تبلیغات در ترفندستان

رنگ خدا...!

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
  1. par30girl
    par30girl
    با درود خدمت همه ی دوستان گرامی...
    به این تاپیک خوش اومدین...
    هر نازنینی هر مطلبی در زمینه ی عرفان، روانشناسی و... داره خوشحال میشم اگه منو همراهی کنه.
    پیشاپیش از حضور گرمتون سپاسگزارم...
    0 پسندیدن
  2. par30girl
    par30girl
    خدا هست...


    مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت.
    در حال کار، گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت.
    آنها به موضوع «خدا » رسیدند،
    آرایشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد!
    مشتری پرسید :چرا؟
    آرایشگر گفت : کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد.
    اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند؟
    بچه های بی سرپرست پیدا می شدند؟ اين همه درد و رنج وجود داشت؟
    نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می دهد این چیز ها وجود داشته باشند.
    مشتری لحظه ای فکر کرد،اما جوابی نداد؛چون نمی خواشت جروبحث کند.
    آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت.
    در خیابان مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده...
    مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت:
    به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.
    آرایشگر با تعجب گفت:چرا چنین حرفی می زنی؟
    من این جا هستم،همین الان موهای تو را کوتاه کردم.
    مشتری با اعتراض گفت : نه!!! آرایشگر ها وجود ندارند،
    چون اگر وجود داشتند،
    هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد.
    آرایشگر گفت : نه بابا ؛ آرایشگر ها وجود دارند،
    موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند.
    مشتری تایید کرد: دقیقا! نکته همین است.
    خدا هم وجود دارد!
    فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی گردند.
    برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد!!!
    1 پسندیدن
  3. Milad.ch
    Milad.ch
    سلام
    اميدوارم اين گروه فضايي به دور از ريا باشه و همه با عضويت در آن پايه هاي ايمان خود را قوي تر كنند .
    0 پسندیدن
  4. par30girl
    par30girl
    هدیه...

    جوانی خود را برای مراسم فارغ التحصیلی از دانشگاه آماده می کرد. وی ماه ها در آرزوی ماشین اسپورتی بود که در یک نمایشگاه خودرو دیده بود. از آنجا که می دانست پدرش قدرت خرید آن را دارد به پدرش گفته بود که این خودرو تنها چیزی است که آرزوی داشتنش را دارد. با نزدیک شدن روز فارغ التحصیلی، او به دنبال نشانه هایی می گشت تا ببیند آیا پدرش خودروی اسپورت را برایش خریده است یا نه. در صبح روز مراسم فارغ التحصیلی پدرش او را به اتاق مطالعه خود فراخواند و به وی گفت که چقدر از داشتن چنین پسر خوبی به خود می بالد و تا چه حد اورا دوست دارد.
    پدر جعبه ای را که در نهایت زیبایی بسته بندی شده بود به دستش داد. پسر با تعجب و در عین ناامیدی جعبه را باز کرد و در آن کتاب مقدس زیبایی را یافت که جلدی چرمی داشت و اسم او با رنگ طلایی روی آن حک شده بود. پسر با عصبانیت صدایش را بلند کرد و گفت: تو باهمه ثروتت کتاب مقدس به من هدیه می دهی؟ او بدون اینکه کتاب را با خود ببرد، خانه را ترک کرد. سال ها گذشت و پسر جوان به تاجری بسیار موفق تبدیل شد. او دیگر خانه ای بسیار زیبا و خانواده ای خوب داشت وپس از مدت ها دوری از پدر، روزی از ذهنش گدشت که پدرش باید بسیار پیر شده باشد و او با خود فکر کرد بهتر است سری به پدر بزنم. آخر او بعد از روز فارغ التحصیلی دیگر پدرش را ندیده بود. اما پیش از اینکه بتواند تصمیمش را عملی کند، تلگرامی دریافت کرد حاکی از اینکه پدرش دار فانی را وداع گفته و تمامی دارایی اش را به وی بخشیده است. او می بایستی هر چه سریع تر به خانه پدری اش بازمی گشت و زمام امور را در دست می گرفت. زمانی که به خانه پدر رسید ناگهان ناراحتی و پشیمانی تمام وجودش را فرا گرفت در میان وسایل شخصی پدر شروع به جست و جو کرد و همان کتاب مقدس را به شکلی یافت که سالها پیش آن را رها کرده بود. کتاب هنوز هم مثل روز اول نو بود.
    پسر کتاب را با چشمانی اشکبار باز کرد و صفحاتش را ورق زد. پدرش زیر آیه ای را با دقت خط کشیده بود. مضمون این آیه بود: و اگر شما بد هم باشید بدانید که چگونه باید به فرزندان خود هدایای خوب بدهید. در حالی که پسر مشغول خواندن این جملات بود از پشت کتاب سوئیچ خودرویی به زمین افتاد. روی آن برچسبی با نام فروشنده بود. همان فروشنده ای که خودروی اسپورت مورد علاقه او در نمایشگاه وی بود. روی برچسب تاریخ روز فارغ التحصیلی و جمله «نقداً پرداخت شد» به چشم می خورد.

