تبلیغات در ترفندستان
مشاهده RSS Feed

یک آرسنالی

سر کلاس دینی...!

به این مطلب امتیاز بدهید
این مطلبی رو که در زیر میخونید ،در داخل مدرسه در ساعت های 8 الی 9 صبح و در حین صحبتهای معلم دینی نوشته شده:

امروز زنگ اول دینی داشتیم؛ یک معلم نسبتاً سالخورده و سیه چرده که موهای بسیار سفید و درخشانی داشت.در این سن که فکر کنم حدود 45-50 سال سن داشت ، با آن موهای سفید واقعاً عجیب بنظر میرسید.
اول کلاس که داخل شد و بچه ها صلوات فرستادند ،مثل بقیه معلمهای دینی (!) وقتیکه صلواتمون تموم شد گفت که یکبار دیگه و اینبار منظم صلوات بفرستیم! اما من 2 دفعه صلوات نمیفرستم!!
الان سر کلاس هستم و دارم مینویسم.نیم ساعته که داره مثل همیشه برامون درباره اینکه افراد به دو دسته تقسیم میشن صحبت میکنه: اونهایی که از عمرشون بهره بردن و انایی که نبردن. داره برامو نمودار درختیش رو هم توی ذهنمون تصویر میکنه! میگفه که فردی مثل انیشتین (البته خودش میگفت اینَشتین!) کاملاً فردی مادی بوده که به متا فیزیک هم اعتقاد نداشته. منظورش این بود که یعنی میره جهنم! اما من خودم از یکی از آشناها شنیدم که در این مورد از یکی از عالمان پرسیده بود و عالم هم بهش جواب داده بود که «این اشخاص بخاطر خدمتی که به بشر کردند ، از خدا تخفیف میگیرند». حالا من به حرف کی گوش کنم؟! خب معلومه ، سخن دوم بسیار زیباتر است و با عقل بیشتر جور درمیاد.
--------
قسمتی گلچین شده از سخن معلم:
«من بعضی از افراد رو میبینم که عکس فلان خواننده روی سینشون هست (منظورش فردین هست!).بابا اینا چیَن! از ورزشکارمون یاد بگیرید که روی سینش "یا اباالفضل" میزنه (منظور حسین رابینسون زاده است!).دیدید که تا آخرش هم روی سینشون بود و هیچوقت برش نداشت.»
در این لحظه که این حرف رو زد ، دستم رو بردم بالا و خواستم بپرسم که : «همین حسین رضا زاده ای رو میگید که رفت واسه عرب‌ها -اونهم واسه اماراتی ها- تبلیغ کرد؟!». اما مثل اینکه که وقتی دستم رو دید ، ندید!! یک دقیقه بعد دستم رو دوباره جهت پرسیدن این سوال بردم بالا و اتفاقاً نفر پشت سریم هم بعد از لحظاتی ، دستش رو آورد بالا. اما معلم بجای اینکه به من که زودتر دستمو بردم بالا اجازه صحبت بده ، به اون نفر پشت سریم این اجازه رو داد! مثل اینکه فهمیده بود که چی میخوام بپرسم...!
این هم عکسی خاطره انگیز از قویترین مرد جهان:

--------
قسمتی گلچین شده از سخن معلم (2):
«اگر در جامعه ای عدالت برقرار نشود و به همه بطور یکسان نرسد ، چی میشه؟ قلبها از هم فاصله میگیرند ، دشمنی ها و نفرت و کیه افزایش می یابد و امنیت کاهش می یابد.»
من برای سخن بالا مثالی میزنم: مسلمانی سونی که نمیتواند شهردار شهر خود شود ! حتی اگر انتخابش کاملاً توسط مردم باشد.
شما نیز مثالهای بسیاری بلدید. ولی این یکی خیلی جدید بود!
--------
قسمتی گلچین شده از سخن معلم (3):
«دلیل اینکه طلا برای مردان حرام است: اگر مردی به فرض مثال انگشتری طلا به انگشت خود داشته باشد ، طلا رفته رفته بر گلبولهای قرمزش تاثیر گذاشته و خاصیت مرد بودن را بتدریج از او میگیرد.»
در بین صحبتها، معلم یک سری سوتی داد که معلوم شد این آزمایش توسط محققان ایرانی انجام گرفته است!
حالا اگر کسی درباره صحت این امر چیزی میداند ، لطفاً از من نیز دریغ نکند.
2 پسندیدن

ویرایش‌شده October 8th, 2008 در 23:17 توسط arsenal-champion

دسته بندی ها
اتفاقات درون مدرسه‌ای

نظرات

  1. mr AHR آواتار ها
    خوشم اومد کاشکی انشام مثل تو خوب بود دارم حصرت میخورم شدید
    0 پسندیدن
  2. arsenal-champion آواتار ها
    erfanxer جان ، داری شوخی میکنی؟ من از بچگی وقتی امتحان انشا داشتیم ، بدنم به لرزه میومد! وحشت داشتم! تازه همیشه هم دیرتر از بقیه بلند میشدم!
    0 پسندیدن
  3. hamid reza آواتار ها
    این کلاس دیینی تون هم عجب جریانی داره ها...........
    0 پسندیدن
  4. perspolis419 آواتار ها
    هميشه با معلم ديني دعوا داشتم
    نمي دونم چرا از بحث عليه خودشون اينقد ناراحت مي شن
    من همه سوالا رو جواب مي دادم اما نمرم از 14 بالاتر نمي رفت حتما برا حرف زيادي بوده
    1 پسندیدن

اکنون ساعت 20:59 برپایه‌ی ساعت جهانی (GMT +3.5) می‌باشد.

تبلیغات متنی

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه‌ی سایت، جدیدترین ترفندها، نقد و بررسی‌ها و مطالب مدرسه فناوری به طور خودکار به ایمیل شما ارسال می‌شود. بعد از کلیک بر روی دکمه‌ی «مشترک شوید»، بایستی کد داخل تصویر را وارد کرده، سپس به صندوق ایمیل خود مراجعه کنید و روی لینک تأیید کلیک کنید تا اشتراک شما نهایی شود.

کلیه حقوق مادی و معنوی متعلق به وب سایت ترفندستان است. برداشت مطالب و تصاویر تنها با ذکر نام ترفندستان مجاز است.