تبلیغات در ترفندستان
بازیابی اطلاعات هارد
مشاهده RSS Feed

ترفندخانه در ترفندستان

کد HTML:
.تنها اعضای سایت قادر به دیدن این محتوا هستند. لطفاً وارد شوید و یا برای عضویت رایگان و بی‌دردسر در سایت کلیک کنید

دلایل و انگیزه ها؛ لازم هم نیست همیشه منطقی باشن!

به این مطلب امتیاز بدهید
به طور پیشفرض، معمولاً اصل بر اینه که پشت هر انگیزه و دلیلی که برا خودمون داریم، یک منطقی هم وجود داشته باشه. اما از اونجا که منطق کلاً یک امر نسبی هست و بستگی به سیستم فکری، افکار، شرایط زندگی و طرز نگاه شخص داره، اینه که دلایل یک نفر که برای خودش منطقی محسوب میشه، از نظر دیگران ممکنه حتی کاملاً غیرمنطقی باشه.
ولی زندگی اهمیّت بیشتری از فلسفه و دلیل و منطق داره. اونها فقط بخشی از زندگی هستن در حالی که زندگی گسترده تر از این حرفاست.
بنابر این دلیل و انگیزه ی شخص، فقط همین که زیان آور نباشه و یه آگاهی پشتش باشه، شرایط لازم خوب بودن رو داره. حالا کیفیت خوب بودن بستگی به خیلی چیزا داره.

به عنوان یه مثال:
یه نفر زندگی خودش رو بیشتر از هر چیز دیگه ای دوست داره، و نمیخواد اون رو فدای چیز دیگه ای بکنه. برعکس، یکی دیگه میخواد زندگی خودش رو فدای جامعه و کشورش بکنه، به خصوص اگه احساس غرور و ملی گرایی و این چیزا داشته باشه. حالا یه نفر دیگه هست که ایده آل گراست، یعنی هم میخواد زندگی خودش ایده آل باشه، هم اینکه روی دنیای اطرافش هم تأثیر مثبت بذاره. به عبارتی یعنی هیچ چیز فدای هیچ چیز نشه. این طرز فکر البته که خیلی خوبه منتها همچین چیزی همیشه و در همه جا امکان پذیر نبوده.
طبیعیه که این سه دسته، زمین تا آسمون با هم دیگه اختلاف نظر دارن. دلایل هر کدومشون با نظر و منطق اون یکی سازگار نیست، چون منطق هم یه امر مطلق نیست به خصوص وقتی که شخصی و سلیقه ای میشه. اما در عین حال هر سه می تونه درست باشه. بستگی به اون شخص داره که ببینه می تونه به انگیزه هایی که داره عمل کنه و اونها رو واقعیت ببخشه یا نه.

یه زمانی هم هست که دلایل احساسی هست و خیلی هم شاید با منطق جور در نیاد، ولی خود احساس هم چیز بی اهمیّتی نیست. مثلاً مادر ترزا وقتی به بیماران بیمار و فقیر و علیل کمک می کرد، با اینکه می دونست اینا به زودی مردنی هستن و از نظر منطقی کمک کردن به همچین اشخاصی نتیحه بخش نبود، اما ایشون می گفته که برای من مهم همینه که به اینها محبّت کنم و حتی اگه قراره چند دقیقه دیگه بمیرن، بهشون محبّت بشه و با محبّت از دنیا بره. این یک دلیل احساسیه، اما واقعاً دلیل ضعیفی نیست. برای کسی که از مححبّت کردن به دیگران شاد میشه، واقعاً دلیل خیلی خوبیه و همین کافیه. ما امروز می دونیم که از نظر علمی، نیمکره ی چپ مغز هست که به دنبال دلیل، استدلال، حساب و منطق هست، و نیمکره ی راست مغز مسئول احساسات، شهود و خلاقیت های خارج از چارچوب حساب و کتاب هست. ما واقعاً همه اینا رو با هم داریم و به همین دلیل نباید تک بعدی باشیم. اگرچه مسائل احساسی و عاطفی که قابل اندازه گیری نیست رو خیلی نمیشه با فلسفه توضیح داد، اما همینم به هر حال یه منطقی توش هست. مثلاً احساسات مختلف انسان در شرایط مختلف، چیز غیر قابل باوری نیست برای ما، چون می تونیم به صورت عینی و شهودی خودمون تجربش کنیم.

