تبلیغات در ترفندستان
مشاهده RSS Feed

foofool

احضار روح!

به این مطلب امتیاز بدهید
یه سلام گرم خدمت دوستای گلم تو این هوای سرد
انشاءالله که خوب و روبراهین
این خاطره ای که میخوام بگم براتون برمیگرده به زمانی که شهرستان تدریس میکردم و تو خوابگاه بودم
هفته ای چهارروز اونجا بودم و آخر هفته ها برمی گشتم خونه ولی بعضی دوستان که محل زندگیشون خیلی دور بود دوسه هفته یه بار میرفتن شهرشون و خلاصه آخر هفته خوابگاه حسابی خلوت بود و ترسناک:دی آخه خوابگاه ما یه خونه ویلایی بود که ساختمونش قدیمی ساز بود و یه حیاط جلو و یه حیاط پشت داشت که با یه راهرو از کنارساختمون به هم راه داشتن و این خونه سرنبش خیابون بود و دیوارا نسبتا کوتاه
خلاصه یه هفته دوتا از دوستای صمیمی هم اتاقیم که نمیخواستن برن خونه گفتن تو هم این هفته نرو بمون پیشمون تنها نباشیم و کلی اتماس و خواهش. منم علیرغم میلم قبول کردم چون اونجا موندنو زیاد دوست نداشتم
آخرهفته که شد یکی از دخترای فامیلمون که ساکن همون شهربودن وقتی فهمید میخوام بمون گفت منم میام پیشتون :دی
حالا این فامیلمون کسی بود که ادعا میکرد با ارواح در ارتباطه و میتونه احضار روح کنه و خیلیا هم تو فامیل قبولش داشتنو میگفتن هرچی میگه راسته و ..ولی من اصلا این چیزا تو کتم نمی رفت:دی وقتی به دوستان گفتم فلانی هم قراره بیاد گفتن چه خوب بهش میگیم برامون احضار روح کنه چون چندبارم قبلا اومده بود خوابگاه پیشمون و به اینا گفته بود ازین کارا میکنه ولی موقعیتش پیش نیومده بود که انجام بده براشون:دی
آقا آخر هفته که شد پنج نفر بودیم کلا
شب که شد تصمیم گرفتن بساط احضار روح رو به پاکنن و اون فامیلمون شروع کرد به دادن پاره ای از توضیحات که شما باید ازته دل اعتقاد داشته باشین و نباید مسخره بازی دربیاره کسی و کلی توصیه های ایمنی دیگر اون دوتا رفیقمم هی میگفتن چشم ! باشه ! حتما ! و منم تو دلم میخندیدم به اینا ( جرات نداشتم آشکارا بخندم وگرنه تو جلسه رام نمیدادن:دی )
بعد از اتمام گفتگوهای 1+4 :دی رفتنو بساطو آوردن : یه کاغذ خیلی بزرگ که روش حروف الفبا رو نوشتنو بله و خیر و ورود خروج:دی با یه نعلبکی کوچولو
چراغا رو خاموش کردن فقط یه شمع روشن کردن واسه دیدن صفحه
رئیس گفت که میخواین روح کی رو احضارکنم براتون اون دوتا گفتن : روح حافظ!
بعد رئیس گفت باشه خوبه! فاتحه بفرستین ! ماهم شروع کردیم خوندن فاتحه چندبار بعد رئیس با یه لحن خیلی جدی وشمرده گفت: آیا روحی در این اتاق هست؟اگه هست برو رو نقطه ی شروع و بله!
قلبا تالاپ تولوپ میزد و من فقط تو دلم خنده بود:دی نعلبکی حرکت نکرد!
دوباره فاتحه و پرسش که روحی هست؟
یه دفه شیطونه رفت تو جلدمو تصمیم گرفتم یه کم سربسرشون بذارم
یواااااااش نعلبکی رو حرکت دادم سمت بله و بعدم رفتم رو نقطه شروع
ترس و وحشت تو چهره ها موج میزد و سکوتی سنگین برقرار شد
رئیس یه کم با روح حافظ خوش و بش کرد و بعدشم گفت هرکی سوال داره بپرسه از مهمون عزیزمون!
اون دوستای منم که حسابی باورشون شده بود شروع کردن سوال پرسیدن
منم که عین کف دست می شناختمشون و از جیک و پوکشون :دی خبرداشتم قشنگ میزدم به هدف و جوابا رو طوری دقیق میدادم که بیچاره ها چشماشون گرد شده بود بعضی اوقاتم خیلی موذیانه :دی یه کلمه خاصی رو می گفتم بهشون درجواب که مات و متحیر میرفتن تو عمق معنیشواسه رد گم کنی گاهی خودمم سوال می پرسیدم و جوابارو طوری میدادم که با اطلاعات اونا در مورد من همخوانی داشته باشه
معلوم بود حسابی باورشون شده بود و حسابی هم ترسیده بودن
بعد کلی پرسش و پاسخ ازمحضر حضرت حافظ( یعنی فوفول:دی ) بالاخره رئیس گفت که بیشترازاین نباید مزاحم ایشون بشیمو خداحافظی کنین
اونا هم با تشریفات فراوان و با رعایت احترام و ادب تشکر و خداحافظی کردن و جلسه به پایان رسید
حالا مگه جرات داشتن برن دستشویی؟:دی ( دستشویی تو حیاط بود )
من هم در یک اقدام شجاعانه گفتم من میام باهاتون تو حیاط میمونم تا بیاین :دی اونا هم کلی تشکر و دعای خیر و....
شب هم موقع خواب میگفتن چراغا رو روشن بذاریم
تا یه مدتی با کوچکترین صدایی وحشت میکردن و جیغ میزدن
هرشبم قبل خواب یه سری نقد و بررسی اون کلمات مبهم و رمز آلودی بود که جناب روح بزرگوار بهشون گفته بود:دی
پ. ن : خاطرات خوابگاه جزو بهترین و ماندنی ترین خاطراته طول عمر آدمیه
شاد باشین
دسته بندی ها
دسته بندی نشده

