تبلیغات در ترفندستان
مشاهده RSS Feed

يادداشت هاي من

اين وبلاگ حول هيچ موضوع خاصي بحث نمي كنه و هر گونه مطلبي درج مي شه البته با رعايت قوانين سايت.

يادش بخير چه درواني داشتيم....

امتیاز ها: 1 رای ها, 5.00 متوسط.
سلام
امروز توي محل كارم بودم كه ديدم گوشيم داره زنگ مي زنه... تا شماره رو ديدم جا خوردم!!! يكي از دوستان قديمي بود كه زنگ مي زد. جوابش رو دادم و حدود ربع ساعتي داشتيم با هم گپ مي زديم كه در آخر با هم قرار گذاشتيم كه همديگر رو ببينيم. آقا ما رفتيم سر قرار رو اين دوست ما هم بعد از 40 دقيقه تاخير بالاخره سروكله اش پيدا شد و گفت آقا مي خوايم بريم يه جاي خفن!!!!
پيش خودم گفتم با ابوالفضل.... خدايا خودت به فريادم برس. خلاصه رفتيم. پس چند دقيقه جلوي يك خونه ايستاد و گفت همينجاست. گفتم آقا اينجا كجاست كه من رو آوردي؟
گفت بيا بريم خودت متوجه مي شي....
خلاصه رفتيم داخل منزل كه ناگهان با يك صحنه عجيب مواجه شدم!!!
هفت تا از همكلاسي هاي دوران دبستان رو اونجا ديدم كه همگي يك جا جمع شده بودند. واقعا چه لحظه اي بود.
دوستان قديمي كه چند سالي بود ازشون هيچ خبري نداشتم رو ديدم. كه حتي دو تا از بچه ها رو كه اصلا نشناختم و خلاصه خجالت كشيدم.
خلاصه چند ساعتي رو با هم بوديم ياد مدرسه و بازي گوشي هايي كه مي كرديم و صد البته دسته گل هايي كه آب داده بوديم رو زنده كرديم.
خلاصه امروز يكي از روزهاي فراموش نشدني زندگي من رقم خورد.
0 پسندیدن
برچسب ها: يادش بخير
دسته بندی ها
يادداشت هاي تلخ و شيرين

نظرات

  1. Arian.N آواتار ها
    این لحظه ها جزء بهترین لحظه های زندگی آدماست.
    0 پسندیدن
  2. Kasra آواتار ها
    ایول آقا. بنویس که قلم خوبی داری.
    0 پسندیدن
  3. Hamzeh_rfj آواتار ها
    آقا خوش به حالت ، ما خیلی از دوستان دوران ابتدایی رو هیچ وقت پیدا نکردیم
    0 پسندیدن
  4. Mojtabaf آواتار ها
    وای خدا ، اگه من از اون دوستان دوران دبستانیم توی یه لحظه توی یه جا چند نفرشون رو ببینم که دنیا رو میترکونم خدایی ..

    دستت درد نکنه دل ما رو هم کمی شاد کردی و ما رو به یاد اون روز ها انداختی ....
    0 پسندیدن
  5. arsenal-champion آواتار ها
    فکر کنم این یکی از بهترین چیزهایی باشه که یک نفر میتونه براش اتفاق بیوفته
    0 پسندیدن
  6. jeminiv آواتار ها
    واقعاً دیدار دوستان قدیمی لذت بخشه.
    خلاصه رفتيم داخل منزل كه ناگهان با يك صحنه عجيب مواجه شدم!!!
    هفت تا از همكلاسي هاي دوران دبستان رو اونجا ديدم كه همگي يك جا جمع شده بودند. واقعا چه لحظه اي بود.
    راستش چند لحظه ای حسرت این لحظه رو خوردم.
    از اتفاق دیروز هم یکی از دوستای قدیمی رو دیدم چند لحظه ای توی چشم های هم دیگه خیره شدیم بعد چند ثانیه همدیگه رو شناختیم.
    خیلی چهره اش عوض شده بود.بیشتر موهاش هم ریخته بود !!
    لحظه ی خوبی بود.
    0 پسندیدن
  7. purya rj آواتار ها
    خیلی چهره اش عوض شده بود.بیشتر موهاش هم ریخته بود !!
    لحظه ی خوبی بود.
    این جمله آخریه جاش خوب نیست
    0 پسندیدن

اکنون ساعت 10:54 برپایه‌ی ساعت جهانی (GMT +3.5) می‌باشد.

تبلیغات متنی

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه‌ی سایت، جدیدترین ترفندها، نقد و بررسی‌ها و مطالب مدرسه فناوری به طور خودکار به ایمیل شما ارسال می‌شود. بعد از کلیک بر روی دکمه‌ی «مشترک شوید»، بایستی کد داخل تصویر را وارد کرده، سپس به صندوق ایمیل خود مراجعه کنید و روی لینک تأیید کلیک کنید تا اشتراک شما نهایی شود.

کلیه حقوق مادی و معنوی متعلق به وب سایت ترفندستان است. برداشت مطالب و تصاویر تنها با ذکر نام ترفندستان مجاز است.