پس می بینیم که همیشه هم حسابگر و منطقی بودن به معنای خاص فلسفی ضروری نیست! اما یه زمانی هست که انگیزه ها به شدّت ابلهانه و مزخرف میشه، و اینجا باید متوجه زنگ خطر بود و کاری کرد! مثلاً یک تندروی افراطی مثل اعضای داعش، طالبان، گروه های تروریستی، دیکتاتورها و سایر نخاله های جهان هستی! دلایل و انگیزه هایی برای رفتارشون دارن که خیلی بیهوده و خطرناکه و به خودشون و دیگران آسیب های زیادی میزنه. دلیلش هم اینه که هیچ آگاهی ای پشتش نیست و صرفاً حاصل شستشوی مغزی و تقلیده.

آدم به هر حال هر تصمیمی که می گیره و هر هدفی که تعیین می کنه، طبیعتاً سختی هاش رو هم باید بپذیره. اینها همه در چارچوب منطقی تعریف و مشخص میشه. اما انسان آگاه نه ظلم می کنه و نه ظلم رو برای خودش می پذیره. بنابر این مثلاً اگه کسی حاضر شد همه ی ظلم ها رو بپذیره و به هر خفّتی تن بده به این امید که بعد از مرگش میره به یه بهشت خیالی (و اونم بهشتی که با رنج و عذابی به دست بیاد که ارزشش رو نداره!) و یا به این امید که بعد از مرگش مثلاً آدم بزرگ و مشهوری میشه و ازش بت می سازن، اینجا معلومه که طرف به توهّم دچار شده به طوری که اگه یه زمانی افکارش تغییر کنه و یا اینکه یه بازنگری در نظراتش بخواد انجام ببینه، احتمالاً متوجه میشه که دلایلش حتی با منطق خودش هم سازگار نیست و صرفاً حاصل توهّم و یا تقلیدی هست که به خوردش دادن. در صورتی که برای یک انسان آگاه، چنین اتفاقی یا نمی افته، یا اگرم بیفته خیلی زود متوجه اشتباهش میشه و نظراتش رو اصلاح می کنه.

نکته ی مهم اینه که از مقدّس سازی خودمون، نظراتمون، آرمان ها و اهداف و حتی از مقدّس سازی منطقمون دست برداریم و در عوض، حقیقت طلب باشیم، چرا که زندگی و حقیقت از همه چیز برای یک موجود زنده و آگاه، مهم تره و هیچ چیز مقدّس تر از حقیقت، زندگی و آگاهی نیست...
2 پسندیدن
برچسب ها: زندگی، فلسفه، منطق
دسته بندی ها
دل نوشته ها و نظرات من

نظرات

اکنون ساعت 05:39 برپایه‌ی ساعت جهانی (GMT +3.5) می‌باشد.

تبلیغات متنی

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه‌ی سایت، جدیدترین ترفندها، نقد و بررسی‌ها و مطالب مدرسه فناوری به طور خودکار به ایمیل شما ارسال می‌شود. بعد از کلیک بر روی دکمه‌ی «مشترک شوید»، بایستی کد داخل تصویر را وارد کرده، سپس به صندوق ایمیل خود مراجعه کنید و روی لینک تأیید کلیک کنید تا اشتراک شما نهایی شود.

کلیه حقوق مادی و معنوی متعلق به وب سایت ترفندستان است. برداشت مطالب و تصاویر تنها با ذکر نام ترفندستان مجاز است.