تبلیغات در ترفندستان
مشاهده RSS Feed

وری



یه روز همه چیز تموم میشه، اونروز دور نیست...

داغترین بلاگ من

امتیاز ها: 2 رای ها, 5.00 متوسط.
هی امروز و فردا میکردم ، اما اخرش قرار شد امروز غروب (همین الاناااا) برم مسافرتی کوتاه و ...
ظهر مادرم گفت کی میری؟
گفتم غروب
گفتن حتما؟
گفتم اره ان شاءالله
گفت پس ما شام سیرابی میزاریما!
گفتم باشه پس بزار
غروب شد (دقایقی پیش) بعد هوای یه مقدار زیاد سرده و یه کم حدود یه ربع / بیست دقیقه ای از ساعت مد نظرم گذشت
گفتم چه کاریه! فردا ظهر میرم که هم روزه روشنه و کم خطرتره، هم هوا گرمتره
بعد رفتم تو اشپزخونه، از بوی سیرابی داشتم بیهوش میشدم
چپیدم تو اتاقم
یهو گشنگی وحشتناکی اومد سراغم و تمام غذاهای چرب و چیل و اممممم به به اومد تو ذهن و هوسم
داد میزنم از تو اتاق که من گشنمه
مادرم میگه چیه
میگم بستنی داریم؟
میگه چی؟
-بستنی داریم؟
- نع ،حالا بستنی میخوای چیکار؟
- گشنمهههههه
-نوشمک داریم ولی بستنی نع(من)
- باشه همونو بده
- لازم نکرده، کی الان نوشمک میخوره(من)
-کباب میخوام، پیتزا میخوام، ساندویچ ...
- چیییییییییییییی؟ بیا بیرون بینم چی میگی
- رفتم بیرون میگم اینو میخوام، اونو میخوام ، اونیکی رو میخوام...
مادرم بهم نگاه میکنه(اصلا عاقل اندر در سفیه/صفیه؟...؟ نبودا! )
میگه الان به نظرت کباب از کجا بیارم؟!
میگم نمیدونم و خیلی بچگانه و با نیشی باز و ادا و اطوار میگم کبااااااب ، جوجه ....
میگه برو کباب بخر بیار بخور(!) (عاشقتم مای لاو)
...
کباب نمیخورم، اما سعی میکنم از این نیمرو لذت ببرم
بفرمایید ، نمک داره

ویرایش‌شده January 12th, 2014 در 19:11 توسط mohsen3672 (تایپی)

دسته بندی ها
روزمره هایم

نظرات

  1. ne555 آواتار ها
    3 پسندیدن
  2. foofool آواتار ها
    کباب نمیخورم، اما سعی میکنم از این نیمرو لذت ببرم
    نوش جونت
    اصل نیته آدمه بخور به نیت کباب :دی
    عکس نیمرونو میذاشتی بلاگت داغتر میشد:دی
    3 پسندیدن
  3. mohsen3672 آواتار ها
    ای بابا
    حالا که اینطوره موز میخوام
    (راستی تخم مرغه با روغن گوسفندی بود، با تموم شدن بلاگ، بقیه شو خیلی شیک خوردم ، آخ چسبیدااا:دی)
    نوش جونت
    اصل نیته آدمه بخور به نیت کباب :دی
    عکس نیمرونو میذاشتی بلاگت داغتر میشد:دی
    ممنون
    میخواستم عکسو بزارم، اما گشنگی امون نداد هنوز گشنمه
    5 پسندیدن
  4. IMAN.M2 آواتار ها
    یه صحنه اشپز خونه تونو بقالی فرض کردم تو هم عین منی غذا بلد نیستی درست کنی وقتی من گشنم میشه میزنگ پیتزا فروشی سر کوچمون

    یارو دختره هر موقع گوشیرو بر میداره میگه همون پیتزا مخصوصتو میخوای میگم عارِع دی:
    1 پسندیدن
  5. badrang آواتار ها
    اهههه بو سیراب اومد تو مخم
    نیمرو عالیه با روغن حیوانی یا کره
    نوش جونت گشنه :دی



    3 پسندیدن
  6. ne555 آواتار ها
    (راستی تخم مرغه با روغن گوسفندی بود، با تموم شدن بلاگ، بقیه شو خیلی شیک خوردم ، آخ چسبیدااا:دی)
    #مرفه_بی_درد
    2 پسندیدن
  7. foofool آواتار ها
    هنوز گشنمه
    احتمالا یه جغد تو شیکمته:دی راه درمانشو که خوندی اونجا:دی از مادر بخواه انجامش بده برات:لوووووول
    3 پسندیدن
  8. mohsen3672 آواتار ها
    یه صحنه اشپز خونه تونو بقالی فرض کردم تو هم عین منی غذا بلد نیستی درست کنی وقتی من گشنم میشه میزنگ پیتزا فروشی سر کوچمون