نظرات

  1. badrang آواتار ها
    چقدر طولانیه
    ---
    بالاخره تا آخر خوندمش
    فوفی خوب چرا شیطونی کردی !!!
    میذاشتی ببینیم آیا واقعن روح میاد یا نه
    شاید میومد!
    بیبین کارادا :دی
    1 پسندیدن
    پسندیدن chio
    ویرایش‌شده December 30th, 2013 در 21:45 توسط badrang
  2. ne555 آواتار ها
    چه افراد ساده دلی بودند :دی
    1 پسندیدن
    پسندیدن chio
    ویرایش‌شده December 31st, 2013 در 00:07 توسط ne555 (پخ نقل قول بی ربطی کرده بودم!!!)
  3. bato آواتار ها
    ای دختر شیطون
    خود احضارکننده نترسیده بود؟!:دی

    حالا واقعا اصلا احضار روح به هیچ طریقی حقیقت نداره؟
    1 پسندیدن
    پسندیدن chio
  4. arsenal-champion آواتار ها
    منم یه بار در همچین جلسه ای شرکت داشتم. سرگرمی خوبیه، مثل ورق بازی و دبلنا و قایم‌باشک!
    ولی اگر به هرکدوم از این بازیها خاصیت قدسی و ماورائی بدیم ، اونوقت میشه راهی برای شیره مالیدن سر مردم و دیگه اسمش سرگرمی نیست.
    2 پسندیدن
  5. mrgladiyator آواتار ها
    چه جالب،من همین الان متوجه شدم شما دختری. !!!

    اولش که خوندم نوشته بودین :
    آخرهفته که شد یکی از دخترای فامیلمون که ساکن همون شهربودن وقتی فهمید میخوام بمون گفت منم میام پیشتون :دی
    تشتکم پرید که چه خوابگاه جالبی دختر هم راه میده.

    هنوزم نفهمیدم که داستان چیه تا نظر Bato جان رو دیدم که نوشته بودن :

    ای دختر شیطون
    یه بارم چند وقت پیش تو همین انجمن متوجه شدم که یه کاربر پسر نیست و دختره. اون موقع فکر کنم یه سکده خفیف و ناقص و رد کردم چون 2-3 سالی بود فکر می کردم اون طرف پسره :دی.
    _____________
    به هر حال،

    چجوری بود که شما نعلبکی رو تکون می دادی کسی متوجه نمی شد ؟؟
    1 پسندیدن
    پسندیدن chio
  6. Mansour07 آواتار ها
    هنوزم هستن همچین آدمایی ؟
    1 پسندیدن
    پسندیدن chio
  7. chio آواتار ها
    هنوزم هستن همچین آدمایی ؟
    بسیاررررررررررررررررررررر ررررررررر :دی

    خود احضارکننده نترسیده بود؟!:دی
    فک کنم با فوفول هماهنگی قبلی کرده بودن

    0 پسندیدن
  8. foofool آواتار ها
    بالاخره تا آخر خوندمش
    فوفی خوب چرا شیطونی کردی !!!
    میذاشتی ببینیم آیا واقعن روح میاد یا نه
    شاید میومد!
    بیبین کارادا :دی
    تبریک میگم:دی
    مگه تو این چیزا رو قبول داری؟ خواستم یه کم تنبیه بشن :دی
    چه افراد ساده دلی بودند :دی
    آخه یه صدم درصدم احتمال نمیدادن سرکار باشن:دی ازطرفی چیزهایی که میپرسیدن مسائل شخصی بود که اون فامیلمون ازش خبرنداشت و جوابا اینقدر دقیق بود که بیچاره ها با تموم وجود باورکرده بودن حضور روح رو

