خب کیه که این بازی رو نشناسه ؟
نیاز به هیچ معرفی ای نداره اما خیلی ها وقتی انیمیشن Final Fantasy VII: Advent Children رو می بینند نمی تونن داستان رو کامل درک کنن و این بخاطر ارتباط شدید این انیمیشن با بازی های اونه. من یه منبع خوب پیدا کردم که داستان رو بطور بسایر کاملی شرح داده طوری که اگه ببینین گریه تون می گیره!!!
حالا کم کم می ذارمش اینجا برای علاقمندان به این بازی و انیمیشن جذابش:
اختصارها:
FF7 ----بازی اصلی Final Fantasy 7
AC -----انیمیشن Final Fantasy 7: Advent Children
DoC ---بازی پلی استیشن Final Fantasy 7: Dirge of Cerberus
CC ----بازی پی اس پی Final Fantasy 7: Crisis Core
BC ----بازی موبایل Final Fantasy 7: Before Crisis
سالها قبل:
Cetra نژاد سرگردانی است با منشا نامعلوم پس از یک مسافرت طولانی و سخت بر روی زمین ساکن می شود.بعضی از این Cetra ها ( که بعدها به نام Ancients شناخته می شوند) به مسافرت خود ادامه می دهند ولی دیگران روی زمین باقی مانده و به انسان ها تبدیل می شوند.تعدادی از این Cetra های واقعی هنوز در زمان FF7 باقی مانده اند.
Cetra ها لوحی را ایجاد می کنند که وجود Chaos و Omega و سایر اهدافشان را توضیح می دهد.این لوح توسط دکتر Grimoire Valentine و دکتر Lucrecia Crescent کشف می شود.
2000 سال قبل از FF7:
JENOVA ، یک موجود شرور با تزریق یک ویروس به Cetra ها آنها را به هیولا تبدیل می کند. Cetra های باقیمانده به پناهگاه خود فرار می کنند تا از شر ویروس در امان بمانند. 5 اسلحه برای مبارزه با JENOVA ساخته می شود که هیچوقت استفاده نمی شوند
بین 1999 - 41 سال قبل از FF7:
کمپانی Shinra Electric مرکز تولید انرژی در سراسر دنیاست. آن ها از انرژی Mako استفاده می کنند که از هسته زمین تامین می شود.از Mako بعنوان چشمه زندگی نیز شناخته می شود: روحی که توسط زمین منتشر می شود و همه در آن زندگی می کنند. Condensed Mako ( ماکوی غلیظ شده!) ماده ایست که خصوصیات سحرآمیز زیادی دارد. Shinra کم کم انشعابات دیگری نیز در زمینه های مختلف پیدا کرده و بعنوان شرکت Shinra یا همان Shinra شناخته می شود.
وجود Shinra راهی به سوی Midgar باز می کند: شهری که در مرکز قدرت زمین واقع شده است. 8 راکتور در اطراف شهر Midgar گذاشته شده تا نیرو را در دو سطح تامین کند: بالای شهر و پایین شهر
از آنجا که Midgar نمی تواند تا ابد پایدار باشد Shinra شروع به تحقیقاتی در زمینه "سرزمین وعده داده شده" می کند: سرزمینی که تنها Ancients ها از محل آن باخبرند و Shinra تصمیم دارد شهر Midgar جدید را در آنجا بسازد( لوحی که توسط دکتر Grimoire Valentine و دکتر Lucrecia Crescent کشف شد حاوی اطلاعاتی برای کشف این سرزمین بود)
55 سال قبل از FF7:
Vincent Valentine متولد می شود.( FF7 رو به یاد بیارید: آزمایشات Hojo روی Vincent از نظر تئوری به او اجازه می داد بیشتر از دیگران زندگی کند . او در 27 سالگی کشته شد و برای ابد در آن سن باقی ماند)
40 سال قبل از FF7:
قبیله ای که در Cosmo Canyon زندگی می کنند توسط قبیله violent Gi مورد تهاجم قرار می گیرند. Seto یک موجود نیمه گرگ با عبور از یک راه مخفی به Canyon از آن محافظت می کند و موفق به شکست قبیله Gi می شود اما با تیرهای مبدل آنها مصدوم شده و در پایان به سنگ تبدیل می شود. قبیله و همچنین Nanaki ، پسر Seto بر این باورند که او دارای دم و بال شده است ولی تنها Bugenhagen، پدرخوانده Seto از حقیقت باخبر است.
