تبلیغات در ترفندستان
مشاهده RSS Feed

Ali-Senator

فرضيه جهان هاي موازي

به این مطلب امتیاز بدهید
آیا نسخه دومی از شما ، یک رونوشت از خود شما وجود دارد که همین الان مشغول خواندن این مقاله باشد؟
آیا شخصی دیگر با اینکه شما نیست، روی سیاره‌ای به نام زمین با کوههای مه گرفته ، مزارع حاصل خیز و شهرهای بی در و پیکر در منظومه خورشیدی که هشت سیاره دیگر نیز دارد، زندگی می‌کند؟
آیا زندگی این شخص از هر لحاظ درست عین زندگی شما بوده است؟
اگر جوابتان مثبت است، شاید در این لحظه او تصمیم بگیرد این مقاله را تا همین جا رها کند، در حالی که شما به خواندن مقاله تا انتها ادامه خواهید داد.

اگر شما انسان را يكتا و يگانه موجود عالم ميدانيد بهتر است در انديشه خود تجديد نظر كنيد زيرا امروز زماني است كه ناديد گرفتن مفهوم جهانهاي موازي در دنياي فيزيك چندان اسان نيست!
براي اين كه اين مفهوم را بهتر درك كنيم بياييد اين طور فرض كنيم كه جهان ما تنها يكي از هزاران جهان است.در حقيقت اگر در اين فرض عميق شويم چهار ستون بدنمان به لرزه در خواهد افتاد!در اين چارچوب خود شما هم تنها يكي از نمونه هاي نظير خود در جهانهاي ديگر هستيد!!!

