صفحه اصلی سایت | صفحه اصلی انجمنها | قوانین سایت | ارسال ترفند | تبلیغات | تماس با ما
انجمن های تخصصی ترفندستان |‌ Tarfandestan Forums

هفت ترانه

22 فیلم کمدی 2009   ملت هاست

تک سافت   ایران سرور

وطن دانلود   جامعه طراحان فارسی زبان

فروشگاه اینترنتی بی واسطه   اینترنت فوق هوشمند

 

میانبری برای ایجاد کاربر جدید در ویندوز XP
mohsenjavadi می نویسد:

همان طور که میدانید برای ساخت یک User جدید در ویندوز XP بایستی به Control Panel و سپس User Accounts مراجعه کرده و باقی مراحل را طی کنید. اما با استفاده از ترفندی مخفی در کمتر از 10 ثانیه میتوانید یک یوزر جدید برای ویندوزتان تعریف کنید!




اطلاع رسانی

مقالات آموزشی پیرامون IT کلیه مقالات آموزشی دنیای IT با دسته بندی موضوعی در این بخش قرار می گیرند. در صورتی که درخواست مقاله خاصی را نیز دارید از این بخش استفاده کنید.

ارسال موضوع جدید  پاسخ
لینک تاپیک ابزارهای تاپیک نحوه نمایش
تاپیک علمی!! *** با مطالعه این بخش از تــرفندســـتان بر اطلاعات عمومی خویش بیافزایید
 
 
mostapha mostapha آنلاین نیست.
امتیاز: 8,572, درجه: 27
امتیاز: 8,572, درجه: 27 امتیاز: 8,572, درجه: 27 امتیاز: 8,572, درجه: 27
درحه بالاتر: 71%, 178 امتیاز مورد نیاز
درحه بالاتر: 71% درحه بالاتر: 71% درحه بالاتر: 71%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Jun 2006
محل سکونت: سابقا نروژ-الان آذربایجانغربی
پست ها: 1,181
تاپیک ها: 86
Kaspersky Internet-Explorer Windows-Vista IR-TCI

سپاس ها: 0
سپاس شده 135 بار در 59 پست
mostapha به Yahoo ارسال پیام
 
10 March 2007  
این پست دارای 1 رأی مثبت و 0 رأی منفی می‏باشد. به این پست رأی دهید: رأی مثبت | رأی منفی
1 (#)  
 
خوش آمدید


در این تاپیک مطالب علمی جمع آوری می شود و شامل مقالاتی از کلیه علوم می باشد.


تذکرات مهم:

1- از زدن انواع پست ها به دلیل اینکه می خواهیم تاپیکی مرتب و کامل ارایه دهیم بپرهیزید.

2- لطفا از زدن پست برای تشکر از این تاپیک بپرهیزید و به جای آن از کلید "سپاس" ، که در انتهای هر پست تعبیه شده است استفاده نمایید.

3- برای انتقاد کردن از پیغام خصوصی استفاده کنید و یا در نظر سنجی شرکت نمایید.

4- این مطالب از وب سایت ها و وبلاگ های مختلف ایرانی جمع آوری شده است.

5- در صورت تمایل برای افزودن هرگونه مطلب از سوی شما در این تاپیک، لطفا پس از اینکه از تکراری نبودن آن مطمئن شدید، سعی نمایید آن را در یک پست جدید و به سبک و قالب سایر پست ها مطرح نمایید.

موضوعات مطرح شده در این تاپیک بر حسب شماره پست:

1- فهرست مطالب
2- مفهوم بنیادی زمان
3- سر درد
4- تفاوت سرما خوردگی با آنفولانزا
5- سيزده راز طول عمر
6- جوش صورت يا آكنه
7- ختا و ختن کجا بود ؟
8- تاريخي ترين محاكمات جهان
9- چه كنيم تا دندانهايمان كرم نخورد .
10- انواع موي سر
11- باکتری ها – کوک ها
12- شبیه سازی
13- MMS چيست ؟
14- سوزاندن چربی ، افزایش وزن ، عضله سازی
15- GPRS چیست ؟
16- MRI
17- فلفل
18- 3G چيست ؟
19- کربوهیدرات منبع مهم غذایی
20- چرا انسان ها خواب می بینند ؟
21- رنگ مو
22- Symbian سیستم‌ عامل ویژه موبایل
23- شروع حيات در زمين
24- سلول بنيادي چيست؟
25- گياه درماني
26- مشکلات چشم ناشي از کار با کامپيوتر
27- آب درمانى
28- نظریه‌های آلبرت انیشتین(نسبیت عام و خاص)
29- بومرنگ
30- ورزشکاران و مواد نیرو زا
31- Ajax - آژاکس
32- همه چیز در مورد اسپم
33- علم تغذیه
34- جلوگيري از چربي پوست و مو
35- XML را بهتر بشناسیم
36- نوروز
37- غذاي دير وقت ممكن است باعث سكته قلبي شود
38- بلوتوث یک تهدید امنیتی
39- خواص دارويي چاي
40- گلف استریم چیست ؟
41- بهترين دستور براي لاغر شدن
42- سينوزيت
43- فضا یعنی چه ؟
44- بادام
45- درد كمر
46- خواص درمانی لیمو ترش
47- تکنيک هاي تند خواني
48- اجزاي تشکيل دهنده ي جهان
49- چگونه كلسترول را كنترل كنيم ؟
50- عجایب هرم (pyramid)
51- انرژی هسته ای
52- افسردگي چيست و چگونه ميتوان آن را درمان كرد ؟
53- تفاوتهاي نيمكره چپ و راست مغز
54- شغل پیشین شخصیت های نام آور دنیا
55- عجیب ترین و شگفت آورترین مرگ ها
56- اولین اتومبیل را چه کسی ساخت؟
57- کوتاه کردن موی مردان را چه کسی ابداع کرد؟
58- پرچم برای اولین بار چه موقع مورد استفاده قرار گرفت؟
59- مثلث برمودا
60- اسرار نبوغ انیشتن
61- يك ادعاي باور نكردني درباره صدام حسين
62- ***
63- نشانها و آرم های تجاری خودروها
64- ***
65- دانستنیها 1
66- دانستنیها 2
67- دانستنیها 3
68- محاسبات رياضي به كار رفته در كاشي‌كاري بناهاي قرون وسطي
69- دانستنیها 4
70- فیزیك انفجار بزرگ و ابدیت
71- تئوري بيگ بنگ
72- ***
73- دانستنیها 5
74- دانستنیها 6
75- تقارن ، وحدت ، ابر تقارن و ابر وحدت
76- تقارن ، وحدت ، ابر تقارن و ابر وحدت 2
77- تقارن ، وحدت ، ابر تقارن و ابر وحدت 3
78- اریخچه شكل‌گیری اینترنت هوشمند در كشور
79- نگاهی به فن آوری Adsl
80- خطرات استفاده از آدامس
81- آجیل
82- آجیل 2
83- شير و فرآورده‌هاي آن
84- ***
85- ***
86- ***
87- ***
88- ***
89- ***
90- دستاوردهاي NYPA در زمينه كاربردهاي ادوات FACTS ـ
91- ساخت خازن فشار قوي خشك توسط ABB ـ
92- استفاده از باتريهاي سولفور- سديم (NAS) با چگالي انرژي بالا براي ذخيره‌سازي انرژي الكتريكي
93- سيستم پشتيبان براي برنامه‌ريزي شبكه‌هاي توزيع
94- تاثیرات منفی خواب بیش از حد
95- درمان های سریع و آنی با مواد طبیعی
96- ويتامينها و مواد شيميايي میوه ها
97- بادمجان
98- موز
99- عسل
100- گاز بزن؛ پوست نکن
101- مغز
102- ***
103- اومبرتو اكو
104- کوارتز
105- کنترل کننده IDE ـ
106- مخفف اصطلاحات مخابراتی 1
107- مخفف اصطلاحات مخابراتی 2
108- مخفف اصطلاحات کامپیوتری 1
109- بلوتوث
110- بلوتوث 2
111- انواع خطوط انتال دیتا
112- مایکروسافت
113- Blu-Ray ـ
114- اگر خراشهاي CD به اندازه اي باشد كه كامپيوتر نتواند آن را اجرا كند، چه بايد كرد؟
115- مدارک مایکروسافت
116- تمیز کردن کامپیوتر
117- نکات ايمني در خودرو
118- مشکلاتی که در اثر کار زیاد با کامپیوتر حادث می شود
119- داستان سايت ebay ـ
120- برای مصاحبه دعوت شده اید؟ نکات زیر را به یاد داشته باشید
121- سالنامه فناوری اطلاعات
122- معنی تریدمارک ها و برندهای معروف کامپیوتری چیست و از چه چیزی منشا شده است؟
123- وينت سرف، پدر اینترنت
124- تله پورت چيست؟
125- چگونه فضانورد شويد؟
126- عشق و ازدواج انسان با روبات در سال 2050
127- سيگار الکترونيکي
128- لپ تاپ
129- کهکشانی بدون ماده‌ی تاریک، معمایی جدید برای اخترشناسان
130- چگونه مي توان با استفاده از يک فشارسنج ارتفاع يک آسمان خراش اندازه گرفت؟
131- ***
132- ماده تاريك و انرژي تاريك
133- سيارك ها
134- تلسكوپ هابل
135- ماده شگفت
136- اقيانوس پنهان در قمر كيوان
137- شارژر
138- مفهوم زمان
139- ***
140- اسرار اجرام
141- اينشتين
142- ضد ماده
143- SSH ـ
144- PGP ـ
145- اترنت
146- ***
147- گذر زمان در كائنات
148- چه كساني از اينترنت پول در مي اورند؟
149- تكنولوژي Ajax چيست؟
150- مفاهيم و اصطلاحات دنياي جستجو و موتور هاي جستجوگر
151- ***
152- تاريخچه غول نرم افزاري جهان(مایکروسافت)
153- آناليز وب چيست؟
154- كوكي ها
155- تكنولوژي DSL ـ
156- کدام زبان برنامه نویسی را انتخاب کنیم؟
157- ماکستون مرورگری برای فارسی زبانان
158- ***
159- نرم‌افزارهاي جاسوسي چگونه شما را کنترل مي‌کنند
160- تفاوت http با https در امنیت اطلاعات
161- ربع قرن پس از تولد اولین ویروس
162- نگاهی به پدیده هک در تلفن همراه
163- چرا نرم افزار نباید مالک داشته باشد؟
164- ***
165- مشابه منظومه شمسی پیدا شد
166- فناوری جدید برای دریافت کانال‌های تلویزیونی در خودرو
167- ***
168- پدر كامپيوتر
169- احساسات ديجيتالي
170- هوش مصنوعي
171- روتر ها
172- BIOS ـ
173- سحابي ها
174- 10 مشكل بزرگ وب
175- وقوع جنگ جهانی سوم در 2050
176- ساخت رباتی که بر روی DNA راه می رود
177- تجربه دایناسوری!
178- آب سيب با آلزايمر مقابله مي كند
179- خواص كافئين
180- جنگل و نحوه پیدایش آن
181- فحش بده تا دردت کم بشه !!!
182- آیا میدانید آدم و حوا در کجا زندگی میکردند؟
183- آیا می دانید شخصیت شرک از چهره واقعی چه کسی الهام گرفته شده است؟
184- پنير باعث جلوگيري از رشد باکتري‌هايي مي‌شود
185- گردن ‌درد؛ علل و راه‌ حل
186- راه‏های کاهش نفخ معده
187- علت گرفتگي عضلات پا در زمان حاملگي چيست؟
188- چرا باید صبحانه بخوریم؟
189- عوامل ریزش مو
190- چرا انسانها خواب مي بينند؟
191- 30 دقيقه خنده در روز احتمال عود سكته قلبي را به حداقل مي‌رساند
192- چرا قدم كوتاه است؟
193- پستانک
194- فندق و خواص آن
195- شیر یا تخم مرغ؟
196- چه کسانی نباید جراحی‌ زیبایی کنند؟
197- برای کاهش استرس چای بنوشید
198- عوارض استفاده زياد از مواد شوينده
199- ققنوس واقعیت یا پرنده ای اساطیری؟...
200- دانستنیهای جالب درباره ماه!
201- آيروديناميک پرواز چيست؟
202- آیا از تاریخچه کارخانه adidas چیزی می دانید؟
203- گلخانه ای روی ماه
204- نوشیدن آب سرد با غذا مضر است
205- نکاتی درباره فریز کردن گوشت قرمز، سفید و ماهی
206- حشاشین چه کسانی بودند؟
207- آشنايي با عجايب هفتگانه دنياي مدرن(تونل کانال)
208- لاغر كننده هاي طبيعي
209- با خوردن كيوي به جنگ سرماخوردگي برويد
210- آيا ميدانيد هاي زيست محيطي
211- آيا مي دانيد 1
212- آيا مي دانيد هايي در مورد ايرانيان
213- سياهچاله چيست؟
214- دانستني هايي درباره نوشابه
215- رفع گرفتگي عضلات با غذاها
216- خوراكي‌هاي جذاب و آلوده در تابستان
217- تا می‌توانید هندوانه بخورید
218- با شکستگي هاي استخواني چه کنيم؟
219- زنبور درمانی
220- رفع بوی بد دهان با 13 توصیه آسان
221- طب سوزنی به جای دارو
222- بیماری کبد چرب
223- مثلث برمودا
224- شکل گیری بیشاپور
225- برداشتن تومورها با كمك رباتها
226- الگوريتم دانش فضايى
227- نقش رژیم غذایی در سرطان ها
228- آب بهترین درمان برای چروک های پوستی
229- ***
230- تقویت حافظه
231- پیاده روی ، بهترین دارو، بهترین ورزش
232- ***
233- آیا می دانید 2
234- جنين هم حافظه دارد!!
235- آزمایش سریع خون با فناوری نانو
236- مطلبی جامع درباره ميخچه و درمان آن
237- آسمان خراش هایی بر سطح دریا!!
238- آشنایی با جزیره زیبای کیش
239- آسیا در یک نگاه
240- درختی عجیب به نام درخت حشره کش!!
241- كرمهاي ضد آفتاب نانويي چگونه كار مي كنند؟
242- كشف مولكول حياط در كهكشان دوردست
243- انرژي هاي فسيلي
244- هيپنوتيزم
245- آيا نامرئي كردن اشيا ممكن است؟
246- عقرب ها چگونه تنفس مي كنند؟
247- مورچه ها غذاي شور را ترجيح مي دهند
248- آيا مي شود حيوانات منقرض شده را شبيه سازي كرد؟
249- انگور ضعف بدن را كاهش مي دهد
250- كشف راز سرعت كوسه
251- جوجه ي پرندگان چگونه آواز خواندن مي آموزند؟
252- ربات پزشکی پاناسونیک به كار افتاد
253- تاثيرات نور خورشيد بر پوست
254- ماءالشعیر، شکم می‌آورد
255- زعفران از سرطان پیشگیری می کند
256- مواد هوشمند
257- خواص درمانی سركه
258- چرا زمین از خورشید دور می شود؟
259- زعفران از نابینایی در دوران پیری پیشگیری می کند
260- ساخت دستگاه ایمپلنت برای پیشگیری از سكته مغزی
261- دانستنیهایی جالب درباره بدن انسان
262- دیاپازون
263- ايدز از كجا آمد؟
264- نرمش پشت کامپیوتر
265- چرا من اینقدر خسته هستم؟
266- پرورش عضلات پاها
267- ليزريك براي پيرچشمي
268- درمان خشکي چشم
269- آیا تمرینات ورزشی برای کودکان مبتلا به آسم مضر است؟
270- تقویت نیروی حافظه با یوگا
271- ورزشکار چگونه نفس بکشد؟
272- عوارض دوپینگ در سلامتی بدن
273- چه غذاهايي براي قلب مفيد هستند؟
274- کمکهای اولیه در سكته‌ مغزي‌
275- عينك در بهبود شماره‌ چشم تاثيري ندارد
276- تست کامل چشم شامل چه مواردی است؟
277- راه‌‌های مقابله با چین و چروك پوست‌
278- اقدامات اولیه در حمله‌ قلبي‌
279- راه‌هاي بازكردن گرفتگي عروق قلب
280- با آفتاب سوختگی چکار کنم؟
281- علايم واريس چيست؟
282- ماه گرفتگی
283- علم چگونه آغاز شد؟
284- چگونه لامپ برق نورمي افشاند؟
285- چيـني چيست؟
286- انرژی جایگزین، ضرورت آینده
287- استرس در ورزش
288- دندان عقل لازم است یا خیر ؟
289- ***
290- ***
291- ضرورت انرژي هسته‌اي
292- نقش ورزش در جلوگیری از سرطان سینه
293- ورزش می تواند از خطر ابتلا به آلزایمر بکاهد
294- عدم حضور پدر در دوران كودكي مهمترين عامل رواني بلوغ زودرس است
295- اولين اتومبيل را چه کسي ساخت؟
296- عينك از چه تاريخي اختراع شد؟
297-
298-
299-
300-




با تشکر از تمامی دوستانی که در غیاب من چراغ این قسمت پر محتوی از ترفندستان را روشن نگاه داشتند...
این صفحه در حال ویرایش است...


