صفحه اصلی سایت | صفحه اصلی انجمنها | قوانین سایت | ارسال ترفند | تبلیغات | تماس با ما
انجمن های تخصصی ترفندستان |‌ Tarfandestan Forums

  

 


اطلاع رسانی

پرسش و پاسخ پیرامون بازی ها در صورتی که هر گونه سوال و یا مشکل به هنگام انجام یک بازی نظیر ناتوانی سیستم در اجرای بازی یا عدم رد یک مرحله از بازی دارید ، از این بخش استفاده کنید.

ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
 
silent silent آنلاین نیست.
امتیاز: 14,651, درجه: 36
امتیاز: 14,651, درجه: 36 امتیاز: 14,651, درجه: 36 امتیاز: 14,651, درجه: 36
درجه بالاتر: 76%, 199 امتیاز مورد نیاز
درجه بالاتر: 76% درجه بالاتر: 76% درجه بالاتر: 76%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Aug 2006
پست ها: 1,372
تاپیک ها: 34

سپاس ها: 218
سپاس شده 447 بار در 166 پست
 
29 August 2007
 امتیاز:     
1 (#)  
 


خب کیه که این بازی رو نشناسه ؟
نیاز به هیچ معرفی ای نداره اما خیلی ها وقتی انیمیشن Final Fantasy VII: Advent Children رو می بینند نمی تونن داستان رو کامل درک کنن و این بخاطر ارتباط شدید این انیمیشن با بازی های اونه. من یه منبع خوب پیدا کردم که داستان رو بطور بسایر کاملی شرح داده طوری که اگه ببینین گریه تون می گیره!!!
حالا کم کم می ذارمش اینجا برای علاقمندان به این بازی و انیمیشن جذابش:

اختصارها:
FF7 ----بازی اصلی Final Fantasy 7
AC -----انیمیشن Final Fantasy 7: Advent Children
DoC ---بازی پلی استیشن Final Fantasy 7: Dirge of Cerberus
CC ----بازی پی اس پی Final Fantasy 7: Crisis Core
BC ----بازی موبایل Final Fantasy 7: Before Crisis


سالها قبل:

Cetra نژاد سرگردانی است با منشا نامعلوم پس از یک مسافرت طولانی و سخت بر روی زمین ساکن می شود.بعضی از این Cetra ها ( که بعدها به نام Ancients شناخته می شوند) به مسافرت خود ادامه می دهند ولی دیگران روی زمین باقی مانده و به انسان ها تبدیل می شوند.تعدادی از این Cetra های واقعی هنوز در زمان FF7 باقی مانده اند.
Cetra ها لوحی را ایجاد می کنند که وجود Chaos و Omega و سایر اهدافشان را توضیح می دهد.این لوح توسط دکتر Grimoire Valentine و دکتر Lucrecia Crescent کشف می شود.

2000 سال قبل از FF7:

JENOVA ، یک موجود شرور با تزریق یک ویروس به Cetra ها آنها را به هیولا تبدیل می کند. Cetra های باقیمانده به پناهگاه خود فرار می کنند تا از شر ویروس در امان بمانند. 5 اسلحه برای مبارزه با JENOVA ساخته می شود که هیچوقت استفاده نمی شوند

بین 1999 - 41 سال قبل از FF7:

کمپانی Shinra Electric مرکز تولید انرژی در سراسر دنیاست. آن ها از انرژی Mako استفاده می کنند که از هسته زمین تامین می شود.از Mako بعنوان چشمه زندگی نیز شناخته می شود: روحی که توسط زمین منتشر می شود و همه در آن زندگی می کنند. Condensed Mako ( ماکوی غلیظ شده!) ماده ایست که خصوصیات سحرآمیز زیادی دارد. Shinra کم کم انشعابات دیگری نیز در زمینه های مختلف پیدا کرده و بعنوان شرکت Shinra یا همان Shinra شناخته می شود.
وجود Shinra راهی به سوی Midgar باز می کند: شهری که در مرکز قدرت زمین واقع شده است. 8 راکتور در اطراف شهر Midgar گذاشته شده تا نیرو را در دو سطح تامین کند: بالای شهر و پایین شهر
از آنجا که Midgar نمی تواند تا ابد پایدار باشد Shinra شروع به تحقیقاتی در زمینه "سرزمین وعده داده شده" می کند: سرزمینی که تنها Ancients ها از محل آن باخبرند و Shinra تصمیم دارد شهر Midgar جدید را در آنجا بسازد( لوحی که توسط دکتر Grimoire Valentine و دکتر Lucrecia Crescent کشف شد حاوی اطلاعاتی برای کشف این سرزمین بود)

55 سال قبل از FF7:

Vincent Valentine متولد می شود.( FF7 رو به یاد بیارید: آزمایشات Hojo روی Vincent از نظر تئوری به او اجازه می داد بیشتر از دیگران زندگی کند . او در 27 سالگی کشته شد و برای ابد در آن سن باقی ماند)

40 سال قبل از FF7:

قبیله ای که در Cosmo Canyon زندگی می کنند توسط قبیله violent Gi مورد تهاجم قرار می گیرند. Seto یک موجود نیمه گرگ با عبور از یک راه مخفی به Canyon از آن محافظت می کند و موفق به شکست قبیله Gi می شود اما با تیرهای مبدل آنها مصدوم شده و در پایان به سنگ تبدیل می شود. قبیله و همچنین Nanaki ، پسر Seto بر این باورند که او دارای دم و بال شده است ولی تنها Bugenhagen، پدرخوانده Seto از حقیقت باخبر است.

35 سال قبل از FF7:

Barret Wallace در روستای Corel متولد می شود.

32 سال قبل از FF7:

Cid Highwind متولد می شود.