35 سال قبل از FF7:
Barret Wallace در روستای Corel متولد می شود.
32 سال قبل از FF7:
Cid Highwind متولد می شود.
30 - 29 سال قبل از FF7:
#پرفسور Gast یکی از دانشمندان بزرگ Shinra با رهبری تیمی شامل مرد جوانی بنام Hojo و زنی بنام Lucrecia به کوههای Nibelheim می رود. Gast جسد JENOVA را از محل دفنش خارج می کند و عقیده دارد که او یک Ancient است و آزمیشگاه خود را در قصر Shinra در نزدیکی شهر ایجاد می کند.
#Grimoire Valentine پدر Vincent Valentine لوح باستانی Cetran ها را کشف می کند که حاوی اطلاعاتی درمورد Omega و Chaos است: ترکیبی که قدر به از بین بردن تمام دنیاست.او عقیده دارد این عمل باید در "سرزمین وعده داده شده" انجام شود و به تحقیق روی این موضوع ادامه می دهد. همچینی با همکاری دکتر Lucrecia Crescent موفق به کشف یک غار می شوند جایی که بنظر می رسد محل برخاستن Chaos باشد. همچنین در آنجا ماده اولیه ( Protomateria) را کشف می کنند.[DoC]
# در جریان آزمایش بر روی ماده سیاهی که در غار یافته بودند (که بعدها بعنوان G-substance شناخته شد) ماده روی
دکتر Valentine ریخت . این موضوع بعدا سبب مرگ وی بر اثر زخم حاصل از آن شد و Lucrecia بخاطر این موضوع هرگز خود را نبخشید.[DoC]
# Vincent Valentine به Turk ها پیوست. [DoC]
29 سال قبل از FF7:
# Vincent Valentine برای محافظت از Lucrecia Crescent در زمانی که با دکتر Hojo همکاری می کرد گمارده شد. او نمی دانست که پدرش قبل از مرگش با دکتر Crescent همکاری می کرده است.[FF7 and DoC]
# Vincent عاشق Lucrecia می شود اما متوجه می شود که Lucrecia عاشق Hojo است. Lucrecia خود و بچه متولد نشده اش را به آزمایشات Hojo می سپارد. وی این کار را می کند زیرا که هنوز خود را درمورد اتفاقی که برای پدر Vincent افتاد مقصر می داند. Vincent این موضوع را کشف می کند این موضوع دوستی بین ان ها را به دشمنی تبدیل می کند. [FF7 and DoC]
28 سال قبل از FF7:
# پسر Lucrecia متولد می شود و نام او را Sephiroth (سیفروث) می گذارند. حقیقت ماجرا به او گفته نمی شود جز اینکه مادرش بنام JENOVA در جریان تولد وی مرده است. [FF7]
# زمانی که Vincent متوجه می شود که Sephiroth همان فرزند Lucrecia است که قبل از تولد مورد آزمایشات Hojo و تزریق DNA ی JENOVA قرار گرفته بود به سراغ Hojo می رود. Hojo موفق می شود Vincent را بکشد و آزمایشاتی را روی جسد وی انجام دهد و او را به هیولایی هولناک تبدیل می کند.[FF7 and DoC]
# Lucrecia روی جسد Vincent آزمایشاتی انجام می دهد و ژن Chaos و Protomateria را به بدن Vincent تزریق می کند . Vincent زنده می ماند اما اثرات آزمایشات Hojo (که به وی امکان تبدیل شدن به هیولا را می دهد ) و همچنین ژن Chaos در وجودش باقی می مانند.[DoC]
# کمی بعد Lucrecia می میرد و Vincent در غم از دست دادن به قصر Shinra رفته و در تابوتی به خواب عمیق فرو می رود.انعکاسی از Lucrecia در داخل کریستالی در غار Waterfall باقی می ماند .[DoC and FF7]
25-22 سال قبل از FF7:
