تبلیغات در ترفندستان
مشاهده RSS Feed

L0rD oF pC

تونل زمان

امتیاز ها: 2 رای ها, 5.00 متوسط.
تونل زمان




اولین باری که نام "تونل زمان " برده شده هیچکس فکر نمیکرد که سالها بعد این نام در رده یکی از جنجالی ترین و خبرسازترین حوادث یا پدیده های فیزیکی قرار گیرد .
این نام نخستین بار در کتاب معمولی از خاطرات دکتر " ریچارد مارکز " که یک طبیب ساده در شهر لندن بود و تنها برای بیان خاطرات پزشکی خود بچاپ رسیده بود بیان شد . در قسمتی از کتاب دکتر " ریچارد مارکز " از بیماری حرف میزند که حادثه عجیبی را برای او تعریف کرده است و دکتر به او گفته این حادثه, بخاطره فشار زیاد کاری – بر روان و اعصاب او تاثیر گذاشته است .

ان بیمار که نامش " جورج هنگرد " و کارمند یک شرکت ساختمانی در لندن بوده است میگوید :

" ان شب دیر وقت بود که از دفتر خارج شدم و با اتومبیل خیابان خلوتی را که مسیر همیشگی بود در پیش گرفتم . اما ناگهان احساس کردم عماراتی که در اطراف من قرار دارند کلاملا برایم نا اشنا هستند!

ابتدا پنداشتم که سر چهاراه اشتباهی پیچیده ام و راه را عوضی امدم – اما چگونه چنین چیزی امکان داشت؟
هفت سال آزگار در ان شهر اقامت داشتم و همه کوچه و پس کوچه های انرا مثل کف دست میشناختم . شش روز در هفته انهم روزی دوبار از انجا میگذشتم و اینکار تقریبا برایم نوعی عادت شده بود . بنابر این چگونه ممکن بود راه را عوضی امده باشم ؟

همه چیز ارام بنظر میرسید - خیلی ارام – دکمه رادیو را فشار دادم اما صدائی از ان شنیده نمی شد . در ان خیابان فقط یک اتومبیل دیگر بچشم میخورد – یک اتومبیل کاملا قدیمی که مقابل مهمانخانه ای به نام " هنری " پارک شده بود . سپس به یک تقاطع رسیدم . ناگهان احساس عجیبی مانند عبور از میان اب سرد به من دست داد ، و از ان لحظه به بعد حال خود را باز یافتم دانستم کجا هستم و حالا دوباره به این زمان بازگشته بودم .

شاید هزار بار از این خیابان عبور کرده بودم – اما مهمانخانه ای بنام " هنری " را در ان ندیده بودم . شگفت اینکه وقتی روز بعد از هرکس در اینباره پرسیدم نسبت به وجود چنین مهمانخانه ای اظهار بی اطلاعی میکردند . یک لحظه این افکار راحتم نمیگذاشت شاید تمام این حوادث رویائی بیش نبود .

این حادثه نخستین مطلب درج شده از این پدیده است . اما دومین حادثه که باعث شد نام "تونل زمان" بیش از گذشته بر سر زبانها بی افتد , مطلبی بود که در ماهنامه " فیت " که مطالب ان اختصاص به مسائل فراسوئی دارد ، به چاپ رسید .
بعد از انتشار این مطلب ، بیش از 50 فیلم و صدها عنوان کتاب گوناگون علمی – تخیلی از اینگونه حوادث تهیه شد . که معروفترین انها کتاب " ماشین زمان " اثر " اچ . جی . ولز " نویسنده نامدار انگلیسی است .

او در این کتاب به تعریف ماجرای شگفت انگیزی می پردازد که طی ان یک دانشمند فیزیکدان بکمک دستگاهی که اختراع کرده است و بعد زمانی دیگر سفر میکند . با اینکه این کتاب یک کتاب علمی – تخیلی بود ، اما استقبال زیادی از ان شد .


" آیزاک آزیموف " نویسنده روسی تبار امریکایی در یکی از داستانهای علمی – تخیلی خود برای نخستین بار اندیشه ضبط و عکسبرداری از زمان گذشته را مطرح ساخت . ایا براستی میتوان در زمان حاضر از گذشته عکس گرفت؟

این پرسش ممکن است در وهله نخست یک سئوال بی معنی و مبتذل بنظر اید ، اما تعجب خواهید کرد اگر بگویم که دوربین هائی ساخته شده که بوسیله ان میتوان از حوادث گذشته عکس گرفت !