30 - 29 سال قبل از FF7:

#پرفسور Gast یکی از دانشمندان بزرگ Shinra با رهبری تیمی شامل مرد جوانی بنام Hojo و زنی بنام Lucrecia به کوههای Nibelheim می رود. Gast جسد JENOVA را از محل دفنش خارج می کند و عقیده دارد که او یک Ancient است و آزمیشگاه خود را در قصر Shinra در نزدیکی شهر ایجاد می کند.

#Grimoire Valentine پدر Vincent Valentine لوح باستانی Cetran ها را کشف می کند که حاوی اطلاعاتی درمورد Omega و Chaos است: ترکیبی که قدر به از بین بردن تمام دنیاست.او عقیده دارد این عمل باید در "سرزمین وعده داده شده" انجام شود و به تحقیق روی این موضوع ادامه می دهد. همچینی با همکاری دکتر Lucrecia Crescent موفق به کشف یک غار می شوند جایی که بنظر می رسد محل برخاستن Chaos باشد. همچنین در آنجا ماده اولیه ( Protomateria) را کشف می کنند.[DoC]

# در جریان آزمایش بر روی ماده سیاهی که در غار یافته بودند (که بعدها بعنوان G-substance شناخته شد) ماده روی
دکتر Valentine ریخت . این موضوع بعدا سبب مرگ وی بر اثر زخم حاصل از آن شد و Lucrecia بخاطر این موضوع هرگز خود را نبخشید.[DoC]

# Vincent Valentine به Turk ها پیوست. [DoC]

29 سال قبل از FF7:

# Vincent Valentine برای محافظت از Lucrecia Crescent در زمانی که با دکتر Hojo همکاری می کرد گمارده شد. او نمی دانست که پدرش قبل از مرگش با دکتر Crescent همکاری می کرده است.[FF7 and DoC]

# Vincent عاشق Lucrecia می شود اما متوجه می شود که Lucrecia عاشق Hojo است. Lucrecia خود و بچه متولد نشده اش را به آزمایشات Hojo می سپارد. وی این کار را می کند زیرا که هنوز خود را درمورد اتفاقی که برای پدر Vincent افتاد مقصر می داند. Vincent این موضوع را کشف می کند این موضوع دوستی بین ان ها را به دشمنی تبدیل می کند. [FF7 and DoC]

28 سال قبل از FF7:

# پسر Lucrecia متولد می شود و نام او را Sephiroth (سیفروث) می گذارند. حقیقت ماجرا به او گفته نمی شود جز اینکه مادرش بنام JENOVA در جریان تولد وی مرده است. [FF7]

# زمانی که Vincent متوجه می شود که Sephiroth همان فرزند Lucrecia است که قبل از تولد مورد آزمایشات Hojo و تزریق DNA ی JENOVA قرار گرفته بود به سراغ Hojo می رود. Hojo موفق می شود Vincent را بکشد و آزمایشاتی را روی جسد وی انجام دهد و او را به هیولایی هولناک تبدیل می کند.[FF7 and DoC]

# Lucrecia روی جسد Vincent آزمایشاتی انجام می دهد و ژن Chaos و Protomateria را به بدن Vincent تزریق می کند . Vincent زنده می ماند اما اثرات آزمایشات Hojo (که به وی امکان تبدیل شدن به هیولا را می دهد ) و همچنین ژن Chaos در وجودش باقی می مانند.[DoC]

# کمی بعد Lucrecia می میرد و Vincent در غم از دست دادن به قصر Shinra رفته و در تابوتی به خواب عمیق فرو می رود.انعکاسی از Lucrecia در داخل کریستالی در غار Waterfall باقی می ماند .[DoC and FF7]

25-22 سال قبل از FF7:

# دکتر Gast از ترس Hojo به مسافرخانه Icicle در شمال فرار می کند. در آنجا با یک Cetra بنام Ifalna که آخرین بازمانده نژاد خود است برخورد می کند و امیدوار است بتواند از وی در مورد " سرزمین وعده داده شده" بپرسد. دکتر Gast از مصاحبه ای که با او می کند یک نوار ویدیو تهیه می کند اما عاشق وی می شود.[FF7]

22 سال قبل از FF7:

# دکتر Gast و Ifalna صاحب یک فرزند می شوند. آنها اسم دخترشان را Aeris می گذارند. [FF7]

# 20 روز پس از تولد Aeris اتفاق دیگری می افتد: Hojo محل آن ها را می باید . دکتر Gast در حالیکه سعی میکند از خانواده اش محافظت کند کشته می شود و Hojo که متوجه شده Ifalna آخرین بازمانده است او و فرزندش را با خود می برد.[FF7, Aeris's age from BC]

21 سال قبل از FF7:

# Cloud Strife در Nibelheim متولد می شود.

20 سال قبل از FF7:

# Tifa Lockheart در Nibelheim متولد می شود.

16 سال قبل از FF7:

# Yuffie Kisaragi در Wutai متولد می شود

15 سال قبل از FF7:

# ارتش Shinra به سمت Wutai ( روستایی در شرق) برای اعلان جنگ می رود. Shinra پیروز می شود و Godo ( رهبر Wutai ) سقوط می کند.[FF7]

# Ifalna سعی می کند با Aeris از چنگ Hojo فرار کند. با وجود صدمه شدیدی که Ifalna می بیند موفق می شود خود را به قطاری که به شهر Midgar می رود برساند. زنی بنام Elmyra آن دو را می یابد و به مادر در حال مرگ قول می دهد از دخترش Aeris مراقبت کند.شوهر وی در جریان جنگ Wutai و Midgar کشته شده است.Ifalna ماده سفید را به Aeris می دهد: یک سنگ قدیمی مقدس. Aeris درحالی بزرگ می شود که مدام در فکر آن سنگ است. [FF7]

# مدتی بعد Aeris استعداد عجیب خود را ظاهر می کند.او قادر است چگونگی مرگ شوهر Elmyra را احساس کند قبل از اینکه خود کلمه ای در این مورد به او بگوید. همچنین قادر است با کائنات صحبت کند.[FF7]

