های فیلم برداری شده قبلا هرگز در هیچ فیلم دیگری دیده نشده


در سال 2005 جت لی در فیلمunleashed (بی فطرت) به نقش پرداخت او در این فیلم در نقش دنی سگ بازی زیبایی انجام داد در سال 2006 در فیلمی به نامfearless ب بازی کرده است ودر سال 2007 در حال بازی در فیلمی است که هنوز از طرف خبر گذاری ها مختلف نامش بیرون نیامده می گویند در این فیلم بازی جدیدی نسبت به فیلم های دیگر می بینیم از همه اینها گذشته جت لی اسطوره ی جدی فیلم های رزمی با حرکات سریع و ضربات عمقی و واقعی است که اسطوره مورد علاقه تمام مردم جهان است.

چه کسی میگوید که گرانی اینجاست؟
دوره ارزانیست...

چه شرافت ارزان،

تن عریان ارزان،

و دروغ از همه چیز ارزانتر....!

آبرو قیمت یک تکه ی نان...

و چه تخفیف بزرگی خورده است،قیمت هر انسان
 
 
پاسخ با نقل قول
 
4 کاربر ذیل به علت این پست مفید از hardihood تشکر کرده اند:
eris (11 April 2008), Hamzeh_rfj (11 April 2008), Kasra (12 April 2008), Windows XP (4 January 2009)
 
hardihood hardihood آنلاین نیست.
امتیاز: 6,822, درجه: 24
امتیاز: 6,822, درجه: 24 امتیاز: 6,822, درجه: 24 امتیاز: 6,822, درجه: 24
درجه بالاتر: 55%, 228 امتیاز مورد نیاز
درجه بالاتر: 55% درجه بالاتر: 55% درجه بالاتر: 55%
فعالیت: 0.0%
فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Feb 2008
پست ها: 286
تاپیک ها: 17

سپاس ها: 1,189
سپاس شده 404 بار در 143 پست
hardihood به Yahoo ارسال پیام
 
11 April 2008
 امتیاز:     
33 (#)  
 

زندگینامه محمد علی کلی
هنگامی که در سال 1964 برای اولین بار در
میامی قهرمان سنگین وزن جهان شد
کاسیوس مارچلوس کلی (Cassius Marcellus Clay) ملقب به محمد علی کلی متولد در 17 ژانویه 1942 در آمریکا، یکی از بزرگترین و مشهورترین بوکسورهای سنگین وزن جهان است که پس از گرویدن به اسلام در فعالیتهای سیاسی نیز نقش داشت و به همین دلیل بیش از سایر قهرمانان ورزشی در جهان مطرح شد. وی همچنین در قرن بیستم عنوان یکی از بزرگترین قهرمانان ورزشی را نیز از آن خود کرد.

آغاز راه
محمد علی در محله لوییس ویل (Luisville) کنتاکی دوران کودکی خود را سپری کرد. در سن 12 سالگی هنگامی دوچرخه کوچکش به سرقت رفت، مثل بسیاری از کودکان دیگر گریه کنان نزد پدرش نرفت بلکه ماجرا را برای پلیس محلی شان جو مارتین (Joe Martin) که یک مربی بوکس هم بود گزارش کرد. مارتین پیشنهاد کرد که راه مبارزه کردن را تحت نظر او یاد بگیرد و این پسر بچه 12 ساله به سرعت تحت فرامین مارتین در امر یادگیری بوکس پیشرفت کرد. تا زمانی که به دبیرستان رفت در کنتاکی موفق به کسب 6 عنوان شد و با این موفقیتها مسوولین مدسه در عوض، نمرات ضعیف درسی اش را نادیده گرفتند و اجازه دادند تا او فارغ التحصیل شود.

در بازیهای المپیک تابستانی سال 1960 در رم او مدال طلای بوکس در رده سبک وزن را کسب کرد و سپس بعد از آن آموزش بوکس حرفه ای را زیر نظر آنجلو داندی (Angelo Dundee) ادامه داد و همزمان در همان سالها بود که عقاید غیر معمول مذهبی خود را بروز داد. ضمن اینکه نتایج دور از انتظار و خیره کننده او در مسابقات، و روحیه خستگی ناپذیرش موجب شده بود تا لقب مشت زن لوییس ویل را از آن خود کند. چرا که هیچ رقیبی در آن منطقه نتوانسته بود وی را شکست دهد. او به همین علت همیشه می گفت: "من قوی ترینم، جوانم و پر انرژی! سریع هستم و هیچکس نمی تواند مرا شکست دهد."

در 29 اکتبر 1960 در لوییس ویل، کاسیوس کلی در اولین رینگ حرفه ای خود پیروز شد و در 6 رینگ توانست تونی هونساکر (Tunney Hunsaker) را که رییس پلیس فایتویل (Fayetteville)ویرجینیای شرقی بود فائق آمد.

از سال 1960 تا 1963 این مبارزه گر جوان در 15 مسابقه نفسگیر دیگر حریفانش را ناک اوت کرد.کسانی مثل تونی اسپرتی (Tony Esperti)،جیم رابینسون (Jim Robinson) ،دانی فلیمن (Donnie Fleeman) ، داک سابدانگ (Duke Sabedong) آلونزو جانسون (Alonzo Johnson) ، گئورگ لوگان (George Logan) ، ویلی بسمانف (Willi Besmanoff) و لامار کلارک ( lamar Clark) که در دوره اوج خود بیش از 40 پیروزی قاطعانه داشت.

شاید هیجان انگیز ترین و پر افتخارترین موفقیت کلی را در آن دوران پیروزی برابر سانی بنکس (Sonny Banks) ، آلخاندرو لاورانته (Alejandro Lavorante) و آرچی مور (Archie Moore) که سابقه 200 پیروزی چشمگیر داشتند، باشد. اگرچه بنکس و لاورانته هر دو پس از این در مسابقات دیگر روی رینگ کشته شدند و کلی تنها مدعی عنوان قهرمانی برابر سانی لیستون (Sonny Liston) شد. رویارویی با سانی لیستون رقابتی بود که همه بوکسور ها با هراس از آن حرف می زدند و بوکسوری به سن و سال کم کلی نتوانسته بود او را تاکنون شکست دهد و این عنوان را کسب کند.

جنگ کلی و لیستون

کلی برابر لیستون
کلی هدف بزرگ و انگیزه خوبی داشت، اما لیستون هم از اعتماد به نفس بالایی برخوردار بود و برای هر مبارزه ای آماده! در راند نخستین سرعت بازی کلی موجب حیرت همگان شد، حتی لیستون نیز از این مساله شگفت زده شد. قبل از مسابقه آرچی مور و سوگار ری رابینسون (Sugar Ray Robinson) به کلی هشدار داده بودند که مراقب سر خود باشد چرا که سانی ضربات سهمگینی دارد، ضمن اینکه از وزن بالای خود در تحت فشار گذاشتن حریف استفاده مکرد. به همین دلیل کلی حسابی در راند اول شرایط را بررسی کرد و سعی می کرد به او فرصت ندهد.

در همان ابتدای راند سوم به طرز آشکاری لیستون خستگی خود را بروز داد و کلی از این مساله بیشترین سود را برد و با ضرباتی سنگین او را ضعیفتر هم کرد. در ثانیه های پایانی راند سوم با یکی از ضربات کلی زیر چشم سانی شکاف عمیقی خورد و همین خونریزی نیروی او را بیش از پیش تحلیل داد. در راند چهارم لیستون با بهره جویی از خستگی کلی کمی خود را جمع و جور کرد، اما بوکسور جوان با استفاده از همین نیروی جوانی تا راند ششم خود را سرپا نگه داشت و منتظر پایان مسابقه بود که به ناگاه لیسون پس از چند ضربه از درد به خود پیچید و اعلام کرد که بازویش در رفته و اینجا بود که از ادامه مسابقه بازماند و کلی با قدرت خود را "پادشاه جهان" نامید و با فریاد از همه خبرنگاران حاضر در ورزشگاه خواست که در وصف قدرت نمایی او مقاله های جذابی بنویسند!

در یک رقابت نفسگیر و پر استرس او بالاخره قهرمان جهان شد. اما باید پس از آن قدرت و توانی خود را به سایرین هم نشان میداد. در ماه نوامبر 1965 توانست قهرمان اسبق دنیا فلوید پترسون (Floyd Patterson) را شکست دهد. در راند دوازدهم داور مسابقه به علت شرایط فیزیکی بد فلوید، بازی را متوقف کرد و کلی را برنده بازی اعلام نمود.


محمد علی کلی قبل از مسابقه با فریزر
کلی به محمد علی مبدل شد
در فاصله میان این دو مسابقه، کاسیوس به دلایل دیگری نیز مطرح و معروف شد. او به خیل عظیم مسلمین چهان پیوست و نام خود را به محمد علی تغییر داد. اگرچه این مساله فقط از سوی عده اندکی پذیرفته شد که او را محمد علی کلی بنامند. سالهای 1966 و 67 برای این قهرمان مسلمان سالهای پر مشغله ای بودند. چرا که او مجبور شد هفت بار از عنوان قهرمانی اش دفاع کند. هیچیک از قهرمانان سابق دنیا در طول یکسال این کار در چنین دفعاتی انجام نداده اند.

در مارس 1966 در برابر یکی از سرسخت ترین حریفانش که یک بوکسور کانادایی به نام گئورگ چاوالو (Georg Chuvalo) بود در یکی از نفسگیرترین مبارزات به پیروزی رسید. چاوالو پیش از این در رده حرفه ای خود هرگز شکست نخورده بود.

پس از این مسابقه او به انگلیس رفت تا با بولداگهای انگلیسی: براین لاندن (Brain London) و هنری کوپر (Henry Cooper) که او را در یک بازی دوستانه در سال 1963 شکست داده بودند، دست و پنجه نرم کند. او هر دوی اینها را ناک اوت کرد و به آلمان رفت تا برابر کارل میلدنبرگر (Karl Mildenberger) اولین آلمانی که برای عنوان ماکس اشملینگ (Max Schmeling) میجنگید، به روی رینگ رود.

این مسابقه به اعتراف خودش بسیار سخت و دشوار بود، اما در راند دوازدهم بالاخره میلدنبرگ را ناک اوت کرد. در نوامبر 1966 او باز به ایالات متحده برگشت تا گربه بزرگ "ویلیامز" (Williams) را در هوستون شکست دهد! ویلیامز از آن دسته بوکسورهایی بود که ید طولایی در ناک اوت کردن حریف داشت، اما محمد علی به آسانی در راند سوم او را شکست داد. در ماههای بعد او به آسانی در هر رینگی پیروز میشد و نامش لرزه بر پیکره هر بوکسوری می انداخت.

