تبلیغات در ترفندستان
مشاهده RSS Feed

کوچکترین وبلاگ ترفندستان

سلام.
تو این وبلاگ که یواش یواش و به مرور زمان تکمیل میشه ...
شما هـــــــــــــــــمــــــ ـــــــه جور مطلبی می بینید
پس نمیشه گفت موضوع وبلاگ فلان هست تا بخوام راجبش بگم.
نظری هم دارید بفرمایید که خوشحال می شم
___________

کمک ممنوع

به این مطلب امتیاز بدهید
از دوره ی طفولیت نفرت داشتم از این که تعهدی به کسی داشته باشم . ( البته به جز محیط کار- تازه اونم فقط تو ساعت کاری بوده ).

همیشه می دونستم تعهد که داشته باشی یه روزی یه اشتباه یا کوتاهی می کنی و همه چیز و به باد میدی، هر چیزی که تاحالا براش

تلاش کرده بودی.

سر همین موضوع تا اونجایی که تونستم به همه چیز بی تعهد بودم، بعضی وقت آ هم شده که گیر باشم و راه فراری نداشته باشم. یک سری وقت ها خودآگاه بوده یک سری وقت ها هم ناخودآگاه، اما یه نتیجه اخلاقی بعد از هر 2 مورد این بوده که ضرر کردم. بعضی وقت ها ضرر مالی بعضی وقت ها احساسی. تا 2سال پیش که بالاخره همه تعهد ها رو گذاشتم کنار. تعهدهایی که بعضی هاشون خیلی وقت بود چسبیده بودن به زندگیم و جداشدن ازشون مثل کندن موی دست با اون یکی دست بود، قشنگ دردشون رو حس می کردم. اما خب دیگه وقتش بود و یه برچسب بزرگ به اسم تجربه زده بودم بهشون. تا این که 5 ماه پیش خودآگاه وارد یه تعهدی شدم. ( منظور رابطه عشق و عاشقی نیست. - بیتشر منظورم کمک مالی به کسی هستش ) . می دونستم آخرش بد تموم میشه. جالبش اینجاست که الان آخرش نشده ولی بد شده. دیگه ببینید آخرش چی میشه.


این مقدمه ای بود که بگم آقا به من و توچه واقعاً ؟؟ کی چه مشکلی داره. بزار زندگی کنه یا یه گوشه بمیره. از گشنگی از سرما.از هر بیماری یا بلاهای آسمانی که قراره رخ بده.

من هیچوقت حال خوبی بهم دست نداده وقتی به کسی کمک کردم. اما وقتی اون کمک رو نمی کردم. ( اینجا درواقع داشتم به خودم کمک می کردم. ) حالم خیلــــــی بهتر بوده.

اصلاً به نظرم یکی از رمز های کشف نشده ای که تو دنیا هست برای موفقیت همین کمک نکردن به کسیه که به اشتباه تو مردم جا افتاده یکی از رمز موفیقت کمک به دیگرانه.

با بحث معنوی و حس خوب آخرتی اصلاً کار نداریم. اونم بحثش جداس.

این که به یکی کمک کنی و فکر کنی سرمایه گذاری کردی و بعده ها منتظر سود 18% از طرف هستی یا خدا باشی که بهت برگرده اشتباهه به نظر من. اون پول رو آدم میره یه قلیون تر تمیز شیک و مشتی می خره ( همین اواخر کسری یه قلیون خریده که بیا و ببــــین ). یا میره سفر. یا میره کازینو. خلاصه می تونه باهاش کلی حال کنه. بجای این که بدی به نیازمند بعدش بگی حیـــــــــف. این پول دیگه بر نمی کرده و یک تیکه از مغزت همیشه درگیر اون صحنه باشه. بعضی وقت ها این درگیری تو مغز انگار با تفنگ انجام میشه. انقدر که مغزش می خواد منفجر بشه.

در کل به نظر من و تجربه من بهتره که به هیچ موجودی کمک نکنید. یا حد اقل اونقدری کمک کنید که سری بعد خواستید بگید نه افسوس قبلی ها رو نخورید. چون بعضی وقت ها دیگه ندادنش هم فایده نداره. مثل کشتن می مونه. اگر کسی و نکشی مغزت راحته. یکی و بکشی که دیگه نفر دوم رو منفجر می کنی. پس همیشه یادتون باشه کسی رو نکشید تا وژدان راحتی داشته باشید. که سری بعد راحت تر یکی و نکشید.

دلمم براتون تنگیده بود ناجـــــــــور.
دسته بندی ها
خاطره نویسی

نظرات

  1. nima75 آواتار ها
    من به شخصه با اینکه میدونم اگر کمک کنم ضرر میکنم ولی بازم کمک میکنم ، احتمالا هنوز سرم مجکم به سنگ نخورده ...
    داداش میگم این عکستو کجا گرفتی ؟!
    2 پسندیدن

اکنون ساعت 22:11 برپایه‌ی ساعت جهانی (GMT +3.5) می‌باشد.

تبلیغات متنی

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه‌ی سایت، جدیدترین ترفندها، نقد و بررسی‌ها و مطالب مدرسه فناوری به طور خودکار به ایمیل شما ارسال می‌شود. بعد از کلیک بر روی دکمه‌ی «مشترک شوید»، بایستی کد داخل تصویر را وارد کرده، سپس به صندوق ایمیل خود مراجعه کنید و روی لینک تأیید کلیک کنید تا اشتراک شما نهایی شود.

کلیه حقوق مادی و معنوی متعلق به وب سایت ترفندستان است. برداشت مطالب و تصاویر تنها با ذکر نام ترفندستان مجاز است.