تبلیغات در ترفندستان
مشاهده RSS Feed

وری



یه روز همه چیز تموم میشه، اونروز دور نیست...

منطقی در پشت دل_10

امتیاز ها: 2 رای ها, 5.00 متوسط.
سلام
عمرا داستانو بیاد داشته باشید

آنچه گذشت

------------------------------
از قسمت قبل:
وقتی رسیدیم به حوالی شهرشون، تماس گرفتن که خونه نیستن و تو ویلای اطراف شهرن! آدرسو دادن .
وقتی رسیدیم اونجا...
===============================================
تمام تصورات ذهنی ای که از وضع مالیشون داشتم بهم ریخت.
من که تا قبلش یه کمی نگران این بودم که وضع مالیشون بهانه نده دست خانواده م
حالا به وضح میدیدم که ما باید جلوشون لنگی بزرگ پهن کنیم!
دختری که به اون سادگی میگشت، یه بچه میلیونر به تمام معنا بود
دختر بزرگترین آهن فروش شهر، که یه خانواده بزرگ داشت با چهار تا داداش که همه شونم تو همین شغل بودن
از صمیمیت و روی باز خانوداه ش یه مقدار جا خوردم، خیلی گرم و صمیمی و بی آلایش
دور هم نشستیم و یه مقدار صحبت و گپ و گفت های مرسوم و ...
جلسه اول بود و خانواده ها سعی در شناختن همدیگه داشتن
اما تو همون جلسه پدرش خیلی رسمی گفت که من مشکلی ندارم، هر چی که نظر دخترم باشه
دخترشم که بهله
قرار شد هر دو خانواده فکراشونو بکنن و بعد قرار جلسه ی بعدی رو بزارن
وقتی در اومدیم و سوار ماشین شدیم، شروع صحبت پدر و مادرم نشونه های خوبی نداشت
با گفتن این جملات که ...
(... ادامه دارد)




===============================================
پینوشت: فحش نده عاغا جان، حسش نبود دیگه ، اگه اذیت کنید یهو دیدی قسمت بعدی رو دادم بچه م بنویسه:دی دیگه خود دانید

دسته بندی ها
سرگذشت او

نظرات

  1. badrang آواتار ها

    الان کلا یک خط نوشتی
    واقعا خسته نباشید
    واقعا حیفی
    3 پسندیدن
  2. mohsen3672 آواتار ها