در همان سال بود که وی به عنوان یک سرباز میهن پرست از حضور در ارتش آمریکا برای جنگ ویتنام سر باز زد و اعلام کرد که هرگز به روی همنوعان ویتنامی خود آتش نمی گشاید و نمی خواهد آنها او را کاکا سیاه کثیف صدا بزنند، که همین مساله مدتها سر زبانها بود و پس از آن حتی از حضور در رقابتهای بوکس به مدت 5 سال محروم شد و گواهینامه بوکسش نیز به حالت تعلیق در آمد، البته مدتی بعد این محکومیت به 3سال کاهش پیدا کرد.


قهرمانی محمد علی در المپیک - در سن 18 سالگی
عکس العمل محمد علی و سرباز زدن او از خدمت به ارتش در جنگ و گرویدنش به اسلام به روشنی شیوه ستیزه جویی او را با سیاستهای استعمارگرایانه نشان می داد. قهرمان بوکس جهان در میان قشر زیادی از مردم محبوبیتی ناگفتنی پیدا کرده و مخصوصا مسلمانان سیاه پوست به شدت هوادارش شده بودند.

وی تحت تعالیم رهبران بزرگ اسلام مثل الیجاه محمد (Elijah Muhammad) و مالکوم ایکس(Malcom X) و تبعیت از فرامین آنها در امر اسلام به سرعت مورد انزجار جامعه سفیدپوست و مسیحی تبار آمریکایی قرار گرفت. شاید عمده انزجار آنها به این علت بود که نمی خواستند نماینده ای از سیاهان مدافع حقوق اجتماعی آنها باشد. در سال 1970 پس از سپری کردن دوران محرومیت خود به علت شرکت نکردن در جنگ او بار دیگر گواهینامه بوکس خود را دریافت کرد، اما به علت وقفه ای چند ساله در ورزش حرفه ای عنوان قهرمانی سال 1971 رادر مبارزه ای با جو فریزر (Joe Frazer) در مادیسون اسکوار گاردن (Madison Square Garden) از دست داد. این مسابقه شاید به نظر بسیاری دیگر چیزی شبیه مسابقات دیگر باشد اما برای دو رقیبی که هر کدام شکست ناپذیر بوده به منزله جولانجگاهی برای نمایش قدرت و مهارتشان است. هر دو مدعی و هر دو مبارزه طلب ... هرچند فریزر در راند آخر او را ناک اوت کرد و این تراژدی به ضرر کلی پایان یافت.

تحت الشعاع اسلام
گرایش او به اسلام زندگیش را تا حد زیادی تحت شعاع قرار داد و حتی تعالیم دینی کسانی که تحت رهبریشان بود اورا واداشت تا قرآن را با جدیت فرا بگیرد و او همچنین کم کم این ذهنیت را که سفید پوستان از شیاطین هستند و زاییده تفکرات تبعیض نژادی بود به فراموشی سپرد و یاد گرفت که مردمان جهان از هر رنگ و ملیتی که باشند، همنوع هم هستند و باید در این دنیا خود را برای زندگی در دنیای دیگر آماده کنند.

در سال 1975 محمد علی، فریزر را در مانیلای (Manilla) فیلیپین شکست داد و به زعم خودش و البته کارشناسان یکی از جنجالی ترین مسابقات بوکس دنیا بود. پس از 14 راند خسته کننده، ادی فاچ (Eddie Futch) مربی فریزر مانع او از ادامه مسابقه شد و دست راست کلی به عنوان پیروز میدان بالا رفت و این مسابقه یکی از تاریخی ترین مسابقات بوکس در دفتر تاریخ این رشته لقب گرفت. مجله رینگ این مبارزه را "مبارزه منتخب سال" نامید و برای کلی پس از 5 سال محرومیت عنوان فوق العاده ای بود.

عده بسیار زیادی فکر میکردند محمد علی کلی پس از این مبارزه بازنشسته میشود، اما اینگونه نشد و او همچنان به بوکس ادامه داد.

در 30 آوریل 1976 رو در روی جیمی یانگ (Jimmy Young) قرار گرفت و البته بدترین مبارزه خود را انجام داد. وی هم اضافه وزن پیدا کرده بود و هم از آمادگی فیزیکی خوبی برخوردار نبود و به نظر می رسید رقیب جوان خود را نیز چندان جدی نگرفته بود. عده بسیاری که در کنار رینگ قرار داشتند یانگ را مستحق پیروزی میدانستند و حتی مربی کلی هم او را بابت عملکرد ضعیفش سرزنش کرد. در ماه سپتامبر همان سال محمد علی برابر کن نورتون (Ken Norton) روی رینگ رفت و در استادیوم یانکیها یکبار دیگر از قدرت خود دفاع کرد.

در المپیک سال 1978 بار دیگر عنوان قهرمانی را که در 1976 از دست داده بود با غلبه بر لئون اسپینکس (Leon Spinks) که تنها 8 بازی حرفه ای داشت به دست آورد و برای سومین بار قهرمان سنگین وزن دنیا لقب گرفت.

اعلام بازنشستگی

محمد علی در حال مبارزه
در 27 ژوئن 1979 محمد علی اعلام بازنشستگی کرد و با دنیای پر هیجان رینگ و بوکس خداحافظی نمود. اگرچه در طی دو سال پس از آن مسابقاتی هم انجام داد ولی در آخرین مسابقه خود برابر ترور بربیک (Trevor Bebick) که 12 سال از او جوانتر بود شکست خورد و پس از این شکست در سال 1981 با رکورد 56 پیروزی، 37 ناک اوت و 5 شکست به طور کامل از بوکس کناره گیری کرد.

محمد عل کلی حتی در بوکس هم عقاید ضد اورتودوکس داشت و مثلا" به جای آنکه مثل سایر بوکسورهای اورتودوکس هنگام دفاع دستهایش را بالا و روی صورتش بگیرد، آنها را در پایین میگرفت، همیشه فاصله اش با حریف نسبت به سایرین بیشتر بود و ضربات مشتش به سر از هر بوکسور دیگری بیشتر بود. اگرچه شاید این مساله در طول یک مسابقه ریسک بیشتری داشته باشد اما ضربات سنگین به اعضای بدن برای ناک اوت کردن حریف از روی رینگ موثرتر است و کلی معتقد بود نمیخواهد با فریب دادن دیگران قهرمان شود.

دوران پس از بازنشستگی
در سال 1982 محمد علی دچار سندروم پارکینسون شد، اما از محبوبیتش نزد مردم و هوادارنش چیزی نکاست و هچمنان مورد توجه میلیونها نفر در سراسر جهان بود. در سال 1985 افتخار روشن کردن مشعل المپیک را در جورجیای آتلانتا پیدا کرد.

از آنجایی که دخترش لیلا علی (Leila Ali) به رشته پدر علاقه فراوانی داشت از سال 1999 بوکس حرفه ای را آغاز کرد. اما پدرش پیش از این در سال 1978 در مورد بوکس زنان گفته بود: "زنان هرگز نمی توانند به خاطر فیزیولوژی بدنشان مثل مردان بوکس بازی کنند. ضربات سهمگین بوکس باعث بروز مشکلاتی برایشان می شود که گاها" جبران ناپذیر است."

محمد علی در حال حاضر همراه خانواده اش در میشیگان (Michigan) زندگی میکند.

چه کسی میگوید که گرانی اینجاست؟
دوره ارزانیست...

چه شرافت ارزان،

تن عریان ارزان،

و دروغ از همه چیز ارزانتر....!

آبرو قیمت یک تکه ی نان...

و چه تخفیف بزرگی خورده است،قیمت هر انسان
 
 
پاسخ با نقل قول
 
4 کاربر ذیل به علت این پست مفید از hardihood تشکر کرده اند:
eris (11 April 2008), Hamzeh_rfj (11 April 2008), Kasra (12 April 2008), Windows XP (4 January 2009)
 
hardihood hardihood آنلاین نیست.
امتیاز: 6,822, درجه: 24
امتیاز: 6,822, درجه: 24 امتیاز: 6,822, درجه: 24 امتیاز: 6,822, درجه: 24
درجه بالاتر: 55%, 228 امتیاز مورد نیاز
درجه بالاتر: 55% درجه بالاتر: 55% درجه بالاتر: 55%
فعالیت: 0.0%
فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Feb 2008
پست ها: 286
تاپیک ها: 17

سپاس ها: 1,189
سپاس شده 404 بار در 143 پست
hardihood به Yahoo ارسال پیام
 
11 April 2008
 امتیاز:     
34 (#)  
 

زندگینامه آرنولد
نام کامل:ARNOLD ALOIS SCHWARZENEGGER
اسامی مستعار:ARNIE-THE GOVERNATOR
-AUSTRIAN OAK-CONAN THE REPUBLICAN.
تاریخ تولد: 30 جولای 1947-اتریش.
قد:188 سانتی متر.
وزندر اوج تناسب اندام) 117 کیلو گرم.
شغل: بازیگر، بدنساز، سیاستمدار، فرماندار کالیفرنیا.
تحصیلات:فارغ التحصیل رشته مدیریت بازرگانی و بازاریابی
بین الملل.
پدر:GUSTAV SCHWARZENEGGER---شغل:افسر پلیس
وی در سال 1974 بر اثر نارسایی قلبی فوت کرد.
مادر:AURELIA JADRNY---وی در سال 1998 به علت سکته قلبی درگذشت.
برادر:MEINHARD----وی در سال 1971 در جریان تصادف رانندگی فوت کرد.
همسر:MARIA SHRIVER---شغل:روزنامه نگار و گوینده تلویزیون---سال ازدواج:1986-----وی دختر برادر جان کندی میباشد.
روابط دیگر:BRIGITTE NIELSEN---در سال 1985 نامزد
کردند اما منتفی گشت.
دخترها:KATHERINE(17 ساله)-CHRISTINA(14 ساله)
پسرها:PATRICK(12 ساله)-CHRISTOPHER(8 ساله)




فیلمها:

Hercules in New York (1970)
The Long Goodbye (1973)
Stay Hungry (1976)
Pumping Iron (1977)
The Villain (1979)
Scavenger Hunt (1979)
The Comeback (1980)
Body by Garret (1982)
Conan the Barbarian (1982)
Conan the Destroyer (1984)
The Terminator (1984)
Red Sonja (1985)
Commando (1985)
Raw Deal (1986)
Predator (1987)
The Running Man (1987)
Red Heat (198
Twins (198
Total Recall (1990)
Kindergarten Cop (1990)
Terminator 2: Judgment Day (1991)
Freed (1992)
Dave (1993)
Last Action Hero (1993)
The Last Party (1993)
A Century of Cinema (1994)
Beretta's Island (1994)
True Lies (1994)
Junior (1994)
T2 3-D: Battle Across Time (1996)
Eraser (1996)
Jingle All the Way (1996)
Stand Tall (1997)
Batman & Robin (1997)
Junket Whore (199
End of Days (1999)
The 6th Day (2000)
Dr. Dolittle 2 (2001)
Last Party 2000 (2001)
Collateral Damage (2002)
Terminator 3: Rise of the Machines (2003)
The Rundown (2003)
Around the World in 80 Days (2004)
How Arnold Won the West (2004)
WMD: Weapon of Mass Destruction (2004)
The Kid & I (2005) (COMMING SOON)

* وی در سال 1997 تحت عمل جراحی باز قلب قرار گرفت.
وی از دریچه قلب مصنوعی استفاده می کـنـد کـه هر چند
سال یکبار میباید آن را تعویض کند.