حدود پنجاه و سه سال پيش يك دانشجوي تحصيلات تكميلي دانشگاه پرينستون به نام هيو اورت در اين رابطه به نتايجي دست پيدا كرد:
مكانيك كوانتومي(يكي از شاخه هاي فيزيك بنيادي كه در مقياس اتمي و زير اتمي به كار ميرود) مي گويد ذرات پيش از ان كه رويت شوند(يعني ديده بشن.قابل مشاهده باشن) خواص ثابت و معيني ندارند و در عوض با تابع موج تعريف ميشوند(منظور اين كه حالات مختلفي در فضا و مكان داره) تعريف ميشوند كه اين امر خود ترسيم كننده خواص متضاد و متناقضي از ذرات است(طبق تعريفي كه از تابع موج داديم توجيه پذير خواهد بود) در اين حالت تنها زماني يك مشاهده گر ميتواند ويژگي خاصي از ذره را به دقت تعيين كند كه ان ذره به نوعي در يكي از چند وضع محتمل خود باشد
يك مثال روشن درباره اين تناقض نما گربه شرودينگر است(در اين ازمايش گربه اي درون جعبه اي قرار دارد و احتمال زنده يا مرده بودن ان نيز برابر است)به طور سنتي اين طور پنداشته ميشود كه عمل مشاهده(يعني باز كردن در جعبه براي بررسي وضعيت گربه) همان راهي است كه منجبر به استقرار احتمال در يكي از وضعيتهاي ممكن ميشود كه همانا گربه زنده يا مرده است
اگر ان طور كه اورت استدلال ميكند,مكانيك كوانتومي براي تمام جهان به كار مي ايد,ان گاه خود ان نيز بايد در چند حالت محتمل و مجزا وجود داشته باشد.
به عبارت ديگر در اين وضعيت يك جهان چند گانه وجود خواهد داشت مشتمل بر مجموعه اي از جهانهاي موازي(يعني يك جهان مجزا براي هر يك از احتمالات.حالا فكر كنم مفهموم تابع موج رو بهتر درك كرديد!)پس با اين اوصاف وقتي شما در جعبه را باز ميكنيد(جعبه حاوي گربه شرودينگر) جهان منشعب ميشود(منظور شاخه شاخه ميشه.به چند قسمت تقسيم ميشه) و دو شماي جديد شكل ميگيرد! در يك حال شما وارد اينده اي ميشود كه ديدن گربه زنده جزئي از ان است و در شماي ديگر گربه مرده را مشاهده خواهيد كرد!
دويچ(دانشمند) مسئله مذكور را اين گونه بيان ميكند به نظر مي رسد كه در اين مجموعه اساسا جايي براي احتمالات وجود ندارد) و در ادامه اين پرسش را مطرح مي كند كه در مجموعه جهانهاي پرشمار هنگامي كه شما سكه اي را به هوا پرتاب مي كنيدديگر معنا ندارد كه بگوييد احتمال شير امدن 50 درصد است و احتمال خط امدن هم 50 درصد زيرا طبق نظر اورت هر دو نتيجه اتفاق مي افتد!
اصولا جهانهاي موازي ساختاري شاخه اي دارند و زماني شكل ميگيرند كه جهان منشعب ميشود.مثل زمان برگزاري يك مسابقه فوتبال يا زماني كه شما در حال تصميم گرفتن هستيد و....
به عبارت ديگر هر لحظه زندگي ما در حال شاخه شاخه شدن است و در نتيجه جهان هاي موازي هر لحظه در حال زايش هستند.حالا حساب كنيد كه چه تعداد جهان موازي فقط توسط شما به وجود امده.ايا شگفت انگيز نيست؟؟؟
درک واقعیت جهان موازی بستگی شدیدی به درک انسان از زمان دارد. به گفته "کرول" ما زمان را به صورت واقعی احساس نمی کنیم، تنها شاهد گذشت آن هستیم. برای مثال گذشت زمان در هنگام یک مسابقه هیجان انگیز بسیار سریع و در سر کلاس یک درس کسل کننده کاملا کند است. یا هنگامی که فردی تلاش دارد با تاخیر در دفتر کارش حاضر نشود، دقایق برای وی با سرعتی باور نکردنی می گذرند اما چند دقیقه باقی مانده از ساعت کار به راحتی با چندین ساعت برابری می کنند.
البته براي درك بهتر اين مسئله ب اين مثال نيز توجه كنيد(برای درک این پدیده که کاملا غیر ممکن به نظر می رسد، باید بسیار بسیار کوچک اندیشید، حتی کوچکتر از اتمها، الکترونهایی که به دور هسته اتم در گردشند، در آن واحد در حالتهای چند گانه حرکت می کنند که ثابت کردن آنها تقریبا غیر ممکن است. به بیان ساده تر می توان گفت زمانی که فردی در شهر اکلاهاما به دیدن مادر خود می رود در جهان موازی که ذرات اتمی وی در آن حضور دارند همان فرد در خانه مشغول تماشای تلویزیون است)
الرشت(دانشمند) معتقد است كه اين دستاورد مي تواند دنياي فيزيك را به لرزه در اورد
ماكس تگمارك كه در حال حاضر در موسسه فناوري ماساچوست كار ميكند يكي از طرفداران سرسخت نظريه جهان هاي بيش شمار است.اما به نظر او هنوز مدرك محكم و دندان شكني براي متقاعد ساختن مخالفين وجود ندارد ولي تاثيرات ان را اين طور توصيف مي كند (پيش تر منتقدان نظريه جهان هاي پرشمار را مطلقا بي معني ميدانستند,از ان بيزارم,اما امروز فقط مي گويند از ان بيزارم!)