    الان کلا یک خط نوشتی
    واقعا خسته نباشید
    واقعا حیفی
    ملت خودتون شاهید باشید، قسمت بعدی رو از زبان کوروش بابا خواهید شنید(البته اگه تو اونموقع زنده موندید:دی )
    6 پسندیدن
  3. badrang آواتار ها
    اصلا ته داستان مشخصه
    به خودت زحمت نده
    خو چرا صوتی بلاگ نمیزنی تو که حال نداری بنویسی؟؟؟؟ :دی
    2 پسندیدن
  4. mohsen3672 آواتار ها
    اصلا ته داستان مشخصه
    به خودت زحمت نده
    اصلا تو خوبی
    خو چرا صوتی بلاگ نمیزنی تو که حال نداری بنویسی؟؟؟؟ :دی
    سخته
    (به جان خودم هیچ ارتباطی بین من و اجدادم با مرز و بوم مقدس شیراز نیست:دی)
    3 پسندیدن
  5. badrang آواتار ها
    (به جان خودم هیچ ارتباطی بین من و اجدادم با مرز و بوم مقدس شیراز نیست:دی)
    همه چی به وضوح پیداست
    فرا شیرازی :دی
    2 پسندیدن
  6. foofool آواتار ها
    معلومه دیگه وقتی یه دختر پولدار بهت بله گفته دیگه وقت کجا بود واسه نوشتن؟
    4 پسندیدن
  7. mohsen3672 آواتار ها
    همه چی به وضوح پیداست
    فرا شیرازی :دی
    ای کاش من هم یک شیرازی بودم
    معلومه دیگه وقتی یه دختر پولدار بهت بله گفته دیگه وقت کجا بود واسه نوشتن؟
    یعنی بعد ده قسمت، داغ دلمو تازه کردی:دی باز گیر دادیاااا
    2 پسندیدن
  8. badrang آواتار ها
    ای کاش من هم یک شیرازی بودم
    مهم اعماله :دی
    2 پسندیدن
  9. immortals.girl آواتار ها
    3 پسندیدن
  10. mohsen3672 آواتار ها
    مهم اعماله :دی
    من عملم کجا بوده اخه:دی
    6 پسندیدن
  11. siavash5 آواتار ها
    محسن جان من الان یکم فکر کردم به یه نتیجه ای رسیدم
    ( الان که نتیجه هه یادم نیست،هر وقت یادم اومد بهتون میگم:دی)
    حالا چرا جدا اینقدر فاصله میندازی اخه؟؟
    این همه ادم محترمو منتظر میزاری بعد میگی حسش نبود؟؟
    قسمت بعدی رو از زبان کوروش بابا خواهید شنید(البته اگه تو اونموقع زنده موندید:دی )
    اخی،سر کوروش به توافق رسیدین؟؟چه اسم قشنگی،آورین آورین
    3 پسندیدن
  12. ali_1992_10 آواتار ها
    محسن جون منطقای دورو ور دل رو بیخیال! خودت چطوری؟ خانواده خوبن؟ روی ماهو کوروش جان رو هم از عوض من ببوس
    بجان تو همون موقع که میخوندم هم نمیفهمیدم موضوع چیه حالا چه برسه به الان که چند سال گذشته
    3 پسندیدن
  13. ali_1992_10 آواتار ها
    محسن جان من الان یکم فکر کردم به یه نتیجه ای رسیدم
    یکم فکر برای تو کافی نیست سعی کن بیشتر فکر کنی
    3 پسندیدن
  14. mohsen3672 آواتار ها
    محسن جان من الان یکم فکر کردم به یه نتیجه ای رسیدم
    یکم فکر برای تو کافی نیست سعی کن بیشتر فکر کنی
    علی م پاسخگوست
    حالا چرا جدا اینقدر فاصله میندازی اخه؟؟
    این همه ادم محترمو منتظر میزاری بعد میگی حسش نبود؟؟
    وژدانا:دی هفته آینده قسمت جدیدو میدیم بیرون
    اخی،سر کوروش به توافق رسیدین؟؟چه اسم قشنگی،آورین آورین
    زیادن، کوروش، سیا، علی ، امیر، اونیکی علی:دی، همین ایمان شیطونه و غیره:دی
    محسن جون منطقای دورو ور دل رو بیخیال! خودت چطوری؟ خانواده خوبن؟ روی ماهو کوروش جان رو هم از عوض من ببوس
    غلام علیم، قربانم، تو خوبی علی جان؟ خانواده خوبن انشاءالله؟ کوروش دستاتو میلیسه
    دیگه در دکون( :دی) رو که گل گرفتیم، همین بلاگا شده مکان حال و احوال
    بجان تو همون موقع که میخوندم هم نمیفهمیدم موضوع چیه حالا چه برسه به الان که چند سال گذشته
    مگه تو اینا رو میخونی؟، مگه راه پدر رو ادامه نمیدی؟
    4 پسندیدن
  15. ali_1992_10 آواتار ها
    غلام علیم، قربانم، تو خوبی علی جان؟ خانواده خوبن انشاءالله؟ کوروش دستاتو میلیسه
    دیگه در دکون( :دی) رو که گل گرفتیم، همین بلاگا شده مکان حال و احوال
    چاکریم داداش.
    آره دیدم. حالا کی قراره در دکونو باز کنی؟ حال و احوال پشت در منتظرن صف کشیدن تا در باز شه :دی
    مگه تو اینا رو میخونی؟، مگه راه پدر رو ادامه نمیدی؟
    راستشو بگم ؟
    3 پسندیدن
  16. mohsen3672 آواتار ها
    چاکریم داداش.
    آره دیدم. حالا کی قراره در دکونو باز کنی؟ حال و احوال پشت در منتظرن صف کشیدن تا در باز شه :دی
    حال و احوال ها بهم میرسن، ما رابطانی در بین عوام داریم که اخبار را به ما میرسانند دکون فعلا بسته س، تا وقتی که ماهی چراغش روشن شه و ایمان دیگه اهنگ گوش نده و امیر حسین 40 کیلو کم کنه و فوفول ...:دی (خودش میدونه) و یه سری شروط فرعی
    راستشو بگم ؟
    نگو ، بد آموزی شدیدی داره
    3 پسندیدن
  17. foofool آواتار ها
    یعنی بعد ده قسمت، داغ دلمو تازه کردی:دی باز گیر دادیاااا
    تا دیگه تو باشی بعد اینهمه انتظار با دوخط و نصفی نوشته کفر ملتو درنیاری!:دی گل گیر:دی
    3 پسندیدن
  18. ali_1992_10 آواتار ها
    حال و احوال ها بهم میرسن، ما رابطانی در بین عوام داریم که اخبار را به ما میرسانند