* عضلات وی رشد یافته ترین عضلات یک انسان در تاریخ
جهان می بـاشـند از ایـن رو نــــام وی در کتاب رکوردهای
گینس به ثبت رسیده است.

* وی هوادار حزب جمهوریخواه میباشد.

* آرنولد در سال 1983 تبعه امریکا گردید.

* وی دو بـار در سال هـای 1996 و 2002 دکـتـرای افتخاری
دریافت کرده است.

* آرنـولـد در سـال 2003 بـه فـرمـانـداری کـالیفرنیا منصوب
گردید.

* وی در خانه ای بدنیا آمد که فاقد تلفن،دستشویی و یخچال بود.

* نام خانوادگی وی:شوارتزنگر به زبان آلمانی به معنی :"کشاورز سیاه" میباشد.

* پدر و مادر وی عضو حزب نازی آلمان بوده اند.

* وی در سال 1965 به مدت یک سال به خدمت سربازی اتریش رفت.

* وی در جهان از لحاظ کسب مقام نخست در رشته پرورش اندام مسابقات جهانی نیز رکوردار میباشد. وی تاکنون 5 بار مقام آقای جهان MR. UNIVERSE و 7 بار نیز عنوان MR. OLYMPIA را از آن خود کرده است.

* وی پس از ترک اتریش به انگلیس آمد و مشغول به کار گردید. درآمد وی در انگلیس 120 پوند در ماه بود.

* درآمد وی از حرفه بازیگری تاکنون بیش از 250 میلیون دلار بوده است.

* درآمد وی از فیلم ترمیناتور 3 : 30 میلیون دلار.

* وی هنگامی که در سال 1968 به آامریکا آمد سرمایه اش 20 دلار بود و لهجه غلیظی نیز داشت.

* وی اذعان کرده است که از داروهای استروئیدی استفاده میکرده است.

* وی ویراستار دو مجله پرورش اندام نیز میباشد.

* نام کتاب اتوبیوگرافی وی ARNOLD:THE EDUCATION OF A BODY-BUILDER میباشد.

* استادیوم فوتبالی بنام وی در اتریش وجود دارد.

* وی تحت عمل جراحی فک نیز قرار گرفته است.

چه کسی میگوید که گرانی اینجاست؟
دوره ارزانیست...

چه شرافت ارزان،

تن عریان ارزان،

و دروغ از همه چیز ارزانتر....!

آبرو قیمت یک تکه ی نان...

و چه تخفیف بزرگی خورده است،قیمت هر انسان
 
 
پاسخ با نقل قول
 
4 کاربر ذیل به علت این پست مفید از hardihood تشکر کرده اند:
eris (11 April 2008), Hamzeh_rfj (11 April 2008), Kasra (12 April 2008), Windows XP (4 January 2009)
 
hardihood hardihood آنلاین نیست.
امتیاز: 6,822, درجه: 24
امتیاز: 6,822, درجه: 24 امتیاز: 6,822, درجه: 24 امتیاز: 6,822, درجه: 24
درجه بالاتر: 55%, 228 امتیاز مورد نیاز
درجه بالاتر: 55% درجه بالاتر: 55% درجه بالاتر: 55%
فعالیت: 0.0%
فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Feb 2008
پست ها: 286
تاپیک ها: 17

سپاس ها: 1,189
سپاس شده 404 بار در 143 پست
hardihood به Yahoo ارسال پیام
 
11 April 2008
 امتیاز:     
35 (#)  
 
زندگی نامه هنری سیلوستر استالون



با بازیگری آشنا می شویم که متا سفانه در ایران تمام مردم وحتی منتقدین سینما وتلویزیون هم اسمش را اشتباه میگویند که این به خاطر این است که

تلویزیون ایران زیاد به فیلم ها وخود این بازیگر نپرداخته است بازیگر مورد بحث ما یکی از بهترین بازیگران فیلم های اکشن ویکی از بهترین فیلم نامه نویس هاست در هالیوود چندین بازیگر آمریکایی معروف در فیلم های اکشن به بازی پرداختند که در این خط اسطوره شدند همانند:|ژان کلود وندام-آرنولدشوارزنگر- سیلوستراستالون – استیون سیگال – ویزلی اسنایپس - بروس ویلیس-و....

اما ما در میان این اسم ها می خواهیم با سیلوستراستالون آشنا شویم درسته تعجب نکنید اسم درست اون سیلوستر استالون نه سیلوستر استالونه او بارها در مصاحبه بامجلات ایرانی گفته است که اسم من سیلوستراستالون است نه سیلوستر استالونه





لقب:اسلای
محل تولد:نیورک سیتی
سال تولد:1946

نام پدر: فرانك استالون

نام مادر: ژاكلين لابوفيش
همسر:جنیفر فلاوین تالیتا شر



اسلای در 6 جولای 1946 به دنیا آمد او در هنگام تولد سمت چپ صورتش فلج بود اگر توجه کنید اسلای بعضی ازحروف را به خوبی نمی تواند بگوید او یکی از بچه هایی بود که در ابتدا بسیاری از اقوام ودوستان او به پیشرفت او مطمئن بودند بعد از اینکه دوران مد رسه را تمام کرد به دانشگاه رفت ودر آنجا چند سال درس خواند ولی چون زیاد به درس خواندن علا قه نداشت درس را رها کرد وبه سوی بازیگری رفت چون از هیکل تنومندی بر خوردار بود وورزش فر اوانی می کرد بسیاری از دوستان و آشنایان او را تشویق می کردند تا بازیگر شود وهم اینطور هم شد و به خاطر هیکلش باز یگر فیلم ها ی اکشن شد او اولین فیلم خودرا به نام مهماني در خانه كيتي و استاد بازی کرد كه در آن هم صحنه‌هاي اكشني به چشم مي‌خورد او در ابتدای کارش نقش های کوتاهی باز کرد همانند موزها1971 ساخته وودي‌آلن- كلوت1971- و مالكان فلت بوش1974

او علا قه بسیاری به بوکس داشت به همین خاطر مسابقات بوکس را زیاد می دید يك شب براي ديدن مسابقه بوكسور معروف آن زمان علي چاك ونپر رفته بود این مسابقه با عث شد تا اسلای فیلم نامه راکی را بنویسد او فیلم نامه خود می خواست بفروشد شرط او این بود تا نقش اولش را یعنی راکی





را خودش بازی کند ولی هر کارگردان یا تهیه کننده ای بازیگران دیگری را مثل برت رينولد و يا جيمزكان آن نقش را ايفا نمايند. اما استالون بالاخره موفق شد آنها را متقاعد كند و نتيجه اين ده جايزه آكادمي فيلم بود كه دو تا از اين جوايز به خود او تعلق گرفت. يكي به عنوان بهترين هنرپيشه و ديگري بهترين فيلمنامه.در ميان بهترين قهرمانان فيلم‌هاي هاليوود نام استالون در نقش (راكي بالبوآ) پس از گريگوري پك (آتيسوس فينچ)، هريسون فورد (اينديانا جونز)، شون كانري (جيمزباند)، هامفري بوگارت (ريك بلين)، گاري كوپر (ويل كين) و جودي

فاستر (كلاريس استارلينگ)، در مقام هفتم قرار دارد.

خانواده استالون شامل برادرش فرانك جونيور استالون خواننده و بازيگر سابق، مادرش ژاكلين استالون كه يك فالگير بود و پسرش سيج استالون كه در فيلم راكی5 در نقش پسر او بازي كرد، مي‌باشد.استالون سه بار ازدواج كرده است. همسر اولش ساشاچاك1974- 1985 بود. او در نگارش فيلمنامه راكي كمك‌هاي شاياني به استالون كرده است و يك عكاس نيز بود. وقتي تست بازيگري داد براي بازي در نقش اول فيلم play it as it lays انتخاب شد ولي استالون به او اجازه خروج از نيويورك را نداد و بهانه‌اش هم اين بود كه براي تايپ فيلمنامه‌هايش به او نياز دارد.همسر دوم استالون: بريجيت نيلسون1985-1987 نام داشت كه در فيلم راكي4 با استالون هم‌بازي بود. ازدواج اول بريجيت با كاسپر ونيرنيگ موزيسين دانماركي بود. او پس از جدايي از استالون نيز با مارك گاستينو فوتباليست آمريكايي نامزد شد و يك پسر از او دارد. بريجيت پس از آن با سباستين گوپلند كارگردان و عكاس كه پسرعموي اورلاندوبلوم بود عروسي كرد و در ماه مارس 2005 و در ازدواج پنجم خود با ماتيا دسي يك كافهدار 28 ساله ايتاليايي پيوند زناشويي بست. ولي اين ازدواج هيچ‌گاه رسمي قلمداد نشد زيرا در آن هنگام او رسما از همسر چهارمش طلاق نگرفته بود.
همسر سوم استالون كه همسر فعلي او نيز مي‌باشد، جنيفر فليون نام دارد. او و فليون كه يك آمريكايي ايرلندي است در قصر بلنهايم واقع در آكسفورد شاير انگلستان ازدواج نمودند. اين قصر محل تولد وينستون چرچيل نيز

مي‌باشد.