# دکتر Gast از ترس Hojo به مسافرخانه Icicle در شمال فرار می کند. در آنجا با یک Cetra بنام Ifalna که آخرین بازمانده نژاد خود است برخورد می کند و امیدوار است بتواند از وی در مورد " سرزمین وعده داده شده" بپرسد. دکتر Gast از مصاحبه ای که با او می کند یک نوار ویدیو تهیه می کند اما عاشق وی می شود.[FF7]
22 سال قبل از FF7:
# دکتر Gast و Ifalna صاحب یک فرزند می شوند. آنها اسم دخترشان را Aeris می گذارند. [FF7]
# 20 روز پس از تولد Aeris اتفاق دیگری می افتد: Hojo محل آن ها را می باید . دکتر Gast در حالیکه سعی میکند از خانواده اش محافظت کند کشته می شود و Hojo که متوجه شده Ifalna آخرین بازمانده است او و فرزندش را با خود می برد.[FF7, Aeris's age from BC]
21 سال قبل از FF7:
# Cloud Strife در Nibelheim متولد می شود.
20 سال قبل از FF7:
# Tifa Lockheart در Nibelheim متولد می شود.
16 سال قبل از FF7:
# Yuffie Kisaragi در Wutai متولد می شود
15 سال قبل از FF7:
# ارتش Shinra به سمت Wutai ( روستایی در شرق) برای اعلان جنگ می رود. Shinra پیروز می شود و Godo ( رهبر Wutai ) سقوط می کند.[FF7]
# Ifalna سعی می کند با Aeris از چنگ Hojo فرار کند. با وجود صدمه شدیدی که Ifalna می بیند موفق می شود خود را به قطاری که به شهر Midgar می رود برساند. زنی بنام Elmyra آن دو را می یابد و به مادر در حال مرگ قول می دهد از دخترش Aeris مراقبت کند.شوهر وی در جریان جنگ Wutai و Midgar کشته شده است.Ifalna ماده سفید را به Aeris می دهد: یک سنگ قدیمی مقدس. Aeris درحالی بزرگ می شود که مدام در فکر آن سنگ است. [FF7]
# مدتی بعد Aeris استعداد عجیب خود را ظاهر می کند.او قادر است چگونگی مرگ شوهر Elmyra را احساس کند قبل از اینکه خود کلمه ای در این مورد به او بگوید. همچنین قادر است با کائنات صحبت کند.[FF7]
# گروه Turkها سعی می کنند Aeris را به سمت خود بکشند. Aeris شغلی بعنوان دختر گل فروش در پایین شهر می یابد.[FF7]
# Cid Highwind مخترع هواپیمای دوباله کوچک Bronco توسط Shinra مامو می شودکه در شهر خود یک راکت فضایی پرتاب کند. همکار او Shera مخزن انرژی را کشف می کند و حاضر نمی شود محلی را که قرار است بزودی در آتش بسوزد ترک کند و درنتیجه Cid مجبور می شود در آخرین لحظات از آتش گرفتن راکت جلوگیری کند. او بخاطر این موضوع که Shera سبب نابودی آرزوهایش شده او را نمی بخشد و Shera برای تاوان کاری که انجام داده بعنوان خدمتکار او مشغول بکار می شود[FF7] ( این پاراگراف یه ذره نامفهوم بود امیدوارم زیاد غلط ترجمه نکرده باشم!!!)