ویرایش توسط 28 July 2009 : mostapha در ساعت 07:37 PM. دلیل: مرتب کردن فهزست، تشکر از دوستان برای ادامه دادن این تاپیک
 
 
پاسخ با نقل قول
 
17 کاربر ذیل به علت این پست مفید از mostapha تشکر کرده اند:
* DeMoN * (3 هفته پیش), ali_1989i (24 January 2010), Aria (21 July 2009), cs-123 (18 December 2009), D_felfelak (13 September 2009), kamyabonline4 (یک هفته پیش), Kasra (21 February 2008), mab (یک هفته پیش), marmooz.exe (23 July 2009), Mojtaba118 (3 November 2008), nazery (5 May 2008), ترفندخانه (1 October 2009), ramin (27 June 2008), هيتلر تايگر (14 August 2009), viero (یک هفته پیش), Windows XP (10 August 2009), yek_mosafer (یک هفته پیش)
 
mostapha mostapha آنلاین نیست.
امتیاز: 8,572, درجه: 27
امتیاز: 8,572, درجه: 27 امتیاز: 8,572, درجه: 27 امتیاز: 8,572, درجه: 27
درحه بالاتر: 71%, 178 امتیاز مورد نیاز
درحه بالاتر: 71% درحه بالاتر: 71% درحه بالاتر: 71%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Jun 2006
محل سکونت: سابقا نروژ-الان آذربایجانغربی
پست ها: 1,181
تاپیک ها: 86
Kaspersky Internet-Explorer Windows-Vista IR-TCI

سپاس ها: 0
سپاس شده 135 بار در 59 پست
mostapha به Yahoo ارسال پیام
 
10 March 2007  
به این پست رأی دهید: رأی مثبت | رأی منفی
2 (#)  
 
مفهوم بنیادی زمان

مان، مفهومی چنان آشنا، ملموس، بدیهی، پیش پا افتاده، و عمیق است که نوشتن درباره اش جسارت زیادی را می طلبد. فهم مفهوم زمان، و نقد کردنِ برداشت رایج از این مفهوم، اگر به قدر کافی تداوم یابد، به تلاش برای دستیابی به نگاهی تازه و رویکردی کارآمدتر درباره ی مفاهیمی کلیدی مانند مکان، تغییر، و رخداد منتهی می شود. زمان، مفهومی چنان حاضر و نافذ است که هر پیشنهاد جدیدی برای جور دیگر دیدنِ آن به راهبردهایی رفتاری برای دگرگونی در کردار هم می انجامد. این پیشنهادهای نظری، و آن توصیه های عملیاتی، به طور خاص مهمترین جنبه هایی هستند که به چالش طلبیدن مفهوم زمان را چنین ترسناک می نمایند.
امیدوارم که این نوشتار، متنی جسورانه باشد که دستیابی به درکی انتقادی از مفهوم زمان را ممکن سازد، و این کار را تا مرزهای استنتاج راهبردهایی رفتاری برای "جور دیگر جریان یافتنِ زمان" دنبال کند. دقت و صحت آن دیدگاه و کارآییِ این رهنمودِ رفتاری، تنها زمانی به درستی آشکار می شوند که با محک نقد آشنا شوند.

زمانی ریموند ویلیامز رویکردهای اندیشمندان به زمان را در سه رده جای داده بود از دید او سه نوع برداشت از زمان قابل تصور است:
نخست: برداشت بی طرف که به زمان به عنوان متغیری خنثا و فرعی برای توضیح چیزهایی دیگر نگاه می کند. چنین برداشتی به مدلهای مکانیکی و علمی از زمانِ انتزاعی و ریاضیگونه منتهی می شود. مدلی که نیوتون نخستین بنیانگذار آن محسوب می شود. نگرش بی طرفانه با رویکردی جبرانگارانه از زمان به عنوان توجیهی برای تحلیل علی رخدادها استفاده می کند
دوم: رویکرد تبارشناسانه، که گویا برای نخستین بار توسط نیچه مورد استفاده واقع شده باشد. این رویکرد، از زمان به عنوان بستری برای توضیح آن که چرا رخدادهایی خاصی به شکلی ویژه رخ دادند، استفاده می کند. این زمان، بر خلاف مفهوم انتزاعیِ پیش گفته، پویا و سیال است و بسته به ماهیت رخداد و موضوع مورد پژوهش، انعطاف زیادی را از خود نشان می دهد
سوم: رویکرد خصمانه یا انتقادی: که بر مبنای حمله بر دو نگرش پیش گفته استوار است و هدفش ویران کردن مبانی نظری برداشتی از زمان است که بدیهی پنداشته می شود. این رویکرد به نگرشهای تاریخ مدار و زمان گرا با دیدی انتقادی نگاه می کند و در صحت قوانین تاریخی شک می کند.
امیدوارم که متن کنونی در رده ی سوم بگنجد
نخست، بحث را با آنچه که در مورد زمان می دانیم آغاز می کنم. این دانستن، به شواهدی "سخت" باز می گردد که از مجرای علوم تجربی استخراج شده و تصویری به نسبت دقیق از مفهوم زمان را به دست می دهد. تصویری که با وجود نقطه اتکای مستحکمش در علوم تجربی، معمولا مورد غفلت واقع می شود.
سپس، بر مبنای چارچوب نظری مورد علاقه ام -نظریه ی سیستم های پیچیده- مفهوم زمان را بازسازی می کنم و تفسیری از چگونگی ظهور آن در سیستمها به دست می دهم. پس از آن به بحث اصلی خویش می پردازم. بحثی که بر دلایل مسخ شدگی و دگردیسی مفهوم زمان در سطوح جامعه شناختی و روانشناختی تمرکز دارد. در همین بخش بسیاری از پیش فرضهای مرسوم درباره ی زمان را به چالش خواهم کشید و راهبردهایی را برای رویارویی با زمان به شکلی نو پیشنهاد خواهم کرد

1- زمان فیزیکی
در فیزیک، زمان با دو روش متفاوت تعریف می شود:
الف) روش ترمودینامیکی: این روش را برای نخستین بار فیزیکدانانی مانند کلوین و سلسیوس که به مفهوم دما و تبادلات گرمایی علاقمند بودند، بنیان نهادند. اما شکل پخته و امروزین آن را در آثار اندیشمندانی مانند بولتزمان می بینیم.
تعریف ترمودینامیکی زمان، بر الگوهایی از رفتار مبتنی است که در سیستمهای ساده دیده می شود. بخش مهمی از سیستمهایی که در پیرامون ما وجود دارند، نظامهایی ساده هستند که از شمار زیادی از عناصر به نسبت ساده تشکیل یافته اند. عناصری که رفتارشان تقریبا تصادفی به نظر می رسد، اما برآیند رفتارهای سطح خردشان بر مبنای قواعدی کلان پیش بینی پذیر است. بررسی تحولات انرژیایی این سیستمها، ستون فقرات علم ترمودینامیک را تشکیل می دهد.
کل ساختمانِ علم ترمودینامیک، بنایی است که بر پایه ی چند شاه ستونِ اصلی تکیه کرده است. این ستونها، قوانین ترمودینامیک خوانده می شوند. قوانین یاد شده، از نظر منطقی بسیار ساده و بدیهی می نمایند. مثلا قانون صفرم ترمودینامیک چنین می گوید که اگر دو سیستمِ آ و ب از نظر حرارتی با هم در تعادل باشند، و دو سیستم ب و پ هم چنین وضعیتی داشته باشند، آنگاه دو سیستم آ و پ هم با هم در تعادل گرمایی خواهند بود. چنان که می بینید، این در واقع بیانی حرارتی از اصل منطقی این همانی است
دومین قانون ترمودینامیک، چنین می گوید که سیستمهای باز به مرور زمان به سوی بی نظمی (آنتروپی) میل می کنند. این بدان معناست که متغیری ثابت و عام به نام زمان بر رفتار چنین سیستمهایی حاکم است. با یک مثال ساده می توان رابطه ی زمان و آنتروپی را نشان داد .فرض کنید در یک اتاق، شیشه ای عطر داشته باشیم و درِ آن را گشوده باشیم. در چنین وضعیتی تراکم مولکولهای عطر در یک نقطه ی خاص از اتاق -درون شیشه- نشانگر وجود شکلی از نظم است. اتاقی که در آن مولکولهای عطر در کنار هم و مولکولهای هوا در کنار هم قرار گرفته اند، اتاقی منظم است و محتوای اطلاعاتی اش از اتاقی که مولکولهای یاد شده به طور نامنظم و درهم برهم قرار گرفته باشند، بیشتر است. قانون دوم ترمودینامیک به ما می گوید که سیستمی باز -مانند شیشه ی عطرِ دارای درِ گشوده- در گذر زمان از حالت منظم اولیه به سوی وضعیت نامنظم دومی پیش خواهد رفت. آنچه که در این میان افزایش می یابد، بی نظمی اتاق است که در ترمودینامیک با عنوان آنتروپی شناخته می شود.
ب) روش تاریخ مدارانه: این روش زمان را بر مبنای سیستمهای پیچیده ای تعریف می کند که امکان انباشت اطلاعات و تجربیات را در خود دارند. در این سیستمها، گذر زمان به کاهش یافتنِ بی نظمی و افزایش نظم منتهی می شود. مثلا وقتی به بدن مجروح یک انسانِ یا بذر یک گیاه نگاه می کنیم، می بینیم که با مرور زمان مقدار نظم درونی این سیستمها زیاد می شود. فرد زخمی بهبود می یابد و بذر به گیاه تبدیل می شود. به این ترتیب به نظر می رسد تعریف تاریخ مدارانه از زمان، با تعریف ترمودینامیکی آن در تضاد باشد.

چنان که می دانیم، مهمترین ویژگی حاکم بر قوانین علوم تجربی مانند فیزیک، ناوردایی یا تقارن است. تقارن بدان معناست که قوانین یاد شده در تمام شرایط قابل تصور صدق می کنند. این بدان معناست که قوانین مزبور بیانگر ماهیت موضوع پژوهش و شیوه ی رفتار آن هستند و به شرایط پیرامونیِ آن وابسته نمی باشند.
کل قوانین فیزیک، نسبت به همه ی شرایط ناوردا هستند. تنها متغیری که این تقارن در هم می شکند، زمان است و منشا این نقض شدنِ تقارن، قانون دوم ترمودینامیک است. محور زمان، تنها شاخص فیزیکی است که جهت دارد و در مسیر مشخصی جریان می یابد و بسته به این جهت، رفتار سیستمها دگرگون می شود.
برای درک دقیقتر این مفهوم اشاره به مثالی روشنگر است. قانونی مثل F=Ma را در نظر بگیرید. این قانون بیان می کند که شاخصی مثل نیرو، با دو شاخص دیگر (شتاب و جرم) رابطه دارد. این معادله نسبت به محورهای مکان ناورداست. یعنی اگر به جسمی در جهتی نیرو وارد کنیم، شتاب آن بسته به جرمش -و نه چیزی دیگر- تعیین می شود. اگر به همان جسم در جهت معکوس نیرو وارد کنیم، بار دیگر تنها جرم آن است که شتابش را تعیین می کند. جهت اعمال نیرو و مکانِ ظهور چنین پدیده ای در صحت این معادله تاثیری ندارد. مکان زمینه ای خنثاست که قانون یاد شده همواره در آن صدق می کند. مهم نیست شما در چه جهتی بر جسم نیرو وارد کنید و کجا این کار را انجام دهید، قانون یاد شده در کل کائنات و در تمام جهتهای قابل تصور برای اعمال نیرو، مصداق دارد.

اما قانون دوم ترمودینامیک چنین وضعیتی ندارد. این قانون نسبت به محور زمان ناوردا نیست. اگر سیستم بر محور زمان "پیش برود" یعنی از گذشته به آینده حرکت کند، قانون دوم ترمودینامیک صدق می کند، و اگر جهتی معکوس برای آن فرض شود، اعتبار این قانون از بین می رود. سیستمهای باز تنها در شرایطی که زمان در جهت خاصی حرکت کند، آنتروپی خود را افزایش می دهند از این روست که زمان در معادلات فیزیکی به صورت متغیری مستقل وارد می شود و به صورت شاخصی عام عمل می کند که "جهت و ترتیب" رخدادها را نشان می دهد


مفهوم فیزیکی زمان دو مشکل اساسی دارد
الف: تعریف ترمودینامیکی و تاریخ مدار از زمان به ظاهر با هم در تعارض هستند. بنابراین تعریف یگانه و فراگیری از زمان وجود ندارد. گویی زمان در سیستمهای بازِ ساده و پیچیده به دو شکل متفاوت تعریف شود.
ب: توضیح این که چرا زمان -به عنوان متغیری عام- اینطور یک طرفه عمل می کند و تنها در جهت خاصی جریان دارد، دشوار است. به بیان دیگر، "پیکان زمان" و حرکت دایمی و ثابتش از گذشته به آینده امری است که نیاز به توضیح و تبیین دارد.
تلاشهای زیادی برای آشتی دادنِ دو تعریف ترمودینامیک و تاریخ مدار از زمان صورت گرفته است.
یکی از جالبترینِ این تلاشها، به پیشنهاد دیوید لیزر مربوط می شود. وی معتقد است که مفهوم اطلاعات -مبنای اصلیِ تعریف مفهوم آنتروپی- در سطوح خرد و میکروسکپی قابل تعریف نیست. به عبارت دیگر، در سطح میکروسکپی، محور زمان متقارن است و تمایزی میان حرکت از گذشته به آینده و از آینده به گذشته وجود ندارد. او از اصل عدم قطعیت هایزنبرگ، برای تایید حرف خود استفاده می کند. این اصل اعلام می کند که تعداد حالات قابل تصور برای یک سیستم فیزیکی متناهی است، و بنابراین توصیف آن با مقداری متناهی از اطلاعات ممکن است. این بدان معناست که اطلاعات در سطح میکروسکپی حدی مشخص دارند و نامتناهی نمی باشند. این اصل در مورد تمام زیرسیستم های کیهان صادق است.
اصل عدم قطعیت هایزنبرگ را می توان به خودِ کیهان هم تعمیم داد. کیهان، با زیرسیستمهایش در یک مورد تفاوت دارد و آن هم بیکران بودنش است. اگر اصل تقارن محض انشتین را بپذیریم، یعنی قبول کنیم که اثرات تصادفی هم در کیهان توزیعی متقارن دارند، به این نتیجه می رسیم که اطلاعات سطح میکروسکپی، اگر در سطح کیهان -یعنی کلیت عالم- نگریسته شوند، عینیت ندارند. چرا که در سطوح خرد، می توان همانندیهایی اطلاعاتی را در میان سیستمهایی تشخیص داد که در سطح کلان متفاوتند یعنی از محتواهای اطلاعاتی متمایزی برخوردارند پیشنهاد لیزر به طور خلاصه آن است که محور زمان را در سطوح میکروسکپی متقارن فرض کنیم. در چنین شرایطی، پیش فرضِ کیهان شناسانی مانند هویل و نارلیکار که اعتقاد دارند جهان از حالت عدم تعادل ترمودینامیکی اولیه (مهبانگ) زاده شده و به سوی چنین تعادلی (مرگ حرارتی) حرکت می کند، قطعیت خود را از دست می دهد. از دید لیزر، چنین تصوری از تکامل عالم، در پیش فرضهایی قدیمی تر ریشه دارد. این پیش فرض آن است که جهان یک سیستم دینامیک بسته است و بنابراین حرکتی که در آن مشاهده می شود، با قانون دوم ترمودینامیک تبیین می شود. از دید لیزر، با توجه به نقض جهت دار بودنِ زمان در سطح میکروسکپی، این حالت که جهان از وضعیتی نامتعادل به سوی تعادل پیش رود، همانقدر محتمل است که وضعیت برعکسِ آن. در واقع لیزر از این مدل اخیر دفاع می کند و معتقد است نقطه ی شروع عالم وضعیتی نزدیک به تعادل ترمودینامیکی بوده و در گذر زمان کیهان از این تعادل دور می شود .

مشکل دوم، یعنی جهت مند بودنِ زمان، به اشکال متفاوت تبیین شده است. فیزیکدانانی مانند امیل بورل اعتقاد داشتند که بسته نبودنِ سیستمهای فیزیکی، به معنای آن است که هیچ سیستمی از تاثیر عناصر تصادفی و کاتوره ای محیط خود در امان نیست. در نتیجه ی اثر این عوامل، اطلاعات سطحِ خُرد هنگام سازمان دادن نظمهای سطح کلان به طور منظم تلف می شوند و این همان چیزی است که اصل آنتروپیک و جهت دار شدنِ زمان را نتیجه می دهد. برخی دیگر از اندیشمندان -مانند مک ناگارت- اصولا جهتمند بودنِ زمان را نفی کرده اند تاکید مک ناگارت بر مفهومی از زمان است که بر چیده شدن رخدادها در کنار هم -به صورت توالیهایی از قبل و بعد- دلالت دارد. در این تعریف -که خصلتی نیوتونی هم دارد،- زمان "چیزی" است مانند مکان، که همچون ظرفی رخدادها را در بر می گیرد. نقطه ای به نام اکنون بر این محور وجود دارد که رخدادهای قبل و بعدِ آن به گذشته و آینده منسوب می شوند و جایگیری شان نسبت به هم به آنها -و به محور زمان- معنا می بخشد.