    یارو دختره هر موقع گوشیرو بر میداره میگه همون پیتزا مخصوصتو میخوای میگم عارِع دی:
    بیا در آغوشم که همدردیم:دی
    اهههه بو سیراب اومد تو مخم
    نیمرو عالیه با روغن حیوانی یا کره
    نوش جونت گشنه :دی
    بوی سیرابی حالمو بهم میزنه(حدا بهم میزنه! )
    ------------------
    اوزی، دستم به مرغات برسه طوری سیخشون بزنم که تو جهنمم اینطوری کسی رو به سیخ نکشن:دی
    هی نگاش میکنم، اسکرولو میکشم پایین ، طاقتشو ندارم، دهنم خشک میشه یهو اوزی:دی
    #مرفه_بی_درد
    خدایا اینا چه دوستایین:دی اصن دیگه تخم مرغ نمیخورم
    احتمالا یه جغد تو شیکمته:دی راه درمانشو که خوندی اونجا:دی از مادر بخواه انجامش بده برات:لوووووول
    خیلی چیزی:دی واقعا شما دیگه کی هستید، یه کم همدردی کنید، از راهکارت ممنون فوفول جاندوس جونم:دی
    ----
    بدرنگ اوزی:دی
    3 پسندیدن
    ویرایش‌شده November 26th, 2013 در 19:20 توسط mohsen3672
  9. foofool آواتار ها
    بدرنگم این چه عکسی بود؟؟؟؟؟؟؟؟
    1 پسندیدن
    پسندیدن badrang
  10. ne555 آواتار ها
    بدرنگم این چه عکسی بود؟؟؟؟؟؟؟؟
    راست میگه بنده خدا، این چه عکسی بود گذاشتی؟
    میترسم یه اعترافی کنم آبروم بره، ولی نکن همچین، از این عکسا نذار
    3 پسندیدن
  11. IMAN.M2 آواتار ها
    بیا در آغوشم که همدردیم:دی
    ادرس بده سریع بیام
    1 پسندیدن
    پسندیدن foofool
  12. IMAN.M2 آواتار ها
    جااااااانه من از این عکسا (مثلا چیز برگر بزار) من از این کباب خیییییییییلی خاطره بد و تلخی داااااااااااااارم
    3 پسندیدن
  13. badrang آواتار ها
    اوزی، دستم به مرغات برسه طوری سیخشون بزنم که تو جهنمم اینطوری کسی رو به سیخ نکشن:دی
    منظورت خنگس؟ اون بیچاره که گوشت به تنش نیست
    گامبو هم که خروسه گوشتش بدمزس:دی (قربونش بره مادر ♥ :دی)
    بعدشم مامانشون مثل شیر بالا سرشونه عمرا دستت بهشون برسه :دییی
    به جای فحاشی به عکس نگاه کن و لذت ببر :دی

    ---
    بچه ها حلالم کنید روح خودمم پرید
    3 پسندیدن
  14. mohsen3672 آواتار ها
    بدرنگم این چه عکسی بود؟؟؟؟؟؟؟؟
    بدرنگ باید اخراج بشه
    راست میگه بنده خدا، این چه عکسی بود گذاشتی؟
    بدرنگ خودت برو تو پروفت بنویس ترفند اموز اخراجی
    میترسم یه اعترافی کنم آبروم بره، ولی نکن همچین، از این عکسا نذار
    نه دیه لازم نیست ، اصلا متوجه نشدیم الان کباب خوردی، نوش جونت برادر، ان شاءالله گوشت تن شه، ان شاءالله همش کباب بخوری(یعنی یه همچین ادمای با جنبه ای هستیم ما) ان شاءالله خدا بگم چیکارت کنه
    اعتراف کن سبک شی، البته دستشویی هم بری همین نتیجه اعترافو داره
    ادرس بده سریع بیام
    پ.خ میشه، لطفا با خودت کباب هم بیار
    منظورت خنگس؟ اون بیچاره که گوشت به تنش نیست
    گامبو هم که خروسه گوشتش بدمزس:دی (قربونش بره مادر ♥ :دی)
    بعدشم مامانشون مثل شیر بالا سرشونه عمرا دستت بهشون برسه :دییی
    به جای فحاشی به عکس نگاه کن و لذت ببر :دی