# گروه Turkها سعی می کنند Aeris را به سمت خود بکشند. Aeris شغلی بعنوان دختر گل فروش در پایین شهر می یابد.[FF7]

# Cid Highwind مخترع هواپیمای دوباله کوچک Bronco توسط Shinra مامو می شودکه در شهر خود یک راکت فضایی پرتاب کند. همکار او Shera مخزن انرژی را کشف می کند و حاضر نمی شود محلی را که قرار است بزودی در آتش بسوزد ترک کند و درنتیجه Cid مجبور می شود در آخرین لحظات از آتش گرفتن راکت جلوگیری کند. او بخاطر این موضوع که Shera سبب نابودی آرزوهایش شده او را نمی بخشد و Shera برای تاوان کاری که انجام داده بعنوان خدمتکار او مشغول بکار می شود[FF7] ( این پاراگراف یه ذره نامفهوم بود امیدوارم زیاد غلط ترجمه نکرده باشم!!!)

15 - 10 سال قبل از FF7:

# Hojo آزمایشات خود را با استفاده از سلول های JENOVA انجام می دهد. او به سربازان Shinra سلول های JENOVA را تزریق می کند. نتیجه این تزریق ایجاد قدرت و مهارت هایی بالاتر از افراد عادی در این سربازان است. با نتایج بدست آمده Shinra برنامه SOLDIER را پایه ریزی می کند: استفاده و پرورش افرادی که با استفاده از تزریق سلول های JENOVA و Mako قدرت های خاصی پیدا کرده اند. [FF7]

# Sephiroth به سرعت در ارتش Shinra پیشرفت و ترقی می کند.

# Turk ها بعنوان بخش بازجویی سازمان Shinra پذیرفته می شوند.[BC]

# Cloud و Tifa در نزدیکی هم در شهر Nibelheim بزرگ می شوند. پس از مرگ مادر Tifa او به کوهستان Nibel فرار می کند. Cloud او را دنبال می کند اما پلی که آن دو رویش قرار دارند فرو میریزد و Cloud بخاطر صدمه ای که به Tifa وارد می شود مقصر است. چند سال بعد در ملاقاتی که با هم دارند Cloud به Tifa می گوید که تصمیم دارد به شهر Midgar برود و به SOLDIER بپیوندد و به او قول می دهد زمانی که توانست به آرزوهایش دست پیدا کند بدنبال Tifa بازخواهدگشت.

# Hojo آزمایشات خود را در راکتور Mako در شهر Nibelheim ادامه می دهدو انسان های زیادی به هیولا تبدیل می شوند . [FF7]

10 سال قبل از FF7:

# Denzel متولد می شود.

7 - 10 یال قبل از FF7:

# رییس جمهور Shinra بیمارستان SOLDIER را به عمق زمین منتقل می کند.تنها کسانی که از این پروژه فوق سری باخبرند Hojo, Heidigger و Scarlet هستند. [DoC]

# مادر Shelke و Shalua Rui می میرد.

# Zack اهل Gongaga به Midgar آمده تا به SOLDIER بپیوندد Aeris را ملاقات می کند. اما Aeris نمی تواند قبول کند که او وارد چنین سازمانی شده و از هم جدا می شوند.

7 سال قبل از FF7:

# Cloud به Midgar می رود و به Shinra می پیوندد. او تلاش می کند وارد گروه SOLDIER شود اما موفق نمی شود در عوض او را به یک محل کوچک در ارتش Shinra می فرستند ( ارتش grunt؟) . [FF7]

# پس از انکه به توانایی های خاص Shelke Rui پی می برند دزیده می شود و به پایگاه در عمق زمین فرستاده می شود. خواهرش Shalua سعی می کند او را پیدا کند. [DoC]

6 سال قبل از FF7:

# جنگ بین Shinra و Wutai درمیگیرد و Sephiroth سبب پیروزی شده و بعنوان قهرمان شناخته می شود.با این اتفاق تمام دنیا به قدرت کمپانی الکتریکی Shinra وابسته می شود.

# Sephiroth و Zack با هم دوست می شوند و اغلب همراه هم به ماموریت می روند.

# Cloud که نتوانسته وارد SOLDIER شود جزو ارتش grunt شده و اغلب بدنبال Sephiroth و Zack می رود درحالیکه نیمه پایینی صورتش را پوشانده است.

# یک گروه شورشی بنام AVALANACHE در برابر ارتش Shinra پدیدار می شوند. Shinra گروه Turk ها را برای مقابله با آنها می فرستد

5 سال قبل از FF7:

# Sephiroth اکنون یک ژنرال مشهور است و Zack یک عضو درجه 1 گروه SOLDIER به شهر Nibelheim منتقل می شوند تا به حمله هیولاها به راکتور Nibel Mako رسیدگی کنند.Cloud نیز همراه آن ها می رود. [FF7]

# Tifa Lockheart راهنمای تور در کوهستان Nibel است. زمانی که Cloud را می بیند او را نمی شناسد.یک نفر قبل از آن که آنجا را ترک کنند از آن دو عکس می گیرد. [FF7]

# Sephiroth موفق می شود JENOVA و هیولاهای موجود در راکتور را بیابد.همچنین موفق می شود آزمایشگاه مخفی موجود در کوهستان Nibelheim را کشف کند و حقیقت را در مورد خودش و اینکه از سلول های JENOVA بوجود آمده می فهمد. زمانی که متوجه دروغی که به او گفته اند می شود طغیان می کند و خودش را " فرد منتخب" می داند. Zack و Cloud متوجه می شوند که او قصد دارد JENOVA را بدزدد: کسی که اکنون او را مادر واقعی خود می داند. Tifa برای گرفتن انتقام به کوهستان می رود درحالیکه توسط Zack تعقیب می شود و Cloud نیز Zack را دنبال می کند. [FF7]