    چند بار در طول زندگی خود الطاف و برکات خداوند را تنها به این خاطر که در بسته بندی مورد نظر ما نبوده اند، نادیده گرفته و از کنارشان گذشته ایم.
    1 پسندیدن
  5. par30girl
    par30girl
    اگر مذهبی از شما انسان معنوی تری می سازد پس آن مذهب برای شما مناسب است...
    سرنوشت نهایی شما به عنوان روح این است که امروز در زندگیتان بهترینی شوید که میتوانید باشید...

    << سر هارولد کلمپ >>
    1 پسندیدن
  6. par30girl
    par30girl
    من پولدارم


    هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر کوچولو حسابى مچاله شده بودند. هر دو لباس هاى کهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى لرزیدند. پسرک پرسید:«ببخشین خانم! شما کاغذ باطله دارین?»

    کاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمى زد و نمى توانستم به آنها کمک کنم. مى خواستم یک جورى از سر خودم بازشان کنم که چشمم به پاهاى کوچک آنها افتاد که توى دمپایى هاى کهنه کوچکشان قرمز شده بود.

    گفتم: «بیایین تو یه فنجون شیرکاکائوى گرم براتون درست کنم.»
    آنها را داخل آشپزخانه بردم و کنار بخارى نشاندم تا پاهایشان را گرم کنند. بعد یک فنجان شیرکاکائو و کمى نان برشته و مربا به آنها دادم و مشغول کار خودم شدم. زیر چشمى دیدم که دختر کوچولو فنجان خالى را در دستش گرفت و خیره به آن نگاه کرد. بعد پرسید: «ببخشین خانم! شما پولدارین?»

    نگاهى به روکش نخ نماى مبل هایمان انداختم و گفتم: «من اوه… نه!»