جنيفر كه بسيار جوان‌تر از سيلوستر استالون مي‌باشد در چهارده اگوست سال 1968 در شيكاگو به دنيا آمده

است. او دو خواهر هنرپيشه به نام‌هاي جولي و تريشيا فليون دارد و مدرك دانشگاهي وي در رشته اقيانوس‌شناسي مي‌باشد. استالون پنج فرزند دارد. پسر ارشد او سيج استالون و پسر دومش سرجو فرزندان ساشا چاك هستند و در سال‌هاي 1976 و 1979 به دنيا آمدند. دختران استالون سوفيا رز كه بيماري قلبي مادرزادي دارد و يك سوراخ در قلب اوست، سيستين رز و اسكارلت رز فرزندان مشترك او و جنيفر فليون مي‌باشند كه به ترتيب در سال‌هاي 1996، 1998 و 2002 متولد شدند سیلوستر همکنون دارای شبکه ای



است که در آنجا مجری برنامه ای است



که جوانان را برای مسبقات بوکس ورودررو شدن در برابر یکدیگر آماده میکند ومحک می زند

گزیدهای از فیلم ها

1- مهماني در خانه كيتي و استاد

2- موزها

3- كلوت

4- مالكان فلت بوش

5-راکی1-2-3-4

6-رمبو1-2-3

7-پلیس آباد

8- مورچه ی زی صدش

9- روشنایی روز

10- قاضی درد

11- ادم کش ها

12- متخصص

13- صخره نورد

14- اسکار

15- تانگو کش

16- کبرا

17- اولین خون

چه کسی میگوید که گرانی اینجاست؟
دوره ارزانیست...

چه شرافت ارزان،

تن عریان ارزان،

و دروغ از همه چیز ارزانتر....!

آبرو قیمت یک تکه ی نان...

و چه تخفیف بزرگی خورده است،قیمت هر انسان
 
 
پاسخ با نقل قول
 
4 کاربر ذیل به علت این پست مفید از hardihood تشکر کرده اند:
eris (11 April 2008), Hamzeh_rfj (11 April 2008), Kasra (12 April 2008), Windows XP (4 January 2009)
 
masis masis آنلاین نیست.
امتیاز: 26,664, درجه: 50
امتیاز: 26,664, درجه: 50 امتیاز: 26,664, درجه: 50 امتیاز: 26,664, درجه: 50
درجه بالاتر: 12%, 886 امتیاز مورد نیاز
درجه بالاتر: 12% درجه بالاتر: 12% درجه بالاتر: 12%
فعالیت: 0.0%
فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Dec 2007
محل سکونت: مشهـــــد
پست ها: 1,105
تاپیک ها: 143
iMate-JASJAR
Kaspersky Firefox Windows-XP IR-TCI

سپاس ها: 1,296
سپاس شده 2,400 بار در 803 پست
 
11 April 2008
 امتیاز:     
36 (#)  
 
احمـــد شاملو


احمد شاملو (زاده ۲۱ آذر، ۱۳۰۴ در تهران؛ در خانهٔ شمارهٔ ۱۳۴ خیابان صفی‌علیشاه - درگذشته ۲ مرداد ۱۳۷۹ فردیس کرج) شاعر، نویسنده، فرهنگ ‌نویس، ادیب و مترجم ایرانی است. آرامگاه او در امامزاده طاهر کرج واقع است. تخلص او در شعر الف. بامداد و الف. صبح بود


تولد و سال‌های پیش از جوانی
احمد شاملو در ۲۱ آذر ۱۳۰۴ در خانه شماره ۱۳۴ خیابان صفی علیشاه تهران متولد شد. پدرش حیدر نام داشت که تبار او به گفته شاملو در شعری از مجموعه‌ی مدايح بی‌صله، به اهل کابل برمی‌گشت؛ مادرش کوکب عراقی است. دوره‌ی کودکی را به خاطر شغل پدر که افسر ارتش بود و هرچند وقت را در جایی به مأموریت می‌رفت، در شهرهایی چون رشت و سمیرم و اصفهان و آباده و شیراز گذراند. (به همین دلیل شناسنامهٔ او در شهر رشت گرفته شده‌است و محل تولد در شناسنامه رشت نوشته شده‌است.)



دوران دبستان را در شهرهای خاش و زاهدان و مشهد گذراند و از همان دوران اقدام به گردآوری مواد فرهنگ عامه کرد. دوره دبیرستان را در بیرجند و مشهد و تهران گذراند و سال سوم دبیرستان را در دبیرستان ایرانشهر تهران خواند و به شوق آموختن دستور زبان آلمانی در سال اول دبیرستان صنعتی ثبت‌نام کرد. در اوایل دهه ۲۰ خورشیدی پدرش برای سر و سامان دادن به تشکیلات از هم پاشیده ژاندرمری به گرگان و ترکمن‌صحرا فرستاده شد. او هم‌راه با خانواده به گرگان رفت و به ناچار در کلاس سوم دبیرستان ادامه تحصیل داد. در آن هنگام در فعالیت‌های سیاسی شمال کشور شرکت کرد و بعدها در تهران دستگیر شد و به زندان شوروی در رشت منتقل گردید. پس از آزادی از زندان با خانواده به رضائیه(ارومیه) رفت و تحصیل در کلاس چهارم دبیرستان را آغاز کرد. با به قدرت رسیدن پیشه‌وری و جبهه دموکرات آذربایجان به هم‌راه پدرش دستگیر می‌شود و دو ساعت جلوی جوخه آتش قرار می‌گیرد تا از مقامات بالا کسب تکلیف کنند. سرانجام آزاد می‌شود و به تهران باز می‌گردد و برای همیشه ترک تحصیل می‌کند.

ازدواج اول و چاپ نخستین مجموعهٔ شعر
در بیست و دو سالگی (۱۳۲۶) با اشرف الملوک اسلامیه ازدواج کرد. هر چهار کودک او، سیاوش، سامان، سیروس و ساقی حاصل این ازدواج هستند. در همین سال اولین مجموعه اشعار او با نام «آهنگ‌های فراموش شده» به چاپ می‌رسد و هم‌زمان کار در نشریاتی مثل «هفته نو» را آغاز می‌کند.
در سال ۱۳۳۰ او شعر بلند «۲۳» و مجموعه اشعار «قطع نامه» را به چاپ می‌رساند. در سال ۱۳۳۱ به مدت حدود دو سال مشاورت فرهنگی سفارت مجارستان را به عهده دارد.

دستگیری و زندان
در سال ۱۳۳۲ پس از کودتای ۲۸ مرداد با بسته شدن فضای سیاسی ایران مجموعه اشعار آهن‌ها و احساس توسط پلیس در چاپخانه سوزانده می‌شود و با یورش ماموران به خانه او ترجمه طلا در لجن اثر ژیگموند موریس و بخش عمده کتاب پسران مردی که قلبش از سنگ بود اثر موریوکایی با تعدادی داستان کوتاه نوشته خودش و تمام یادداشت‌های کتاب کوچه از میان می‌رود و با دستگیری مرتضی کیوان نسخه‌های یگانه ای از نوشته‌هایش از جمله مرگ زنجره و سه مرد از بندر بی‌آفتاب توسط پلیس ضبط می‌شود که دیگر هرگز به دست نمی‌آید. او موفق به فرار می‌شود اما پس از چند روز فرار از دست ماموران در چاپخانه روزنامه اطلاعات دستگیر شده، به عنوان زندانی سیاسی به زندان موقت شهربانی و زندان قصر برده می‌شود. در زندان علاوه بر شعر به نوشتن دستور زبان فارسی می‌پردازد و قصه بلندی به سیاق امیر ارسلان و ملک بهمن می‌نویسد که در انتقال از زندان شهربانی به زندان قصر از بین می‌رود. در ۱۳۳۴ پس از یک سال و چند ماه از زندان آزاد می‌شود.

ازدواج دوم و انتشار هوای تازه
در ۱۳۳۶ با طوبی حائری ازدواج می‌کند (دومین ازدواج او نیز مانند ازدواج اول مدت کوتاهی دوام می‌آورد و چهار سال بعد در ۱۳۴۰ از همسر دوم خود نیز جدا می‌شود.) در این سال با انتشار مجموعه اشعار هوای تازه خود را به عنوان شاعری برجسته تثبیت می‌کند. این مجموعه حاوی سبک نویی است و بعضی از معروف‌ترین اشعار شاملو همچون پریا و دخترای ننه دریا در این مجموعه منتشر شده‌است. در همین سال به کار روی اشعار حافظ، خیام و بابا طاهر نیز روی می‌آورد. پدرش نیز در همین سال فوت می‌کند. در سال ۱۳۴۰ هنگام جدایی از همسر دومش همه چیز از جمله برگه‌های تحقیقاتی کتاب کوچه را رها می‌کند.

زندگينامه و سال شمار زندگي احمد شاملو

دانلود مجموعه اشعار باغ آيينه از احمد شاملو


فعالیت‌های سینمایی و تهیه نوار صوتی
در سال ۱۳۳۸ شاملو به اقدام جدیدی یعنی تهیه قصه خروس زری پیرهن پری برای کودکان دست می‌زند. در همین سال به تهیه فیلم مستند سیستان و بلوچستان برای شرکت ایتال کونسولت نیز می‌پردازد. این آغاز فعالیت سینمایی جنجال‌آفرین احمد شاملو است. او بخصوص در نوشتن فیلمنامه و دیالوگ‌نویسی فعال است. در سال‌های پس از آن و به‌ویژه با مطرح شدنش به عنوان شاعری معروف، منتقدان مختلف حضور سینمایی او را کمرنگ دانسته‌اند. خود او می‌گفت: «شما را به خدا اسم‌شان را فیلم نگذارید.» و بعضی شعر معروف او دریغا که فقر/ چه به آسانی/ احتضار فضیلت است را به این تعبیر می‌دانند که فعالیت‌های سینمایی او صرفا برای امرار معاش بوده‌است. شاملو در این باره می‌گوید: «کارنامهٔ سینمایی من یک جور نان خوردن ناگزیر از راه قلم بود و در حقیقت به نحوی قلم به مزدی!»
در سال ۱۳۳۹ با همکاری هادی شفائیه و سهراب سپهری ادارهٔ سمعی و بصری وزارت کشاورزی را تاسیس می‌کند و به عنوان سرپرست آن مشغول به کار می‌شود.