از این دوربین ها بیشتر در زمینه جاسوسی استفاده میشود . برای مثال با این دوربین که یک دوربین فروسرخ یا مادون قرمز میباشد ، از محوطه خالی پارکینگ یک سفارتخانه عکس میگیرد . وقتی فیلم ظاهر میشود همه اتومبیل هایی که چند دقیقه پیش در این محوطه پارک شده بودند, در عکس پدیدار میشوند !

البته این دوربین ها که در برابر پرتوهای حرارتی حساسند فقط قادرند که چند دقیقه گذشته را عکس بگیرند . اما شاید در اینده ، روزی بشر بتواند با اختراع دستگاهای جدید ، گذشته های دورتری را در زمان حال متجلی سازد .


تونل زمان و علم

اما ایا این حوادث با تئوری های علمی همخوانی دارد ؟

این اولین سئوالی است که در ذهن من و شما نقش می بندد . البرت انیشتن میگوید :

تخیل مادر تمام اختراعات و ابداعات بشر میباشد .

تصور کنید روزگاری را که خوانده کتابهای "ژول ورن " بخود میگفتن مگر میشود دور دنیا را در هشتاد روز طی کرد؟
شاید برای انها اصلا قابل درک نبود که این مسیر را میشود در کمتر از 18 ساعت طی کرد . حتا برای خود ژول ورن نیز قابل درک نبوده است . اما علم درباره سفر در زمان چه میگوید :

ایا امکان دارد شخصی از یک بعد زمانی معین ، با شخصی دیگر از بعد زمانی دیگر ملاقات نماید؟! در بیشتر سفرهائی که به زمان گذشته صورت گرفته کمتر شنیده شده است که یکی از ساکنان زمان گذشته ، به افرادی که بقول خود از زمان حال به گذشته گام نهاده اند ، توجهی نشان داده باشد .

انگار این دیدار , دیداری یکجانبه بوده است ! افرادی که بگذشته سفر کرده اند مشاهدات خود را چنان دقیق و پر اب و تاب تعریف می کنند که انگار به تشریع یک فیلم سینمائی می پردازند . یکی از این افراد میگوید که پس از قرار گرفتن در تونل زمان و انتقال به زمان گذشته, شاهد صحنه ای از یک نبرد سخت و بی امان بوده است . اما هیچیک از طرفین دعوا توجهی به او نشان نداده است .

از همه این تعریف ها چنین بنظر میرسد که این اشخاص ، عملا به گذشته سفر نکرده اند , بلکه مشاهدات انها تنها بصورت نوعی بازسازی حوادث گذشته متجلی گشته است . اما دانش و علم امروز بشر چه میگوید ؟!

اگر انرژی مانند ماده فنا ناپذیر باشد ، ارتعاشات هر کلمه ای که بیان شده و یا هر عملی که تا کنون انجام گرفته ، باید در فضای اثیری انعکاس داشته باشد و از این روست که دانشمندان بر این باورند که زمانی علم تا به ان حد پیشرفت خواهد کرد که بشر قادر خواهد بود صدای هر شخصیت علمی ، مذهبی یا هنری را که مایل باشد ، از بایگانی فضا دریافت و ضبط نماید .

زیرا هیچ چیز در فضا از بین نمیرود . به همین ترتیب ممکن است اعمال و رفتار و احساسات بشر و همه حوادث و رویدادهایی که در زمان معین اتفاق افتاده در بایگانی فضا باقی بماند و زمانی دیگر ، تحت شرایط معینی ناگهان همچون یک فیلم سینمائی به نمایش در اید . همینطور ممکن است حالات و احساسات پاره ای از افراد ، به درون اتاق یا محیط خانه ای نفوذ کند و روح یا شبحی را تشکیل دهد که این شبح ، یا بهتر است گفته باشیم این " کالبد اختری " از سوی بستگان و نزدیکان و کسانی که دارای وجوه مشترک تله پاتیک هستند دیده شود .

