تبلیغات در ترفندستان
مشاهده RSS Feed

Fill

تا کی؟

به این مطلب امتیاز بدهید
سلام ما بعد یک سال ( تقریبا یک سال شد دیگه) ، بر گشتیم

( این بالایی ربطی به موضوع نداشت ها )


بالاخره پس از کلی سفر و کار و زندگی خیلی تجربیات بدست آوردیم ، خیلی جاها رو که ندیده بودیم ، رفتیم دیدیم ... خلاصه جاتون خالی ...

تا سواحل کناری آمریکا San Andres ( اسمش فکر کنم همین بود ) گرفته تا برج ایفل .... خدایی کیف کردم ، انقدر جذاب بود همه چی که نمی خواستم برگردم ...

( ولی سواحل رو نمی شد ازشون گذشت! خودتون دیگه میدونید چرا ...)

خلاصه بعد این همه مدت که گشتیم با همسر گرامی و تجربیات زیادی که بدست آوردیم ، فعلا توافقی اومدیم ایران ! وطن خودمون .. استان خودمون آذربایجان..شهرمون ارومیه ... عشق است ...)

بهر حال فعلا تا مدتی تو ایران موندگاریم و احتمالا با دوستای عزیز شهر خودمون که لطف دارن بریم بازم گردش ، اما این دفعه دور ایران ...

داستان رو زیاد بزرگ نمی کنم ... بعد این همه سفر و فلان و فلان و دیدن چیزهایی عجیب ... دو چیز هیچ وقت از یادم نرفت و توی هیچ سفری ندیدم که این از بین بره!

1 - حماقت نوع بشری
2 - موهوم پرست بودن انسان ( یعنی امید به آینده داشتن)

شما بگید ، چرا ما انسان ها این همه حماقت داریم؟

شما بگین چرا ما انسان ها این همه موهوم پرستیم! توی اونور آدماشون کمی پخته تر بودن ، همچین چیزی کم دیده میشد ولی بازم وجود داشت ولی این ور داد میزنه ...

اونور خیلی چیز ها متفاوته! از همه مهمتر با سوادی داد میزنه! کسی نیست که با علم روز آشنا نباشه چه پیر و جوون!

واسه همین موضوع یه پسر بچه ای بود 12 ساله!!! اهل رومانی بود ( زبان رومانی فکر کنم روسی باشه ولی 100 % درصد انگلیسی نیست ...) خدا شاهده داشت باهام انگلیسی حرف میزد اونم چه انگلیسی ... درسته ما هم کم نداشتیم ولی سن ما با اون که یکی نبود ( سوالای جالبی می کرد ، از من می پرسید و خلاصه از همه چیز ).... خدا وکیلی موندم ، معنای پیشرفت رو توی اون پسر دیدم!

چه طور شده بود که توی اون سن انگلیسی رو فول بود؟ بهر حال ازش پرسیدم چه طور شده اینطوری بلده! گفت مگه شما اینترنت ندارید؟ گفتم خوب چرا نداریم! گفت خوب من از اینترنت یاد گرفتم!


گفتم ماشاالله .... به این هوش و متانت .. خلاصه خیلی چیزا یاد گرفتیم ، نمیشه اینجا همش رو گفت ...

ولی بهرحال خیلی کیف کردیم ، دوتایی تنها هم که نبودیم با یک همدم واقعا صمیمی هم بودیم که مشکل ها همش حل بود ، وفا و صمیمت و لذت ...

اگه این دوستان صمیمی اجازه بدن ، حتما خاطرات رو خواهم گفت ( که فکر نکنم اجازه بدن ، چون واقعا فک و فامیل پدر و مادر همسر و خودمون ، دوست آشنا همه میان برای زیارت ما .. خلاصه اینم با بد وضعیتی نوشتم ... ولی در فرصتی خواهم نوشت دوباره ...)


دوستارتان Mojtaba .
0 پسندیدن

ویرایش‌شده October 9th, 2010 در 07:08 توسط Mojtabaf

دسته بندی ها
دسته بندی نشده

نظرات

  1. badrang آواتار ها
    خوش اومدی دوست عزیز به وطن
    خوش به حالتون
    خوب همه جا رو زیر پا گذاشتین
    انشاالله چنین سفرهایی نصیب همه بشه.کی بدش میاد!
    ایران که خیلی عقب افتادس دوست من
    از سرعت و وضعیت اینترنت بگییییییرررررر تاااااا سواد و گیرایی و فرهنگ استفاده از هر چیزی و ماشینهایی که سوار میشیم و درسهایی که میخونیم و تدریس میشه و................................................ ................
    {به شرطی که نظرم پاک بشه! }
    0 پسندیدن
  2. Samin آواتار ها
    گفتم ماشاالله ....
    ماشالله به انگلیسی چی میشه ؟!
    0 پسندیدن
  3. etis آواتار ها
    عجب !
    0 پسندیدن
  4. lover69 آواتار ها
    ماشالله به انگلیسی چی میشه ؟!
    Ma sha' la
    0 پسندیدن
  5. Mojtabaf آواتار ها
    ماشالله به انگلیسی چی میشه ؟!
    اینو من تو ذهنم گفتم ، نمیشه چندان واژه انگلیسی معادل این کلمه پیدا کرد! ( میشه گفت ولی ماشاالله خودمون نمیشه مثلا : God Has blessed you و یا ... )

    ولی اونجا گفتم ، Your really great boy , و بقیه ماجرا ...
    0 پسندیدن
  6. *leily* آواتار ها
    خوش امدید به مام وطن
    0 پسندیدن

اکنون ساعت 04:23 برپایه‌ی ساعت جهانی (GMT +3.5) می‌باشد.

تبلیغات متنی

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه‌ی سایت، جدیدترین ترفندها، نقد و بررسی‌ها و مطالب مدرسه فناوری به طور خودکار به ایمیل شما ارسال می‌شود. بعد از کلیک بر روی دکمه‌ی «مشترک شوید»، بایستی کد داخل تصویر را وارد کرده، سپس به صندوق ایمیل خود مراجعه کنید و روی لینک تأیید کلیک کنید تا اشتراک شما نهایی شود.

کلیه حقوق مادی و معنوی متعلق به وب سایت ترفندستان است. برداشت مطالب و تصاویر تنها با ذکر نام ترفندستان مجاز است.