آشنایی و ازدواج با آیدا سرکیسیان
شاملو در ۱۴ فروردین ۱۳۴۱ با آیدا سرکیسیان آشنا می‌شود. این آشنایی تاثیر بسیاری بر زندگی او دارد و نقطه عطفی در زندگی او محسوب می‌شود. در این سال‌ها شاملو در توفق کامل آفرینش هنری به سر می‌برد و بعد از این آشنایی دوره جدیدی از فعالیت‌های ادبی او آغاز می‌شود. آیدا و شاملو در فروردین ۱۳۴۳ ازدواج می‌کنند و در ده شیرگاه (مازندران) اقامت می‌گزینند و تا آخر عمر در کنار او زندگی می‌کند. شاملو در همین سال دو مجموعه شعر به نام‌های آیدا در آینه و لحظه‌ها و همیشه را منتشر می‌کند و سال بعد نیز مجموعه‌یی به نام آیدا، درخت و خنجر و خاطره! بیرون می‌آید و در ضمن برای بار سوم کار تحقیق و گردآوری کتاب کوچه آغاز می‌شود.
در سال ۱۳۴۶ شاملو سردبیری قسمت ادبی و فرهنگی هفته‌نامه خوشه را به عهده می‌گیرد. همکاری او با نشریه خوشه تا ۱۳۴۸ که نشریه به دستور ساواک تعطیل می‌شود، ادامه دارد. در این سال او به عضویت کانون نویسندگان ایران نیز در می‌آید. در سال ۱۳۴۷ او کار روی غزلیات حافظ و تاریخ دوره حافظ را آغاز می‌کند. نتیجه این تحقیقات بعدها به انتشار دیوان جنجالی حافظ به روایت او انجامید.
در اسفند ۱۳۵۰ شاملو مادر خود را نیز از دست می‌دهد. در همین سال به فرهنگستان زبان ایران برای تحقیق و تدوینِ کتاب کوچه، دعوت شد و به مدت سه سال در فرهنگستان باقی ماند.

سفرهای خارجی
شاملو در دهه ۱۳۵۰ نیز به فعالیت‌های گسترده شعر، نویسندگی، روزنامه نگاری (از جمله همکاری با کیهان فرهنگی و آیندگان)، ترجمه، سینمایی (از جمله تهیه گفتار برای چند فیلم مستند به دعوت وزارت فرهنگ و هنر) و شعرخوانی خود (از جمله در انجمن فرهنگی کوته و انجمن ایران و امریکا) ادامه می‌دهد. در ضمن سه ترم به تدریس مطالعه آزمایشگاهی زبان فارسی در دانشگاه صنعتی مشغول می‌شود. در ۱۳۵۱ به علت معالجه آرتروز شدید گردن به پاریس سفر می‌کند تا زیر عمل جراحی گردن قرار گیرد. سال بعد، ۱۳۵۲، مجموعه اشعار ابراهیم در آتش را به چاپ می‌رساند. در ۱۳۵۴ دانشگاه رم از او دعوت می‌کند تا در کنگره نظامی گنجوی شرکت کند و از همین رو عازم ایتالیا می‌شود. در همین سال دعوت دانشگاه بوعلی برای سرپرستی پژوهشکدهٔ آن دانشگاه را می‌پذیرد و به مدت دو سال به این کار اشتغال دارد.
در ۱۳۵۵ انجمن قلم و دانشگاه پرینستون از او برای سخنرانی و شعرخوانی دعوت می‌کنند و از همین رو عازم ایالات متحده می‌شود. در این سفر او به سخنرانی و شعرخوانی در بوستون و برکلی می‌پردازد و پیشنهاد دانشگاه کلمبیای نیویورک برای تدوین کتاب کوچه را نمی‌پذیرد. در ضمن با شاعران و نویسندگان مشهور جهان همچون یاشار کمال، آدونیس، البیاتی و وزنیسینسکی از نزدیک دیدار می‌کند. این سفر سه ماه به طول می‌کشد و شاملو سپس به ایران باز می‌گردد.
هنوز چند ماه نگذشته که او دوباره به عنوان اعتراض به سیاست‌های دولت ایران، کشور را ترک می‌کند و به امریکا سفر می‌کند و یک سالی در آنجا زندگی می‌کند و در این مدت در دانشگاه‌های مختلفی سخنرانی می‌کند. در ۱۳۵۷ او از آمریکا به انگلستان می‌رود و در آنجا مدتی سردبیری هفته‌نامه «ایرانشهر» در لندن را به عهده می‌گیرد.

انقلاب و بازگشت به ایران
با وقوع انقلاب ایران و سقوط رژیم شاهنشاهی، شاملو تنها چند هفته پس از پیروزی انقلاب به ایران باز می‌گردد. در همین سال انتشارات مازیار اولین جلد کتاب کوچه را در قطع وزیری منتشر می‌کند. شاملو در ضمن به عضویت هیات دبیران کانون نویسندگان ایران در می‌آید و به کار در مجلات و روزنامه‌های مختلف می‌پردازد. او در ۱۳۵۸ سردبیری هفته‌نامه کتاب جمعه را به عهده می‌گیرد. این هفته‌نامه پس از انتشار کمتر از چهل شماره توقیف می‌شود.
شاملو در این سال‌ها مجموعه اشعار سیاسی خود را با صدای خود می‌خواند و به صورت مجموعهٔ کتاب و نوار صوتی کاشفان فروتن شوکران منتشر می‌کند. از جمله اشعار این مجموعه مرگ وارطان است که شاملو اشاره می‌کند تنها برای فرار از اداره سانسور مرگ نازلی نام گرفته بوده‌است و در واقع برای بزرگداشت وارطان سالاخانیان، مبارز کمونیست ایرانی، بوده‌است.
از ۱۳۶۲ با بسته‌تر شدن فضای سیاسی ایران چاپ آثار شاملو نیز متوقف می‌شود. هر چند خود شاملو متوقف نمی‌شود و کار ترجمه و تالیف و سرودن شعر را ادامه می‌دهد در این سال‌ها به‌ویژه روی کتاب کوچه با هم‌کاری همسرش آیدا مستمر کار می‌کند و ترجمهٔ رمان دن آرام را نیز پی‌می‌گیرد. تا آن که ده سال بعد ۱۳۷۲ با کمی‌بازتر شدن فضای سیاسی ایران آثار شاملو به صورت محدود اجازه انتشار می‌گیرد.
۱۳۶۷ به آلمان سفر می‌کند تا به عنوان میهمانِ مدعوِ دومین کنگرهٔ بین‌المللی ادبیات: اینترلیت ۲ تحت عنوان جهانِ سوم: جهانِ ما در ارلانگن آلمان و شهرهای مجاور در این کنگره شرکت کند. در این کنگره نویسندگانی از کشورهای مختلف حضور داشتند از جمله عزیز نسین، دِرِک والکوت، پدرو شیموزه، لورنا گودیسون و ژوکوندا بِلی. عنوان سخنرانی شاملو در این کنگره «من دردِ مشترکم، مرا فریاد کن!» بود. در ادامه این سفر دعوت انجمن قلم (Pen) و دانشگاه یوته‌بوری به سوئد و ضمن اجرای شب شعر با هیئت ریسهٔ انجمن قلم سوئد نیز ملاقات می‌کند.
۱۳۶۹ برای شرکت در سیرا ۹۰ توسط دانشگاه UC برکلی به عنوان میهمان مدعو به آمریکا سفر کرد. سخنرانی وی به نام «نگرانی‌های من» و «مفاهیم رند و رندی در غزل حافظ.» واکنش گستردهٔی در مطبوعات فارسی زبان داخل و خارج کشور داشت و مقالات زیادی در نقد سخنران شاملو نوشته شد. در این سفر دو عمل جراحی مهم روی گردن شاملو صورت گرفت با این حال چندین شب شعر توسط وی برگزار شد و ضمنا به عنوان استاد میهمان یک ترم در دانشگاه UC برکلی دانشجویان ایرانی به (زبان، شعر و ادبیات معاصر فارسی) را نیز تدریس کرد و در همین موقع ملاقاتی با لطفی علی‌عسکرزاده ریاضی‌دان شهیر ایرانی داشت.
سال ۱۳۷۰ بعد از سه سال دوری از کشور به ایران بازگشت و تا آخر عمر دیگر از کشور خارج نشد.

سرانجام
سال‌های آخر عمر شاملو کم و بیش در انزوایی گذشت که به او تحمیل شده بود. از سویی تمایل به خروج از کشور نداشت و خود در این باره می‌گویید: «راستش بار غربت سنگین‌تر از توان و تحمل من است… چراغم در این خانه می‌سوزد، آبم در این کوزه ایاز می‌خورد و نانم در این سفره‌است.» از سوی دیگر اجازه هیچ‌گونه فعالیت ادبی و هنری به شاملو داده نمی‌شد و اکثر آثار او از جمله کتاب کوچه سال‌ها در توقیف مانده بودند. بیماری او نیز به شدت آزارش می‌داد و با شدت گرفتن بیماری مرض قندش، و پس از آن که در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۷۶، در بیمارستان ایران‌مهر پای راست او را از زانو قطع کردند روزها و شب‌های دردناکی را پشت سر گذاشت. البته در تمام این سال‌ها کار ترجمه و به‌خصوص تدوین کتاب کوچه را ادامه داد و گه‌گاه از او شعر یا مقاله‌ای در یکی از مجلات ادبی منتشر می‌شد. او در دهه هفتاد با شرکت در شورای بازنگری در شیوهٔ نگارش و خط فارسی در جهت اصلاح شیوهٔ نگارش خط فارسی فعالیت کرد و تمام آثار جدید یا تجدید چاپ شده‌اش را با این شیوه منتشر کرد.
سرانجام در ساعت ۹ شب دوم مرداد ۱۳۷۹ (چند ساعت بعد از آن که دکتر معالجش او و آیدا را در خانهٔ‌شان در شهرک دهکدهٔ فردیس کرج تنها گذاشت، درگذشت.


از زندگی ، از این همه تکرار ، خسته ام
از هـای و هوی کوچـه و بازار خسته ام
از او کــه گفت یار تو هسـتم، ولی نبود
از خود که بی شکیب و بی یار خسته ام
تنهـــا و دل گرفتــه و بیــزار و بی امیــد
از حـال من مپرس که بسیـار خسته ام

 
 
پاسخ با نقل قول
 
5 کاربر ذیل به علت این پست مفید از masis تشکر کرده اند:
eris (11 April 2008), Hamzeh_rfj (11 April 2008), hardihood (11 April 2008), Kasra (12 April 2008), Windows XP (4 January 2009)
 
hardihood hardihood آنلاین نیست.
امتیاز: 6,822, درجه: 24
امتیاز: 6,822, درجه: 24 امتیاز: 6,822, درجه: 24 امتیاز: 6,822, درجه: 24
درجه بالاتر: 55%, 228 امتیاز مورد نیاز
درجه بالاتر: 55% درجه بالاتر: 55% درجه بالاتر: 55%
فعالیت: 0.0%
فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Feb 2008
پست ها: 286
تاپیک ها: 17

