تبلیغات در ترفندستان
مشاهده RSS Feed

کوچکترین وبلاگ ترفندستان

سلام.
تو این وبلاگ که یواش یواش و به مرور زمان تکمیل میشه ...
شما هـــــــــــــــــمــــــ ـــــــه جور مطلبی می بینید
پس نمیشه گفت موضوع وبلاگ فلان هست تا بخوام راجبش بگم.
نظری هم دارید بفرمایید که خوشحال می شم
___________

انتقام از خروس

امتیاز ها: 1 رای ها, 4.00 متوسط.
عنوان این مطلب کاملاً جنایی و خون آلوده پس یک بار دیگه با صدای خشن تر بخونید. انتقام از، خـــــــــروس. آهان الان بهتر شد.
2روز پیش داشتم از یک محلی به سمت منزل قدم میزدم و با تلفن همراه هم صحبت می کردم. گرمه صخبت بودم جوری که از گرما کلم داشت عرق می کرد دیگه.

همینجور کوچه پس کوچه ها رو طی می کردم و اصلاً توجه نداشتم به دور و برم، هرزکاهی سرم و بالا پایین می می کردم با دستم منظورم و از پشت گوشی می رسوندم، از جلوی پام یه اردک با سرعت نور رد شد، دوان دوان بدو بدو. از این بدو ها که حالا ندو کی بدو. بعد دیدم یک عدد خروس ( تو بچگی به این جور دایناسورا می گفتیم خروس جنگی ) از تو جوب پرید بیرون دنبال این اردکه. ما هم بی توجه رد شدیم.

تو لاین خودم خیلی کند داشتم می رفتم، همینجور که گوشی دستم بود حس کردم یه فانتوم داره از پشتم میاد. آقا ما تا برگشتیم ببینیم این صدای چیه. این خروسه خودش و محکم کوبید به پشت پای من و پرید بالا، تخت سینم.

حالا چهره من تو این ثاینه : ( همرا با جیغ بنــــــــــــــفش و بلنددددددددد ) ( اسلوموشن می گم که قشنگ تصور کنید )

دستم که گوشی نبود یواش یواش اومد بالا بدنم حدود 45 درجه برگشت رو به عقب. دهنم اندازه دهن اسب آبی باز شده ( حدوداً یه کم از این بیشتر 23234104121172352511682347019930561925098-jpg ) تصویر خروسه قشنگ 12 تا تار سیبیل باهام فاصله داشت. از ترسم کله و سینه رو با هم دادم عقب، خروسه سرش و به قصد نوک زدن آورد جلو اما چون من طی یک حرکت ماتریکسی سینه رو داشتم می دادم عقب نوک این خروسه خورد به هوا.

( سرعت نرمال: )

بعد تلپ این خروسه خورد زمین. پرو بالش و باز کرد و بلند یه قوقولی قوقول کرد و من و تماشا می کرد. منم مثل قهرمانای دو با مانه پریدم اون طرف جوب و همون دهن باز نگاش می کرد. به اصطلاح تشتکم پریده بود واقعاً. 30-40 متر جلوتر یک مشت آدم بیکار دور هم جمع شده بودن و صورتشون سمت من بود. زدن زیر خنده. قاه قاه - هار هار - کر کر می کردن. منم ضربان قلبم رو 17000 بود. توپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپتوپ توپ میزد. خون به مغزم نمیرسید دیگه. خیلی خفن ترسیده بودم.

خلاصه رسیدیم خونه.
به همه تعریف کردم و همه هم گفتن خاک تو سرت یه خروس رنگت و پرونده. منم رفتم تو لک، دیدم اینجوری فایده نداره. گذشت تا امروز بعد از ظهر.