15 - 10 سال قبل از FF7:
# Hojo آزمایشات خود را با استفاده از سلول های JENOVA انجام می دهد. او به سربازان Shinra سلول های JENOVA را تزریق می کند. نتیجه این تزریق ایجاد قدرت و مهارت هایی بالاتر از افراد عادی در این سربازان است. با نتایج بدست آمده Shinra برنامه SOLDIER را پایه ریزی می کند: استفاده و پرورش افرادی که با استفاده از تزریق سلول های JENOVA و Mako قدرت های خاصی پیدا کرده اند. [FF7]
# Sephiroth به سرعت در ارتش Shinra پیشرفت و ترقی می کند.
# Turk ها بعنوان بخش بازجویی سازمان Shinra پذیرفته می شوند.[BC]
# Cloud و Tifa در نزدیکی هم در شهر Nibelheim بزرگ می شوند. پس از مرگ مادر Tifa او به کوهستان Nibel فرار می کند. Cloud او را دنبال می کند اما پلی که آن دو رویش قرار دارند فرو میریزد و Cloud بخاطر صدمه ای که به Tifa وارد می شود مقصر است. چند سال بعد در ملاقاتی که با هم دارند Cloud به Tifa می گوید که تصمیم دارد به شهر Midgar برود و به SOLDIER بپیوندد و به او قول می دهد زمانی که توانست به آرزوهایش دست پیدا کند بدنبال Tifa بازخواهدگشت.
# Hojo آزمایشات خود را در راکتور Mako در شهر Nibelheim ادامه می دهدو انسان های زیادی به هیولا تبدیل می شوند . [FF7]
10 سال قبل از FF7:
# Denzel متولد می شود.
7 - 10 یال قبل از FF7:
# رییس جمهور Shinra بیمارستان SOLDIER را به عمق زمین منتقل می کند.تنها کسانی که از این پروژه فوق سری باخبرند Hojo, Heidigger و Scarlet هستند. [DoC]
# مادر Shelke و Shalua Rui می میرد.
# Zack اهل Gongaga به Midgar آمده تا به SOLDIER بپیوندد Aeris را ملاقات می کند. اما Aeris نمی تواند قبول کند که او وارد چنین سازمانی شده و از هم جدا می شوند.
7 سال قبل از FF7:
# Cloud به Midgar می رود و به Shinra می پیوندد. او تلاش می کند وارد گروه SOLDIER شود اما موفق نمی شود در عوض او را به یک محل کوچک در ارتش Shinra می فرستند ( ارتش grunt؟) . [FF7]
# پس از انکه به توانایی های خاص Shelke Rui پی می برند دزیده می شود و به پایگاه در عمق زمین فرستاده می شود. خواهرش Shalua سعی می کند او را پیدا کند. [DoC]
6 سال قبل از FF7:
# جنگ بین Shinra و Wutai درمیگیرد و Sephiroth سبب پیروزی شده و بعنوان قهرمان شناخته می شود.با این اتفاق تمام دنیا به قدرت کمپانی الکتریکی Shinra وابسته می شود.
# Sephiroth و Zack با هم دوست می شوند و اغلب همراه هم به ماموریت می روند.
# Cloud که نتوانسته وارد SOLDIER شود جزو ارتش grunt شده و اغلب بدنبال Sephiroth و Zack می رود درحالیکه نیمه پایینی صورتش را پوشانده است.