    دکون فعلا بسته س، تا وقتی که ماهی چراغش روشن شه و ایمان دیگه اهنگ گوش نده و امیر حسین 40 کیلو کم کنه و فوفول ...:دی (خودش میدونه) و یه سری شروط فرعی
    چقدر هم به باز شدن دکون مرتبط هستن این شرایط
    2 پسندیدن
  19. IMAN.M2 آواتار ها
    اگه اذیت کنید یهو دیدی قسمت بعدی رو دادم بچه م بنویسه:دی دیگه خود دانید
    تو کـــــــی زن و بچه داشـــــتی ما نه دونستـــــــــــــیم
    1 پسندیدن
    پسندیدن foofool
  20. mohsen3672 آواتار ها
    تا دیگه تو باشی بعد اینهمه انتظار با دوخط و نصفی نوشته کفر ملتو درنیاری!:دی گل گیر:دی
    بازم خدا خیرت بده، از این بدرنگ که گفته: "الان کلا یک خط نوشتی " با انصاف تری
    چقدر هم به باز شدن دکون مرتبط هستن این شرایط
    مثل مذاکرات 1+2+3++...+n هست
    تو کـــــــی زن و بچه داشـــــتی ما نه دونستـــــــــــــیم
    اقتضای روزگاره
    2 پسندیدن
  21. IMAN.M2 آواتار ها
    اقتضای روزگاره
    نکنه تو هم عین مایی از این جنس چینی ها داری یا ارجینالــــــــــــــــه
    0 پسندیدن
  22. mrgladiyator آواتار ها
    باید بشینم سره فرصت همه قسمت ها رو بخونم ببینم داستان چی بوده.

    کلاً دوست دارم متن و داستانی طول و دراز و.
    2 پسندیدن
  23. mohsen3672 آواتار ها
    نکنه تو هم عین مایی از این جنس چینی ها داری یا ارجینالــــــــــــــــه
    جاپون
    باید بشینم سره فرصت همه قسمت ها رو بخونم ببینم داستان چی بوده.

    کلاً دوست دارم متن و داستانی طول و دراز و.

    البته من از متنهای طول و دراز خوشم نمیاد(من جمله بلاگهای شما که اولیشو بعد از عمری امشب خوندم:دی و الحق این یکی ارزش خوندن داشت)، کشش میدم اینا حرصشون دربیاد
    2 پسندیدن
  24. Hamed 2000 آواتار ها

    (همین طوری برای این که منو درک کنی زدم:دی)
    دکون فعلا بسته س، تا وقتی که ماهی چراغش روشن شه و ایمان دیگه اهنگ گوش نده و امیر حسین 40 کیلو کم کنه و فوفول ...:دی (خودش میدونه) و یه سری شروط فرعی
    از 3 تای اول معلومه غیر ممکنه:دی
    ===
    (به به علی جووون چطوری خوبی؟! چه عجب از این ورا:دی)
    1 پسندیدن
    پسندیدن foofool
    ویرایش‌شده November 20th, 2013 در 15:58 توسط Hamed 2000
  25. JiNe# آواتار ها
    یکم فکر برای تو کافی نیست سعی کن بیشتر فکر کنی
    یک فکر هم برای او بیشتره چرا براش گیر دادی؟
    0 پسندیدن
  26. yazdan90 آواتار ها
    به نظر داستان جذابی هست باید درفرصت مقتضی مطالعه کنم!
    0 پسندیدن
  27. mohsen3672 آواتار ها

    (همین طوری برای این که منو درک کنی زدم:دی)
    اخر الزمان که پسر دست روی پدر ...:دی
    از 3 تای اول معلومه غیر ممکنه:دی
    برای باز گشایی دکون هم که شده ، همه شروط برآورده شد، حتی اون 40 کیلو:لول
    دکون
    به نظر داستان جذابی هست باید درفرصت مقتضی مطالعه کنم!
    پس چطوری بعضی قسمتا رو لایک کردی قبلا؟(بفرما علی جان تحویل بگیر)
    2 پسندیدن
  28. foofool آواتار ها
    پس چطوری بعضی قسمتا رو لایک کردی قبلا؟
    لول حالا جهت قدردانی از خواننده های واقعی بلاگهای داستانت یه قرعه کشی بینمون انجام بده :دی جایزه هم هرچی کرمت بود:دی
    1 پسندیدن
  29. yazdan90 آواتار ها
    پس چطوری بعضی قسمتا رو لایک کردی قبلا؟
    در آن زمان خوندم
    الان فراموشم شده
    دوباره خوندم
    0 پسندیدن

اکنون ساعت 04:59 برپایه‌ی ساعت جهانی (GMT +3.5) می‌باشد.

تبلیغات متنی

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه‌ی سایت، جدیدترین ترفندها، نقد و بررسی‌ها و مطالب مدرسه فناوری به طور خودکار به ایمیل شما ارسال می‌شود. بعد از کلیک بر روی دکمه‌ی «مشترک شوید»، بایستی کد داخل تصویر را وارد کرده، سپس به صندوق ایمیل خود مراجعه کنید و روی لینک تأیید کلیک کنید تا اشتراک شما نهایی شود.

کلیه حقوق مادی و معنوی متعلق به وب سایت ترفندستان است. برداشت مطالب و تصاویر تنها با ذکر نام ترفندستان مجاز است.