رفتم به محل وقوع جرم و ( کار داشتم البته که رفتم ) دیدم به آقا خروسه. با این اردکه رابطه عاشقانه داره. یک عدد طی زبون بسته جلو مغازه ای بود و کسی هم کشیک نمی داد. منم طی و برداشتم و برعکسش کردم جوری. که فرچه ی طی دستم بود دسته ی طی رو به زمین. یواش یواش رفتم پشت خروسه. زارتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت تت زدم زیر شکمش قشنگ و تمیز 40 سانت رفت بالا. طی و انداختم رفتم تو کوچه. این بدبخت هم نفهمید چی شد و کی بود. چرا اینجوری شد. لنگ لنگ زنان دوره خودش می چرخید.اردکه هم شروع کرده بود که وغ وغ کردن و اونم یه طرف دیگه می رفت. خلاصه فکر کتم زدم پاش و ترکوندم.

خیلی هم لذت بخش بود و عذاب وژدانی هم ندارم.

همیشه از قدیم گفتن لذتی که در انتقام است در بخشش نیست. حتی این انتقام می تونه از خروس باشه. ( ریا نشه اینم بگم من از مگس خونمون هم انتقام کرفتم ) .

نتیجه:

به همه خروس ها از این وبلاگ اعلام می کنم که از پشت حمله نکنید.

ویرایش‌شده June 23rd, 2015 در 19:08 توسط mrgladiyator

دسته بندی ها
7بیجـــــــــ ــــار ، خاطره نویسی

نظرات

  1. arsenal-champion آواتار ها
    اتفاقاً منم یه جایی زندگی میکردم خیلی عنکبوت داره، روزی سه چهار متر تار عنکبوت اعلا در گوشه و کناره های اون خونه بافته میشد (توسط خواهران عنکبوت).

    بعد اونجا بعضی پشه هاش خیلی اذیت میکردن. منم تمام راه های ممکن شکنجه رو آنالیز کردم تا بالاخره رسیدم به راه طبیعیش... راهی ک طبیعت برای پشه ها انتخاب کرده... :دی
    پشه ها رو با ضربه ی بسیار ملایم پشه کش ، گیج میکردم و مینداختم توی تار عنکبوت. پشه (ک زنده بود) دست و پا میزد و عنکبوت رو بسمت خودش میکشوند. عنکبوت هم حدود 30 دقیقه دور قربانی تار میتنید، حدود 1 ساعت با فرو کردن یک عدد نی در بدن قربانی، آب بدنش رو میمکید و سپس لاشه پشه رو مینداخت پایین.

    آرامشی که در دیدن این صحنه ها بود، در سواحل خلیج فارس هم نداشتم
  2. Dead Terminator آواتار ها
    من از این فانتزیا نداشتم ولی اگه یه مگس کش بدن دستم میشم هیتلر به توان بیتهایت فاکتوریل ! با یه قیافه خیلی خوفناک
    1 پسندیدن
  3. nima75 آواتار ها
    دارم فکر میکنم ببینم من از این خاطرات نداشتم
    خوب دیروز ناهار چی خوردم ؟! بله متاسفانه یادم نمیاد حتی دیروز ناهار چی خوردم
    من بزرگترین جنایتم بر میگرده به زمانی که با ذره بین مورچه ها رو می سوزاندم
    آقا شرمندم احساس خواری میکنم در مقابل خاطراتتون
    2 پسندیدن
  4. mmateen 1382 آواتار ها
    باحال
    0 پسندیدن
  5. bermoda@ آواتار ها
    خلاصه فکر کتم زدم پاش و ترکوندم.
    در کل با حیوون آزاری مخالفم
    ولی می بردی آبگوشتش رو بار میذاشتی بهتر بود!
    از قلیونت خجالت بکش
    0 پسندیدن

اکنون ساعت 17:16 برپایه‌ی ساعت جهانی (GMT +3.5) می‌باشد.

تبلیغات متنی

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه‌ی سایت، جدیدترین ترفندها، نقد و بررسی‌ها و مطالب مدرسه فناوری به طور خودکار به ایمیل شما ارسال می‌شود. بعد از کلیک بر روی دکمه‌ی «مشترک شوید»، بایستی کد داخل تصویر را وارد کرده، سپس به صندوق ایمیل خود مراجعه کنید و روی لینک تأیید کلیک کنید تا اشتراک شما نهایی شود.

کلیه حقوق مادی و معنوی متعلق به وب سایت ترفندستان است. برداشت مطالب و تصاویر تنها با ذکر نام ترفندستان مجاز است.