سپاس ها: 1,189
سپاس شده 404 بار در 143 پست
hardihood به Yahoo ارسال پیام
 
11 April 2008
 امتیاز:     
37 (#)  
 

زندگی نامه ژان رنو .:. Jean Reno

متولد 30 جولای 1948 - کازابلانکا

دور از وطن
(ژان مورينو جيمننز رنو) در 30 جولاي 1948 در كازابلانكا از والدين اسپانيايي - فرانسوي به دنيا آمد.والدينش براي فرار از جنگ حكومت فاشيستي فرانسيسكو فرانكو به مراكش مهاجرت كردند. عده‌اي از اعضاي خانواده آنان در جنگ كشته شدند، لذا آنان براي نجات از جنگ به مراكش رفتند. در آن هنگام مادر )ژان> باردار بود و ژان در مراكش به دنيا آمد.
ژان زيرنظر مادرش زبان فرانسه و تحت تعليمات پدرش زبان اسپانيايي را آموخت. علاوه بر اين در مدرسه نيز به آموزش زبان انگليسي پرداخت.)ژان دوران دبستان را در مراكش به پايان رساند. او به توصيه مادرش به سوي فرانسه عزيمت كرد تا در آنجا بتواند پله‌هاي ترقي را يكي پس از ديگري طي كند.
در 12 سالگي به فرانسه مهاجرت كرد و براي دريافت تابعيت فرانسه به اجبار وارد ارتش شد. او در آنجا احساس كرد كه به بازيگري در تئاتر علاقمند است، لذا در بخش نمايشي ارتش مشغول به اجراي نمايش‌هاي متعدد شد و روز به روز علاقه‌اش به بازيگري فزوني پيدا كرد. او توانست تجربيات زيادي در زمينه نمايش در ارتش مارسي فرانسه كسب كند.
ورود به سينما
بعد از اتمام خدمت سربازي به پاريس رفت و در سال 1970 نقشهاي كوچكي در تئاتر و تلويزيون در دست گرفت. چند كارگردان تلويزيوني به استعداد وي پي بردند و او را تشويق به تحصيل در زمينه بازيگري كردند. ژان روزها در استوديوي تلويزيون كار مي‌كرد و عصرها به كلاس آموزش بازيگري مي‌رفت، تا سرانجام در سال 1971 با ايفاي نقش كوچكي در فيلمي كوتاه به دنياي سينما راه يافت. اين نقش كوتاه و پيش پا افتاده سبب ايجاد اعتماد به نفس در وي شد. از سويي ديگر شانس به او روي آورد و )لوك بسون‌> يكي از كارگردانان و بازيگران معروف آن دوران با وي دوست شد و(ژان) را در فيلم‌هايش قرار داد. فيلم (گربه‌ها)، (زيرزمين) يا (مترو) را در سال 1985 با همكاري لوك‌بسون بازي كرد و ستايش فراواني را براي خود به همراه داشت. در سال 1988 بار ديگر (بسون) در فيلم
(آبي بزرگ) ژان رنو را به كار مي‌گيرد. در واقع اين اولين نقش بزرگ رنو محسوب مي‌شد.
رنو به شهرت رسيد. بعد از بازي در (آبي بزرگ) ديگر كارگردانان گويي رنو را كشف كرده باشند به او چند پيشنهاد دادند. وي در سال 1990 فيلم (نيكيتا) را بازي كرد. به دنبال آن در فيلم (صدا) به سال 1992 و (پرواز از محكمه) هنر خود را نشان داد.
موفقيت بزرگ
فيلم(لئون) در سال 1994 موفقيت بزرگي را به دنبال داشت. اين فيلم يكي از موفق‌ترين و پرفروش‌ترين فيلمها در تاريخ سينماي فرانسه محسوب مي‌شد. البته اين فيلم طيف خشونت را به دنبال داشت و 23 دقيقه از فيلم حذف شد تا خشونت آن كم شود.
رنو در سال 1995 با بازي در فيلم (ماموريت غيرممكن) مورد نقد منتقدان زيادي قرار گرفت اما موفقيت فيلم در نظر مردم چشمگير بود.
بسوي هاليوود
رنو در سال 1997 به سوي هاليوود راه افتاد و سعي كرد تا تماشاگران آمريكايي را با ذوق و استعداد خود در زمينه‌هاي فيلمهاي كمدي جلب كند. اما تماشاگران او را در نقش‌هاي اكشن مي‌پذيرفتند.
از اين رو در سال 1998 با بازي در (گودزيلا) علاقه همگان را به خود جلب كرد، يكي از شانس‌هايي كه در هاليوود آورد همكاري با رابرت دنيرو در فيلم )رونين> بود.
او دوباره به فرانسه بازگشت ولي هاليوود به دنبالش بود، بدين ترتيب در سال 2000 فيلم (رودخانه ارغواني) را در هاليوود بازي كرد.
رنو مي‌خواست استعداد خود را در نقشهاي كمدي بيازمايد. او در سال 2002 در كنار (ژرار ديارديو) اسطوره بازيگري در سينماي امروز فرانسه قرار گرفت و حاصل آن يكي از بهترين كمدي‌هاي فرانسوي به نام )روبي و كوئنتين> بود. اين فيلم نه تنها در فرانسه، بلكه در آمريكا مانند بمب صدا كرد و جزو پرفروش‌ترين فيلمهاي دنيا قرار گرفت.
يكي از فيلمهاي جديد (رنو) را مي‌توان )پلنگ صورتي> ناميد. همچنين او با بازي در فيلم (كد داوينچي) در نقش بازرس بزوفاچي براساس كتاب جنجال‌برانگيز(دن براون) امسال به نمايش در آمد، او در اين فيلم همبازي (تام هنكس) خواهد بود.از فيلمهاي اخير )ژان رنو> كه به نمايش در آمد (امپراطوري گرگها) در سال گذشته بود، رنو براي بازي در آن يك و نيم ميليون يورو دستمزد گرفت.گفتني است يكي از بهترين فيلم‌هاي رنو بازي در فيلم (ببر و برف) به كارگرداني (روبرتو بنيني) كه كمدين معروف ايتاليايي نيز در آن حضور داشته بود. همچنين وي اخيرا موافقتش را براي ايفاي نقش در فيلم (پسران پرواز) اعلام كرده است. بودجه اين فيلم 10 ميليون دلار است و در زمان جنگ دوم جهاني اتفاق افتاده است.
او چهار فرزند دارد
(ژان رنو) دو بار ازدواج كرد و ثمره هر ازدواج او دو فرزند است ...
اولين ازدواجش در سال 1976 با (جنويو) بود كه در سال 1978 صاحب يك دختر به نام ساندرا و يك پسر به نام مايكل در سال 1980 شد.اين ازدواج پايان خوشي به همراه نداشت. مسافرت‌هاي متعدد (ژان رنو) به ايتاليا و فرانسه شكايت همسرش را در پي داشت، لذا اين ازدواج به جدايي ختم شد.ژان در سال 1994 با (ناتالي ديسكيويز) مدل ايتاليايي ازدواج كرد و در سال 1996 پسرش (تام) و دو سال بعد دخترش (سرنا) به دنيا آمد.ژان يك خانه مجلل و باشكوه در پاريس و يك خانه در بهترين نقطه لس‌آنجلس دارد.
گفتگو با لس‌آنجلس تايمز
چندي پيش لس‌آنجلس تايمز گفتگويي با وي انجام داد كه در ذيل خواهيد خواند.
_ نظر شما درباره نقشهاي اكشن چيست؟
رنو: من شخصا انساني رومانتيك هستم و روحيه‌اي طنزگونه دارم. حتي هميشه ترجيح مي‌‌دهم در فيلمهاي كمدي ايفاي نقش كنم. به نظرم بازي در فيلمهاي كمدي مشكل‌تر از بازي در فيلمهاي اكشن است اما اين روزها فيلمهاي اكشن طرفدار بيشتري ميان مردم دارد به ويژه آمريكايي‌ها، فيلمهاي اكشن را بهتر مي‌‌پسندند. من هم يك هنرپيشه هستم و بايد طبق ديالوگها عمل كنم.
حتي از دست زدن به اسلحه هم خوشم نمي‌آيد. البته بايد بگويم كه تيراندازي و هدف گرفتنم بسيار خوب است، زيرا در ارتش چندين دوره را گذرانده‌ام اما نه از اسلحه خوشم مي‌آيد و نه از شكار كردن.

_ آيا حقيقت دارد كه در فيلم ماتريكس نقش پيشنهادي را نپذيرفتيد...
رنو: بله، زيرا براي فيلمبرداري مجبور بودم، همراه چهار فرزندم به استراليا بروم و مدتي را در آنجا زندگي كنم كه اين برايم غيرممكن بود. لذا بازي در نقش مامور مخفي در فيلم ماتريكس را نپذيرفتم.

_ نظرتان درباره بازي با تام كروز و رابرت دنيرو چيست؟
رنو: من از رابرت دنيرو آموخته‌هاي زيادي ياد گرفتم و تجربيات زيادي كسب كردم. وقتي يك بازيگر ناشي با عده‌اي ماهر و حرفه‌اي بازي كند واقعا لذت مي‌‌‌‌برد و كار به سرعت و با موفقيت به پايان مي‌‌‌‌رسد. بازي در فيلم با عده‌اي هنرمند حرفه‌اي همچون بازي در ميدان تنيس است. اگر بازيكن طرف مقابل خوب و حرفه‌اي باشد، آن بازي براي تماشاگران دلچسب خواهد شد.

_ نظرتان درباره مطالعه چيست؟
رنو: مطالعه كتب در زمينه‌هاي مختلف بستگي به ذائقه و معلومات فرد دارد، به نظر من مطالعه كتاب، انسان را به بالاترين مقام‌ها خواهد رساند. همين كه با علم روز آشنا شوي بهترين و والاترين ارزش را دارد.كتاب مي‌تواند رسانه مكتوب خوبي باشد و سينما و تئاتر نيز مي‌تواند يك رسانه تصويري مفيد، به شرطي كه مفهوم و متن كتاب و يا فيلمنامه غيراخلاقي نباشد.

_ قدم بعدي در زندگي شما چيست؟
رنو: مي‌‌‌خواهم از بازيگري كنار بكشم چون به اندازه كافي پول دارم. مي‌‌‌خواهم بقيه عمر خود را در كنار خانواده‌ام باشم. امروزه سيل پيشنهادها به سوي من سرازير است از هاليوود، فرانسه و ايتالياا اما خسته شده‌ام مي‌‌خواهم به استراحت بپردازم. شايد مدتي بعد از استراحت و فارغ بودن از كار بار ديگر خواهان فعاليت در عرصه سينما شوم اما اكنون نياز به استراحت دارم.

فيلم‌شناسي ژان رنو
مارگارت، كدداوينچي، پسران پرواز، پلنگ صورتي، ببر و برف، امپراطور گرگها، هتل رواندا، رودخانه كريسمون، رونين، گودزيلا، ماموريت غيرممكن، لئون، پرواز از محكمه، صدا، نيكيتا، آبي بزرگ، زيرزمين يا مترو و گربه‌ها. همچنين ژان رنو در ساخت، تهيه و صداگذاري فيلمهاي (پلي‌استيشن)2 نيز فعال بوده است.