تنها يك جهان ديگر

فرض كنيد شما مانند گربه شرودينگر در يك جعبه حبس شده ايد. در اين شيشه يك شيشه حاوي گاز سمي وجود دارد و تعدادي اتم راديواكتيو نيز در همان محيط قرار دارد.اگر پيش از ان كه كسي در جعبه را باز كند و شما را ببيند,اتمهاي مذكور دچار واپاشي شوند,گاز سمي ازاد خواهد شد.
در مجموعه جهانهاي پرشمار در يكي از اينده ها شما زنده خواهيد ماند زيرا پيش از واپاشي اتم ها در جعبه باز شده است اما در اينده ديگر شما خواهد مرد.خب با اين شرايط ايا شما بايد نگران زندگي خود باشيد يا نه؟!
بررسي شرايطي كه در ان ما با يك هويت شاخه شاخه مواجه هستيم موضوع مقاله اي بود كه توسط ديويد پپينو در همايش واترلو ارائه شد.پپينو در اغاز به ببرسي احساس گناه و احساس اميد در مجموعه هاي پرشمار مي پردازد و مي گويد فرض كنيد شما در حال رانندگي با سرعت بسيار بالا هستيد.در اين وضعيت شما ك متهورانه با فاصله بسيار اندي كاز خودروها حركت مي كنيد بدون اين كه تصادف كنيد و از اين بابت احساس خوش شانسي مي كنيد.اما ايا شما نبايد به خاطر شهرونداني كه ((خود)) ديگر شما كشته است احساس پشيماني كنيد؟)
وي در مرحله ديگر از كارايي اميد در اين ساختار مي پرسد و مي گويد شما اميدواريد كه تيم مورد علاقه تان در يك مسابقه پيروز ميدان باشد.اما ايا اين مسئله در مجوعه بحث ما معنا دارد؟((زيرا در اين مجوعه تيم مذكور هم مي برد و هم مي بازد)) )
اگر چه هر كي از خودهاي ما به نوبه خود به يك اندازه واقعي هستند اما پپينو معتقد است كه سرنوشت انها نبايد بر انتخاب هاي ما (پيش از برگزيدن) اثر گذار باشند.ما بايد طوري وارد جعبه شرودينگر شويم كه گويي تنها يكي از نتايج درك خواهد شد
شايمون ساندرز معتقد است كه پپينو اشتباه نمي كند ولي بر اين باور است كه وي بيش از اندازه درباره ما مي پرسد.وي مي گويد (اگر واقعا بخواهيم به تاثير تعدد جهان ها بر زندگي امان بينديشيم جنون محتمل ترين نتيجه ان خواهد بود.من كه هر گز نميتوان اين طور زندگي كنم)راه حلي كه ساندرز براي گریز از اين مسئله ارائه مي دهد از اين قرار است(من هنگامي كه صحت نظريه اورت را پذيرفتم,جهت ذهن خود را به به سويي ديگر متوجه مي كنم تا بدين ترتيب بتوانم سلامت عقل و روان خود را حفظ كنم)

با تمامي اين اوصاف ابا بالاخره راي اكثريت به سود اين ايده تغيير خواهد كرد؟پاسخ تگمارك اين است: (بستگي دارد شما در كدام شاخه از جهان زندگي مي كنيد!!)

راستي مواظب شماهاي بعدي كه به وجود خواهيد اورد باشيد!
1 پسندیدن
دسته بندی ها
دسته بندی نشده