# یک گروه شورشی بنام AVALANACHE در برابر ارتش Shinra پدیدار می شوند. Shinra گروه Turk ها را برای مقابله با آنها می فرستد
5 سال قبل از FF7:
# Sephiroth اکنون یک ژنرال مشهور است و Zack یک عضو درجه 1 گروه SOLDIER به شهر Nibelheim منتقل می شوند تا به حمله هیولاها به راکتور Nibel Mako رسیدگی کنند.Cloud نیز همراه آن ها می رود. [FF7]
# Tifa Lockheart راهنمای تور در کوهستان Nibel است. زمانی که Cloud را می بیند او را نمی شناسد.یک نفر قبل از آن که آنجا را ترک کنند از آن دو عکس می گیرد. [FF7]
# Sephiroth موفق می شود JENOVA و هیولاهای موجود در راکتور را بیابد.همچنین موفق می شود آزمایشگاه مخفی موجود در کوهستان Nibelheim را کشف کند و حقیقت را در مورد خودش و اینکه از سلول های JENOVA بوجود آمده می فهمد. زمانی که متوجه دروغی که به او گفته اند می شود طغیان می کند و خودش را " فرد منتخب" می داند. Zack و Cloud متوجه می شوند که او قصد دارد JENOVA را بدزدد: کسی که اکنون او را مادر واقعی خود می داند. Tifa برای گرفتن انتقام به کوهستان می رود درحالیکه توسط Zack تعقیب می شود و Cloud نیز Zack را دنبال می کند. [FF7]
# زمانی که Sephiroth سعی می کند محفظه را برای برداشتن JENOVA باز کند Tifa شمشیر Sephiroth را بر می دارد ( که توسط Sephiroth روی زمین گذاشته شده بود ) و سعی می کند او را بخاطر مرگ پدرش بکشد. اما Sephiroth بهتر از وی عمل می کند و او را زخمی می کند و درحالیکه Tifa به شدت زخمی شده او را به حال خود رها می کند. سپس وارد محفظه شده و سر JENOVA را برمی دارد.Zack سر می رسد و به Sephiroth حمله می کند اما او نیز زخمی شده به گوشه ای می افتد. Cloud می رسد و Tifa را درحالیکه خون زیادی از او رفته پیدا می کند. درحالیکه بشدت عصبانی شده شمشیر Zack را برمی دارد و به Sephiroth حمله می کند. Sephiroth به آسانی او را کنار می زند. Cloud باوجودی که بشدت زخمی شده شمشیر را از تیغه می گیرد آن را وارونه کرده و به Sephiroth می زند.[FF7]
# Sephiroth می میرد.[FF7]
# Tifa توسط Zangan نجات می یابد و به Midgar بازگشته و یک بار بنام Seventh Heaven باز می کند.
# Zack و Cloud نیمه جان توسط Hojo به زیرزمین قصر Shinra برده می شوند تا بعنوان فسمتی از آزمایشات جدید او مورد استفاده قرار گیرند ( برای ایجاد کلونی هایی از Sephiroth) . بسیاری از آزمایشات Hojo قربانیانی هستند که از Nibelheim آورده شده اند.در آزمایشاتی که با شکست مواجه می شوند فربانیان زندگی نباتی خواهند داشت و بسیاری از انها در پایین شهر Midgar می میرند. Cloud به آزمایشات جواب نمی دهد و بدنش به JENOVA آلوده نمی شود و هرچند آزمایشات روی او شکست خورده Hojo او را نزد خود نگه می دارد. [FF7]
# Zack زودتر از Cloud بهبود می یابد. زمانی که نگهبان برای دادن غذا می آید Zack فرار کرده و Cloud را نیز همراه خود می برد. زمانی که سعی می کند از صخره ای بالا برود و نگاهی به Midgar بیاندازد سربازان Shinra تعقیبشان کرده و Zack را می کشند اما Cloud را که به سختی می تواند راه برود و صحبت کند زنده می گذارند. Cloud به سمت جسد Zack می خزد و شمشیر او را برمی دارد.
# افکار Cloud در ترس و درد فرورفته گیج و بیمار و پریشان همراه احساس گناه خاطراتش با Zack را بخاطر می آورد. اینکه عضو گروه SOLDIER شده و دوستی اش با Tifa را بیاد می آورد.تصمیم می گیرد به ایستگاه قطار Midgar برود. Tifa در آنجا او را می یابد.
# Hojo باقیمانده بدن JENOVA را از Nibelheim به Shinra HQ در Midgar می برد. بجز سر که Sephiroth همراه خود برده است.
و این داستان ادامه دارد![/img]