مک ناگارت معتقد است که دو بیان از این محور زمانی وجود دارد
نخست: "سریِ آ" که بر چیده شدن رخدادها نسبت به مرجعی به نام اکنون مبتنی است. سری آ در صورتی معنا دارد که بتواند بر مبنای صفاتی اصیل و غیر انضمامی رخدادها را نسبت به هم مرتب کند
دوم: "سری ب" که نظم رخدادها را بر مبنای رابطه ی قبل و بعدشان با یکدیگر می سنجد و مرجع اکنون را نادیده می گیرد.

استدلال او برای رد مفهوم خطی زمان این چنین است:

الف) زمان وجود دارد اگر و فقط اگر سری ب وجود داشته باشد. یعنی زمینه ای از رخدادها و تحولات وجود داشته باشند که با یکدیگر قابل مقایسه باشند
ب) این امر تنها زمانی امکان پذیر است که چیزی به نام تغییر وجود داشته باشد. یعنی چیزی میان رخدادهای مربوط به زمانهای مختلف تمایز گذارد. (هرچند برخی از نویسندگان مانند شومیکر تصور جهانی فاقد تغییر ولی واجد زمان را ممکن دانسته اند.)
پ) تغییر تنها زمانی ممکن خواهد بود که نوعی سری آ وجود داشته باشد. یعنی وجود زمینه ای از رخدادهای مشابه که نسبت به هم قبل و بعد داشته باشند ولی مرجعی بیرونی برای چیده شدنشان وجود نداشته باشد، بر تفاوت میانشان -یعنی حضور تغییر- دلالت نمی کند
ت) رخدادهای درون سری آ تنها به یکی از مفاهیم گذشته، حال، یا آینده متصل می شوند. اتصال آنها به بیش از یکی از این مفاهیم، به تناقض منتهی می شود
ث) در نتیجه، اعتبار محور زمان و مرجعِ اکنون -که سری آ را می ساخت- تنها به زنجیره ای از روابط مفهومی وابسته است که هیچ یک اعتبار کامل ندارند. یعنی در هر برش مشاهداتی، هر رخداد تنها یکی از سه وضعیت یاد شده را به خود می پذیرد. از اینجا بر می آید که سه مفهوم حال، گذشته و آینده خصلتی انضمامی دارند و بنابراین نمی توانند شالوده ی استواری را برای سری آ فراهم کنند

زمانِ زیست شناختی

سیستم زنده، نظامی است که در زمان و مکان امتداد دارد. در نتیجه برای تنظیم رفتارهای خویش و سازگار شدن با محیط، نیاز به آن دارد تا هر دوی این زمینه ها را بشناسد -یا خلق کند- و برمبنای آن کارکرد غایی خویش -یعنی بقا- را برآورده سازد
سیستمهای جانوری پیچیده به کمک حس بینایی و شنوایی مکان را درک می کنند. مکان، به شکلی گسترده، بر مبنای رخدادهایی نوپدید و بدیع که در اطراف موجود ظهور می کند، شناسایی و درک می شود .زمان، بر عکس به شکلی درونی ادراک می شود. سیستم زنده برای فهم زمان بیش از محرکهای بیرونی و تحولات محیطی به دگرگونیهای درونی و متغیرهای داخلی خویش وابسته است.
دستگاه تشخیص زمان در تمام جانداران از ساختار شیمیایی کمابیش یکسانی پیروی می کند. مبنای تمام این دستگاه ها، چرخه هایی بیوشیمیایی است که می توانند به صورت متناوب و پیاپی تکرار شوند و هر چرخه ی تکرارشان زمانی مشخص دوام می یابد. به این ترتیب، جانداران در سطح بیوشیمیایی به ساعتی درونی مجهز هستند که بر مبنای کنش و واکنشهای شیمیایی و با چرخ دنده هایی مولکولی تیک تاک می کند در جانورانِ دارای دستگاه عصبی پیچیده، این دستگاه بسیار تکامل یافته است و Zaitgieber به آلمانی یعنی "زمان سنج" نامیده می شود. در بندپایان، بخشی از عقده ی سری این وظیفه را بر عهده دارد و در مهره داران خونسرد -ماهیان، دوزیستان و خزندگان- غده ی صنوبری این کار را انجام می دهد.

در انسان، مرکز درک زمان هسته ی کوچکی به نام هسته ی بالای چلیپایی (SCN ) است که در هیپوتالاموس، درست در بالای محل برخورد دو عصب بنیایی قرار گرفته است. این هسته تنها از دو هزار نورون تشکیل یافته است. نورونهای مورد نظر، با چرخه های شیمیایی بسته ای، به طور منظم پیامهایی الکتریکی و تکرار شونده را تولید می کنند. این پیامها در شبکه ی پیچیده ی نورونهای این هسته تشدید می شود و با فواصل زمانی ثابتی پیامی عصبی را به سایر ساختارهای مغزی گسیل می دارد. به این ترتیب هسته ی بالای چلیپایی با سرعت ثابتی تیک تاک می کند و زمان درونی مغز را ثبت می نماید.
ساعت درونی به طور دایمی به کمک محرکهای نوری که از چشمها وارد می شوند، خود را تنظیم می کند. به عنوان مثال، شبانه روزِ ساعت درونی، از شبانه روزِ نجومی و بیرونی طولانی تر است. اگر عده ای از مردم در محیطی مانند قعر یک غار که فاقد هر نوع محرکِ نشانگر زمان است، برای مدتی بمانند، طول شبانه روزشان اندکی افزایش می یابد و در حوالی بیست و پنج ساعت تثبیت می شود. رفتارهای این آزمودنی ها، بر مبنای چرخه هایی 25 ساعته تنظیم می شود و خورد و خوابشان با چنین تناوبی سازمان می یابد با این تفاصیل مغزی که روزهایی بیست و پنج ساعته را در درون خود تولید می کند، باید در جهانِ واقعی مرتبا خود را تصحیح کند. این کار به کمک بازخوردهایی که از دستگاه بینایی حاصل می شود، انجام می گیرد جانوران بر مبنای این ساعت درونی، چرخه های زیستی خود را تنظیم می کنند. این چرخه ها عبارتند از دوره های روزانه -مثل خواب و بیداری-، ماهانه -مثل دوره ی تخمک گذاری- و سالیانه - مثل زمستان خوابی. این چرخه ها هم به کمک محرکهایی مانند نسبت زمان روز به شب و تغییرات دمای هوا تصحیح می شود این چرخه های برونزاد، چنان که می دانیم، خود از رخدادهایی تکراری در ابعاد کیهانی ناشی می شوند. به این ترتیب رشته ای از رخدادهای تکراریِ درونزاد -شلیکهای عصبی درSCN و برونزاد (گردش زمین به دور خورشید و ماه به دور زمین) پدیده ی زمان را در جانداران خلق می کنند .در پستانداران، هسته ی بالای چلیپایی از سمت پشت به مغز میانی و سایر هسته های هیپوتالاموسی مرتبط می شوند و آکسون هایشان را از جلو به سپتوم می فرستند. کارکردهای عمده ای که با این هسته در ارتباطند عبارتند از: تنظیم چرخه های خواب و بیداری، تنظیم دمای بدن در ساعات متفاوت شبانه روز و تنظیم دوره های فعالیت و استراحت. طول دو چرخه ی اول 24 ساعت، و طول چرخه ی سوم 90 دقیقه است. ساعت درونی دوره های زمانی را تنظیم می کند، اما دوام کارکردهای زیستی را تعیین نمی کند. این بدان معناست که اگر هسته ی بالای چلیپایی موشی را تخریب کنیم، چرخه های خوب و بیداری اش نظم خود را از دست خواهد داد، اما کل زمانی که در شبانه روز می خوابد تغییری نخواهد کرد. ساعت درونی ساختار بسیار مقاومی است و کارکردش به راحتی در برابر محرکهایی مانند سرما، داروهای عصبی، اختلالات هورمونی و شوک هیپوکسیک مختل نمی شود (Haken & Koepchen,1991).

کارکرد ساعت درونی به طور مستقیم به عملکرد ژنها وابسته است. در مگس سرکه و سایر حشرات ژنی به نام Per ایجاد چرخه های پروتئینی ساعت درونی را بر عهده دارد. در کپک نوروسپورا ژنی به نام Frq این نقش را ایفا می کند. در پستانداران عملکرد این سیستم به یک ژن منفرد وابسته نیست، اما جهش یافته هایی مانند Clock در موش و Tau در همستر شناسایی شده اند که چرخه های روزانه ای بلندتر یا کوتاهتر از میزان معمول دارند به این ترتیب، می بینیم که زمان در نظامهای زیست شناختی، در واقع شیوه ای از مدیریت روندهای درونی سیستم است که به کمک معیار گرفتنِ رشته ای از رخدادهای تکراری و یکنواخت حاصل می شود. بدن جاندار، به کمک ردیابی یا تولید کردنِ این رخدادهای تکراری، مبنایی برای پردازش اطلاعات به دست می آورد و هماهنگی میان رفتارهای درونی خویش و رخدادهای محیط بیرونی را ممکن می سازد.

در پردازنده ی بسیار پیچیده ای مانند مغز انسان، زمان کارکردی فراتر از تضمین سازگاری با محیط را بر عهده می گیرد. در چنین مغزهایی، حجم کلی پردازش اطلاعات چنان زیاد و شمار کارکردهای درون سیستم به قدری بالاست که زمان، به عنوان ابزاری کلیدی برای هماهنگ کردن ساز و کارهای درونی سیستم نیز مرکزیت می یابد. به این ترتیب، بدنِ جانداری که در نخستین روزهای پیدایش حیات، زمان را بر مبنای چرخه های برونزاد و دگرگونیهای تکراریِ محیطی می فهمید و از آن برای تطبیق یافتن با دگرگونیهای خارج از مرزهای سیستم خود بهره می برد، ناچار شد برای دستیابی به انسجام رفتاری و اتحاد عملکردی، دستگاهی درونزاد برای ترشح زمان ابداع کند و از آن به عنوان نقطه ی مرجعی برای سازگار کردن زیرسیستمهای خویش با هم استفاده کند. این ماشین درونیِ ساختِ زمان، همان مرکزی بود که در جریان تکامل مهره داران به هسته ی صنوبری خزندگان و دوزیستان و هسته ی بالای چلیایی در پستانداران منتهی شد.

به این شکل زمانی که بیشتر بر متغیرهای بیرونی متکی بود و سازگاری سیستم با محیط را تضمین می کرد، به نظامی خودسازمانده و خودمختار تبدیل شد که وظیفه اش هماهنگ کردن رفتار زیرسیستم های گوناگون در سیستم اصلی بود. اهمیت این کارکرد جدید را می توان با بررسی چند شاهد عصب شناختی درک کرد.
به عنوان مثال، به زیرسیستمهای حسی گوناگون مغز آدمی توجه کنید. مجاری ورود اطلاعات در جانداری مانند انسان به قدری تخصص یافته و پیچیده شده اند که هریک تنها جنبه ای خاص و ویژه از دگرگونیهای محیط بیرونی را ردیابی می کنند و به آن توجه نشان می دهند. به عنوان مثال، سیستم مغز بویایی که از پیاز بویایی آغاز می شود و تا سپتوم و مراکز درک بویایی در بخشهای پیشین مغز گسترش می یابد، تنها به پردازش اطلاعات بویایی توجه دارد. سیستم حسیِ بینایی که مسیری از شبکیه تا قشر پس سری را در بر می گیرد، تنها به محرکهای نوری کار دارد و مرکز شنوایی هم تنها امواج و ارتعاشات هوا را ثبت و تحلیل می کند. آنچه که ما به عنوان پدیده ها و چیزها در جهان خارج تشخیص می دهیم، در واقع محصولی ساختگی است که از برهم افتادن این ادراکات حسی گوناگون نتیجه می شود. یعنی به عنوان مثال وقتی ما یک دانه ی گیلاس را در دست می گیریم، از راهِ ترکیب کردن محرکهای نوری (رنگ و شکل گیلاس)، پساوایی (نرمی و بافتار خاص آن) و...، پدیده ای به نام گیلاس را استنتاج می کنیم.

ترکیب شدنِ حواسی متمایز در قالب یک پدیده ی دارای استمرار، تنها زمانی ممکن می شود که محوری زمانی جایگیری آن پدیده نسبت به پدیدارهای زمینه اش را تعیین کند و دگرگونی های آن پدیدار را هم به عنوان "تحولاتِ آن چیز در زمان" تفسیر نماید.
این کار، با درک زمان مندِ محرکهای حسی ممکن می شود. نسبت دادنِ یک بو، صدا، شکل، و بافتار به چیزی که در نقطه ی خاصی از مختصات زمانی/مکانی قرار گرفته است، نخستین گام برای تجزیه کردن مِهرَوند (هستی بیرونی) و بیرون آوردنِ پدیدارها از دل آن است. زمان، شرط لازم برای شکستن پدیده هاست. اما دستگاه عصبی ما، از جنبه ای دیگر نیز زمان مند عمل می کند.
دستگاه عصبی، اگر از زاویه ای کارکردگرایانه نگریسته شود، نظامی برای پردازش اطلاعات است که رابطه ی میان ورودی های حسی و خروجی های حرکتی را برقرار می سازد. این رابطه، در واقع شبکه ای بغرنج از پاسخ به محرکهای متداخل را رقم می زند که ظهور "من" در زمینه ی "جهان" را ممکن می سازد.
واکنش نشان دادنِ این سیستم، فرآیندی است زمان گیر. یعنی از لحظه ی ورود محرک به سیستم حسی تا مقطعِ ظهور واکنش در سیستم حرکتی، وقفه ای وجود دارد که عصب شناسان آن را زمان واکنش یاRT می نامند. این وقفه به متغیری به نام "توانمندی مرکزی زمان" یا TCA بستگی دارد که محدودیتهای سرعتِ عبور پیام و پردازش اطلاعات در دستگاه عصبی را نشان می دهد. این وقفه در حسهای گوناگون مقادیر متفاوتی دارد. مثلا در دستگاه بینایی صد هزارم ثانیه است که بسیار از RT در سیستم شنوایی (یک هزارم ثانیه) بیشتر است. همین تفاوت در سرعت پردازش اطلاعات است که خطرِ ناهمزمان درک شدنِ چیزهای منفرد را پیش می آورد.

تفاوت در RT های گوناگون برای رخدادهایی که نزدیک به ما هستند، چشمگیر نیست. برای رخدادهایی که در فاصله ای کمتر از ده متریِ ما رخ می دهند، تفاوت سرعت پردازش در این دو سیستم -و تفاوت سرعت انتشار محرک در محیط- به قدری اندک است که رخدادها به صورت یکپارچه و همزمان درک می شوند. این فاصله در هر جانوری اندازه ای دارد، و با عنوان "افق همزمانی" شهرت دارد. برای رخدادهایی که فراتر از این افق قرار گرفته اند، دخالت مستقیم نظام زمان سازِ عصبی لازم است، تا پدیدار یکتا و یگانه فهمیده شود. اگر این سیستم در مسیر تکامل پدید نمی آمد، ما از پدیدارهایی که فراتر از افق همزمانی ما قرار دارند، درکی شبیه به رعد و برق پیدا می کردیم. یعنی نخست یکی از محرکهای مربوط به آن مثلا نور را ( به دلیل سرعت بیشترِ انتشار نور در محیط) ابتدا درک می کردیم و بعد محرکهای دیگرش (مثلا صدا) را می فهمیدیم.