# زمانی که Sephiroth سعی می کند محفظه را برای برداشتن JENOVA باز کند Tifa شمشیر Sephiroth را بر می دارد ( که توسط Sephiroth روی زمین گذاشته شده بود ) و سعی می کند او را بخاطر مرگ پدرش بکشد. اما Sephiroth بهتر از وی عمل می کند و او را زخمی می کند و درحالیکه Tifa به شدت زخمی شده او را به حال خود رها می کند. سپس وارد محفظه شده و سر JENOVA را برمی دارد.Zack سر می رسد و به Sephiroth حمله می کند اما او نیز زخمی شده به گوشه ای می افتد. Cloud می رسد و Tifa را درحالیکه خون زیادی از او رفته پیدا می کند. درحالیکه بشدت عصبانی شده شمشیر Zack را برمی دارد و به Sephiroth حمله می کند. Sephiroth به آسانی او را کنار می زند. Cloud باوجودی که بشدت زخمی شده شمشیر را از تیغه می گیرد آن را وارونه کرده و به Sephiroth می زند.[FF7]

# Sephiroth می میرد.[FF7]

# Tifa توسط Zangan نجات می یابد و به Midgar بازگشته و یک بار بنام Seventh Heaven باز می کند.

# Zack و Cloud نیمه جان توسط Hojo به زیرزمین قصر Shinra برده می شوند تا بعنوان فسمتی از آزمایشات جدید او مورد استفاده قرار گیرند ( برای ایجاد کلونی هایی از Sephiroth) . بسیاری از آزمایشات Hojo قربانیانی هستند که از Nibelheim آورده شده اند.در آزمایشاتی که با شکست مواجه می شوند فربانیان زندگی نباتی خواهند داشت و بسیاری از انها در پایین شهر Midgar می میرند. Cloud به آزمایشات جواب نمی دهد و بدنش به JENOVA آلوده نمی شود و هرچند آزمایشات روی او شکست خورده Hojo او را نزد خود نگه می دارد. [FF7]

# Zack زودتر از Cloud بهبود می یابد. زمانی که نگهبان برای دادن غذا می آید Zack فرار کرده و Cloud را نیز همراه خود می برد. زمانی که سعی می کند از صخره ای بالا برود و نگاهی به Midgar بیاندازد سربازان Shinra تعقیبشان کرده و Zack را می کشند اما Cloud را که به سختی می تواند راه برود و صحبت کند زنده می گذارند. Cloud به سمت جسد Zack می خزد و شمشیر او را برمی دارد.

# افکار Cloud در ترس و درد فرورفته گیج و بیمار و پریشان همراه احساس گناه خاطراتش با Zack را بخاطر می آورد. اینکه عضو گروه SOLDIER شده و دوستی اش با Tifa را بیاد می آورد.تصمیم می گیرد به ایستگاه قطار Midgar برود. Tifa در آنجا او را می یابد.

# Hojo باقیمانده بدن JENOVA را از Nibelheim به Shinra HQ در Midgar می برد. بجز سر که Sephiroth همراه خود برده است.

و این داستان ادامه دارد![/img]
 
 
پاسخ با نقل قول
 
 
eesa_spy eesa_spy آنلاین نیست.
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Mar 2007
محل سکونت: رامسر
پست ها: 326
تاپیک ها: 8

سپاس ها: 1
سپاس شده 26 بار در 15 پست
 
30 August 2007
 امتیاز:     
2 (#)  
 
silent جان دست طلا فقط چرا آنقدر دیــــــــــــر ؟؟؟؟
به هر حال متشکر اگه از این داستان ها داری بازم بزار ممنون میشم (در مورد بازیهای دیگه)


دوستار شما عیسی_Spy
 
 
پاسخ با نقل قول
 
 
vahidlp vahidlp آنلاین نیست.
(Ghodi سابق)
امتیاز: 45,582, درجه: 66
امتیاز: 45,582, درجه: 66 امتیاز: 45,582, درجه: 66 امتیاز: 45,582, درجه: 66
درجه بالاتر: 3%, 1,368 امتیاز مورد نیاز
درجه بالاتر: 3% درجه بالاتر: 3% درجه بالاتر: 3%
فعالیت: 0.3%
فعالیت: 0.3% فعالیت: 0.3% فعالیت: 0.3%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Jun 2006
محل سکونت: اسلامشهر
سن: 21
پست ها: 3,601
تاپیک ها: 138
SonyEricsson-K810
NOD32 Firefox Windows-7 Irancell
نوع و سرعت اینترنت:
GPRS

سپاس ها: 3,404
سپاس شده 4,344 بار در 1,928 پست
مطالب وبلاگ: 46

ویترین جایزه ها

vahidlp به Yahoo ارسال پیام
 
30 August 2007
 امتیاز:     
3 (#)  
 
silent جان به قول خودت مرده شور هر چی بازی نقش آفرینی رو ببره
آدم رو دیوونه میکنه
بابت داستان هم دستت درد نکنه

God Bless Us
 
 
پاسخ با نقل قول
 
 
silent silent آنلاین نیست.
امتیاز: 14,651, درجه: 36
امتیاز: 14,651, درجه: 36 امتیاز: 14,651, درجه: 36 امتیاز: 14,651, درجه: 36
درجه بالاتر: 76%, 199 امتیاز مورد نیاز
درجه بالاتر: 76% درجه بالاتر: 76% درجه بالاتر: 76%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Aug 2006
پست ها: 1,372
تاپیک ها: 34

سپاس ها: 218
سپاس شده 447 بار در 166 پست
 
30 August 2007
 امتیاز:     
4 (#)  
 
نقل قول:
silent جان دست طلا فقط چرا آنقدر دیــــــــــــر ؟؟؟؟
به هر حال متشکر اگه از این داستان ها داری بازم بزار ممنون میشم (در مورد بازیهای دیگه)
آره راست می گی اما این بازی هنوز هم از تب و تاب نیفتاده خود من هنوز دنبالشم که بازیش کنم!!!!
اگه دقت کنی هنوز دارن به این ور و اونورش اضافه می کنن!
بازی راجع به وینسنت توی پلی 2 یا اون یکی توی پی اس پی و موبایل و ...
فکر نمی کنم به این زودی ها هم فاینال فانتزی 7 فراموش بشه

نقل قول:
silent جان به قول خودت مرده شور هر چی بازی نقش آفرینی رو ببره
آدم رو دیوونه میکنه
بابت داستان هم دستت درد نکنه
واقعا خاک بر سر سبک نقش آفرینی!!!
ولی داستان همچنان ادامه دارد ها!
دارم می ترجمم هنوز!
 