__________________

چه کسی میگوید که گرانی اینجاست؟
دوره ارزانیست...

چه شرافت ارزان،

تن عریان ارزان،

و دروغ از همه چیز ارزانتر....!

آبرو قیمت یک تکه ی نان...

و چه تخفیف بزرگی خورده است،قیمت هر انسان
 
 
پاسخ با نقل قول
 
3 کاربر ذیل به علت این پست مفید از hardihood تشکر کرده اند:
Hamzeh_rfj (11 April 2008), Kasra (12 April 2008), Windows XP (4 January 2009)
 
hardihood hardihood آنلاین نیست.
امتیاز: 6,822, درجه: 24
امتیاز: 6,822, درجه: 24 امتیاز: 6,822, درجه: 24 امتیاز: 6,822, درجه: 24
درجه بالاتر: 55%, 228 امتیاز مورد نیاز
درجه بالاتر: 55% درجه بالاتر: 55% درجه بالاتر: 55%
فعالیت: 0.0%
فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Feb 2008
پست ها: 286
تاپیک ها: 17

سپاس ها: 1,189
سپاس شده 404 بار در 143 پست
hardihood به Yahoo ارسال پیام
 
11 April 2008
 امتیاز:     
38 (#)  
 
بیوگرافی استیون سیگال!!!!

خشن اما مهربان


استیون سیگال در 10 اوریل 1951 در لانسینگ میشیگان امریکا چشم به جهان گشود .پدرش کنتارو سیگال انگلیسی و مادرش پاتریشیا با اصلیت ایرلندی کاتولیک بودند . پدر استیون معلم ریاضی دبیرستان و مادرش تکنیسین اتاق عمل بود .


استیون کوچک پسری خوش زبان و زیرک و با اعتماد به نفس بود . وقتی هفت سال داشت به تقاضای دوست پدرش در یک فیلم ایفای نقش کرد . او از همان دوران کودکی به ورزشهای رزمی ژاپنی علاقه مند شد .


استیون درعین حال که کم سن و سال بود اما بزرگانه داشت و همچون یک فرد عاقل فکر می کرد و حرف میزد .


او در مدرسه نیز از بهترین شاگردان کلاس به شمار می رفت . مادر و پدرش برای ایجاد یک زندگی بهتر تصمیم گرفتند به لس انجلس کالیفرنیا نقل مکان کنند . از این رو استیون دوران دبیرستانش را در لس انجلس گذراند و همانجا نیز تحت تعلیم استاد هنرهای رزمی رود کوبایاشی قرار گرفت و چند ورزش رزمی ژاپنی از جمله کاراته و ابکیدو را اموخت . در حقیقت با ورود به کلاس این استاد گویی وارد فرهنگ اسیایی شد و تحت تاثیر سنتهای ژاپنی قرار گرفت .


در سال 1974 در حا لیکه 23 سال بیشتر نداشت به درجه حرفه ای در ورزش ابکیدو رسید . پس از فارغ التحصیلی از مدرسه برای یافتن شغل به هر کجا سر زد تا بالاخره در رستوران کینگ برگر کاری پیدا کرد . او به دانشگاه رفت و در رشته تاریخ به تحصیل پرداخت و بعد از پایان تحصیلاتش راهی ژاپن شد . در انجا با دختری به نام ایاکوفوجیتانی اشنا شد . پدر ایاکو مدرسه تعلیم هنرهای رزمی داشت .


ازدواج با ایاکو


استیون با ایاکو ازدواج کرد و صاحب دو دختر و پسر شد . او تحت تعلیم پدر ایاکو قرار گرفت و چند هنر ورزشی ژاپنی را اموخت . متاسفانه پدر همسرش قمارباز و مشروب خوار بود و استیون از رفتار و اخلاق او ناراحت می شد لذا تصمیم گرفت به امریکا باز گردد. ایاکو نیز حاضر به زندگی در امریکا نبود و از استیون جدا شد . او به نیومکزیکو رفت و یک مدرسه هنرهای رزمی ژاپنی در انجا باز کرد .


بعد از مدتی دوباره برای کسب تجربیات بیشتر به اوکازای ژاپن رفت و این بار ورزش های دیگری را از رشته کاراته اموخت . او درباره ان روزگار می گوید : به خود افتخار می کردم که در ژاپن به اموزش هنرهای رزمی می پردازم .


او علاقه زیادی به فرهنگ و سنت ژاپنی ها پیدا کرده بود . سیگال به امریکا بازگشت و در بوربانک کالیفرنیا به بازگشایی یک مدرسه ورزشی اقدام کرد . او اولین فیلمش را با نام فراتر از قانون یا نیکو در همان دوران بازی کرد و مورد توجه کارگردانان مشهور قرار گرفت و به او لقب هنرمند قهرمان دادند . او دستمزدهای بالایی دریافت می کرد زیرا بدل نداشت و خودش کارهای سخت و خطرناک را یک تنه در فیلم ایفا می کرد . پس از مدتی با (( ادریان لاراسا )) هنرپیشه هالیوود ازدواج کرد . اما این ازدواج دوامی نداشت . بعد از مدتی با کلی لبروک هنرپیشه و مدل هالیوود اشنا شد و علیرغم اینکه حاصل این ازدواج سه فرزند بود اما این ازدواج نیز فرجام خوشی نداشت و به جدایی ختم شد . سیگال برای فرزندانش یک پرستار گرفت . اریساولف فقط پرستار فرزندان سیگال نشد بلکه به همسری او درامد و صاحب یک فرزند شدند .دو فرزند سیگال که ثمره ازدواج اول وی بودند بعد از بزرگ شدن تصمیم گرفتند نزد مادرشان به ژاپن بروند .انان دین بودایی را برگزیدند و به ژاپن بازگشتند . اما بقیه فرزندان سیگال در لس انجلس مشغول به زندگی هستند . سیگال در طول سالهای 1998 به بعد در چند فیلم اکشن و پلیسی ایفای نقش کرد . مدتی نیز به تبلیغ چند نوشابه انرژی زا و روغن های مکمل ورزشی پرداخت .


سیگال کم کم بازیگری را کنار گذاشت و وارد تجارت شد . بعد از طوفان مصیبت بار نیواورلئان " استیون سیگال تصمیم به بازسازی این شهر گرفت . او می خواهد یک فیلم در نیواورلئان بازی کند و به این ترتیب موجب بازسازی این سرزمین ظوفان زده شود . پروژه جدید او (( شاهزاده هفت تیر کش )) نام دارد . موضوع فیلم کمی غم انگیز است از این رو استیون سعی دارد از صحنه های غم بار این شهر استفاده کند و فیلم خود را بسازد و در ان ایفای نقش داشته باشد . حتی موسیقی این فیلم هم قرار است توسط سیگال تنظیم شود و ع******** فروش بلیط این فیلم صرف مردم نیواورلئان شود .


کوتاه از زندگی سیگال


?


او اولین امریکایی بود که ورزش ابکیدوجودو را در ژاپن اموخت .


صاحب کمربند مشکی در کاراته و ابکیدو است .


گیاه خوار است و اصلا گوشت نمی خورد .


او علاقه زیادی به نواختن موسیقی با گیتار دارد و چند سبک موسیقی را با گیتار ابداع کرده است . او یک معلم موسیقی داشته که جامائیکایی بوده و اموزش موسیقی خود را مدیون معلمش است .


خانه ای در سانتاایننر با دویست هکتار مساحت دارد و در حیاط خانه اش به پرورش درخت انگور پرداخته است .


مدتی بادی گارد بوده و به کارهای بدلکاری می پرداخته .


استیون سیگال در حین تمرین با شون کانری مچ دست وی را شکست و به وی اسیب رساند .


از دوستان صمیمی جکی چان و پادشاه کارل گوستاو سوئدی است .


در سال 2005 البوم موسیقی خود با نام (( از دل غارکریستال بخوان )) را وارد بازار کرد .


علاقه زیادی به حیوانات دارد و حامی حقوق حیوانات است . او در گوشه ای از حیاط خانه اش انواع حیوانات خانگی را نگهداری می کند .


چند مدرسه زنجیره ای اموزش هنرهای رزمی در ایالتهای مختلف امریکا برپا کرده است .


علاقه زیادی به جمع اوری گیتار در مدلهای مختلف و شمشیرهای سامورایی دارد .


به او استاد استیون و یا استاد ابکیدو نیز می گویند .


تسلط کامل به زبان ژاپنی دارد .


به نظریه تناسخ بود اییان معتقد است .

چه کسی میگوید که گرانی اینجاست؟
دوره ارزانیست...

چه شرافت ارزان،

تن عریان ارزان،

و دروغ از همه چیز ارزانتر....!

آبرو قیمت یک تکه ی نان...

و چه تخفیف بزرگی خورده است،قیمت هر انسان
 
 
پاسخ با نقل قول
 
4 کاربر ذیل به علت این پست مفید از hardihood تشکر کرده اند:
eris (11 April 2008), Hamzeh_rfj (11 April 2008), Kasra (12 April 2008), Windows XP (4 January 2009)
 
hardihood hardihood آنلاین نیست.
امتیاز: 6,822, درجه: 24
امتیاز: 6,822, درجه: 24 امتیاز: 6,822, درجه: 24 امتیاز: 6,822, درجه: 24
درجه بالاتر: 55%, 228 امتیاز مورد نیاز
درجه بالاتر: 55% درجه بالاتر: 55% درجه بالاتر: 55%
فعالیت: 0.0%
فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0% فعالیت: 0.0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Feb 2008
پست ها: 286
تاپیک ها: 17

سپاس ها: 1,189
سپاس شده 404 بار در 143 پست
hardihood به Yahoo ارسال پیام
 
11 April 2008
 امتیاز:     
39 (#)  
 
من دراين تاپيك زندگي نامه ي مخترع كيوكوشين كاي را ميگذارم

ماس اویاما



ماس اوياما دان 10 و مبتكر كيوكوشين كاراته در سال 1923 در جنوب غربي كره متولد شد. در سن 9 سالگي شروع به تعليم گرفتن (كمپو) نمود. در سن 15 سالگي پدرش او را بــــه ژاپن فرستاد تا در مؤسسه هواپيمايي جوانان ياماناشي به تعليم بپردازد. او براي مدت كوتاهي قبل از اينكه كاراته را زير نظر گي چين فونا كوشي بياموزد، جودو را در مدت كوتاهي آموخت. ماس اوياما زير نظر معلمين مختلف كاراته تعليم گرفت و خيلي سريع پيشرفت نمود و در سن 22 سالگي موفق به دريافت دان 4 شد.