از بررسی مفهوم زمان واکنش، چند نکته آشکار می شود.
نخست آن که دستگاه عصبی ما اصولا همپای دگرگونیهای محیطی واکنش نشان می دهد، ولی این دگرگونیها و آن واکنشها را دیرتر از زمان واقعی شان می فهمد. این بدان معناست که سیستم زنده همواره در دل تحولات محیطی شناور است و از نوسانات محیطی تاثیر می پذیرد، اما وقفه ای که از پردازش این نوسانات نتیجه می شود، همواره او را دیرتر از زمان واقعی نگه می دارد. به بیان ساده تر، مغز ما همواره تصاویری را از جهان خارج درک می کند که به ده تا صد هزارم ثانیه پیشتر از اکنونِ واقعی تعلق داشته اند. یعنی به دلایل عصب شناختی، ما همواره از زمان عقب هستیم.
دومین نکته آن که پیوستگی زمان، و تداوم رخدادها، از دل روندهای پردازشی دستگاه عصبی زاده می شوند. این امر نیاز به توضیحی بیشتر دارد.
دستگاه عصبی از واحدهایی کارکردی به نام نورون تشکیل یافته است که به طور گسسته عمل می کنند. یعنی بر اثر تحریک پیامی الکتریکی را به طور گسسته مخابره می کنند. به این ترتیب، ما انتظار داریم تصویرهایی که از این پیامهای گسسته نتیجه می شود، گسسته باشد. به عبارت دیگر، منطقی می نماید که دستگاه بینایی، تصویری از جهان به دست دهد که مانند عکاسی استروبوسکوپی، مقطعهایی گسسته و بریده بریده از تغییرات محیطی را بازنمایی کند. اما تجربه ی درونی همه ی ما نشان می دهد که درکمان از هستی امری پیوسته و سیال است و گسستگی در آن راه ندارد. اما این پیوستگی چطور پدید می آید؟
در واقع، محرکهای حسی ورودیهایی از جنس شلیک عصبی هستند که نوسانات منظم و ساختاریافته ی عادی شبکه ی عصبی را متحول می کنند. پردازش عصبی، می تواند به صورت پیچیده تر شدنِ الگوی نوسانات یک شبکه ی منسجم، زیر تاثیر ورودی هایی که به زبان همان نوسانات ترجمه شده اند، فهمیده شود.
سرعت نوسانات عادی شبکه ی عصبی در شرایطی که محرک بیرونی در کار نباشد -مثلا در وضعیت کُما یا خواب- آستانه ای در حدود 30-50 هزارم ثانیه دارد. این بدان معناست که نوسانات معمولِ شبکه ی عصبی از کوانتوم های زمانی ای در این حدود برخوردار است. با توجه به این که سرعت شلیک هر نورون 1-5 هزارم ثانیه است، کوانتوم های ثبت و مخابره ی محرکهای حسی، از واحدهای زمانی لازم برای پردازش آنها بسیار کمتر است. در نتیجه، گسستگی سطح نورونی در نوسانات سطح شبکه ای محو می شود و جهان پیوسته درک می گردد (Haken,1991).

از دید سیستمی، بدن جانداران، مانند هر سیستم پیچیده ی خودسازمانده و خودزاینده ی دیگری، همواره زیر فشار محرکهای کاتوره ای و آشوب گونه ی محیط بیرونی است. سیستم پیچیده، باید برای مدیریت روابط درونی خویش، از محورها و مرجعهایی زمانی/مکانی بهره برد، و این نیاز به سازگاری درونی است که ابداع زمان را ضروری می سازد
چنان که گفتیم، سیستم پیچیده همواره کمی از اکنون عقب تر است. از دید ناظر فرضی ای که فراتر از دغدغه ی چگونه پردازش کردنِ اطلاعات، هستی را همواره در اکنونِ آن می نگرد، پردازش اطلاعاتی که درک جهان در اکنون را ممکن می سازد، فرآیندی وقت گیر است که پایان یافتنش به گذرِ هستی از مقطعِ اکنون منتهی می شود. از دید سیستم، این وقفه ای که میان ورود محرکها و صدور پاسخ وجود دارد، همان اکنون است. سیستم، زمان را در اکنونی انتزاعی درک می کند که از مفصل بندی یک گذشته ی قطعی (ورودیهای حسی) و آینده ای نامعلوم (دامنه ای از خروجی های رفتاریِ ممکن) ساخته می شود. این وقفه، و این شکافی که بین گذشته و آینده پدید می آید، در واقع محصول پردازش اطلاعات در سیستم است. هستی، همواره در اکنونی صریح و بی پروا قرار دارد. این سیستم است که در وقفه ی یاد شده، محرومیت از این اکنونِ خالص را با اختراع "اکنونِ" مصنوعی و تازه ای در شکاف میان گذشته و آینده جبران می کند.
وقفه ی یاد شده، گرانیگاهی است که ابهام و تقارن در آن با هم جمع می آیند. سیستم، در این وقفه یک تصویر منحصر به فرد از هستی را به دست می آورد و به این ترتیب تقارن میان بیشمار تصویرِ ممکن از محیط خویش را در هم می شکند تا یکی از این تصویرها را بر بقیه ترجیح دهد. در همین وقفه، سیستم در مورد واکنش رفتاری خویش نیز تصمیم گیری می کند. به این ترتیب تقارنی رفتاری نیز می شکند و سیستم از میان بیشمار واکنش رفتاریِ ممکنِ پیشارویش، یک کردار را برمی گزیند و این همان است که به وقفه ی یاد شده پایان می دهد و تبدیل دایمیِ آینده ی مبهم به گذشته ی قطعی را ممکن می کند.
آینده به این دلیل مبهم و نامطمئن است که در کرانه ی وقفه ی یاد شده زاییده می شود. وقفه ای که ماهیتش، تقارن در بازنمایی (ابهام شناختی) و تقارن در نوع واکنش (تقارن رفتاری) است. به این دلیل است که آینده ماهیتی مبهم و "متقارن" دارد. آینده دامنه ای از امکانات است که همگی محتمل و غیرقطعی هستند.
سیستم در همین وقفه باید این تقارن را بشکند و تکلیف خود را با محیط روشن کند. سیستم به تصویری صریح و یکتا از محیط نیاز دارد تا واکنشی مشخص و قاطع را توجیه کند. از این رو سیستم به طور دایم بر ابهام یاد شده غلبه می کند و تقارنهای دوگانه ی یاد شده را از میان می برد. به این ترتیب، سیستم با چیرگی دایم بر وقفه ی یاد شده، به طور مستمر از بازنمایی خویش از جهانِ پیرامونش، و الگوی رفتاری خویش، رفع ابهام می کند.
این رفع ابهام همان است که آینده را به گذشته تبدیل می کند. اما وقفه ی مورد نظر همچنان بر جای خود باقی است. چرا که سیستم همچنان از اکنونِ بیرونی اش عقب مانده است و ناچار است کل این چرخه ی آفرینش گذشته را بار دیگر تکرار کند. چرخه ای که تقارن و ابهام را دستمایه ی خلق اطلاعات و معنا قرار می دهد. چرخه ای که آینده ی بی محتوا و نامشخص و مه آلود را به خاطراتی مشخص و غنی از اطلاعات و تاریخچه هایی تثبیت شده فرو می کاهد. به تعبیری، سیستمِ خالقِ زمان، ماشینی است که در جریان کشمکش خویش با محیط، تاریخ ترشح می کند.
وقفه ی میان گذشته و آینده، در واقع وقفه ی میان اکنونِ سیستم و اکنون محیط هم هست. این وقفه، به فاصله ی قطعی از غیرقطعی و آشکار از پنهان نیز دلالت دارد. سیستم در این وقفه ارزشمندترین دستاورد پیچیدگی خویش، و خطرناک ترین پیامد آن را به طور همزمان تجربه می کند. سیستم در این وقفه امکان انتخاب پیدا می کند. یعنی می تواند از میان چندین گزینه ی معنایی (که از تقارن در بازنمایی های شناختیِ جهان ناشی می شود) و رفتاری (که محصولِ عدم قطعیت در رفتار آینده ی سیستم است)، یکی را بر گزیند. به این ترتیب سیستم در این وقفه خودمختار است.
خودمختاری سیستم در این وقفه، نشانگر حضورعدم قطعیتی در رفتار وی است، که تنها توسط متغیرهای درونی اش رفع ابهام می شود. سیستمی که مقیم این وقفه است، می تواند رفتار خویش را خود تعیین کند، و از میان دامنه ای از برداشتها و کردارهای ممکن، یک تفسیر یگانه از جهان و یک پاسخ رفتاریِ یکتا را برگزیند. این همان آزادی است. سیستمها در وقفه ای که میان گذشته و آینده می اندازند، از جبر محیط فاصله می گیرند. اکنونِ پایدار و سمج حاکم بر محیط، همان چیزی است که جبر و قطعیتِ نهفته در نظم، یا رفتار کاتوره ای و آشوبگونه ی تنیده در بی نظمی محیط را هم پشتیبانی می کند. سیستم با فاصله گرفتن از این اکنون و زایش اکنونی خودساخته در وقفه ی یاد شده، ترکیبی نو از این جبر و آن آشوب را ایجاد می کند. سیستم در این مجالِ کوتاه، امکان تجربه ی گوشه ای از آشوب (تقارن در بازنمایی و رفتار) و نظم دادن به آن را از راه انتخاب به دست می آورد. به این ترتیب، سیستم ها در اکنون خودساخته شان انتخاب می کنند. وقفه، جایی است که در آن آزادی زاده می شود.
آزادی، تنها محصول وقفه نیست. لمس تقارن و ابهام، پیامدی دیگر هم دارد، و آن ناامنی است. سیستمهایی که با عدم قطعیت در این وقفه روبرو هستند، امنیتِ ناشی از جبرِ محیط را از دست می دهند و به سودای بازیافت همین امنیت -البته به شکل نوین و درونزادش- به طور مرتب این تقارن را می شکنند
به این ترتیب، وقفه ی اکنون، آزادی و ناامنی را به یک اندازه تولید می کند. سیستمها برای برخورداری از یکی و چیرگی بر دیگری، ساز و کارهای گوناگونی ابداع کرده اند که پرداختن به آنها رساله ای مستقل را در قلمرو نظریه ی سیستمهای پیچیده می طلبد.


زمان اسطوره‌ای و زمان مدرن
سولماز نراقى :حتي اگر مفهوم زمان يك مفهوم صرفا ذهني باشد، يا اگر ماهيت محاسبه و سنجش آن در اقوام مختلف براساس بينش دايره اي وار يا خطي آنان از جهان، متفاوت و متغير باشد، آنچه كه انكارناپذير است واقعيت جاري و بيروني پديده ها است كه اين مرز، با دو نوع حركت در زمان و مكان پشت سر مي گذارند تا ما سرانجام جوهره اين تحول را در قالب تاريخ نقد كنيم.

دكتر محمد ضيمران در اين زمينه مطالعات گسترده اي داشته است. او براي زمان اسطوره و زمان آ كادميك بنا به ماهيتي كه هر يك از اقوام براي زمان، دين، اسطوره، تاريخ، مرگ و خدا قايلند تعاريفي قايل است. با دكتر ضيمران درباره زمان، برداشت اقوام از آن و روند سنجش آن در نزد ملل گوناگون گفت وگو كرده ايم كه مي خوانيد.

نخستين چيزي كه ذهن فلاسفه يونان را به خود جلب كرد، مسئله تغيير بود. مفهوم زمان از همان ابتدا از تصور تغيير و حركت، غير قابل تفكيك بود. آيا به راستي اين تغيير است كه جوهر ادراك ما از زمان را تشكيل مي دهد يا حركت، و در نهايت كدام يك بر ديگري مقدم ترند؟

اساسا اين تغيير حركت است كه موجب مي شود انسان به طرح مسئله زمان بپردازد. زمان در ايستايي مفهومي ندارد. اگر تمام عالم حركت و پويايي خود را از دست بدهد بحث زمان منتفي مي شود. بنابراين وقتي شما با تغييرات مواجه مي شويد بايد ابزاري بيابيد تا آنها را صورت بندي كند و زمان، بهترين وسيله براي صورت بندي تغييرات است. حركت هم يك لفظ فلسفي است. توجيه انتزاعي تغيير مفهوم حركت را به وجود مي آورد و حركت در حقيقت يك استعاره است. چيزي كه بيش از همه به مفهوم زمان شكل مي دهد تغيير است، كه در قالب رويدادها جلوه مي كند.

اين رويدادها مي توانند زوال و حيات طبيعت باشند يا هر چيز ديگر، تولد و مرگ نيز به خودي خود يك حادثه اند. برخي از فلاسفه براي نخستين بار گوهر هستي را با زمان پيوند دادند. از جمله آناكسيماندراعلام كرد كه نظم عالم بر حسب تعيين زمان جريان دارد. به نظر ?هراكليتوس? هم زمان تنها جنبه اي از واقعيت نيست بلكه خودمقوم گوهر هستي است. اگر بخواهيم مقصود او را بيشتر روشن كنيم بايد بگوييم كه زمان فراگردي است كه نماد حركت و تحول است. در اينجا منظور از فراگرد چيزي است، در تقابل با ماهيت و جوهر كه اولي بر تكاپو دلالت دارد ودومي بر ايستايي و ثبات

آيا به گفته ارسطو اين زمان است كه تغيير را در معرض شمارش قرار مي دهد يا در نهايت، تغيير است كه زمان را به شمارش درمي آورد؟

مفهوم زمان علي الاصول يك مفهوم ذهني است. چيزي كه ذهن ما كشف كرده، براي مشخص كردن زنجيره تحولات و تغييرات آن را به كار مي برد. همان چيزي كه كانت مي گويد، او معتقد است كه زمان يك پديده كاملا ذهني است و عينيتي در مورد آن وجود ندارد. زمان مفهومي انتزاعي است كه با پديده ها هموار مي شود. از اين ديد تغييرات را در معرض شمارش (كه خود مقوله اي كمي و انتزاعي است) قرار مي دهد. بنابراين دريافت ما از رويدادها موكول به پديده اي ذهني به نام زمان است و دريافت زمان هم موكول به مكان؟

بله، زمان را نمي توان از مكان جدا كرد. چون تحقق زمان در مكان است. به هر حال رويدادها بايد در جايي اتفاق بيفتد و اين جا همان ?مكان? است. وقتي كه انسان دلمشغولي و دغدغه مكان دارد زمان هم مطرح مي شود. از تكرار روز و شب و ماه و سال و نو شدن فصول، ايده اي از زمان در ذهن انسان شكل مي گيرد. ما بدون مكان نمي توانيم تصور مستقلي از زمان داشته باشيم و حتي براي به نمايش گذاشتن و قابل رويت كردن زمان ذهني بايد از يك چارچوب مكاني كمك بگيريم

شما در كتاب گذار از جهان اسطوره به فلسفه به اين نكته اشاره كرده ايد كه به طور كلي تحول مفهوم زمان، نمود و نماد اصلي حركت از مرحله اسطوره به ساحت فلسفه نظري به شمار مي آيد.? اين نكته اهميت زمان را در مباحث انديشه خاطرنشان مي كند، كمي درباره اين گذار توضيح بدهيد.

بشر از سپيده دم تاريخ به اين دليل كه ابزاري براي سنجش زمان به طور دقيق در اختيار نداشت مي كوشيد مفهومي از زمان را براي خود توجيه كند. بهترين راه توجيه زمان در آن دوره طرح افسانه ها، گفتارها و روايت هاي اساطيري بود كه فهم آن زمان را امكان پذير مي كرد، ما در تمام اسطوره هاي جهان با مسئله زمان ومكان مواجه مي شويم. اما آن زماني كه در تفكر پيشامدرن مطرح شده است به هيچ وجه جنبه كمي ندارد بلكه تماما كيفي است و اين كيفيت به نسبت فرهنگ هاي مختلف متفاوت است

لطفا درباره زمان كمي و كيفي توضيح بدهيد.