 
پاسخ با نقل قول
 
 
silent silent آنلاین نیست.
امتیاز: 14,651, درجه: 36
امتیاز: 14,651, درجه: 36 امتیاز: 14,651, درجه: 36 امتیاز: 14,651, درجه: 36
درجه بالاتر: 76%, 199 امتیاز مورد نیاز
درجه بالاتر: 76% درجه بالاتر: 76% درجه بالاتر: 76%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Aug 2006
پست ها: 1,372
تاپیک ها: 34

سپاس ها: 218
سپاس شده 447 بار در 166 پست
 
31 August 2007
 امتیاز:     
5 (#)  
 

4 سال قبل از FF7:

# Sephiroth متوجه می شود که با افکارش قادر به کنترل کلونی های مورد آزمایش Hojo است. همینطور متوجه می شود قادر به تاثیرگذاری روی Cloud نیز هست. [FF7]

# Shinra تصمیم می گیرد راکتور Mako را در شهر Corel بسازد. Scarlet بعنوان رهبر پروژه انتخاب می شود. مردی بنام Dyne با این طرح مخالفت می کند اما بهترین دوستش Barret Wallace او را متقاعد می کند و راکتور Mako ساخته می شود.[FF7]

# یک روز زمانی که Barret و Dyne خارج از شهر هستند حادثه ای در راکتور اتفاق می افتد و مردم شهر از بین رفته و شهر آتش می گیرد. Myrna همسر Barret و Eleanor همسر Dyne کشته می شوند اما دختر تازه متولد شده Dyne بنام Marlene زنده می ماند. آن دو سعی می کنند به شهر بازگردند اما Scarlet مانعشان می شود. Dyne سقوط کرده اما Barret زنده می ماند. [FF7]

# Dyne پس از سقوط زنده می ماند درحالیکه Barret از این موضوع بی خبر است. هردوی آنها از واقعه پیش آمده خشمگین اند. Dyne بازوی ازدست رفته اش را با مسلسل جایگزین می کند. پس از سقوط مغز او رو به زوال رفته و تبدیل به فردی نامتعادل می شود. [FF7]

# مجتمع سرگرمی Gold Saucer روی خرابه های شهر Corel ساخته می شود و شهر قدیمی Corel به زندان Corel تبدیل می شود. نجات یافته گان حادثه به شمال مهاجرت می کنند و شهر جدیدی بنام Corel شمالی می سازند. [FF7]

# Dyne به زندان Corel رفته و زمام امور آنجا را بدست گرفته رییس آنجا می شود. Barret همراه Marlene به شهر Midgar می رود و گروه AVALANCHE, را تشکیل می دهد تا با Shinra مقابله کند. [FF7]

4 - 0 سال قبل از بازی FF7:

# Yuffie با خشم Wutai را ترک می کند و بدنبال Materia می رود. او عقیده دارد آوردن Materia به Wutai از آنجا محافظت خواهد کرد. [FF7]

# Nanaki توسط Hojo دستگیر می شود و برای آزمایشات او استفاده می شود. Hojo به او داغ "Red XIII" می زند. [FF7]

# Cloud اکنون کاملا بهبود یافته اما هنوز کم حرف و گوشه نشین است و در آرزوی خروج از Midgar به سر می برد. Tifa او را متقاعد می کند که به گروه AVALANCHE بپیوندد.

سال 0 : وقایع بازی FF7:

# اولین ماموریت Cloud در AVALANCHE از بین بردن راکتور بخش 1 است. Cloud و Barret در گذاشتن بمب و از بین بردن راکتور موفق عمل می کنند. در راه بازگشت Cloud دختر گلفروش ( Aeris) را ملاقات می کند. [FF7]

# والدین Denzel به بخش 5 مهاجرت می کنند.

# AVALANCHE دومین عملیاتش را در راکتور بخش 5 انجام می دهد. رییس جمهور Shinra آنها را دیده و ربات جدیدش را برای نابودی آنها جلو می فرستد.آن ها ربات را نابود می کنند اما انفجاری سبب می شود که Cloud از سقف کلیسا به بخش 5 سقوط کند جایی که Aeris او را می یابد. انفجار سبب مرگ والدین Denzel شده و او سرگردان می شود.[AC]

# Reno سربازان Shinra را به کلیسا می فرستد تا Aeris را دستگیر کنند اما او با کمک Cloud می گریزد و به خانه Aeris می روند و Cloud با Elmyra آشنا می شود. Cloud می فهمد که تنها راه بازگشتش به بخش 7 از راه Wall Market در بخش 6 است. Aeris می خواهد همراه Cloud برود اما او سرباز می زند. [FF7]

# Don Corneo پسری که در Wall Market زندگی می کند از Heidigger ( رییس جوخه بازجویی Shinra ) دستور می گیرد که محل Barret را کشف کند. Barret موضوع را می فهمد و موافقت می کند که Tifa بعنوان یکی از دختران وارد حرمسرای Corneo شده و درباره او اطلاعات کسب کند. [FF7]

# Cloud وارد بخش 6 می شود ولی در آنجا Aeris را می یابد که منتظر اوست. قبل از آنکه آن ها به Wall Market بروند Tifa را در کالسکه ای می بینند و Cloud تصمیم می گیرد از موضوع سردرآورد. [FF7]

