تبلیغات در ترفندستان
مشاهده RSS Feed

داستان پول‌های جادویی

  1. پول‌های جادویی (قسمت ششم)

    آنچه گذشت:
    در قسمت‌های قبل خواندیم که در کلاس مقداری پول پیدا کردم. در همین حال بود که یکی از دوستانم را دیدم و در پارک با هم هم‌صحبت شدیم. وقتی ازش جدا شدم توی پارک چشمم به شخصی افتاد. اون کسی بود که از گذشته می‌آمد: «مهتاب»...

    و اینک ادامه‌ی ماجرا:
    آقای مودّت استاد کلاس بود. مردی در آستانه‌ی شصت سالگی. اما سر حال و قبراق. می‌گفت شما باید فراموش کنید که چرا به این کلاس آمده‌اید. ...
  2. پول‌های جادویی (قسمت پنجم)

    آنچه گذشت:
    در قسمت‌های قبل خواندیم که من مقداری پول پیدا کردم. در همین حال بود که یکی از دوستانم رو دیدم و توی پارک با هم هم‌صحبت شدیم. وقتی ازش جدا شدم توی پارک چشمم به شخصی افتاد. اون کسی بود که از گذشته می‌آمد: «مهتاب»...

    و اینک ادامه‌ی ماجرا:
    هیچ‌وقت خودمو به خاطر گزیه کردن جلوی چشم اون همه آدم نمی‌بخشم. حتی از این کارم بیشتر از دعوایی که که کردم پشیمونم. از دادگاه اومده ...
  3. پول‌های جادویی (قسمت چهارم)

    آنچه گذشت:
    در قسمت‌های قبل خواندیم که من مقداری پول پیدا کردم. در همین حال بود که یکی از دوستانم رو دیدم و توی پارک با هم هم‌صحبت شدیم. وقتی ازش جدا شدم توی پارک چشمم به شخصی افتاد...

    و اینک ادامه‌ی ماجرا:
    مات و مبهوت سر جام خشکم زده بودم. سرش پایین بود و هنوز من رو ندیده بود. یک آن خواستم روم رو برگردونم و پا بگذارم به فرار. ولی نمی‌تونسنم از جام تکون بخورم. ...
  4. پول‌های جادویی (قسمت سوم)

    آنچه گذشت:
    در قسمت‌های قبل خواندیم که من 5 هزار تومن پول پیدا کردم و کمی بعد سه تا صدتومنی هم پیدا کردم. در همین حال بود که ناگهان یکی از دوستانم از دور بهم نزدیک شد...

    و اینک ادامه‌ی ماجرا:
    رفیقم بود. خیلی وقت بود که می‌شناختمش. یعنی دست کم 7 8 سالی می‌شد. یعنی خیلی قبل اینکه مجبور بشم این کلاسا رو شروع کنم و کارم به اینجایی که الان هست بکشه. حال و ...
  5. پول‌های جادویی (قسمت دوم)

    آنچه گذشت:
    در قسمت قبل خواندیم که من 5 هزار تومان پول پیدا کردم و کمی بعد چیزی روی زمین نظرم را جلب کرد...

    و اینک ادامه‌ی ماجرا:
    به چیزی که روی زمین افتاده بود نزدیک شدم و دیدم یک اسکناس 100 تومانی‌ است. این را هم برداشتم.
    تو فکر این بودم که ماجرای این پول پیدا کردن‌ها چیست که که ناگهان پایم به دو تا اسکناس 100 تومانی دیگر ...
  6. پول‌های جادویی (قسمت اول)

    سر کلاس نشسته بودیم. ناگهان روی زمین نگاهم به یک اسکناس 5 هزار تومانی افتاد... بدون این که کسی را متوجه خودم کنم از روی زمین برش داشتم و داخل جیبم گذاشتم.
    یک ساعتی گذشت و کلاس تمام شد. از کلاس که بیرون آمدم، چیزی رو زمین نظرم را جلب کرد...

    ادامه‌ی ماجرا به زودی در پست‌های بعدی...

اکنون ساعت 02:33 برپایه‌ی ساعت جهانی (GMT +3.5) می‌باشد.

تبلیغات متنی

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه‌ی سایت، جدیدترین ترفندها، نقد و بررسی‌ها و مطالب مدرسه فناوری به طور خودکار به ایمیل شما ارسال می‌شود. بعد از کلیک بر روی دکمه‌ی «مشترک شوید»، بایستی کد داخل تصویر را وارد کرده، سپس به صندوق ایمیل خود مراجعه کنید و روی لینک تأیید کلیک کنید تا اشتراک شما نهایی شود.

کلیه حقوق مادی و معنوی متعلق به وب سایت ترفندستان است. برداشت مطالب و تصاویر تنها با ذکر نام ترفندستان مجاز است.