زمان كيفي، زماني است كه با رويدادها تعريف مي شود، در واقع در تفكر اساطيري زمان نيز همچون ساير امور عالم، در گذر رويدادهاي خاص اسطوره اي اعتبار مي پذيرد. يعني زمان اساطيري طي روايت هاي خاص درباره هستي و نيستي و جاودانگي معنا مي يابد. شما در شاهنامه فردوسي مي خوانيد كه ?ضحاك مار دوش 800 سال بزيست.? در عالم واقع چنين چيزي ممكن نيست اما منطق اسطوره اي اين روايت را مي پذيرد. وقتي كه سخن از 800 سال عمر ضحاك به ميان مي آيد منظور، نشان دادن شدت و وخامت ظلمي است كه ضحاك به مردم تحميل كرده است. درحقيقت اسطوره براي بيان شدت ظلم و چيرگي ضحاك از طول زمان استفاده كرده است

شايد هم نوع محاسبات آنها متفاوت بوده است. همان گونه كه در طول تاريخ معيارهاي زمان سنجي و گاهشماري بين اقوام مختلف متفاوت بوده است. به عنوان مثال برخي شمارش سن يك انسان تعداد باران هايي را كه او به چشم ديده است مي شمردند. شايد عمر حضرت نوع هم از اين نوع محاسبه هزار سال بوده است؟

بله، اين هم يكي از احتمالات است. بعيد نيست كه چنين بوده باشد، ولي مسلم است كه ابزارهايشان با ابزارهاي محاسباتي امروز فرق داشته است. به هر حال اتفاقي كه در تفكر مدرن افتاد، اين بودكه مفهوم زمان از وابستگي محض به رويدادها جدا شد و اين يعني جدا شدن از اسطوره

چه زماني اين اسطوره زدايي اتفاق افتاد؟

نمي توانيم نام اين رويداد را اسطوره زدايي بگذاريم، چون هنوز هم در بسياري از جوامع مردم اين پيكربندي فكري را حفظ كرده اند. ايران هم يكي از اين جوامع است. اسطوره زدايي، زمان مطلق و دقيقي ندارد و بسته به فرهنگ هاي مختلف متغير است جوامعي كه هنوز هم در دوران پيشامدرن زندگي مي كنند خود را در مركز جهان و جهان را دايره اي كه حول اين نقطه مي چرخد، مي بينند. در حقيقت آنان دردل اسطوره زندگي مي كنند اما به اعتقاد بارت همه جوامع در تمام زمان ها با اسطوره زندگي مي كنند. غرب هم از اين قاعده مستثني نيست اسطوره اي كه من از آن سخن مي گويم با آنچه بارت مي گويد متفاوت است. اسطوره هايي كه ما با آنها زندگي مي كنيم هنوز هم از عناصر ابتدايي اسطوره هاي اوليه برخوردارند. درست است كه ما مدرنيته را پذيرفته ايم اما با آن زندگي نمي كنيم چيزي كه ما با آن زندگي مي كنيم مجموعه اي از اسطوره ها و باورهاست كه در هنگام ازدواج و طلاق، ولادت و مرگ و تمام موقعيت هاي مشابه، خودشان را بروز مي دهند. مي توان صدها مثال از گفتارهاي روزمره مردم پيدا كرد كه پشت آنها يك اسطوره پنهان است. در مورد زمان هم چنين است. ديدگاه ما نسبت به زمان همچنان دايره اي است و ما هنوز به درك نيوتني از زمان نرسيده ايم. درست مثل دوره اي كه انسان، زمين را مركز جهان مي دانست و خيال مي كرد اين خورشيد است كه به دور زمين مي چرخد

چه چيزي منجر به شكل گيري ادراك خطي از زمان شد؟

اين تكاملي بود كه در سير انديشه بشر اتفاق افتاد و نمونه آن را مي توان در سير فلسفه يونان باستان مشاهده كرد. با تكامل فلسفه كم كم زبان تمثيلي جاي خود رابه زبان استدلالي داد. با انديشه هاي فيثاغورث هم نوعي دگرگوني فلسفي در معناي زمان پديد آمد. درحقيقت اين فيثاغورث بود كه عنصر مقدار و عدد را به عنوان ماهيت زمان مطرح كرد و اين پديده را منش رياضي بخشيد. در واقع هنگامي كه زمان و عدد با هم پيوند يافتند زمينه براي انتزاعي شدن مفهوم زمان فراهم شد و وقتي كه زمان به تعداد واندازه مطلق حركت تعريف شد، ماهيت اساطيري آن از بين رفت و واحد مفهومي كمي گشت، رفته رفته با پيشرفت دانش و انقلاب كپرنيكي، نگاه علمي جانشين نگاه اسطوره اي شد. در حقيقت برداشت خطي از زمان يك برداشت مدرن است

فكر نمي كنيد آن انقلاب دومي كه نظريه نسبيت اينشتين به پا كرد منجر به احياي دريافت دايره اي از زمان شد، كه نمونه هاي مشابه آن را قبلا در رويكرد فلاسفه يونان باستان به زمان همچون ارسطو و افلاطون به عنوان بقاياي تفكر اساطيري ديده بوديم؟

به اعتقاد من هيچ بازگشتي وجود ندارد. آنچه اتفاق مي افتد يك پديده جديد است. نسبيت خاصه و نسبيت عامه كه با اينشتين و طرفداران او مطرح مي شود پاسخي است به دغدغه نيوتني زمان. ممكن است رويكرد نسبي گرايانه نقاط مشتركي با ساختار تفكر اسطوره اي داشته باشد، اما از يك سنخ نيستند. در واقع نسبيت اينشتين يك روند تكاملي است كه در نقد برداشت نيوتني شكل مي گيرد.

تا برداشت نخستين وجود نداشته باشد نقد آن نيز وجود نخواهد داشت. تا خردگرايي و مدرنيته نباشد نقد خرد و پست مدرنتيه هم شكل نخواهد گرفت. اين به طور قطع با آن بينش اسطوره اي متفاوت است. اما آنها كه هنوز تفكر پيشامدرن دارند و در دنياي سنت شناورند خيال مي كنند كه با پست مدرن ها هم صدا هستند و مانند آنها مي انديشند. حال آنكه چنين نيست. ما هنوز به برداشت خطي از زمان به معناي نيوتني آن نرسيده ايم

گفته مي شود كه تاريخ هم محصول برداشت خطي از زمان است. با اين حساب نبايد چيزي به نام تاريخ داشته باشيم، اين طور نيست؟

دقيقا همين طور است. درست به همين دليل ما ايراني ها هرگز چيزي به نام تاريخ نداشته ايم. ماركس مي گفت: ? در دنياي غير غرب تاريخ وجود ندارد، فقط وقايع اتفاقيه و تغيير از يك سلسله به سلسله ديگر است كه تاريخ خوانده مي شود. ? گرچه يونان باستان هم تاريخ را به وجود نياورد. زيرا فلاسفه يونان باستان نيز پيوندهاي خود را با جهان اسطوره اي حفظ كرده بودند. آنان نيز از زمان تلقي دايره اي داشتند

درست است كه آنان توانستند از روايت هاي اساطيري، درباره بدايت زمانمنديا بن دهش دل بر كنند اما در عين حال الگو و انگاره كيهاني زمان را در حركتي دوراني تجسم بخشيدند. در رويكرد خطي، زمان در قياس با ابديت واجد منزلتي اعتباري است اما در بينش اساطيري يونان حركت خطي نيست و در دايره اي گرفتار است و هيچ گاه از حركت نمي ماند. زمان در اين معنا واجد مفهومي گوهري است و هيچ چيز آن را قطع نمي كند

شما تاريخ را چطور تعريف مي كنيد؟

تاريخ، شكل گرفتن عقليت در طول زمان است

به نظر مي رسد كه در اديان الهي زمان روندي خطي دارد، آيا دين يك رويكرد تعقلي به زمان است؟

اين ويژگي عام اديان الهي نيست. فقط در اديان ابراهيمي يعني : اسلام، مسيحيت و يهوديت زمان خطي است. هيچ دين ديگري به جز اين سه به زمان به صورت خطي نمي نگرند

آيا برداشت خطي اين سه دين از زمان مي تواند ناشي از وابستگي آنها به فرهنگ و تفكر سامي بوده باشد؟

بله. اساسا برداشت خطي از زمان ريشه در تفكرات سامي دارد. نطفه تاريخ باوري را هم مي توان در اديان سامي جست وجو كرد
اين نگاه از آفرينش هستي دنبال مي شو

 
 
پاسخ با نقل قول
 
8 کاربر ذیل به علت این پست مفید از mostapha تشکر کرده اند:
* DeMoN * (یک هفته پیش), cs-123 (18 December 2009), Dr.D347h (7 August 2008), kamyabonline4 (یک هفته پیش), marmooz.exe (23 July 2009), nazery (5 May 2008), niloofar27 (21 October 2009), SMAFGHAHI (23 January 2010)
 
mostapha mostapha آنلاین نیست.
امتیاز: 8,572, درجه: 27
امتیاز: 8,572, درجه: 27 امتیاز: 8,572, درجه: 27 امتیاز: 8,572, درجه: 27
درحه بالاتر: 71%, 178 امتیاز مورد نیاز
درحه بالاتر: 71% درحه بالاتر: 71% درحه بالاتر: 71%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Jun 2006
محل سکونت: سابقا نروژ-الان آذربایجانغربی
پست ها: 1,181
تاپیک ها: 86
Kaspersky Internet-Explorer Windows-Vista IR-TCI

سپاس ها: 0
سپاس شده 135 بار در 59 پست
mostapha به Yahoo ارسال پیام
 
10 March 2007  
به این پست رأی دهید: رأی مثبت | رأی منفی
3 (#)  
 
سر درد

اساسا سردرد يك واكنش دفاعي است در برابر خستگي و دغدغه ها ودلهره هاي دروني ، توان سازگاري هركس با اوضاع دشوار زندگي ، وابسته به شخصيت و خلق وخوي اوست ، اما هنگامي كه دشواريها از حد معيني در گذرد ، سازگاري از ميان مي رود و سردرد پديد مي آيد. اين حد و مرز ، درمورد اشخاص مختلف ، متفاوت است . سردرد به خودي خود يك بيماري نيست ، بلكه از نشانه هاي بيماري است ، احساسي است واقعي و بسيار ناگوار . ممكن است نشانه نوعي ناراحتي و اختلال باشد كه با مغز شخص ، يا يكي از اندامهاي او يا شخصيت وي يا محيط زندگي و اطرافيان ارتباط دارد و نيز ممكن است تركيب و آميزه اي از اين عوامل مختلف باشد . بيشتر سردردها گذرا هستند و اهميتي ندارند اما گاهي هم ممكن است سردرد نشانه و مقدمه ي يك بيماري خطرناك باشد. به همين دليل ، كساني كه به سردرد مزمن مبتلا هستند ، حتما بايد به پزشك مراجعه كنند .
دو نوع سردرد متداول داريم : اولي دراثر انقباض عضلاني پديد مي آيد و اين همان سردرد معمولي است ، دومي در اثر اتساع ( گشادگي ) رگهاي مغزي پديد مي آيد ، و اين سردرد عروقي از نوع ميگرن است و حدود 90 درصد كساني كه از سردرد شكايت دارند ، به يكي از اين دو نوع مبتلا هستند . براي دوري از سردرد از نظر پزشكي دو راه وجود دارد : پيشگيري و معالجه . بهترين شيوه پيشگيري آن است كه به بيماري كمك كنيم تا خودش بفهمد كه در برابر خستگي و دلهره ها و ناراحتيها چگونه مي توان مقاومت كند . برخي از داروهاي آرام بخش يا مسكن نيز موثرند . اين داروها ،موقتا حساسيت و آسيب پذيري دستگاه عصبي را در برابر مشكلات كاهش مي دهند و مقابله ي آسانتر با دشواريهاي زندگي را ممكن مي سازند . اما بايد ياد آوري كرد كه هيچ كدام از اين داروها علت اصلي سردرد را از بين نمي برد .
در مورد بيشتر سردردهاي خفيف ، خوردن يك داروي مسكن درد همراه با يك آرام بخش معالجه موثري است ، چرا كه اولي نوعي بي حسي در برابر درد به وجود مي آورد ، و دومي از واكنش شديد اعصاب در برابر درد مي كاهد ، اما داروي مسكن نبايد مواد مخدر داشته باشد . اين شيوه معالجه در مورد ميگرن موثر نيست ، معالجه ميگرن پيچيده تر است و در اين مورد مي بايد ريشه درد را قطع كرد . ميگرن علاوه بر سردرد برخي نشانه هاي ويژه ديگر نيز دارد ، مثل اختلال در بينايي همراه با درد شديدي كه معمولا فقط نيمي از جمجمه را فرا مي گيرد حالت تهوع ، وگاهي حتي اختلال عمومي در برخي از اعمال بدن كه نتيجه اش سرگيچه ، تب و لرز و تعرق بيش از اندازه است.
از سالهاي 1930 به بعد ميگرن را معمولا با دارويي به نام تارترات ارگوتامين معالجه مي كردند . از بيست سال پيش بدين سو ، داروهاي گوناگون ديگر ساخته شده اند كه بيشتر براي پيشگيري به كار مي روند و نتايج خوبي هم داشته اند. اما هنوز هم نمي توان گفت كه داروي قطعي معالجه ميگرن كشف شده است . احتمالا گروه خاصي مبتلا به ميگرن نمي شوند ، با اين همه مي توانيم بگوييم كه مبتلايان به ميگرن معمولا اشخاصي هستند ، باهوش ، حساس ، دقيق و منظم كه در ميان اجداد خود افراد مبتلا به ميگرن داشته اند ، اين اشخاص در كشمكش با دشواريهاي زندگي ذخيره تاب و توان خود را از دست مي دهند ، در نتيجه حالتي پديد مي آيد كه گاهي با تغييراتي در رگهاي مغز همراه است . همين تغييرات سبب بروز اختلالهايي مي شوند كه به آنها اشاه شد . معمولا اشخاص مبتلا به ميگرن ، تربيت خش و سختگيرانه اي داشته اند ، و همين امر مانع آن شده است كه بتوانند حس پرخاشگري خود را در راه مثبت و مفيدي به كار اندازند. اغلب برخلاف ميل خود ، وادار به انجام كارهاي دشواري شده اند كه افزون از توان آنان بوده است و به همين دليل گرفتار نوعي احساس بي لياقتي و ناكامي شده اند . معالجه همه سردردهاي مزمن از جمله ميگرن ، پيش از همه در قلمرو كار پزشك خانواده قرار دارد . البته اگر تشخيص علل سردرد خيلي دشوار باشد ، او مي تواند از پزشك متخصص اعصاب و يا روانپزشك نيز كمك بگيرد . اما در هر حال يك پزشك عمومي كه واكنشهاي عصبي بيمار را تعادلي مي بخشد و به او كمك مي كند تا به روشني بفمد كه چه موقعيتي قرار دارد ، براي تسكين درد بيماري شايستگي كافي را دارد.
آيا سردردهاي معمولي بيشتر از ميگرن شيوع دارند؟ اعتماد مطلق به آمار دشوار است ، زيرا مبتلايان به سردرد بيشتر اوقات خود به مداواي خويش مي پردازند ، انها تنها هنگامي به پزشك مراجعه مي كنند كه سردرد شان چنان شديد و مزمن بشود كه مانع انجام كارهاي روزانه شان گردد. مي توان تخمين زد كه شيوع سردرد معمولي ده بار بيشتر از ميگرن است ، همچنين به نظر مي رسد كه سردرد معمولي هم در مناطق شهري و نزديك شهرها رواج دارد تا روستاها علت آن است كه زندگي شهرنشينان و ساكنان حومه شهرها با هيجان و خستگي ممتد و مستمري همراه شده است و در روزگار ما هم هر روز عده بيشتري در شهرها و حومه آنها سكوت مي گزينند .
خستگي چشمها نيز ممكن باعث سردرد شود اما در اين مورد ميان ناراحتي خفيف چشم و سردرد شديد بايد فرق گذاشت . دوربيني چشم ، آستيگماتيسم يا عدم تطابق عضلات چشم ، ممكن است سبب سردرد بشود . اما همين واكنشهاي يكسان پديد نمي آورد مثلا بيمار عصبي ، حتي پيش از مراجعه به چشم پزشك معمولا متقاعد مي شود كه بايد عينك بزند و حتي ممكن است با استفاده از عينكي كه شيشه هاي معمولي دازد سردردش تخفيف يابد .
در هواي آلوده و زياده روي در استعمال دخانيات كه باعث افزايش گاز كربنيك در خون انسان ، ممكن است سبب اتساع رگهاي خوني بشود و در نتيجه سردرد را پديد آورد . به همين جهت مي توان گفت كه هواي آلوده و اتاقهاي پر از دود سيگار احتمالا سبب مي شوند . با اين همه بيشتر سردرد هايي كه در اتاقهاي پر از دود پديد مي آيند ناشي از واكنش رواني اشخاص هستند .
درمانهاي متعدد و ساده اي براي رفع سردردهاي اتفاقي و معمولي عبارتند از : قهوه ، هواي آزاد ، ورزش سبك يا تغيير موقت در محل كار و زندگي . مي توان زياده روي در مصرف داروهاي مسكن ممكن است سبب تحريك مخاط معده و رودها بشود و اختلالهاي گوارشي را به وجود آورد .
سردردهاي ديگري نيز هستند كه نشانه اي از بيماريهاي حاد مي باشد كه از جمله ميتوان به برخي از انواع سردرد اشاره كرد : سردردهايي كه هميشه در ناحيه مشخصي از سر پديد مي آيند ، سردردهايي كه قبلا با داروي معيني تسكين پيدا مي كرده اند اما ناگهان در برابر دارو مقاومت نشان مي دهند ، سردردهايي كه با اختلال در شخصيت و روان شخص همراهند ، سردردهاي بسيار شديدي كه ناگهان رخ مي نمايند ، سردردهايي كه با نشانه هاي عصبي مثل تشنج ، ضعف و اغما ، بيحسي و فلج در نوك اعضاي بدن ، و دو بيني همراه هستند ، سردردهايي كه با اختلالهاي جسمي همراهند مثل خونريزي در هريك از سوراخها و منافذ بدن ، كم شدن ورن و غيره در تمام مواردي كه گفته شد ، حتما بايد به پزشك مراجعه كرد . اما اگر گاه به گاهي ، مختصر سردردي داريد ، تحمل كنيد كه زندگي هم دردسر دارد و هم سردرد.

