تبلیغات در ترفندستان
مشاهده RSS Feed

وری



یه روز همه چیز تموم میشه، اونروز دور نیست...

منطقی در پشت دل_4

امتیاز ها: 4 رای ها, 4.00 متوسط.
از قسمت قبل:
و پس از کمی گفتگوی حاشیه ای شروع کرد به تعریف کردن داستانی از زندگیش...
===============================================
به روایت حمید:
وقتی 12 سالم بود، از اون دعوایی های مشهور محل و مدرسه بودم، قیافه مم که از چار فرسخی داد میزد!
هیکلمم همون موقع از اکثر بچه ها بزرگتر بود. تو مدرسه چند تا نوچه هم برای خودم داشتم! خلاصه ، جهالت به معنای واقعی کلمه
اما اینا زیاد مهم نبود، مسئله اینه که من تو همون سن تقریبا چیزی از انواع مخدرها نمونده بود که آزمایش نکرده باشم!
شده بودم یه معتاد خلاف کار زور گیر ترسناک...
همه جا به حمید تریاکی معروف شدم،کسی که پایه همه نوع دعوا با همه جور آدمی بود.
با این وجود هیچوقت معدلم کمتر از 18 و 19 نمیشد، اما همیشه انضباط رو به ضرب و زور یه ده میگرفتم، که اونم بهم میدادن!
خیلی ها فکر میکردن که ما یه خانواده عقب افتاده و معتاد و خلاف و .... داریم، کمتر کسی زندگی واقعیم رو میشناخت...
کسی نمیدونست که برادرم دانشجوی دکترای مهندسی برق هست
کسی نمیدونست که ...
گذشت و گذشت ، سالهای دبیرستان هم به همین منوال ولی با شدت کمتر گذشت.
همه اون جهالت ها و اعتیاد و کله خری ها گذشت
سال اول کنکور هیچی نشدم
سال بعدش با مریضی شدید و با حالت اورژانسی بردنم سر جلسه! سرم به دست و ...
خدا خواست و قبول شدم!!! الانم که در خدمت شمام
....
حمید میگفت و میگفت و بینش دائما خنده های تلخ که شاید برای قایم کردن یه بغض درونی بود، تحویلم میداد.
و من فقط گوش میدادم. گاهی میون حرفاش میخواستم همراهی کنم، اما سکوت بهترین همراهی بود...
تازه متوجه شده بودم که هر کسی داستانی داره، شاید خیلی ساده، شاید کاملا دور از انتظار
اینا اولین برخورد های نزدیک من با زندگی های متفاوت بود
و من اولین برادر غیر خونیم رو پیدا کردم ، این برادری روز به روز تثبیت میشد و یک احساس خوب.
با شروع زمستون ، اولین فصل زندگی من ، در جایی دور از خونه به اتمام رسیده بود!
اون ترم تموم شد، اما با شروع ترم بهار، شکوفه های زندگی جدید من، خیلی زودتر از بهار و در همون اوایل بهمن ماه ظهور کردن...
چند روز بود که مسیر خوابگاه تا دانشکده رو پیاده میرفتم و میومدم... چند باری میون راه دیدمش
تا دانشکده ما هم مسیر بودیم و بعد اون به راهش ادامه میداد...
ناخودآگاه کنجکاو شدم که ببینم مال کدوم دانشکده هست و چی میخونه
این شد که یه روز نرفتم سر کلاس و ....
(...ادامه دارد)

=======================
روایتی از واقعیت:
حمید هم مثل خیلی از شخصیت های داستان، برگرفته از واقعیته!!! از همون دوران راهنمایی و شاید کمی از دورا دور میشناسمش!
این شخصیت کمی رقیق شده! تا باور پذیر تر باشه، اما حقیقت اینه که ایشون شاید در شرایط سختتری نسبت به چیزی که نوشتم بوده و هست!
اون نفر دوم ورودی خودشون در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه امیرکبیر هست
برادر بزرگترشم که الان فکر کنم دکتراش تموم شده!
و ........
سر جلسه کنکور هم بدتر از اون شرایطی که گفتم رو داشت! در کل یه آدم خاصه
دسته بندی ها
سرگذشت او

نظرات

  1. heavenlygirl.n6 آواتار ها
    خو این ادم خاص نگفت چرا؟؟ چه دلیلی واسه این نوع خاص زندگیش داشته؟؟