    ای دختر شیطون
    خود احضارکننده نترسیده بود؟!:دی

    حالا واقعا اصلا احضار روح به هیچ طریقی حقیقت نداره؟
    :دی
    خودش که چیزخاصی تو ظاهرش بروز نداد ولی مطمئنم ترسیده بود
    منم یه بار در همچین جلسه ای شرکت داشتم. سرگرمی خوبیه، مثل ورق بازی و دبلنا و قایم‌باشک!
    ولی اگر به هرکدوم از این بازیها خاصیت قدسی و ماورائی بدیم ، اونوقت میشه راهی برای شیره مالیدن سر مردم و دیگه اسمش سرگرمی نیست.
    برای کسانی که قبول ندارن سرگرمیه جالبیه مخصوصا دیدن قیافه های اونایی که باوردارنو جدی میگیرن
    چه جالب،من همین الان متوجه شدم شما دختری. !!!

    چجوری بود که شما نعلبکی رو تکون می دادی کسی متوجه نمی شد ؟؟
    خب قانون این روش اینه که همه حضارباید انگشت سبابه شون رو بدون فشار بذارن رو نعلبکی جهت ایجاد ارتباط با جناب روح:دی
    منم خیلی هنرمندانه با فشارخیلی کم حرکتش میدادم اصلا محسوس نبود کار منه
    هنوزم هستن همچین آدمایی ؟
    تا دلت بخواد!
    فک کنم با فوفول هماهنگی قبلی کرده بودن
    نه فکرش یه دفه به سرم زد!
    0 پسندیدن
  9. mohsen3672 آواتار ها
    ممنون
    0 پسندیدن
  10. foofool آواتار ها
    ممنون
    1 پسندیدن
  11. Milad آواتار ها
    جالب بود کلا این جور بحثها رو دوست دارم و میخونم:دی
    تنکس
    0 پسندیدن
  12. foofool آواتار ها
    جالب بود کلا این جور بحثها رو دوست دارم و میخونم:دی
    تنکس
    خواهش میکنم
    راستش همیشه اینجور بحثها که معمولا تو خوابگاهها هم بسیار داغه جالبه ولی بعدش رعب انگیزه:دی
    1 پسندیدن
    پسندیدن Milad
  13. tilva75 آواتار ها

    جالب بود...
    یادش به یخر...بچه بودیم..با دختر خالم تو خونه تنها بودیم یه اینه برداشتیم با سوزن کشیدیم روش(می گفتن اینجوری روح احضار میشه) هیچی دیگه همون موقع یه باد شدید زد به پنجره و یه صدای زشتی داد... رنگمون که شده بود عینه گچ...!!! گفتیم تموم شد دیگه ارواح محاصرمون کردن..!! تا یه هفتنه خواب نداشتیم
    0 پسندیدن
  14. Hamed 2000 آواتار ها
    بابا ایول:دی
    (حالا اگه واقعا اون موقع یه روح یا جنی میومد سراغت دیدن داشت)
    1 پسندیدن
  15. foofool آواتار ها
    جالب بود...

    یه اینه برداشتیم با سوزن کشیدیم روش
    اینو نشنیده بودم
    بابا ایول:دی
    (حالا اگه واقعا اون موقع یه روح یا جنی میومد سراغت دیدن داشت)
    تو رفیق مایی یا شیره؟:دی
    1 پسندیدن
  16. Hamed 2000 آواتار ها
    تو رفیق مایی یا شیره؟:دی
    وسطی
    0 پسندیدن

اکنون ساعت 21:01 برپایه‌ی ساعت جهانی (GMT +3.5) می‌باشد.

تبلیغات متنی

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه‌ی سایت، جدیدترین ترفندها، نقد و بررسی‌ها و مطالب مدرسه فناوری به طور خودکار به ایمیل شما ارسال می‌شود. بعد از کلیک بر روی دکمه‌ی «مشترک شوید»، بایستی کد داخل تصویر را وارد کرده، سپس به صندوق ایمیل خود مراجعه کنید و روی لینک تأیید کلیک کنید تا اشتراک شما نهایی شود.

کلیه حقوق مادی و معنوی متعلق به وب سایت ترفندستان است. برداشت مطالب و تصاویر تنها با ذکر نام ترفندستان مجاز است.