# Cloud و Aeris موضوع Corneo را می فهمند. Aeris تصمیم می گیرد وارد حرمسرا شود اما Cloud مخالفت می کند بنابراین Aeris پیشنهاد می کند که Cloud با پوشیدن لباس دخترانه وارد حرمسرا شود. Cloud با استفاده از این ترفند وارد شده و Tifa را نجات می دهد. آنها متوجه می شوند Shinra قصد دارد تمام بخش 7 را برای از بین بردن گروه AVALANCHE نابود کند.Corneo آنها را به فاضلاب انداخته هیولای خانگی اش را به سراغ آنها می فرستد. [FF7]

# آنها هیولا را شکست می دهند و از راه فاصلاب خود را به ایستگاه مترو می رسانند و متوجه جنگی می شوند که در بخش 7 رخ داده و Barret و سایر اعضای AVALANCHE درگیر جنگ اند. Aeris برای درمان مجروحان باقی می ماند او Marlene را یافته و به خانه اش در بخش 5 می فرستد اما خودش توسط Tseng دستگیر می شود. در همین حین Reno از گروه Turk ها سبب انفجار منطقه می شود. Cloud, Tifa و Barret نجات پیدا کرده اما بقیه اعضای AVALANCHE در اثر انفحار از بین می روند. [FF7]
 
 
پاسخ با نقل قول
 
 
silent silent آنلاین نیست.
امتیاز: 14,651, درجه: 36
امتیاز: 14,651, درجه: 36 امتیاز: 14,651, درجه: 36 امتیاز: 14,651, درجه: 36
درجه بالاتر: 76%, 199 امتیاز مورد نیاز
درجه بالاتر: 76% درجه بالاتر: 76% درجه بالاتر: 76%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Aug 2006
پست ها: 1,372
تاپیک ها: 34

سپاس ها: 218
سپاس شده 447 بار در 166 پست
 
2 September 2007
 امتیاز:     
6 (#)  
 


# Barret به خانه Aeris رفته و Marlene را در آنجا می یابد که تحت مراقبت Elmyra است و از آنها می خواهد سریعا ازMidgar فرار کنند.اعضای گروه AVALANCHE از طریق Wall Market به بخش 0 می روند و برای نجات Aeris وارد Shinra HQ می شوند. Mayor Domino شخصی که توسط Shinra مورد سواستفاده قرار گرفته به آنها کمک می کند. [FF7]

# در طبقه 66 آنها متوجه نقشه ای برای نابودی بخش 7 می شوند و برای اولین بار Hojo را ملاقات می کنند. آنها او را دنبال می کنند تا جایی که Cloud بدن بدون سر JENOVA را که از Nibelheim آورده شده در آنجا می یابد. پس از آن Aeris که در کنار او یک محفظه قرار گرفته می بینند. Hojo سعی می کند Aeris را داخل محفظه ای بکند که در آن یک هیولای عجیب قرمز رنگ قرار دارد اما Barret آن را منفجر می کند و واکنشی رخ می دهد . Hojo سریعا محفظه را باز می کند اما توسط هیولای قرمز رنگ که همان Nanaki/Red XIII است مورد حمله قرار می گیرد.

# گروه Turk ها به طبقه 66 رسیده و آن ها را دستگیر می کنند. رییس جمهور Shinra آنها را زندانی می کند. کلونی Sephiroth شب هنگام به آنجا رسیده و همه از جمله رییس جمهور Shinra را می کشد و باقیمانده بدن JENOVA را با خود می برد. Rufus پسر رییس جمهور جانشین او می شود. Cloud هنگام فرار با Rufus مواجه می شود اما Rufus با هلیکوپتر فرار می کند.

# Cloud و Tifa به بقیه ملحق شده و از آنجا می گریزند.در بیرون از شهر Midgar دور هم جمع می شوند و Cloud به آنها می گوید که باید بدنبال Sephiroth بگردند. [FF7]

# آنها Tseng, Rude و عضو جدید از Turk ها بنام Elena را ملاقات می کنند او به انها می گوید که Sephiroth در Junon دیده شده.[FF7]

# Cloud به Junon می رود و در آنجا دختری بنام Priscilla به همراه دوست دلفینش را از دست اژدهای دریایی نجات می دهند. Cloud خود را بجای نگهبان جا زده و وارد دسته خوش آمد گویی به Rufus می شود. در همان لحظه بقیه اعضای گروه خودشان را بجای ملوان جا زده وارد یک کشتی حمل بار می شوند و پس از پایان رژه Cloud را با خود می برند.

# Sephiroth ( یا بهتره بگیم کلونی ای که توسط Sephiroth کنترل می شود) کشتی باری را شناخته و JENOVA به آنها حمله می کند ولی پس از جنگی که رخ می دهد به سرعت ناپدید می شود.

# Cloud و بقیه وارد دهکده Costa del Sol می شوند و Hojo را در آنجا می یابند اما Hojo به آنها می گوید که به کوهستان Corel بروند.

# آنها بر طبق گفته Hojo عمل کرده به Corel شمالی می روند یعنی جایی که سال ها پیش با اشتباه Barret به آتش کشیده شد. Barret از یادآوری آن موضوع خشمگین و افسرده می شود و Aeris پیشنهاد می کند به Gold Saucer بروند که یک پارک بزرگ تفریحی است. در آنجا یک گربه عروسکی بنام Cait Sith را ملاقات می کنند که توسط Reeve ( شهردار Shinra) کنترل می شود و در حقیقت یک جاسوس است.

# Barret به زندان رفته و Dyne را در آنجا ملاقات می کند و Dyne به او حمله می کند. Barret او را شکست می دهد و Dyne برای آخرین بار خود را از دره به پایین پرت می کند. او به Barret یک طوق می دهد. تنها راه بازگشت آنها برنده شدن در مسابقه Chocobo است و Cloud برای انجام آن انتخاب شده و مسابقه را می برد.