بطور کلی با توجه به تمام این نظریات, این احتمال وجود دارد که پاره ای از صحنه ها و حوادث مربوطه به گذشته ، دیگر بار در فضای اثیری نقش بسته و توسط کسانی که از هماهنگی روحی خاصی برخوردارند فعال گردد . تقریبا هر کس در زندگی خود با افرادی روبرو شده است که قادر بوده اند " جو " خاصی که منحصر به ایشان است در اطراف خویش بوجود اورند .

برای مثال, همه ما گاهی با افرادی برخورد کرده ایم که طی سالیان , احساسات و حال و هوای خاصی را در ما برانگیخته اند . مثلا از مشاهده بعضی از ادمها بی جهت احساس ناراحتی – کلافگی و یا ترس کرده ایم ، ویا بر عکس از مشاهده برخی دیگر احساس خوشایندی به ما دست داده است . این پدیده احساسی ناشی از " اورا " یا هاله نامرئی است که اطراف کالبد ما را گرفته است که در برخورد با افراد گوناگون احساس جذب یا دفع به ما دست میدهد .

البته امروز دستگاهای بسیار دقیقی ساخته شده که به راحتی میتوان هاله اطراف انسان را ضبط و مشخص کند . دانشمندان معتقد هستند که چون هیچ انرژی از بین نمیرود و تنها به انرژی دیگری تبدیل میشود انسان روزی قادر است تا اتفاقات و حوادث گذشته را بازیابی یا " ریکاور " نماید .


در توجیه سفر به گذشته (البته به عنوان یک ناظر) استدلالی رو مطرح می کنم که چندی پیش در مجله دانشمند به چاپ رسیده بود :

هر حادثه ای که در این دنیا روی میده دارای بازتاب هایی از امواج هستند _شناخته و ناشناخته ...(نورانی و ...) مثلآ ما قادر به دیدن هستیم چرا که چشم ما میتونه این بازتاب های مرئی رو ببینه ، به عبارتی بازتاب های امواجی از حوادث پیرامون ما در همه ابعاد فضا و زمان منتشر میشن ، به عنوان مثال در همین لحظه که من کلید اسپیس رو فشار دادم بازتاب نوری این حادثه 300 هزار کیلومتر از من فاصله گرفته (البته اگر در طول مسیر با جسم سختی برخورد نکرده باشه!) و اگر فردی در راستای این نور و در فاصله 300 هزار کیلومتری من قرار داشته باشه میتونه گذشته 1 ثانیه قبل من رو ببینه !

متعاقبآ نور حاصل از نبرد 2500 سال پیش ایران و یونان در حال حاضر در فضای بیکران و در فاصله 2500 سال نوری زمین قرار داره و اگر فردی در مکانی با این فاصله از زمین قرار داشته باشه و با یک تلسکوپ بسیار قدرتمند به سوی زمین خیره بشه میتونه این بازتاب های نوری رو دریافت کنه و حوادث 2500 سال پیش رو به صورت یک فیلم سینمایی واقعی مشاهده کنه !

البته مثال بالا یک استدلال کوچک از این موضوع بود که مشاهده گذشته امکان پذیره ، هر چند در حال حاضر ما چنین امکانی رو نداریم.
با این حال ممکنه هزاران نوع انرژی ناشناخته و همچنین ابعاد دیگری وجود داشته باشه که همه حوادث گذشته رو در خودش محفوظ داشته باشه و تحت شرایط خاصی بشه اثار و نشانه های حوادث گذشته رو از تاثیری که بر محیط شناخته و ناشناخته پیرامون ما گذاشته اند بازیابی و بازسازی کرد و به نوعی به گذشته سفر کرد !


افرادی که در تونل زمان قرار گرفتند

چندین سال پیش یک مرد امریکائی به نام " راسل کرک " ماجرای جالبی را برای روزنامه " لوس انجلس تایمز" تعریف کرد که عینا در این روزنامه بچاپ رسید . او گفت :

در یکی از شبهای سال 1969 در فاصله رسیدن ترن به ایستگاه راه اهن ، برای وقت گذرانی به تماشای شهر باستانی " یورک " پرداختم .
هنگامیکه شتابان به سوی ایستگاه راه اهن باز می گشتم ، تصادفا متوجه خیابانی کوتاه و نیمه تاریک شدم که در دو طرف ان عمارات زیبائی متعلق به قرن 17 و 18 دیده می شد . منظره ای بس دلفریب بود و بسان صحنه ای از یک افسانه زیبای قدیمی ، مرا بسوی خود فرا میخواند .