    دختر کوچولو فنجان را با احتیاط روى نعلبکى آن گذاشت و گفت: «آخه رنگ فنجون و نعلبکى اش به هم مى خوره.»
    آنها درحالى که بسته هاى کاغذى را جلوى صورتشان گرفته بودند تا باران به صورتشان شلاق نزند، رفتند. فنجان هاى سفالى آبى رنگ را برداشتم و براى اولین بار در عمرم به رنگ آنها دقت کردم. بعد سیب زمینى ها را داخل آبگوشت ریختم و هم زدم. سیب زمینى، آبگوشت، سقفى بالاى سرم، همسرم، یک شغل خوب و دائمى، همه اینها به هم مى آمدند. صندلى ها را از جلوى بخارى برداشتم و سرجایشان گذاشتم و اتاق نشیمن کوچک خانه مان را مرتب کردم. لکه هاى کوچک جای دمپایى آنها را از کنار بخارى، پاک نکردم. مى خواهم همیشه آنها را همان جا نگه دارم که هیچ وقت یادم نرود چه آدم «ثروتمندى» هستم.
    1 پسندیدن
  7. Hamzeh_rfj
    Hamzeh_rfj
    آمــــــــــــــــین
    0 پسندیدن
  8. par30girl
    par30girl
    خدا هرگز وعدۀ آسمان همیشه آبی، مراتع همیشه سبز، و قلب همیشه رها از آلام را نداده است؛ بلکه او وعده ی عشق و محبت نامیرا و حضور وفادارانه و همدلانه ی خود را داده است.
    عشق الهی بالاترين اصلي است که می توانيد در ان به سر بريد و اين همانا زندگی کردن در روح عشق خداونديست و عشق خداوند به مساوات به سوی تمامی انسان ها جاری می شود...
    حتی وقتی که ما خدا را دوست نداریم او به ما عشق می ورزد خداوند پیوسته این عشق را از طریق روح الهی به ما نشان می دهد...
    اغلب فکر ميکنيم چون خيلي گرفتاريم به خدا نميرسيم ، اما واقعيت اينست که چون به خدا نميرسيم خيلي گرفتاريم...
    همیشه آنان که از خدا درخواستی دارند و همواره چیزی می خواهند بسیارند... ولی آنان که خود خدا را می خواهند نایابند و اندک. یادمان باشد... فقط از خدا بخواهیم... و از خدا ، فقط خدا را بخواهیم... زیرا از خدا ، غیر از خدا را خواستن ، کم خواستن است...
    1 پسندیدن
  9. hoaliba128110
    hoaliba128110
    اگر مذهبی از شما انسان معنوی تری می سازد پس آن مذهب برای شما مناسب است...
    سرنوشت نهایی شما به عنوان روح این است که امروز در زندگیتان بهترینی شوید که میتوانید باشید...
    دین اسلام دینی است که عقل منطق عرفان و عشق را در کنار هم آورده
    و کامل کننده ی ادیان الهی دیگر است
    دین راه زندگی است که هرکه در آن قدم بگزارد به قله ی سعادت یعنی قرب خدا و بهشت میرسد
    دین اسلام تنها دینی است که تحقیق در مورد ادیان دیگر را نه تنها جایز دانسته بلکه آنرا واجب کرده است
    و این یکی از دلایل حقانیت اسلام مبین است
    0 پسندیدن
  10. par30girl
    par30girl
    اگر مذهبی از شما انسان معنوی تری می سازد پس آن مذهب برای شما مناسب است... سرنوشت نهایی شما به عنوان روح این است که امروز در زندگیتان بهترینی شوید که میتوانید باشید...
    دین اسلام دینی است که عقل منطق عرفان و عشق را در کنار هم آورده
    و کامل کننده ی ادیان الهی دیگر است
    دین راه زندگی است که هرکه در آن قدم بگزارد به قله ی سعادت یعنی قرب خدا و بهشت میرسد
    دین اسلام تنها دینی است که تحقیق در مورد ادیان دیگر را نه تنها جایز دانسته بلکه آنرا واجب کرده است
    و این یکی از دلایل حقانیت اسلام مبین است
    با درود خدمت شما دوست گرامی و سپاس از حضور گرم شما...
    نازنین این تاپیک به دنبال هواداری از مذهب خاصی نیست و هدف فقط بالا بردن رشد معنوی و خودشناسی و در نهایت خداشناسی می باشد.

    1 پسندیدن
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 15
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اکنون ساعت 01:22 برپایه‌ی ساعت جهانی (GMT +3.5) می‌باشد.

تبلیغات متنی

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه‌ی سایت، جدیدترین ترفندها، نقد و بررسی‌ها و مطالب مدرسه فناوری به طور خودکار به ایمیل شما ارسال می‌شود. بعد از کلیک بر روی دکمه‌ی «مشترک شوید»، بایستی کد داخل تصویر را وارد کرده، سپس به صندوق ایمیل خود مراجعه کنید و روی لینک تأیید کلیک کنید تا اشتراک شما نهایی شود.

کلیه حقوق مادی و معنوی متعلق به وب سایت ترفندستان است. برداشت مطالب و تصاویر تنها با ذکر نام ترفندستان مجاز است.