# آنها به جنوب رفته و Reno و Rude را که توسط Cait Sith فرستاده شده اند ملاقات می کنند سپس به راکتور از کار افتاده آنجا رفته و Scarlet و Tseng سعی می کنند materia را از داخل آن بردارند اما چیزی آنجا نیست. آنها همچنین والدین Zack را ملاقات می کنند اما Cloud اصلا Zack را بخاطر نمی آورد.

# Red XIII آنها را با پدربزرگش Bugenhagen آشنا می کند. Bugenhagen آرزو دارد Red XIII همراه Cloud برای شکست Sephiroth برود اما ابتدا می خواهد حقیقت را در مورد پدرش به او بگوید.

# او Red XIII و Cloud و بقیه اعضای گروه را به راهروی ممنوعه می برد و چهره سنگ شده پدرش را به او نشان می دهد و پس از گفتن حقیقت Red XIII همراه Cloud برای شکست Sephiroth می رود.

# Cloud و بقیه گروه به Nibelheim می رسند. در آنجا هیچکس آنها را نمی شناسد. آنها به قصر Shinra می روند و در انجا Sephiroth را ملاقات می کنند. ( یک کلونی دیگر از Sephiroth )

# Cloud کلید اتاقی را که Vincent در آنجاست می یابد و از او می خواهد در جنگ برای شکست Sephiroth و Hojo به او کمک کند.
 
 
پاسخ با نقل قول
 
 
Hamzeh.E Hamzeh.E آنلاین نیست.
(Kingsky سابق)
امتیاز: 24,483, درجه: 47
امتیاز: 24,483, درجه: 47 امتیاز: 24,483, درجه: 47 امتیاز: 24,483, درجه: 47
درجه بالاتر: 94%, 67 امتیاز مورد نیاز
درجه بالاتر: 94% درجه بالاتر: 94% درجه بالاتر: 94%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Nov 2006
محل سکونت: Sky Culmination
سن: 29
پست ها: 2,221
تاپیک ها: 196
Nokia-N73-ME
Norton Firefox Windows-XP IR-TCI

سپاس ها: 1,040
سپاس شده 1,332 بار در 607 پست
مطالب وبلاگ: 29

ویترین جایزه ها

Hamzeh.E به Yahoo ارسال پیام
 
2 September 2007
 امتیاز:     
7 (#)  
 
Silent جان تشکر ویژه خاطرهامون را زنده کردی
فقط پایان داستان منبع یادت نره

 
 
پاسخ با نقل قول
 
 
silent silent آنلاین نیست.
امتیاز: 14,651, درجه: 36
امتیاز: 14,651, درجه: 36 امتیاز: 14,651, درجه: 36 امتیاز: 14,651, درجه: 36
درجه بالاتر: 76%, 199 امتیاز مورد نیاز
درجه بالاتر: 76% درجه بالاتر: 76% درجه بالاتر: 76%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Aug 2006
پست ها: 1,372
تاپیک ها: 34

سپاس ها: 218
سپاس شده 447 بار در 166 پست
 
 
 
پاسخ با نقل قول
 
 
arsenal-champion arsenal-champion هم اکنون آنلاین است.
امتیاز: 63,989, درجه: 78
امتیاز: 63,989, درجه: 78 امتیاز: 63,989, درجه: 78 امتیاز: 63,989, درجه: 78
درجه بالاتر: 47%, 861 امتیاز مورد نیاز
درجه بالاتر: 47% درجه بالاتر: 47% درجه بالاتر: 47%
فعالیت: 1.9%
فعالیت: 1.9% فعالیت: 1.9% فعالیت: 1.9%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Apr 2007
محل سکونت: تهران ‹―› کرج
سن: 19
پست ها: 4,287
تاپیک ها: 169
NOD32 Firefox Windows-XP Irancell
نوع و سرعت اینترنت:
ADSL-128 Kb/S

سپاس ها: 5,885
سپاس شده 9,585 بار در 2,733 پست
مطالب وبلاگ: 84

ویترین جایزه ها

 
3 September 2007
 امتیاز:     
9 (#)  
 
silent جان بهت یه خسته نباشید جانانه بابت ترجمه این بازی میگم

you cant see this

اگر در دانلود فایلهای پیوست من به مشکل برخوردید من رو از طریق پیغام خصوصی مطلع کنید تا در صورت امکان درستش کنم.


 
 
پاسخ با نقل قول
 
 
silent silent آنلاین نیست.
امتیاز: 14,651, درجه: 36
امتیاز: 14,651, درجه: 36 امتیاز: 14,651, درجه: 36 امتیاز: 14,651, درجه: 36
درجه بالاتر: 76%, 199 امتیاز مورد نیاز
درجه بالاتر: 76% درجه بالاتر: 76% درجه بالاتر: 76%
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
اهدای امتیاز به این کاربر

تاریخ عضویت: Aug 2006
پست ها: 1,372
تاپیک ها: 34

سپاس ها: 218
سپاس شده 447 بار در 166 پست
 
4 September 2007
 امتیاز:     
10 (#)  
 
arsenal-champion جان خواهش می کنم!




# Cloud و بقیه گروه از طریق کوهستان Nibel به شهر Rocket وارد می شوند و در آنجا با رییس جمهور Rufus و Palmer روبرو می شوند که سعی دارند Cid را مجبور کنند که Bronco را به آنها بدهد اما Cid قبول نمی کند و همراه Cloud سوار بر Bronco می گریزد اما سربازان Shinra آن را هدف گرفته و باعث سقوط آن می شوند.

# یک اسلحه ساز درباره یک معبد قدیمی به Cloud می گوید و اینکه Black Materia در آنجاست. Materia ی سیاه قدرت فراخوانی Meteor را دارد که یک قدرت مخرب است. و اینکه برای ورود به معبد به یک کلید احتیاج دارند.