 
 
پاسخ با نقل قول
 
6 کاربر ذیل به علت این پست مفید از mostapha تشکر کرده اند:
* DeMoN * (یک هفته پیش), cs-123 (18 December 2009), Dr.D347h (7 August 2008), D_felfelak (26 June 2009), Mojtaba118 (3 November 2008), nazery (5 May 2008)
 
mostapha mostapha آنلاین نیست.
امتیاز: 8,572, درجه: 27
امتیاز: 8,572, درجه: 27 امتیاز: 8,572, درجه: 27 امتیاز: 8,572, درجه: 27
درحه بالاتر: 71%, 178 امتیاز مورد نیاز
درحه بالاتر: 71% درحه بالاتر: 71% درحه بالاتر: 71%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Jun 2006
محل سکونت: سابقا نروژ-الان آذربایجانغربی
پست ها: 1,181
تاپیک ها: 86
Kaspersky Internet-Explorer Windows-Vista IR-TCI

سپاس ها: 0
سپاس شده 135 بار در 59 پست
mostapha به Yahoo ارسال پیام
 
10 March 2007  
به این پست رأی دهید: رأی مثبت | رأی منفی
4 (#)  
 
تفاوت سرما خوردگی با آنفولانزا

سرما خوردگی وآنفولانزا علائمی مشابه دارند. سرما خوردگی معمولا خفیف تر است در حالی که آنفولانزا علائم شدید تری دارد. هنگام سرما خوردگی معمولاعلاوه بر احساس خستگی عطسه و سرفه می کنید و آبریزش بینی دارید. ممکن است تب نداشته یا تب پایینی داشته باشید. (فقط یک یا 2 درجه بالا تر از حد طبیعی). هچنین ممکن است کوفتگی عضلانی یا سوزش گلو، اشک ریزش وسر درد هم داشته باشید. آنفولانزا ناگهان شروع شده و بسیار آزار دهنده است. شما احساس ضعف و خستگی می کنید و تب دارید. علائـــم دیگر شامل سرفه های خشک، آبریزش از بینی، لرز، درد عضلانی، سر درد شدید، درد چشم وگلو درد میشود. مدت زمان بیشتری طول می کشد تا آنفولانزا کاملا خوب شود اما در سرما خوردگی این مدت کوتاه تر است.
علت سرما خوردگی و آنفولانزا چیست؟
بیش از ۱۰۰ نوع ویروس مختلف می توانند سرما خوردگی ایجاد کنند. امــــــا ویروس هایی که باعث آنفولانزا می شوند زیاد نیستند. همین مطلب یعنی انواع کم ویروسهایی که باعث آنفولانزا می شوند باعث شده واکسن هایی تهیه شود که به پیشگیری از آنفولانزا کمک می کنند. اما در مورد سرما خوردگی ساختن واکسن به دلیل تعداد زیاد ویروسها میسر نیست.
داروهای قابل مصرف بدون دستور پزشک
ترکیبات زیر در داروهایی که برای سرما خوردگی و آنفولانزا تجویز می شوند وجود دارند. قبل از مصرف داروها بر چسب آنها را با دقت بخوانید. اگر سوالی داشتید حتما از پزشک یا داروساز بپرسید.
- داروهای ضد التهاب و آرام بخشها معمولا درد را بهبود بخشیده، تب را پایین می آورند. بعضی از این داروها شامل استامینوفن، آسپرین، ایبوبروفن، کتوبروفن و ناپروکسن می شوند. بچه ها و کودکان نباید آسپرین بخورند.
- داروهای ضد سرفه که باعث قطع سرفه می شوند مثل دکسترومتورفان.
در صورتی که سرفه شما حاوی ترشحات است از این دارو استفاده نکنید.
- اکسپکتورانت ها که موجب رقیق تر شدن ترشحات گلو می شوند و باعث می گردند هنگام سرفه این ترشحات راحت تر خارج شوند. یکی از انواع این دارو ها گایفنزین است.
- ضد احتقان هایی که به داخل بینی ریخته شده و باعث کاهش احتقان بینی می شوند، نمونه ای از این داروها پسودوافدرین است.
در مورد داروها
هیچ درمان یا داروی خاصی برای بهبود سرما خوردگی و آنفولانزا وجود ندارد. آنتی بیوتیکها ویروسها را از بین نمی برند. بعضی از داروها فقط به بر طرف شدن علائم آنفولانزا و سرما خوردگی کمک می کنند. قبل از دادن هر گونه دارویی به فرزندان خود حتما با پزشک مشورت کنید. شما می توانید داروهای سرما خوردگی و آنفولانزا را بدون تجویز پزشک از داروخانه ها تهیه کنید. بعضی از داروهای تجویزشده به نــام ضد ویروسها می توانند به بر طرف شدن علائم آنفولانزا کمک کنند. این داروها در صورتیکه سریع و بلا فاصله بعد از آغاز بیماری مصرف شوند باعث ایجاد احساس بهبودی می شوند. این داروها می توانند به صورت قرص یا استنشاقی مصرف شوند. انواع استنشاقی ممکن است برای بعضی از افراد مبتلا به آسم یا بیماری مزمن ریوی ایجاد مشکل نماید. در صورتیکه مبتلا به آسم هستید و برای درمان سرماخورد گی و آنفولانزا به پزشک مراجعه کرده اید حتما ابتلای خود به آسم را به وی گوشزد کنید.
درمان علائم سرما خوردگی و آنفولانزا
- در خانه بمانید و استراحت کنید مخصوصا در هنگام بروز تب.
- سیگار نکشید و از همراهی با افرادیکه سیگارمیکشند اجتناب کنید.
- مایعات فراوان بنوشید مثل آب، آب میوه و سوپ رقیق شده.
- از نوشیدن الکل پرهیز کنید.
- با آب نمک ولرم چند بار در روز غرغره کنید این کار باعث می شود سوزش گلو بهبود یابد. اسپری های گلو نیز به کاهش درد گلو کمک می کنند.
- قطره های بینی که حاوی آب و نمک(سرم فیزیولوژی) هستند به کاهش ترشحات بینی و مرطوب شدن پوست داخل بینی کمک می کنند.
چه زمانی باید به پزشک مراجعه کرد؟
در بعضی موارد، نبازی به دیدن پزشک نیست. شما می توانید علائم را با پیگیری توصیه های بالا درمان کنید. فقط در صورتیکه در ابتدا علائم آنفولانزا را داشتید به پزشک خود اطلاع دهید تا پزشک داروهای ضد ویروس تجویز نماید. همچنین وقتی هر کدام از موارد زیر را مشاهده کردید به پزشک مراجعه کنید.
- سرما خوردگی که بیش از ۱۰ روز طول کشیده است.
- گوش درد یا خروج ترشح از بینی
- درد شدید در صورت یا پیشانی
- تب بالای ۳۸ درجه
- تنفس کوتاه
- خشونت صدا، سوزش گلو یا سرفه مداوم
- خس خس سینه

 
 
پاسخ با نقل قول
 
6 کاربر ذیل به علت این پست مفید از mostapha تشکر کرده اند:
* DeMoN * (یک هفته پیش), cs-123 (18 December 2009), Dr.D347h (7 August 2008), mahmood_mn (25 July 2008), Mojtaba118 (3 November 2008), nazery (5 May 2008)
 
mostapha mostapha آنلاین نیست.
امتیاز: 8,572, درجه: 27
امتیاز: 8,572, درجه: 27 امتیاز: 8,572, درجه: 27 امتیاز: 8,572, درجه: 27
درحه بالاتر: 71%, 178 امتیاز مورد نیاز
درحه بالاتر: 71% درحه بالاتر: 71% درحه بالاتر: 71%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Jun 2006
محل سکونت: سابقا نروژ-الان آذربایجانغربی
پست ها: 1,181
تاپیک ها: 86
Kaspersky Internet-Explorer Windows-Vista IR-TCI

سپاس ها: 0
سپاس شده 135 بار در 59 پست
mostapha به Yahoo ارسال پیام
 
10 March 2007  
به این پست رأی دهید: رأی مثبت | رأی منفی
5 (#)  
 
سيزده راز طول عمر

به رغم اينكه دانشمندان نقش تغذيه و عادات صحيح غذايي را در سلامت بدن و پيشگيري از بيماريهاي مزمن به اثبات رسانيده اند ولي همچنان شاهد شيوع چاقي و بيماريهاي مربوط به آن نظير تصلب شرايين ، ديابت ، نارسايي قلبي و .. كه همگي در كاهش طول عمر نقش اساسي دارند هستيم .
به طور كلي رعايت شيوه هاي صحيح تغذيه كه در پيشگيري از بروز انواع بيماريها و سرطان ها و پيري زودرس نقش دارند براي افرادي كه مي خواهند زندگي سالم و طولاني داشته باشند، ضروري است ، اين شيوه ها عبارتند از :
1. به خوردن صبحانه عادت كنيد ، حتي اگر يك ميوه يا يك ليوان آب ميوه تازه باشد .
2. از خوردن ميان وعده هاي غذايي بين صبحانه و ناهار و شام غافل نشويد ، سعي كنيد در اين وعده ها بيشتر از ميوه و سبزي، كيك و كلوچه هاي كم شكر يا يك ليوان شير استفاده كنيد .
3. در هنگام گرسنگي ، تنقلات نخوريد ، استفاده از مواد غذايي كم ارزش مثل چيپس و پفك تنها باعث ايجاد عادات غذايي ناسالم مي شود و هيچ نقشي در بر هم زدن رژيم غذايي شما نخواهند داشت .
4. روزانه 8 تا 10 ليوان آب بنوشيد .
5. از خوردن شام سنگين ، حجيم و پرچرب بپرهيزيد ، خوردن سالاد و سبزي به همراه روغن زيتون را دركنار شام ( البته سبك ) فراموش نكنيد .
6. مصرف گوشت قرمز را به 2مرتبه در هفته كاهش دهيد و سعي كنيد بيشتر از ماهي و ميگو استفاده كنيد.
7. در تهيه غذا به روش صحيح پخت و حفظ مواد غذايي توجه كنيد ، حتما قبل از طبخ ، چربي زايد گوشت و مرغ را بكنيد و بيشتر از روش بخارپز و كباب كردن استفاده كنيد.
8. بلافاصله پس از صرف غذا به رختخواب نرويد ، 3 ساعت فاصله بين شام و خواب كافي است .
9. از مصرف زياد نمك خودداري كنيد .
10. هرگز پس ازمصرف غذا ، چاي ننوشيد زيرا مانع از جذب آهن مي شود .
11. به اندازه كافي ميوه و سبزي بخوريد ، خوردن روزانه 5 واحد ميوه و سبزي تازه و متنوع براي داشتن بدن سالم ضروري است .
12. مصرف غذاهاي آماده حاوي چربي هاي اشباع و سس را محدود كنيد.
13. از انجام روزانه نيم ساعت ورزش كوتاهي نكنيد .

 
 
پاسخ با نقل قول
 
6 کاربر ذیل به علت این پست مفید از mostapha تشکر کرده اند:
* DeMoN * (یک هفته پیش), cs-123 (18 December 2009), Dr.D347h (7 August 2008), gahraman1 (17 September 2008), Mojtaba118 (3 November 2008), nazery (5 May 2008)
 
mostapha mostapha آنلاین نیست.
امتیاز: 8,572, درجه: 27
امتیاز: 8,572, درجه: 27 امتیاز: 8,572, درجه: 27 امتیاز: 8,572, درجه: 27
درحه بالاتر: 71%, 178 امتیاز مورد نیاز
درحه بالاتر: 71% درحه بالاتر: 71% درحه بالاتر: 71%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Jun 2006
محل سکونت: سابقا نروژ-الان آذربایجانغربی
پست ها: 1,181
تاپیک ها: 86
Kaspersky Internet-Explorer Windows-Vista IR-TCI

سپاس ها: 0
سپاس شده 135 بار در 59 پست
mostapha به Yahoo ارسال پیام
 
10 March 2007  
به این پست رأی دهید: رأی مثبت | رأی منفی
6 (#)  
 
جوش صورت يا آكنه

آكنه يا جوش يك اختلال پوستي مي باشد كه در سنين نوجواني شروع و تا آخر جواني همراه افراد درگير مي باشد . درمان بيشتر جنبه كنترل جوش صورت به منظور بهبودي موقتي تا مادامي كه تحت درمان دارويي قرار دارند و به منظور جلوگيري از به وجود آمدن جوشكهاي عميق مي باشد اول از همه بايد ديد كه ضايعات واقعا جوش هستندد . چون خيلي ازضايعات پوستي شبيه جوش بروز مي كنند . جوش بيشتر در نواحي سبوره ( نواحي از بدن كه داراي غدد چربي فراواني مي باشند ) ديده مي شود .
غدد چربي بطور طبيعي در تمام سطح پوست گسترش دارند و مسئول چرب نگه داشتن سطح پوست مي باشند . همچنين به علت دارا بودن بعضي مواد داراي خاصيت ضد ميكروبي و قارچي هستند . اين غدد در كف دست و پا و لب وجود ندارند وبيشترين تراكم آنها در صورت، سر و سينه وقسمت بالايي پشت مي باشد.
جوش بيشتر در صورت ديده مي شود و به صورت انواع شكلها از قبيل : كومدون (جوشهايي كه به صورت سر سياه و سر سفيد ديده مي شود ) پاپول ( جوشهاي برجسته و قرمز رنگ ) . پاسچول (جوشهاي چركي ) و بالاخره تاجول و كيست (جوشهايي بزرگ و داراي عمق و مواد داخل آنها ).
از بسته شدن دهانه خروجي غدد چربي به علتهاي گوناگون جوش به وجود مي آيد . علتهاي بسته شدن اين دهانه ها شامل :
 1. توليد و ترشح زيادي چربي در اين غدد كه خود اين مي تواند به علت ارثي بودن يا عدم تنظيم هورموني باشد . البته گاهي سطح هورمون در سطح طبيعي مي باشد . ولي پوست به اين مقدار طبيعي نيز حساس است .
2. رشد ميكروب در دهانه غدد كه باعث التهاب و بسته شدن اين غدد مي شوند.
3. اختلال در كراتيني شدن ( در تشكيل كراتين دهانه اختلال وجود دارد . مثل افرادي كه سوء تغذيه يا رژيم غذايي دارند كه اسيد هاي چرب ضروري در بدن آنها كم مي باشد و يا به علتهاي ديگري اين اختلال وجود دارد) . جوشهاي صورت را نمي توان بطور كامل از بين برد ولي مي توان آنها را تحت كنترل در آورد . درمان اين جوشها بستگي به نوع جوش انجام مي گيرد . در كل شستشوي مكرر نواحي جوش به ويژه با صابونهايي كه اسيديته مي باشند و از خود بقاياي به جا نمي گذارند از تشكيل جوش جديد تا حدي زيادي موثر هستند و در درمان نيز كمك كننده ميباشد . اين صابونها در دارو خانه ها موجودند و به عنوان ضد جوش معرفي مي شوند. در درمان جوش از داروهاي ضد باكتري ( ميكروبي ) نيز استفاده مي شود كه بستگي به نوع جوش و گسترش آن دارد .
داروهاي ديگري نيز بسته به نوع جوش در درمان مصرف دارند كه اختصاصي مي باشند . افرادي كه داراي جوش مي باشند بايد از مصرف هر گونه كرم يا پماد اجتناب كنند : چون باعث بدتر شدن جوشهاي مي گردند . افرادي هستند كه منافذ پوست آنها به اصطلاح باز مي باشند و درداخل اين منافذ بصورت سياه ديده مي شوند . ترشح چربي و در معرض هواي آزاد قرار گرفتن اين چربي باعث اكسيد شدن آن ميگردد و به صورت سياه ديده مي شوند. براي از بين بردن آن ميتوان از همان صابونهايي كه گفته شد استفاده كرد و همچنين از اسكراب صورت نيز ميتوان كمك گرفت .
يكي از عارضه هاي جوش صورت باقي ماندن لكه ها در آن ناحيه به علت التهاب و فعال بودن سيستم دفاعي بدن در آنجا مي باشند . جوشهايي كه بيشتر دستكاري شوند احتمال به وجود آمدن بيشتر است . در ضمن افرادي با رنگ پوست تيره تر از لكه ناشي ازجوش در آنها بيشتر است . زمان اين عارضه در حقيقت درمانجوش مي باشد . يعني با درمان جوش به علت كم شدن التهاب احتمال به وجود آمدن لكه كم مي شود.
در زمان قاطعي براي از بين بردن اين نوع لكه وجود ندارد و در طول زمان بسته به نوع پوست اين لكه ها از بين مي روند . البته بعضي از داروهاي موضعي اين طول زمان را كاهش مي دهند كه از آن جمله مي توان از ژل هاي حاوي AHA نام برد . اين ژل حاوي اسيد هاي ميوه ميباشد و باعث تسهيل در پوسته ريزي طبيعي پوست مي شوند و به اين خاطر پوست جوان و شاداب مي نمايد .
داورهاي موضعي ديگر كه كمك كننده مي باشند : كرم و ژلهاي حاوي ويتامين ث و مشتقات ويتامين آ (كرم و ژل تره تينوئن ) .
از نظر علمي و آنچه دركتب علمي و پزشكي موجود است هيچ نوع غذا و خوراكي در ايجاد و تشديد جوش صورت دخيل نيستند ، ول براساس طب قديم و گفته افرادي كه جوش صورت دارند بعضي از خوراكيها در بدتر كردن جوش صورت دخيل مي باشند و پرهيز از اين خوراكيها باعث بهبودي درجوش مي شود . از جمله غذا و خوراكيهايي كه باعث اين علت مي شوند شامل : غذاهاي چرب ، تنقلات ، خرما ، كشمش ، محصولات دريايي ( ماهي و ميگو ) ، بعضي از ميوه جات ( موز ، كيوي ، خرمالو ) و غيره . بهترين راهكار پرهيز از مواد غذايي و خوراكيهايي است كه فرد اظهار ميكند با خوردن آنها جوش صورتش بدتر مي شود.
طبق مطالعات و بررسي انجام شده افرادي كه جوش صورت دارند كمتر دچار سرطان پوست از نوع بازال سل مي شوند . البته اين به آن معنا نيست كه براي درمان جوش پيگير نباشند .