دلم میخواست ساعتها در ان خیابان قدم بزنم اما چون میترسیدم از ترن عقب بمانم ، درنگ نکردم و با عجله خود را به ایستگاه راه اهن رساندم . با خود عهد کردم که دوباره سری به " یورک " بزنم و با خاطری اسوده به تماشای مناظر زیبائی که دیده بودم بپردازم . در طول راه فکر و ذهنم همه اش متوجه خیابانی بود که به چشم دیده بودم . سرانجام به عهد خود وفا کردم و چند ماه بعد دوباره به " یورک " بازگشتم .

اما هر چه جستجو کردم اثری از ان خیابان نیافتم . از ان تاریخ به بعد هر سال به شهر " یورک " میروم . میتوان گفت در این مدت با تمام گوشه و کنار شهر اشنا شده ام ، اما موفق به دیدن ان خیابان عجیب نشدم . انگار که در اصل چنین خیابانی وجود نداشته است! تنها در بخشی از شهر با بقایای یک خیابان زیبای قدیمی روبرو شدم که کم و بیش با خیابانی که در ان شب دیده بودم شباهت داشت .

کشیش شهر " یورک " به من گفت که ان قسمت از شهر ، تقریبا از سال 1914 متروک و ویران شده است و بمب های که در جنگ جهانی اول بر روی این ناحیه فرو ریخت ، بجز چند خانه بقیه را ویزان کرده است . کشیش مرا به یکی از خانه های قدیمی شهر که هنوز از ان دوران باقی مانده بود برد ، ولی این خانه و خیابانی که من انشب دیده بودم نبود .

اما در خانه چیزی وجود داشت که مطمئنم کرد من انشب ان خیابان و خانه های قدیمی را دیده بودم و انهم تابلوئی بود که بر دیوار خانه خودنمائی میکرد . تمام انچیزی را که من انشب در ان خیابان دیده بودم در تابلو به شکل عجیبی به چشم میخورد . اکنون از خود میپرسم که اگر انشب عجیب ازسوار شدن به قطار لندن منصرف میشدم و در ان خیابان به گشت و سیاحت میپرداختم چه حادثه ای رخ میداد؟ اگر به یکی از خانه های زیبای ان خیابان میرفتم و در میزدم چه اتفاقی رخ میداد؟ ایا با باز شدن در نیروئی مرا بدرون می کشید و با بسته شدن در برای همیشه به بعد زمانی دیگری قدم میگذاشتم ؟

از اینگونه موارد که تقریبا داستانی مشابه هم دارند به دفعات در نشریات مختلف بچاپ رسیده که شاید تکرار ان از حوصله شما خارج باشد . اما ایا روزی میرسد که انسان به گذشته سفر کند؟ از نظر تئوریهای علمی جواب ان اری است . اما کی ؟ خدا عالم است .
منبع :فروم P30world
0 پسندیدن
دسته بندی ها
دسته بندی نشده

نظرات

  1. هيتلر تايگر آواتار ها
    حالا ما هم ميتونيم بريم
    0 پسندیدن
  2. سینا شاهینی آواتار ها
    لطفا سری کتابهای ژول ورن را قرار دهید(ممنون)
    0 پسندیدن
  3. Aria آواتار ها
    سال 66 دونفر بیا بالا
    0 پسندیدن

اکنون ساعت 06:21 برپایه‌ی ساعت جهانی (GMT +3.5) می‌باشد.

تبلیغات متنی

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه‌ی سایت، جدیدترین ترفندها، نقد و بررسی‌ها و مطالب مدرسه فناوری به طور خودکار به ایمیل شما ارسال می‌شود. بعد از کلیک بر روی دکمه‌ی «مشترک شوید»، بایستی کد داخل تصویر را وارد کرده، سپس به صندوق ایمیل خود مراجعه کنید و روی لینک تأیید کلیک کنید تا اشتراک شما نهایی شود.

کلیه حقوق مادی و معنوی متعلق به وب سایت ترفندستان است. برداشت مطالب و تصاویر تنها با ذکر نام ترفندستان مجاز است.