    این نوع زندگی واسه یه بچه 12 ساله اونم تو یه خانواده ی خوب خیلی عجیبه!!!
    4 پسندیدن
  2. mohsen3672 آواتار ها
    خو این ادم خاص نگفت چرا؟؟ چه دلیلی واسه این نوع خاص زندگیش داشته؟؟

    این نوع زندگی واسه یه بچه 12 ساله اونم تو یه خانواده ی خوب خیلی عجیبه!!!
    اینا تیکه های خیلی ناچیز و البته بارز زندگی اون بود، ولی من نگفتم که خانواده شون خوب بوده و ....
    برادر دومیش(که بزرگتر از حمید داستان ماست) از اون خلافا بود، همون موقع هم یادمه که خیلی وقتا پی دعوا های اینو میگرفت و....
    خونه شونم پایینه پایین شهر بود . تو محله های خلاف و ...
    و خیلی مسائل دیگه
    در ضمن، اون سن واقعا سن وحشتناکیه! بعضی از بچه ها کاملا غیر قابل کنترل میشن، تحول بلوغ! این که میخوای جزء بزرگترا باشی! و هزاران مسئله دیگه!
    4 پسندیدن
  3. Hamed 2000 آواتار ها
    کم کم داره به جاهای باریک میکشه:دی
    خوب منتظرم بقیهش کو...:لوول
    "جان جان من این تن بمیره کپی نکنید" :دی
    3 پسندیدن
  4. badrang آواتار ها
    جالب بود :دی
    زود ادامشو بذار بی زحمت چون من آلزایمر دارم
    4 پسندیدن
  5. siavash5 آواتار ها
    چه عجب
    بعد از یه وقفه طولانی...
    خوب من که نخوندم داستانو ولی لایک:دی
    2 پسندیدن
  6. mohsen3672 آواتار ها
    کم کم داره به جاهای باریک میکشه:دی
    خوب منتظرم بقیهش کو...:لوول
    "جان جان من این تن بمیره کپی نکنید" :دی
    بقیه ش پشت کوهه:دی
    چی رو کپی نکنیم مردک ؟!!!:دی
    جالب بود :دی
    زود ادامشو بذار بی زحمت چون من آلزایمر دارم
    اشکال نداره ، این فواصل برای درمان آلزایمرت خوب و مفیده
    چه عجب
    بعد از یه وقفه طولانی...
    خوب من که نخوندم داستانو ولی لایک:دی
    احسنت:دی
    4 پسندیدن
  7. ali_1992_10 آواتار ها
    این شخصیت حمید بارها تو جامعه تکرار شده محیطی که من توش بزرگ شدم و درس خوندم پر بود از همین حمیدها.
    منم چند نمونه از اینارو دیده بودم ولی مثل این دوست تو درست نشدن. بعد لغزش دیگه نتونستن بلند شن
    فعلا رو مخ یکیشون کار میکنم تا براه راست هدایتش کنم حتی گاها یه سری حدیث و روایت از همین محسن نقل میکنم :دی دعا کنید سر عقل بیاد یکی از بهترین دوستامه
    چه عجب
    بعد از یه وقفه طولانی...
    خوب من که نخوندم داستانو ولی لایک:دی
    کار خوبی کردی نخوندی بدرد تو نمیخوره. میترسم عقل نصفو نیمه ت نفله شه :لول
    2 پسندیدن
  8. mohsen3672 آواتار ها
    این شخصیت حمید بارها تو جامعه تکرار شده محیطی که من توش بزرگ شدم و درس خوندم پر بود از همین حمیدها.
    منم چند نمونه از اینارو دیده بودم ولی مثل این دوست تو درست نشدن. بعد لغزش دیگه نتونستن بلند شن
    فعلا رو مخ یکیشون کار میکنم تا براه راست هدایتش کنم حتی گاها یه سری حدیث و روایت از همین محسن نقل میکنم :دی دعا کنید سر عقل بیاد یکی از بهترین دوستامه
    اینی که تو گفتی که حمید نیست:دی مرد حسابی میگم این طرف نفر دوم ارشد امیر کبیره! از این موارد و با این شدت، به جز این من یه دونه هم ندیدم تو این عمر مبارکم
    خودمم باورم نمیشد ولی جدا خیلی حرفه ها!!! از کجا به کجا ... البته اگه اونم بیاد ترفند، فکر کنم اخرش مشروط و اخراج و اعتیاد و الفاتحه
    3 پسندیدن
  9. ali_1992_10 آواتار ها
    اینی که تو گفتی که حمید نیست:دی مرد حسابی میگم این طرف نفر دوم ارشد امیر کبیره! از این موارد و با این شدت، به جز این من یه دونه هم ندیدم تو این عمر مبارکم
    خودمم باورم نمیشد ولی جدا خیلی حرفه ها!!! از کجا به کجا ... البته اگه اونم بیاد ترفند، فکر کنم اخرش مشروط و اخراج و اعتیاد و الفاتحه
    نگرفتی:دی من منظورم شرایطو محیط بچگی شونه. وگرنه خودمم گفتم که بعد لغزش برخلاف دوست تو نتونستن آدم بشن
    آره پس نذار بیاد اینترنت خطرناکه :دی
    عمر مبارکت هم طویل باد
    2 پسندیدن
  10. mohsen3672 آواتار ها
    نگرفتی:دی
    گرفته بودم:دی فقط میخواستم هم یه ساز مخالفی زده باشم(اخه میگن ساز مخالف خیلی حال میده!) هم اینکه یه تاکیید دوباره رو اون شخصیت کرده باشم
    عمر مبارکت هم طویل باد
    طویل بودن خوبه، ولی عریض باشه بهتره(حقیقتا)
    3 پسندیدن
  11. ali_1992_10 آواتار ها
    گرفته بودم:دی فقط میخواستم هم یه ساز مخالفی زده باشم(اخه میگن ساز مخالف خیلی حال میده!) هم اینکه یه تاکیید دوباره رو اون شخصیت کرده باشم
    احسنت! :دی من از این همه نبوغ و حکمت شگفت زده شدم
    طویل بودن خوبه، ولی عریض باشه بهتره(حقیقتا)
    بازم با این حرف فلسفیت منو منقلب کردی ؟ روزنه ای از عالم معنا به رویم گشوده شد
    ولی راست میگی عریض بودن خیلی بهتر از طویل بودنه.
    1 پسندیدن
    پسندیدن foofool
  12. Hamed 2000 آواتار ها
    چی رو کپی نکنیم مردک ؟!!!:دی
    با تو نبودم جلبک :دی
    داشتم ادای مهران مدیری رو در میاوردم تو قهوه تلخ می گفت "جان من کپی نکنید" :دی مثلا هااا مثلا سریال تو هم تا اون حد معروفه :دی (همه مزه اش به این بود که خودت بگیری که نگرفتی:لوووووول)
    1 پسندیدن
  13. heavenlygirl.n6 آواتار ها
    اینا تیکه های خیلی ناچیز و البته بارز زندگی اون بود، ولی من نگفتم که خانواده شون خوب بوده و ....
    از اين قسمت حس كردم كه خونواده خوبي داره