 
 
پاسخ با نقل قول
 
5 کاربر ذیل به علت این پست مفید از mostapha تشکر کرده اند:
* DeMoN * (یک هفته پیش), cs-123 (18 December 2009), Hamed64 (11 June 2008), Mojtaba118 (3 November 2008), nazery (5 May 2008)
 
mostapha mostapha آنلاین نیست.
امتیاز: 8,572, درجه: 27
امتیاز: 8,572, درجه: 27 امتیاز: 8,572, درجه: 27 امتیاز: 8,572, درجه: 27
درحه بالاتر: 71%, 178 امتیاز مورد نیاز
درحه بالاتر: 71% درحه بالاتر: 71% درحه بالاتر: 71%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Jun 2006
محل سکونت: سابقا نروژ-الان آذربایجانغربی
پست ها: 1,181
تاپیک ها: 86
Kaspersky Internet-Explorer Windows-Vista IR-TCI

سپاس ها: 0
سپاس شده 135 بار در 59 پست
mostapha به Yahoo ارسال پیام
 
10 March 2007  
به این پست رأی دهید: رأی مثبت | رأی منفی
7 (#)  
 
ختا و ختن کجا بود ؟

مسلمانان تا آن قسمت از خاک چین را که می شناختند ختا می خواندند یا « کاته » و آن قسمت از ترکستان چین را که از آن خبر نداشتند« ختن » می گفتند و در کتب اسلامی مقصود از ختا و ختن همه خاک چین بوده است .

 
 
پاسخ با نقل قول
 
3 کاربر ذیل به علت این پست مفید از mostapha تشکر کرده اند:
* DeMoN * (یک هفته پیش), cs-123 (18 December 2009), Mojtaba118 (3 November 2008)
 
mostapha mostapha آنلاین نیست.
امتیاز: 8,572, درجه: 27
امتیاز: 8,572, درجه: 27 امتیاز: 8,572, درجه: 27 امتیاز: 8,572, درجه: 27
درحه بالاتر: 71%, 178 امتیاز مورد نیاز
درحه بالاتر: 71% درحه بالاتر: 71% درحه بالاتر: 71%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Jun 2006
محل سکونت: سابقا نروژ-الان آذربایجانغربی
پست ها: 1,181
تاپیک ها: 86
Kaspersky Internet-Explorer Windows-Vista IR-TCI

سپاس ها: 0
سپاس شده 135 بار در 59 پست
mostapha به Yahoo ارسال پیام
 
10 March 2007  
به این پست رأی دهید: رأی مثبت | رأی منفی
8 (#)  
 
تاريخي ترين محاكمات جهان

20 سال قبل روز 15 ماه اكتبر سال 1946 ميلادي يكي از تاريخي ترين محاكمات جهان با اعدام ده نفر از متهمين آن محاكمات كه همه از رجال درجه اول كشور آلمان نازي بودند به پايان رسيد محاكمات اين عده از روز 30 سپتامبر ماه سال 1946 ميلادي بعد از جنگ بين المللي دوم در « نورنبرگ » شهر تاريخي آلمان شروع شد. 

قضات اينخ دادگاه بزرگ را 4 كشور بزرگ اروپائي و آمريكائي يعني :
«ايالات متحده آمريكا - بريتانياي كبير - اتحاد جماهير شوروي و فرانسه   كه متفقين فاتح و پيروز مند جنگ دوم بودند تشكيل مي دادند .» تعداد متهمين اين دادگاه بزرگ بين المللي 27 نفر بودند ولي دو نفر از متهمين به علت عدم دسترسي دادگاه به آنها در دادگاه حاضر نشدند و پرونده هنوز براي آنها مفتوح استو 25 نفر بقيه به آزادي تمام در دادگاه از اتهامات خود دفاع كردند . رياست اين رارگاه تاريخي را ابلردلاورنس از « انگلستان » بود . از مجموع 27 نفر متهمين دستگاه آلمان نازي :
 3 نفر تبرئه شدند .
10 نفر اعدام شدند .
4 نفر خود كشي كردند .
3 نفر به حبس ابد محكوم شدند .
3  به 15 سال حبس محكوم شدند .
1 نفر به ده سال حبس محكوم شد .
2 نفر مفقود الاثر اند .
1 نفر در جريان محاكمات مرد .
متهمين دادگاه نورنبرگ عبارتند از :
آدولف هيتلر ، پيشواي آلمان (مفقودالاثر)
مارتين بورمان ، معاون هيتلر //
ژنرال آلفرد يودل رئيس ستاد ارتش آلمان نازي در پايان جنگ (محكوم به اعدام)
فريتس زائوكل همكار دكتر لي و ژنرال قواي اس.اس (محكوم به حبس ابد)
بالدور فون شيراخ دبير سازمان جوانان هيتلري (محكوم به 15 سال حبس)
درياسالار كارل دو نيتس فرمانده نيروي دريائي آلمان نازي (محكوم به حبس ابد)
درياسالار اريش ريدر وزير دريا داري آلمانو جانشين هيتلر (محكوم به ده سال حبس)
گوستاو كروپ پيشواي اتحاديه هاي صنايع آلمان نازي           (در جريان محاكمات مرد)
دكتر هيالمارشاخت عالم معروف اقتصادي آلمان نازي ( تبرئه شد)
والتر فونك وزير اقتصاد آلمان نازي(محكوم به اعدام)
ژوليوس اشترايخر مدير روزنامه ضد يهودي «در اشتورمر» (محكوم به اعدام)
ويلهلم فريك فرمانده آلمان نازي در نروژ، آلزاس ،لرن // هانس فرانك فرمانده آلمان نازي در لهستان // آلفرد روزنبرگ فيلسوف وتئوريسين حزب نازي // ارنست كالتن برونر               عضو برجسته حزب نازي // فيلد مارشال ويلهلم كايتل     فرمانده كل نيروهاي آلمان نازي // دكتر روبرت لي وزير كار آلمان نازي (خود كشي كرد)
يو آخيم فون ريبنتروپ وزير امور خارجه آلمان نازي (محكوم به اعدام)
رودلف هس معاون اول هيتلر (محكوم به حبس ابد)
فيلد مارشال هرمان گورينگ وزير هواپيمائي آلمان ومعاون هيتلر (خود كشي كرد)
هانس فريچه مدير كل وزارتبليغات آلمان نازي (تبرئه شد)
كنستانتين فوننويرات فرمانده آلمان نازي در چك اسلواكي (محكوم به 15 سال حبس)
آلبرت اشپر وزير محصولات آلمان نازي (محكوم به 15 سال حبس)
آرتورسايساينكوارت فرماندهدست نشانده آلمان نازي در اتريش (محكوم به اعدام)
فرانتس فون پاپن سفير كبير آلمان نازي در تركيه و صدر اعظم سابق آلمان (تبروه شد)
غير از اين عده ، نام دو نفر ديگر از سران آلمان نازي نيز جزء ليست سياه متفقين براي محاكمه آنها ثبت شده بود ولي چون اين دو نفر قبل از دستگيري خود كشي كردند ، در حاكمه تاريخي نورنبرگ جاي آنها خالي بود . اين دو نفر عبارت بودند از :
 هاينريش هيملر رئيس سازمان مخوف گشتاپوي آلمان نازي
دكتر ژوزف گوبلز وزير تبليغات آلمان نازي 

 
 
پاسخ با نقل قول
 
2 کاربر ذیل به علت این پست مفید از mostapha تشکر کرده اند:
* DeMoN * (یک هفته پیش), cs-123 (18 December 2009)
 
mostapha mostapha آنلاین نیست.
امتیاز: 8,572, درجه: 27
امتیاز: 8,572, درجه: 27 امتیاز: 8,572, درجه: 27 امتیاز: 8,572, درجه: 27
درحه بالاتر: 71%, 178 امتیاز مورد نیاز
درحه بالاتر: 71% درحه بالاتر: 71% درحه بالاتر: 71%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Jun 2006
محل سکونت: سابقا نروژ-الان آذربایجانغربی
پست ها: 1,181
تاپیک ها: 86
Kaspersky Internet-Explorer Windows-Vista IR-TCI

سپاس ها: 0
سپاس شده 135 بار در 59 پست
mostapha به Yahoo ارسال پیام
 
10 March 2007  
به این پست رأی دهید: رأی مثبت | رأی منفی
9 (#)  
 
چه كنيم تا دندانهايمان كرم نخورد .

تا متابوليسم اعضاي داخلي بدن بخوبي برقرار است و مواد آهكي و ويتامين باندازه كافي وارد بدن مي شود و جذب مي گردد دندانها نيز سالم و بي عيب هستند ولي در طي دوران زندگي گاهي بعلل عصبانيت هاي مختلف يا كسر مواد معدني و يا عدم جذب كافي آنها ساختمان اصلي دندانها خلل مي يابد و در اينحال اولين نقطه ناراحت و كسر مواد در داخل مغز دندان رو به پيدايش مي گذارد و مسلما در اين حال بدن در ترميم ضايعات داخلي دندان بكوشد و تا حدي نيز موفق مي شود ولي بتدريج اين نظم بهم مي خورد و اختلال عمومي از يك طرف و ايجاد محيط اسيد در دهان از طرف ديگر به كرم خوردگي دندانها كمك مي كند .
مصرف شيريني و قند و بخصوص قندهاي مخصوص مثل لاكتوز و فروكتوز كه در انجير و انگور موجودند مراحل اوليه بدن سعي مي كند كه با ازدياد ترشح بزاق خاصيت اسيدي آنها را از بين ببرد و قليائيت مخصوص را كه حافظ دندانهاست برقرار سازد ولي بتدريج از عهده انجام اين عمل باز مي ماند و محيط اسيد دهان سبب ايجاد زمينه مناسب براي كرم خوردگي مي شود .
بايد دانست در بين شيريني ها ، شيريني معمولي و شكلات از همه مقصرترند و بيش از همه سبب ايجاد محيط اسيد در دهان و ايجاد آزار مخصوص ميشوند . در صورتيكه ساير شيريني ها مثل قند و اسيد ميوه ها لااقل سبب تحريك مخاط دهان و ترشح مقدار بيشتري بزاق مي شود كه بتدريج محيط را دوباره قليائي مي سازد .
2- كرم خوردگي در چه سني بيشتر است ؟
به تجربه ثابت شده كه كرم خوردگي دندان بين 10-6 سالگي و دوران كودكي و 35-25 سالگي در دوران بلوغ فراوانتر است چه در دوران كودكي خواه بعلت نقص بعضي املاح بدن و خواه بعلت عدم جذب كافي آنها و يا بعلت عدم مراقبت كودكان در شست و شو وتميز نگاهداشتن دندانها نخستين روزنه كرم خوردگي روي دندانها باز ميشود در صورتيكه در سنين بلوغ خواه بعلت شدت و سرعت رشد بدن و خواه بعلت متابوليسم كافي املاح مختلف و تغذيه مناسب كرم خوردگي كمتر است .
در سنين 35-25 سالگي كه اغلب جوانان گرفتار ناراحتي هاي فكري و غمهاي گوناگون باز هم زمينه كرم خوردگي موجود است در صورتيكه پس از 25 سالگي بتدريج موضوع استرس و گرفتاريهاي رواني و فكري بتدريج حل ميشود و زمينه مخصوص كرم خوردگي نيز يا بكلي از بين ميرود و يا بحداقل نقصان مي يابد بقسمي كه پس از پنجاه سالگي كمتر دنداني است كه براي اولين بار دچار كرم خوردگي شود .
3- چگونه دندانها را تميز و محافظت كنيم ؟
شست و شوي دندان همه روزه دوبار يعني صبح وشب پس از غذا براي جلوگيري از رسوب مواد غذائي و ايجاد فرمانتاسيون در پايه دندانها بنحو احسن از بروز زمينه كرم خوردگي دندانها جلوگيري مي كند شست وشو بايد با مسواك خشك و محكمي صورت گيرد كه علاوه بر ماساژ لثه ها بتواند مواد غذائي را از لاي دندانها خارج كرده و روي اين اصل لااقل سه ماه يكبار بايد مسواك راعوض كرد ، براي انتخاب داروي شست و شو احتياج بدقت زياد نيست و فقط مصرف يك خمير يا گرد قليائي كافي است ، خمير دنداني كه كلروفيل دارد از رشد باسيل هاي مخصوص دهان كه سبب ايجاد فرمانتاسيون ميشود جلوگيري مي كند مضمضه اب نمك و ساير محصولات قليائي نيز به ايجاد محيط مناسب براي رشد باسيلها كمك مي كند و روي اين اصل مصرف آنها بد نيست .
بچه ها را بايد عادت داد كه از شش سالگي به بعد خود به شست وشو و مسواك كردن دندانها پردازند تا بتدريج عادت كنند و در بزرگي نيز آنرا بخوبي انجام دهند .
برساژ بايد طبق قانون مخصوص انجام گيرد معمولا براي دندانهاي جلوئي و كنار عمودي از پائين به بالا در رديف پائين و از بالا به پائين در رديف بالا بايد باشد تاج دندانها را نيز بايد بخوبي بروس كشيد واگر از لثه بعضي از آنها خون مي آيد بهيچوجه نترسيد چه پس از مدتي تميز كردن و بورس كشيدن بتدريج رو به بهبودي ميرود .
غصه و غم و ناراحتي هاي فكري و رواني چنانچه ذكر شد روي لثه دندانها و بهداشت دهان اثرات شايان دارد وآنها كه همه روزه بعلت داشتن اشتغالات زياد عصبانيت هاي مختلف گرفتار عوارض عصبي هستند مسلما دندان هايشان زودتر خراب وفاسد ميشود و در هر حال هر شش ماه يكبار براي معاينه كامل و دقت در ترميم دندانها بايد به پزشك دندان مراجعه كرد تا كرم خوردگي هاي جزئي وكوچك را زود تشخيص دهد و برطرف سازد و دستور بهداشت كامل و كافي براي محافظت دندانها بدهد

 
 
پاسخ با نقل قول
 
4 کاربر ذیل به علت این پست مفید از mostapha تشکر کرده اند:
* DeMoN * (یک هفته پیش), cs-123 (18 December 2009), gahraman1 (17 September 2008), Mojtaba118 (3 November 2008)
 
mostapha mostapha آنلاین نیست.
امتیاز: 8,572, درجه: 27
امتیاز: 8,572, درجه: 27 امتیاز: 8,572, درجه: 27 امتیاز: 8,572, درجه: 27
درحه بالاتر: 71%, 178 امتیاز مورد نیاز
درحه بالاتر: 71% درحه بالاتر: 71% درحه بالاتر: 71%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Jun 2006
محل سکونت: سابقا نروژ-الان آذربایجانغربی
پست ها: 1,181
تاپیک ها: 86
Kaspersky Internet-Explorer Windows-Vista IR-TCI

