تبلیغات در ترفندستان
وارد نشده
اخیراً فعالیتی صورت نگرفته است.

7 پیغام بازدید کنندگان

  1. مشاهده مکالمات
    مگه پرسپولیس چشه؟
  2. مشاهده مکالمات
    واقعا جای تاسف داره که طرفدار استقلالی
    از افعال معکوس استفاده میکنی؟
  3. مشاهده مکالمات
    از استقلالیهای خودخواه چیزی جز بیش ازاین نباید انتظار داشت
  4. مشاهده مکالمات
    اون جواب رو ok کن
    ازت خواهش میکنم
  5. مشاهده مکالمات
    لطفا بخش نظرات رو توی بلاگتون فعال کنید
  6. سلام به ترفندستان خوش اومدی اگه جایی برات سوالی پیش اومد میتونی از من بپرسی
    امیدوارم موفق باشی
  7. مشاهده مکالمات
    سلام خواهش میکنم هر سوالی داشتی از من بپرس
    اگر تونستی یه سری هم به گروه های سوسانو و دوستان هم بزن
نمایش پیغام‌های بازدید کننده 1 از 7 تا 7
درباره love_girl

اطلاعات عمومی

آمار


مجموع پست ها
مجموع پست ها
0
میانگین پستها در طول روز
0
آلبوم ها
مجموع آلبوم ها
2
مجموع تصاویر
30
پیغام بازدید کنندگان
مجموع پیغام ها
7
جدید ترین پیام
November 8th, 2009 15:03
اطلاعات عمومی
تاریخ و زمان آخرین فعالیت درسایت
December 25th, 2010 10:54
تاریخ عضویت
August 17th, 2009

عشق 2

توسط love_girl تاریخ August 19th, 2009 در 10:15
به تو عادت کرده بودم
اي به من نزديک تر از من
اي حضورم از تو تازه
اي نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم
مثل گلبرگي به شبنم
مثل عاشقي به غربت
مثل مجروحي به مرهم
لحظه در لحظه عذابه
لحظه هاي من بي تو
تجربه کردن مرگه
زندگي کردن بي تو
من که در گريزم
0 پسندیدن

ادامه مطلب

دسته بندی ها
دسته بندی نشده

عشق1

توسط love_girl تاریخ August 19th, 2009 در 10:03
دوستان عزیز این نوشته را تقدیم میکنم به تمام عاشقانی که عشقشان تنهاشون گذاشته:به آسمان مینگرم وسرود جدایی را میخوانم و فکر میکنم چه چیزی را باید بر روی کاغذ بیاورم تا برای یادگاری باقی بماند به ناچار و رو به عادت دیرینه قلبم را میشکافم و قطره خونی را به نام سلام بر روی کاغذ می آورم
0 پسندیدن

ادامه مطلب

دسته بندی ها
دسته بندی نشده

عشق

توسط love_girl تاریخ August 19th, 2009 در 10:01
یه رو یه پسره بود که یه دوست دختر داشت پسره نابینا بود دوست دختر شو خیلی دوست داشت میگفت اگه من دوتا چشم داشتم تا ابد با تو میموندم یه روز یکی پیدا شد و به پسره چشم داد پسره وقتی تونست دوستشو ببینه دید که اونم نابیناست گفت من دیگه نمیتونم با تو بمونم دختره گفت باشه اما وقتی داشت میرفت به پسره گفت مواظب چشمام باش.
0 پسندیدن
دسته بندی ها
دسته بندی نشده

...

توسط love_girl تاریخ August 19th, 2009 در 09:32
در جزیره ای زیبا تمام حواس زندگی می كردند:
شادی.غم.غرور.عشق

روزی خبر رسید كه به زودی جزیره به زیر آب خواهد رفت همه ساكنین جزیره قایق هایشان را آماده و جزیره را ترك كردنداما عشق می خواست تا آخرین لحظه بماند كردند چون او عاشق جزیره بودوقتی جزیره به زیر آب فرو می رفت عشق از ثروت قایقی با شكوه جزیره را ترك می كرد خواست و به او گفت :آیا می توانم با تو همسفر شوم؟ثروت گفت :نه! مقدار زیادی طلا و نقره داخل قایقم هست و دیگرجایی برای تو وجود ندارد

پس عشق از غرور
0 پسندیدن

ادامه مطلب

دسته بندی ها
دسته بندی نشده
نتیجه‌ای جهت نمایش وجود ندارد.
نتیجه‌ای جهت نمایش وجود ندارد.
نتیجه‌ای جهت نمایش وجود ندارد.

اکنون ساعت 07:16 برپایه‌ی ساعت جهانی (GMT +3.5) می‌باشد.

تبلیغات متنی

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه‌ی سایت، جدیدترین ترفندها، نقد و بررسی‌ها و مطالب مدرسه فناوری به طور خودکار به ایمیل شما ارسال می‌شود. بعد از کلیک بر روی دکمه‌ی «مشترک شوید»، بایستی کد داخل تصویر را وارد کرده، سپس به صندوق ایمیل خود مراجعه کنید و روی لینک تأیید کلیک کنید تا اشتراک شما نهایی شود.

کلیه حقوق مادی و معنوی متعلق به وب سایت ترفندستان است. برداشت مطالب و تصاویر تنها با ذکر نام ترفندستان مجاز است.