    ---
    بچه ها حلالم کنید روح خودمم پرید
    منظورم جفتشونه
    فحاشی نکردم که:دی "اوزی" فحشه آیا؟ozi":LOL"
    2 پسندیدن
    ویرایش‌شده November 26th, 2013 در 19:43 توسط mohsen3672 (پاسخ بعضی کامنت ها جامونده بود)
  15. badrang آواتار ها
    لول
    میخوام یه شعبه دیگه هم بزنم بدرنگ 2
    پاینده باد بدرنگ و بدرنگ 2
    3 پسندیدن
  16. IMAN.M2 آواتار ها
    پ.خ میشه، لطفا با خودت کباب هم بیار
    aaaaaaaaah از کباب حرف نزن ( چرا خوشم میاد ولی وقتی فکرشو میکنم که اون موقع) ای بابا اصلا بزار واست توضیح بدم یادت میاد که من یه بار با بچه رفته بودیم باغمون
    دیدی که چقدر سیخ کباب بود اونجا ( من خیبی به خورد و خوراکم میرسم خخخخخ) اقا بعد اون 2 ماه بعدش من باخانواده رفتیم جاتون خالی شمال
    مادرم یه چایی داغ ریخته بود خب یه 10 دقیقه گذشته بود و چایی سرد شده بود منم رفتم کبابا رو گرفتم (تو قهوه خونه بودیم) گفتم قبل اینکه یه غذا بزنیم به بدن (چوون تشنه م بود) گفتم همین چایی سرده رو بخورم
    تو نگو اون چایی رو عوض کرده بود داااااغ دااااااااغ بووووووود دی: منم نه دونستم همچین اینو سرکشیدم ( انگار یه پیک absolut )میخواستیم بزنیم همچییین داغ بود گلو و زبون و لبو مب و همه سوخخت
    حالا خواستیم کباب بخووووریم هیییییچی حالیمون نشد حالا هرچی هم میخواستیم بخوریم اصلا مزه تند و شور و... تشخیص نمیدادم از همون موقع دور کباب رو خط کشیدم خخخخخ
    برای همین خیلی خاطره بدی بود و من تو مسافرت (اون روز) گشششـــــنه موندم
    اما فرداش جبران کردم دی:
    4 پسندیدن
  17. badrang آواتار ها
    ایمان باید دور چای رو خط بکشی که ازش سوختی نه کباب بیچاره رو !!!! :دی
    4 پسندیدن
  18. IMAN.M2 آواتار ها
    بابا این بدشانسی مارو وِِل نمیکنه
    3 پسندیدن
  19. Hamed 2000 آواتار ها
    کارد بخوره به اون شیکمت. :دی
    (خجالت بکش من اونطوری نیستم:دی)
    4 پسندیدن
  20. yazdan90 آواتار ها
    حالا این عکس بالا قبل تناول تخم مرغ توسط شما گذاشته شده یا بعدش؟
    1 پسندیدن
    پسندیدن foofool
  21. mohsen3672 آواتار ها
    بدرنگ جان تکثیر میشود:دی
    -------------
    ایمان جان دقیقا میفهمم وقتی اون لیوان چای داغ رو خوردی چه شکلی شده، خدا رحمتت کنه:دی
    -------------
    حامد جان شما برو تو خونه میام بعدا توجیهت میکنم:دی
    -------------
    یزدان90 جان این عکسو اون بدرنگ ملعون دقیقا در اوج گرسنگی(بعد از تناول تخم مرغ:دی ) گذاشت ولی یه ملتی رو داغ دار کرد:دی
    2 پسندیدن

اکنون ساعت 02:06 برپایه‌ی ساعت جهانی (GMT +3.5) می‌باشد.

تبلیغات متنی

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه‌ی سایت، جدیدترین ترفندها، نقد و بررسی‌ها و مطالب مدرسه فناوری به طور خودکار به ایمیل شما ارسال می‌شود. بعد از کلیک بر روی دکمه‌ی «مشترک شوید»، بایستی کد داخل تصویر را وارد کرده، سپس به صندوق ایمیل خود مراجعه کنید و روی لینک تأیید کلیک کنید تا اشتراک شما نهایی شود.

کلیه حقوق مادی و معنوی متعلق به وب سایت ترفندستان است. برداشت مطالب و تصاویر تنها با ذکر نام ترفندستان مجاز است.