سپاس ها: 0
سپاس شده 135 بار در 59 پست
mostapha به Yahoo ارسال پیام
 
10 March 2007  
به این پست رأی دهید: رأی مثبت | رأی منفی
10 (#)  
 
انواع موي سر

موي سر حالات مختلفي دارد به شرح آن خواهيم پرداخت . مو از نظر ارگانيسم ساختماني د رهمه يكسان است و فرقي با همديگر ندارد . آن تفاوت ظاهري كه د رموهاي آدميان مي بينيم فقط حالت موها است كه با يكديگر متفاوت مي باشد .
براي شناخت حالات مختلف مو فقط در ميزان چربي و خشكي درآن است و ازاين نظر موها را به سه دسته ي كلي تقسيم مي باشند. مثلا
موهاي چرب : چرب ، چرب شديد ، چرب معمولي
موهاي عادي : چرب عادي ، خشك عادي
موهاي خشك :خشك معمولي ، خشك و خشك شديد
 تقسيماتي كه براي حالات مو در نظر گرفته شده مولود پوست مي باشد كه خود ناشي از فعاليت غدد چربي زير پوست است كه نوع و حالت موها را مشخص مي سازد . حالت مو كه مديون پوست سر ممي باشد چربي و خشكي پوست نيز بستگي مستقيم به ترشح غدد چربي در پوست دارد . به همين جهت لازم است كه درباره غدد چربي به توضيح بيشتري داده شود .
درهر سانتي متر مربع پوست سر در حدود 5 عدد غدد چربي وجود دارد . كار اين غده ها ترشح چربي مي باشد . اين ضمايم پوستي از جايي چربي نمي گيرند بلكه خود عامل مستقيم توليد آن هستند . وقتي غده ها چربي را مي سازند از طريق لوله ي مجاري آنرا به خارج پوست بدن كه احتياج به اين چربي دارد هدايت مي كنند. زيرا در نبود آن پوست تركيده و قابليت ارتجاعي خود را از دست مي دهد و كمبودش را به هر طريق كه شده بايد جبران كرد ، در غير اينصورت خطراتي در بر خواهد داشت .
زيادي چربي نيز باعث مزاحمت مي گردد بطوريكه روي پوست سر جاري شده و اين عمل موجب مي شود كه روي روزنه هاي پوستي را بپوشاند و عمل تنفس پوستي اكسيژن گيري را مختل مي سازد و محيط نامناسبي را براي موها فراهم كند و سرانجام ريزش شديد موها را سبب ميگردد .
اگر چربي پوست سر زياد باشد مي گويند پوست سر چرب است و چنانچه غدد در كار خود كم كاري كنند مي گويند پوست سر خشك است واگر غده ها فعاليت عادي و طبيعي داشته باشند مي گويند پوست سر معمولي است و اين حالت ايده آل براي پوست و مو مي باشد.
شستشوي موي سر
منظور از شستشوي موي سر تميزي و بهداشت آن به نظر مي آيد و معناي شستشو هم همين است ولي اگر به ژرفاي مطلب بيشتر تعمق كنيم به اين نتيجه مي رسيم كه نظافت سر را مي توان با روشي انجام داد كه هم موها تميز شود و هم بر وفق مراد پوست و موي سر باشد . مي دانيم كه حالات موها با بكديگر متفاوت است و چنانچه قبلا توضيح داده شد در اصل سه حالت براي موها وجود دارد، چرب ، طبيعي و خشك . اگر چنين فكر كنيم كه هر سه اين حالات را به يك نوع بايد شست اشتباه كرده ايم ، زيرا يك نوع شستن موي سر فقط مي تواند يكي از اين سه نوع را در بر گيرد و در مورد دو نوع ديگر آن درست درنمي آيد و تازه معلوم نيست كه اين نوع اول روش درستي باشد.
به هنگام نظافت موها بايد نوع آنرا در نظر داشت و همينطور مواد پاك كننده ي آنرا و مهمتر اينكه روش شستشو بايد بر مبناي اصولي و صحيح انجام شود تا علاوه بر شستشو بايد بر مبناي اصولي و صحيح انجام شود تا علاوه بر شستشو و بهداشت بتوانيم پوست سر و موها را به حالت دلخواه كنترل كرده چربي و خشكي موها را به سوي نرمال سوق دهيم و همينطور براي شستشوي مو هاي سر بايد جدول زماني دقيق تنظيم نماييم . اغلب مشاهده شده كه بعضي ها به هر شكلي كه دوست دارند سرشان را مي شويند نه مراعات زمان را مي كنند و نه به مواد شستشو اهميت مي دهند و نه روش صحيح شستن را به كارمي گيرند . اينان موهايشان بيشتر در معرض خطر ريزش قرار دارد. سر را حتما يك روز درميان بدون خشونت ، بدون چنگ زدن و بدون برس كشيدن ، بدون ماساژ دادن شستشو داد ، در موقع شستشو بايد موها را در كف دستها قرار داد ، و بطور دوراني آنها را شست . اين طرز شستشو يك قانون كلي است و كسانيكه از اين روش پيروي كنند حداقل از نظر شستشو ريزش غير طبيعي نخواهند داشت .
الف ـ طريقه شستشوي موهاي چرب
به طور تقريب در حدود نود و پنج درصد مردم داراي پوست سر چرب مي باشند و بالا بودن اين آمار بستگي به همان روش غلطي دارد كه از دوران طفوليت آغاز مي شود . اين نوع موها را فقط يك روز در ميان بدون چنگ زدن ، ماساژ دادن ، برس كشيدن بايد سشتشو داد بدين ترتيب كه موها را در كف دستها قرار داده و بطور دوراني پوست سر را مي شويم بي آنكه ناخنها و يا نوك انگشتان پوست سر تماس حاصل كند دو دست شستشو در هر بار استحمام كافي مي باشد .

ب ـ طريقه شستشوي موهاي خشك
بطور تقريب دو درصد مردم داراي پوست سر خشك مي باشند و از خشكي بيش از اندازه موها رنج مي برند براي رفع اين مشكل از نظر شستشو به ترتيب زير عمل مي كنيم.
براي نظافت و شستشوي اين موها مي توان دو روز درميان موها را شست ولي بهتر آن است از قاعده كلي استفاده كرده و همان يك روز درميان بدون خشونت و به آرامي سر را شستشو داد ، البته با ماساژ بسيار آرام و بدون چنگ زدن و برس كشيدن موها پوست سر را بايد شست دو بار شستشو در هر وهله استحمام كافي مي باشد .
ج ـ طريقه شستشوي موهاي عادي
موهاي معمولي را كه پوست سر نه چرب و نه خشك است بين روش شستشوي موهاي چرب و خشك عمل مي شود . مطلبي كه بايد تذكر داد اينست كه كسانيكه به عللي موهايشان را از دست داده اند و يا طاس شده اند و يا موها را كه از ته ماشين كرده انده اند مي توانند با كف دستها به آرامي و بدون خشونت و تاكيد پوست سر را كاملا بشويند.
روشهايي كه گفته شد براي شستشوي انواع موهاي سر مي باشد و هر كس به علم به اينكه داراي چند نوع مويي مي باشند مي توانند از روشهاي ذكر شده استفاده نمايند .
 آب مفيد براي مو
آبهاي سنگين مفيد به آبي گفته مي شودكه مصرف آن نه تنها ضرري براي موها ندارد بلكه خود بمنزله ي دارويي براي تقويت مو محسوب مي شوند و از اين رو ميتوان آنها را آبهاي داروئي نيز ناميد . هر آبي كه داراي تركيبات موادي باشد كه اين مواد در ساختمان ارگانيزم مو بكار رفته باشد براي موها بسيار مفيد و لازم است . از آبهاي معدني سنگين مفيد مي توان از آبهاي گوگرددار نام برد يعني آبي كه از مسير معادن گوگردي عبور كرده و اين عنصر معدني را در خود جذب و حل نموده و به همراه خود مي آورد . كساني كه براي گردش و مسافرت به شهرستانها مي روند بهتر آن است سالي يك بار هم كه شده به نواحي كه داراي اين چنين آبهاي معدني هستند رفته و موهاي خود را با آن شستشو دهند تا بطور طبيعي موها را تقويت كرده باشند . هدف ما از توضيح اينست كه آگاهي لازم را هنگام مصرف درباره ي آنها داشته باشيم . آبي را كه معمولا مورد استفاده قرار مي دهيم آب لوله كشي تصفيه شده است كه امروزه اكثر شهرنشينان از آن بهره مند هستند و تقريبا سالم ترين نوع آب نيز به شمار مي آيد ، كه در دسترس ما قرار دارند . مصرف اين نوع آب براي شستشوي موها هيچ اشكالي در بر ندارد به شرط آن كه آثاري از آبهاي سنگين عنصر درخود نداشته باشد .
در اغلب گرمابه هاي عمومي شهرها به سبب عدم كفايت آب شهري يا صرفه جويي در پرداخت آب بها آب لوله كشي را مخلوط با آب چاه استفاده مي كنند كه بعضي از اين آبها به علت داشتن عناصر نيمه سبك و گاهي عناصر سنگين تا حدي براي سلامت موها ايجاد خطر مي كنند . و بيشترين كسانيكه از اين نوع آبها استفاده مي كنند ريزش مو دارند . انسان براي زيستن و ادامه حيات به حرارت معين و متعادلي نياز دارد چه منظور جريان هوا باشد يا آب .
مصرف در آب نيز همين طور است چه براي آشاميدن و چه براي شستشوي تن و سر . اگر مو هاي سر با حرارت زياد آب بعبارت روشن تر با آب داغ و يا با در جه سرد آب شسته شود هر دو براي مو مضر بوده و ريزش موها را بهمراه خواهد داشت و به ريشه موها صدمه مي زند و همين طور تاثير نامطلوب روي پوست سر مي گذارد . در مواردي پوست سر را سوزانده و عوارض مختلفي پيش مي آورند . چنانچه آب خيلي سرد باشد دروهله اول عارضه ي سرماخوردگي سپس ذات الريه و در نهايت خطراتي توام با مرگ پيش مي آورد .
پس آبي كه براي شستشوي موها بكار مي بريم بايد داراي حرارت معين باشد و هم چنين نبايد به يكباره آب سرد و يا آب گرم را روي سر ، باز كرد و يا درجه آب را بطور ناگهاني تغيير داد زيرا كه با چنين كاري ريشه ي موها شوكه مي شوند كه واكنش آن تضعيف و ريزش مو خواهد بود .

آزمايش ريزش مو
سلولهاي بدن آدمي همواره در معرض تغيير و تحول هستند پس از چندي عمر سلولي بپابان ميرسد و از بين ميرود سلولي نورستهاي جانشين سلول مرده ميشود وظيفه آنرا به عهده مي گيرد .سلول جديد نيز پس از سپري كردن دوران خود جايش را به سلول ديگري مي سپارد . اين قانون تغيير ناپذير روي موها نيز صادق است . موئي كه پس از چندي عمرش به پايان رسيده رفته رفته پيرو فرسوده شده مي افتد و وظايف آن را موي جديدي عهده دار مي شود وهمان عملي را انجام مي دهد كه موي قبلي انجام مي داده است . تغيير و تحول در اين زمينه را ريزش مو مي گويند .
ريزش مو بر دو نوع صورت مي گيرد : ريزش طبيعي و ريزش غير طبيعي هنگامي كه موها طبق قانون عمومي داراي ريزش طبيعي است انسان هركز به عارضه كم موئي و يا طاسي دچار نخواهد شد و به تعداد موهاي ريخته شده موهاي جديدي به وجود خواهد آمد . ريزش طبيعي اندازه و ميزان و شاخص معيني ندارد و مقدار ريزش و رويش آن بستگي هماهنگ با طبيعت هر شخص دارد . ممكن است ريزش طبيعي موهاي يك شخص روزانه ده تار مو باشد و براي شخص ديگر 50 تار مو يا بيشتر . براي اينكه هر كس بداند ريزش موهايش طبيعي است يا غير طبيعي بايد اندكي به عقب برگشته و زماني را در نظر مجسم سازد كه با وجود ريزش كم موئي را بدنبال بياورد آنگاه ريزش غير طبيعي ناميده مي شود كه در چنين حالتي حتما بايد به مداواي آن پرداخت ، ولي اگر ريزش كم شدن موها را در پيش نداشته باشد ريزش طبيعي به شما مي آيد و هيچگونه تشويش ونگراني را نبايد داشت .
گاهي ديده مي شود كه براي تعداد طبيعي ريزش مو رقم ثابتي تعيين مي كنند مثال روزانه فلان رقم نشانه ريزش طبيعي مو و زائد برآن دليل عارضه ريزش غير طبيعي است چنين استدلالي هرگز درست نيست و بعنوان يك فرمول ثابت نمي تواند بر همه كس صادق باشد همچنانكه گفته شد ريزش مو بستگي و ارتباط ويژه اي با طبيعت افراد دارد .
طريقه آزمايش ريزش مو فقط تجربي ميباشد يعني اينكه در گذشته هر كس بهر ميزان كه از سرش مو مي ريخته است اگر با وجود ريزش تغييري در كميت موها پديدار نگردد ريزش طبيعي است چنانچه همراه با ريزش موها رويش آنها به نسبت كمتر شود اين ريزش غيرطبيعي است . اگر در فكر درمان و چاره جوئي برنيايند موهاي از دست رفته ديگر باز نخواهد گشت . ولي اگر در آغاز ريزش شخص متوجه عارضه شده و به متخصص مو مراجعه كند و در رفع آن كوشا باشد موهاي از دست رفته را ميتوان دوباره بدست آورد و اينكار تنها از طريق درمان گياهي و تبعيت از روش طبابت سنتي امكان پذير مي باشد .
طريقه آزمايش ريزش موها را ميتوان بهنگام استحمام شستشوي سر شانه كردن موها و دست خيس به موها كشيدن انجام داد و كيفيت آن را عينا مشاهده كرد .هنگام شستشوي موهاي سر معمولا مقدار ريزش بطور عيني و تجربي مشخص مي گردد و تعداد آن براي شخص مشهود مي باشد چنانچه مقدار آن بيشتر شود ، در شخص توليد شك كند و بنظر غير عادي مي آيد اين حالت نشانگر ريزش غير طبيعي مي باشد .
از آن گذشته شانه كردن نيز راه ديگر تشخيص ريزش مو مي باشد . اگر مقدار ريزش مو كه بر روي دندانه هاي شانه مي پيچد به همان نسبت هاي روزهاي پيشين باشد كه ريزش حالت طبيعي دارد چنانچه بيشتر شود و اين عمل تكرار گرددد ريزش موها غير طبيعي است معمولا هر شخصي به تعداد ريزش طبيعي موهاي سر خود آشناست اگر نشانه هاي غير طبيعي در ريزش مو پديدار گردد خود اولين كسي است كه متوجه آن خواهد شد مگر اينكه در اين باره آدمي كاملا بي توجه باشد . يكي ديگر از راههاي تعيين و تشخيص ريزش غير طبيعي موها كشيدن دستهاي خيس به لابلاي موها مي باشد . اگر موها از ميزان طبيعي خود بيشتر ريزش داشته باشد تعدادي مو به دست مي چسبد كه در زمانهاي گذشته چنين حالتي براي شخص سابقه نداشته است . زماني كه شخص در تشخيص ريزش غير طبيعي موهاي خود دچار شك و ترديد گردد لازم است كه در پي درمان آن بر آيد . تذكر اين نكته بجا و ضروري است كه هر كس كه تكنيك نگهداري از مو را بداند و به شيوه ي سنتي درمان گياهي به مداواي بيماريهاي مو به پردازد به عارضه كم موئي و طاسي دچار نخواهد شد . شمارش موهاي در آب نيز راه ديگر تشخيص ريزش موها مي باشد . براي اينكار هر شخص ميتواند بطور متوسط ماهيانه يكبار سر خود را درتشتي كه پر از آب است بشويد و پس از اتمام شستشو موهاي باقي ماند در ظرف را شمارش نمايد و اين عمل را ماهيانه يكبار انجام دهد تا پي به ريزش طبيعي يا غير طبيعي موهايش ببرد و با مقايسه تعداد ريزش چند ماهه مي توان هم مقدار ريزش را تعيين كرد .


ویرایش توسط 25 July 2009 : mostapha در ساعت 12:49 PM.
 
 
پاسخ با نقل قول
 
4 کاربر ذیل به علت این پست مفید از mostapha تشکر کرده اند:
* DeMoN * (یک هفته پیش), cs-123 (18 December 2009), Mojtaba118 (3 November 2008), ramin (27 June 2008)
پاسخ

اضافه کردن این تاپیک به یک سایت اشتراک‏گذاری لینک

برچسب ها
مطالعه, این, از, اطلاعات, بیافزایید, با, بخش, بر, تاپیک, خویش, علمی, عمومی


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای تاپیک
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are فعال

انتخاب سریع یک انجمن


اکنون ساعت 02:08 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
Powered by vBulletin® Version 3.8.4
Copyright ©2000 - 2010, Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.3.2


کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به وب سایت ترفندستان است.
برداشت مطالب در نشریات، سایت‏ها و وبلاگ‏ها تنها با ذکر نام ترفندستان مجاز است.
هر گونه استفاده تجاری از ترفندهای ترفندستان به صورت کتاب، کتابچه، جزوه، دست‏نویس، CD و DVD و نظایر آن به هر شکل و نحو کاملاً ممنوع می‏باشد و هر گونه تخلف پیگرد قانونی دارد.
واژه «ترفندستان» برای اولین بار در ادبیات فارسی توسط وب‏سایت ترفندستان ابداع شده است و سایت‏ها و وبلاگ‏ها با نام مشابه هیچ ارتباطی با این سایت ندارند.
پشتیبانی و میزبانی توسط HostDL



 

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 157 158 159 160 161 162 163 164 165 166 167 168 169 170 171 172 173 174 175 176 177 178 179 180 181 182 183 184 185 186 187 188 189 190 191 192 193 194 195 196 197 198 199 200 201 202 203 204 205 206 207 208 209 210 211 212 213 214 215 216 217 218 219 220 221 222 223 224 225 226 227 228 229 230 231 232 233 234 235 236 237 238 239 240 241 242 243 244 245 246 247 248 249 250 251 252 253 254 255 256 257 258 259 260 261 262 263 264 265 266 267 268 269 270 271 272 273 274 275 276 277 278 279 280 281 282 283 284 285 286 287 288 289 290 291 292 293 294 295 296 297 298 299 300 301 302 303 304 305 306 307 308 309 310 311 312 313 314 315 316 317 318 319 320 321 322 323 324 325 326 327 328 329 330 331 332 333 334 335 336 337 338 339