    با این وجود هیچوقت معدلم کمتر از 18 و 19 نمیشد، اما همیشه انضباط رو به ضرب و زور یه ده میگرفتم، که اونم بهم میدادن!
    خیلی ها فکر میکردن که ما یه خانواده عقب افتاده و معتاد و خلاف و .... داریم، کمتر کسی زندگی واقعیم رو میشناخت...
    کسی نمیدونست که برادرم دانشجوی دکترای مهندسی برق هست
    کسی نمیدونست که ...
    1 پسندیدن
  14. mohsen3672 آواتار ها
    احسنت! :دی من از این همه نبوغ و حکمت شگفت زده شدم
    (اشک شوقه:دی)
    بازم با این حرف فلسفیت منو منقلب کردی ؟ روزنه ای از عالم معنا به رویم گشوده شد
    تلمذ/ض/ظ/ذ/ز کن
    ولی راست میگی عریض بودن خیلی بهتر از طویل بودنه.

    با تو نبودم جلبک :دی

    از اين قسمت حس كردم كه خونواده خوبي داره
    میخوان زنش بدن:دی مورد مناسب چیزی تو دست و بالت بود، پ.خ کن
    2 پسندیدن

اکنون ساعت 00:27 برپایه‌ی ساعت جهانی (GMT +3.5) می‌باشد.

تبلیغات متنی

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه‌ی سایت، جدیدترین ترفندها، نقد و بررسی‌ها و مطالب مدرسه فناوری به طور خودکار به ایمیل شما ارسال می‌شود. بعد از کلیک بر روی دکمه‌ی «مشترک شوید»، بایستی کد داخل تصویر را وارد کرده، سپس به صندوق ایمیل خود مراجعه کنید و روی لینک تأیید کلیک کنید تا اشتراک شما نهایی شود.

کلیه حقوق مادی و معنوی متعلق به وب سایت ترفندستان است. برداشت مطالب و تصاویر تنها با ذکر نام ترفندستان مجاز است.