نظرات

  1. "Muse" آواتار ها
    این قضیه خیلی پیچیده تر از اینه که شما عنوان کردید ولی بسیار موضوع جالبیه برای مطالعه چون همه چیز در موردش هست مستند و **** و کتاب تا ..... واقعا جالبه اگه به دنبالش بریم :دی
    1 پسندیدن
  2. Ali-Senator آواتار ها
    ببینید اگر اینطوره که گفته شده باشه در طول زندگی جهان ها شاخه شاخه میشه ، پس در لحظه اول بدو ولد فقط یه جهان برای آدمی و اون فرد وجود داشته ، پس میتونیم نتیجه بگیریم که فقط ما از یه جهان هستیم و این جهان های موازی میتونند افکار ناگفته ی ما باشند و حهانی که بخوان به صورت فیزیکی وجود داشته باشن ، جهان هایی که باالقوه فعال هستند اما باالفعل غیر فعال هستند و وجودشون رو مدیون امواج و فرکانس های مغزی و افکار ما هستند .
    0 پسندیدن
  3. minus1 آواتار ها
    جهان هایی که باالقوه فعال هستند اما باالفعل غیر فعال هستند و...
    درود .موضوع جالب و حقیقتی مهیجی هستش. متن رو نخوندم...اما این حرفتون از یه لحاظ هایی درست هست.
    3 زمان موازی با هم داریم که همیشه بسیار نزدیک به همدیگه اند و در واقع بی معنی هست . زمان بای ما معنی داره و در ابعاد دیگه معنی اصلی.
    جهانی نداریم تا زمانی که ما بسوش بریم...بجث پیچیده و جالبیه.......ادامش از حوصله جمع خارج میشه.
    ممنون.
    0 پسندیدن
  4. arsenal-champion آواتار ها
    متن رو نخوندم ولی انگار متن درباره ی ماوراء طبیعه صحبت کرده. من زیاد در مورد این جور مباحث (جهان موازی ، نظریه ریسمان ،...) تحقیق نمیکنم چون میدونم که عقلم قد نمیده که دربارشون بتونم فکر کنم. اما فقط یک نظر رو میتونم درباره جهان موازی بدم ، چون این نظر از لحاظ ریاضی و آمار درسته بنظر من بهترین نظریه ست.
    اگر اندازه ی جهان بی‌نهایت یا یه چیزی نزدیک به اون باشه ، طبق قانون احتمال میشه نتیجه گرفت که هر اتفاقی ممکنه در یک زمان ، در دو جا رخ بده. مثلاً همین الان یک نفر در 100 میلیار سال نوری اونورتر از من ، همشکل من ، همفکر من ، اسم پدرش با من یکی هست ، روی پای سمت چپش 533 تا مو داره :دی ، و همین الان داره این مطلب رو برای یه عده دیگه که همشکل شما هستن مینویسه.
    این احتمال با اینکه شاید خیلی کم باشه ، اما هرچه جهان بزرگتر باشه ، احتمال رخ دادن این اتفاق هم بیشتر میشه.
    0 پسندیدن
  5. Mr-X آواتار ها
    آقا فرضیه ی جهان های موازی خیلی باحاله
    ما یه معلم ریاضی داریم این سوال رو ازش پرسیدیم گفتیم میشه با ریاضیات جهان های موازی رو اثبات کرد .... آقا یک ساعت داشت حرف میزد ////ما هم میخندیدم اخرش برداشت گفت با ریاضیات میشـه خدا رو هم اثبات کـرد !!!!!!!!
    0 پسندیدن
  6. dany_3p4u آواتار ها
    گفت با ریاضیات میشـه خدا رو هم اثبات کـرد !!!!!!!!
    یعنی نمی شه ؟! :دی می شه ها :دی
    0 پسندیدن
  7. Ali-Senator آواتار ها
    درسته ، نظریه مثبوت و کاملی هست که شاید ادامه ـشو هم بذارم .
    0 پسندیدن
  8. Mr-X آواتار ها
    اخه بهش گفتیم چطوری میشه گفت مثلاً یه مورچه روی یک نقطه راه میره فکر میکنه دنیا همین ـه !!! و اینجوری خدا رو اثبات کرد . ولی منم قبول دارم که میشه اثبات کرد ولی نه اینطوری اخه !!
    1 پسندیدن

اکنون ساعت 16:26 برپایه‌ی ساعت جهانی (GMT +3.5) می‌باشد.

تبلیغات متنی

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه‌ی سایت، جدیدترین ترفندها، نقد و بررسی‌ها و مطالب مدرسه فناوری به طور خودکار به ایمیل شما ارسال می‌شود. بعد از کلیک بر روی دکمه‌ی «مشترک شوید»، بایستی کد داخل تصویر را وارد کرده، سپس به صندوق ایمیل خود مراجعه کنید و روی لینک تأیید کلیک کنید تا اشتراک شما نهایی شود.

کلیه حقوق مادی و معنوی متعلق به وب سایت ترفندستان است. برداشت مطالب و تصاویر تنها با ذکر نام ترفندستان مجاز است.