# Dio صاحب Gold Saucer کلید را دارد و درصورتیکه Cloud در میدان نبرد بجنگد حاضر است آن را به آنها بدهد. Cloud اینکار را می کند و Dio نیز به گفته خود عمل می کند اما آنها در Gold Saucer گیر می افتند. Cait Sith آنها را برای استراحت به یکمسافرخانه می برد

# Cloud نیمه های شب توسط Aeris بیدار می شود و متوجه می شود Cait Sith همراه کلید گریخته است. آنها او را دنبال کرده و گیر می اندازند اما او کلید را به سمت Tseng می اندازد که سوار بر هلیکوپتر است. Cloud او را تهدید می کند اما Cait Sith قسمتی از صدای Marlene را پخش می کند که توسط Shinra ربوده شده.

# Cait Sith از Cloud می خواهد که او را هم با خود به معبد ببرند هرچند Shinra قبل از آنها آنجا خواهد بود اما آنها برای یافتن Sephiroth چاره ای جز رفتن به انجا ندارند. Cloud سرانجام موافقت می کند.

# در معبد قدیمی آنها Tseng را می یابند که توسط کلونی Sephiroth زخمی شده . Sephiroth به عمق معبد وارد شده و Cloud و Aeris او را دنبال می کنند. Aeris متوجه صدایی از درون معبد می شود که با او درباره Black Materia صحبت می کند. کلونی Sephiroth آنها را می بیند و به آنها می گوید که اگر Meteor را فرابخواند زمین انرژی زیادی به سمت او آزاد می کند .

# آنها Black Materia را می یابند که درون یک پازل عجیب قرار دارد و برداشتن Black Materia سبب فروریختن آن خواهد شد. Cait Sith تصمیم می گیرد که این کار را انجام دهد . معبد فرو می ریزد .

# Cloud موفق می شود Black Materia را بردارد اما Sephiroth او را کنترل کرده و مجبورش می کند که آن را به یکی از کلونی های او بدهد. Cloud ناخودآگاه به سمت Aeris حمله می کند اما Cait Sith جلوی او را می گیرد.

# اکنون Black Materia در دستان Sephiroth است. Aeris تصمیم می گیرد به سرزمین فراموش شده سفر کند. او به Cloud درباره رویایی که دیده می گوید.

# Cloud او را تا دهکده Bone تعقیب می کندکه راه ورود به Sleeping Forest است که آنجا نیز به شهر فراموشی منتهی می شود. شب هنگام که مسیر به سمت water altar باز می شود و ناگهان Aeris را درآنجا مشغول دعا خواندن می یابد. کلونی Sephiroth با شمشیرش به Aeris حمله کرده و او را می کشد White Materia از دست او به داخل آب افتاده و فعال می شود اما Sephiroth اصلی که در Crater شمالی است به طریقی جلوی نیروی آن را می گیرد. Cloud جسد Aeris را دفن می کند.

# Cloud کلونی Sephiroth را تعقیب می کند تا به مسافرخانه Icicle می رسد و مدارکی راحع به دکتر Gast و Ifalna می یابند و Elena را ملاقات می کنند. Elena مانع خروج آنها از روستا می شود. او Cloud را در مرگ Tseng مقصر می داند و با او مبارزه می کند.

# آنها به سمت کوهستان Gaea می روند. در نوک قله سرانجام Crater شمالی را می یابند. جایی که کلونی های Sephiroth به او می پیوندند.

# Rufus, Scarlet و Hojo به Highwind (کشتی هوایی Shinra ) می رسند و محل اسلحه ها را می یابند. Cloud که می ترسد Sephiroth دوباره کنترل او را بدست گیرد Materia را به یکی از اعضای گروه می سپارد.

# Sephiroth سعی می کند Cloud را گیج کند. در واقع Sephiroth به او حقیقت را می گوید: او در Nibelheim جزو SOLDIER *نبوده است* . افکار Cloud دوباره تحت تاثیر Sephiroth قرار می گیرند. در همین حین بقیه اعضای گروه سر می رسند و Black Materia را به Cloud می دهند. Cloud قادر به ایستادگی در برابر قدرت ذهنی Sephiroth نیست و Black Materia را بداخل Mako یعنی جایی که بدن حقیقی Sephiroth قرار دارد پرتاب می کند. Sephiroth بسرعت Meteor را فرامی خواند. بقیه اعضای گروه به سمت Highwind فرار می کنند. 5 اسلحه فعال شده اند. Sephiroth با نیرویی که اطراف Crater شمالی آزاد می کند مانع از ورود افراد به داخل می شود.

# Tifa و Barret دستگیر می شوند و به Junon برده می شوند. Cait Sith به Barret کمک می کند تا فرار کند اما برای نجات Tifa از اتاق گازی که در آن حبس شده دیر شده است اما قبل از انفجار یکی از 5 اسلحه Junon را هدف گرفته و سبب آزاد شدن Tifa از اتاق می گردد.
 
 
پاسخ با نقل قول
 
پاسخ

اضافه کردن این تاپیک به یک سایت اشتراک‏گذاری لینک

برچسب ها
fantasy, final, vii


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای تاپیک
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are فعال

انتخاب سریع یک انجمن


اکنون ساعت 11:45 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
Powered by vBulletin® Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2012, vBulletin Solutions, Inc.


کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به وب سایت ترفندستان است.
برداشت مطالب در نشریات، سایت‏ها و وبلاگ‏ها تنها با ذکر نام ترفندستان مجاز است.
هر گونه استفاده تجاری از ترفندهای ترفندستان به صورت کتاب، کتابچه، جزوه، دست‏نویس، CD و DVD و نظایر آن به هر شکل و نحو کاملاً ممنوع می‏باشد و هر گونه تخلف پیگرد قانونی دارد.
واژه «ترفندستان» برای اولین بار در ادبیات فارسی توسط وب‏سایت ترفندستان ابداع شده است و سایت‏ها و وبلاگ‏ها با نام مشابه هیچ ارتباطی با این سایت ندارند.
پشتیبانی و میزبانی توسط HostDL