2سال بعد در سال 1947 موفق شد كه تمام قهرمانان كاراته ژاپن را شكست دهد. دوران بعد از جنگ جهاني دوم دوران آشفتگي و زحمت براي ژاپني‌ها بود و در همين دوران ماس اوياما اغلب دچار مشكلات ناشي از اشغال آمريكائي‌ها بود. بنابراين در سال 1948 ماس اوياما تصميم گرفت كه به تنهايي در كوهستان به تمرين و تعليم بپردازد. او براي مدت طولاني با تمرينات روزانه به قوي نمودن بدن و قدرت خود مبادرت ورزيد. در سال 1950 پس از مراجعت از كوهستان با يك گاو نر وحشي به مقابله پرداخت و در مبارزات ديگر خود با 51 گاو وحشي كه چهار تاي آن‌ها را كشته و شاخ 47 گاو وحشي ديگر را شكست. در سال 1952 به آمريكا دعوت شد و 32 برنامه اجرا نمود. در ايالات مختلف درس داد و در هفت مبارزه كه در مقابل بوكسورها و كشتي‌گيران آمريكائي شركت نمود به پيروزي نائل گرديد. او مجدداً در سال 1953 به آمريكا رفت و اين مرتبه در شهر شيكاگو در مقابل يك گاو وحشي به مبارزه پرداخت و با جدا نمودن شاخ‌هاي گاو در قاره آمريكا نيز بسيار مشهور شد. در سال 1954 او اولين (دوجو) خود را در (مي‌جروتوكيو) افتتاح نمود.


اين دوجو شروع كيوكوشين‌كاي‌كان (مركز كيوكوشي‌كاي) بود و در سال 1964 توكيو هونبو (باشگاه مادر در توكيو) افتتاح شد و سازمان بين‌المللي كاراته تأسيس شد. امروزه كيوكوشين كاراته در تمام قاره‌هاي دنيا نفوذ كرده ‌است و در سال 1979 دومين دوره مسابقات قهرماني كاراته جهان در ژاپن با شكوه و موفقيت بي‌نظيري با شركت 72 تيم از سراسر پنج قاره جهان از جمله تيم ايران (به سرپرستي يوسف شيرزاد، بنيانگذار كيوكوشين كاراته در ايران و تنها نماينده سازمان بين‌المللي كاراته ژاپن) برگزار شد. و هم‌اكنون روزبه ‌روز بر تعداد كساني كه با اين سبك اصيل و علمي كاراته آشنا مي‌شوند و سعي در فراگيري آن مي‌نمايند افزوده مي‌گردد. به‌طوري‌ كه در حال حاضر بيش از ده ميليون نفر در سراسر جهان مشغول آموختن كيوكوشين كاراته بودند

درروزبعدي تميرين ميكرد كه ايستاد
دران لحظه او جان به جان افرين سپردوازدنيارفتند

چه کسی میگوید که گرانی اینجاست؟
دوره ارزانیست...

چه شرافت ارزان،

تن عریان ارزان،

و دروغ از همه چیز ارزانتر....!

آبرو قیمت یک تکه ی نان...

و چه تخفیف بزرگی خورده است،قیمت هر انسان
 
 
پاسخ با نقل قول
 
4 کاربر ذیل به علت این پست مفید از hardihood تشکر کرده اند:
eris (11 April 2008), Hamzeh_rfj (11 April 2008), Kasra (12 April 2008), Windows XP (4 January 2009)
 
love_75 love_75 آنلاین نیست.
امتیاز: 906,167, درجه: 100
امتیاز: 906,167, درجه: 100 امتیاز: 906,167, درجه: 100 امتیاز: 906,167, درجه: 100
درجه بالاتر: 0%, 0 امتیاز مورد نیاز
درجه بالاتر: 0% درجه بالاتر: 0% درجه بالاتر: 0%
فعالیت: 7.9%
فعالیت: 7.9% فعالیت: 7.9% فعالیت: 7.9%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: May 2006
محل سکونت: ترفندستان
پست ها: 16,962
تاپیک ها: 4758
Nokia-N79
Norton Opera Windows-7 IR-TCI
نوع و سرعت اینترنت:
ADSL-512 Kb/S

سپاس ها: 8,950
سپاس شده 50,740 بار در 17,069 پست

ویترین جایزه ها

 
12 April 2008
 امتیاز:     
40 (#)  
 



صادق هدایت در سه شنبه 28 بهمن ماه 1281 در خانه پدری در تهران تولد یافت. پدرش هدایت قلی خان هدایت (اعتضادالملک)‌ فرزند جعفرقلی خان هدایت(نیرالملک) و مادرش خانم عذری- زیورالملک هدایت دختر حسین قلی خان مخبرالدوله دوم بود. پدر و مادر صادق از تبار رضا قلی خان هدایت یکی از معروفترین نویسندگان، شعرا و مورخان قرن سیزدهم ایران میباشد که خود از بازماندگان کمال خجندی بوده است. او در سال 1287 وارد دوره ابتدایی در مدرسه علمیه تهران شد و پس از اتمام این دوره تحصیلی در سال 1293 دوره متوسطه را در دبیرستان دارالفنون آغاز کرد. در سال 1295 ناراحتی چشم برای او پیش آمد که در نتیجه در تحصیل او وقفه ای حاصل شد ولی در سال 1296 تحصیلات خود را در مدرسه سن لویی تهران ادامه داد که از همین جا با زبان و ادبیات فرانسه آشنایی پیدا کرد.

در سال 1304 صادق هدایت دوره تحصیلات متوسطه خود را به پایان برد و در سال 1305 همراه عده ای از دیگر دانشجویان ایرانی برای تحصیل به بلژیک اعزام گردید. او ابتدا در بندر (گان) در بلژیک در دانشگاه این شهر به تحصیل پرداخت ولی از آب و هوای آن شهر و وضع تحصیل خود اظهار نارضایتی می کرد تا بالاخره او را به پاریس در فرانسه برای ادامه تحصیل منتقل کردند. صادق هدایت در سال 1307 برای اولین بار دست به خودکشی زد و در ساموا حوالی پاریس عزم کرد خود را در رودخانه مارن غرق کند ولی قایقی سررسید و او را نجات دادند. سرانجام در سال 1309 او به تهران مراجعت کرد و در همین سال در بانک ملی ایران استخدام شد. در این ایام گروه ربعه شکل گرفت که عبارت بودند از: بزرگ علوی، مسعود فرزاد، مجتبی مینوی و صادق هدایت. در سال 1311 به اصفهان مسافرت کرد در همین سال از بانک ملی استعفا داده و در اداره کل تجارت مشغول کار شد.

در سال 1312 سفری به شیراز کرد و مدتی در خانه عمویش دکتر کریم هدایت اقامت داشت. در سال 1313 از اداره کل تجارت استعفا داد و در وزارت امور خارجه اشتغال یافت. در سال 1314 از وزارت امور خارجه استعفا داد. در همین سال به تامینات در نظمیه تهران احضار و به علت مطالبی که در کتاب وغ وغ ساهاب درج شده بود مورد بازجویی و اتهام قرار گرفت. در سال 1315 در شرکت سهامی کل ساختمان مشغول به کار شد. در همین سال عازم هند شد و تحت نظر محقق و استاد هندی بهرام گور انکل ساریا زبان پهلوی را فرا گرفت. در سال 1316 به تهران مراجعت کرد و مجددا در بانک ملی ایران مشغول به کار شد. در سال 1317 از بانک ملی ایران مجددا استعفا داد و در اداره موسیقی کشور به کار پرداخت و ضمنا همکاری با مجله موسیقی را آغاز کرد و در سال 1319 در دانشکده هنرهای زیبا با سمت مترجم به کار مشغول شد.

در سال 1322 همکاری با مجله سخن را آغاز کرد. در سال 1324 بر اساس دعوت دانشگاه دولتی آسیای میانه در ازبکستان عازم تاشکند شد. ضمنا همکاری با مجله پیام نور را آغاز کرد و در همین سال مراسم بزرگداشت صادق هدایت در انجمن فرهنگی ایران و شوروی برگزار شد. در سال 1328 برای شرکت در کنگره جهانی هواداران صلح از او دعوت به عمل آمد ولی به دلیل مشکلات اداری نتوانست در کنگره حاضر شود. در سال 1329 عازم پاریس شد و در 19 فروردین 1330 در همین شهر بوسیله گاز دست به خودکشی زد. او 48 سال داشت که خود را از رنج زندگی رهانید و مزار او در گورستان پرلاشز در پاریس قرار دارد. او تمام مدت عمر کوتاه خود را در خانه پدری زندگی کرد.
 
 
پاسخ با نقل قول
 
4 کاربر ذیل به علت این پست مفید از love_75 تشکر کرده اند:
Hamzeh_rfj (12 April 2008), hardihood (12 April 2008), masis (12 April 2008), Windows XP (4 January 2009)
پاسخ

اضافه کردن این تاپیک به یک سایت اشتراک‏گذاری لینک

برچسب ها
ها, زندگینامه


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای تاپیک
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are فعال

انتخاب سریع یک انجمن

موضوعات مشابه
موضوع ارسال کننده تاپیک انجمن پاسخ ها آخرین نوشته
كتاب اموزش هك با بيش از 1000 صفحه silent هک و امنیت در اینترنت 57 8 June 2008 05:46 AM
Safari 3.1 مرورگر شرکت Apple مخصوص ویندوز shahin_am2 نرم افزارهای اینترنت و شبکه 0 22 March 2008 10:36 PM
~~~فتوشاپ از صفر~~~ mrgladiyator مسائل متفرقه 9 24 January 2008 10:23 AM
برنامه After effects چیست ؟ H.Trst مقالات آموزشی پیرامون IT 1 5 January 2008 06:38 AM


اکنون ساعت 08:09 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
Powered by vBulletin® Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2012, vBulletin Solutions, Inc.


کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به وب سایت ترفندستان است.
برداشت مطالب در نشریات، سایت‏ها و وبلاگ‏ها تنها با ذکر نام ترفندستان مجاز است.
هر گونه استفاده تجاری از ترفندهای ترفندستان به صورت کتاب، کتابچه، جزوه، دست‏نویس، CD و DVD و نظایر آن به هر شکل و نحو کاملاً ممنوع می‏باشد و هر گونه تخلف پیگرد قانونی دارد.
واژه «ترفندستان» برای اولین بار در ادبیات فارسی توسط وب‏سایت ترفندستان ابداع شده است و سایت‏ها و وبلاگ‏ها با نام مشابه هیچ ارتباطی با این سایت ندارند.
پشتیبانی و میزبانی توسط HostDL