[تنها اعضای سایت قادر به دیدن لینک‌ها هستند. ]اصطلاحی است خطیرتر چراکه دال بر واقعیتی است که امکان دارد چند لایه باشد یا به اشکال مختلف درآمده باشد. در روزگار ما فرهنگ به گونه ای فزاینده وانمودگر شده است؛ به این مفهوم که رسانه ها ی گروهی غالبا آنچه را که با آن سروکار ندارند، تغییر می دهند و هویت موارد اصلی و معطوف شدنیها را دگرگون می سازند. در عصر دوم رسانه ها واقعیت چند لایه شده است.
واقعیات مجازی، انگاره هایی خیال گونه اند که به موجب تفاوتشان با واقعیت واقعی، بازی و اکتشاف را فرا می خوانند. واقعیت مجازی، با قرار دادن فرد در داخل دنیاهای متفاوت، فرضی بودن واژه و خیالی بودن فیلم یا تصویر ویدئویی را گاهی فراتر می برد.
همان گونه که بودریار اشاره دارد، فرهنگ امروزی به گونه ای فزاینده از این صور خیال شکل گرفته است؛ صوری که در مجموع واقعیتی جدید را شکل می دهند. فرهنگ امروزی شامل واقعیات ساختگی است که از آنچه بناست به آن اشاره کند واقعی ترند. ولی آخرالامر هیچ عطفی صورت نگرفته است؛ همچون هنگامی که زندگی اجتماعی به شکل یک پارک موضوعی در یک مکان به معرض نمایش گذاشته می شود عنصر ساختگی آن سر بر می آورد.
تعامل انسان و رسانه (انسان شناسی رسانه ای)
اکنون در عصر ساختگی رسانه ها و اینترنت برخی این پرسش ها را مطرح می سازند که:آیا داده یک شخص است؟ داده سه ویژگی مهم خرد، خودآگاهی و وجدان را داراست. پس چرا آن را به عنوان یک موجود دارای فهم به رسمیت نمی شناسیم؟ داده دارای توانمندی هایی است که می تواند بیاموزد، بفهمد و با وضعیت های تازه ارتباط برقرار نماید. در حالی که برخی از تحلیلگران رسانه ای و دانشمندان رایانه همچون نوربرت بلوتس وضعیت جدید را در تعامل انسان و رسانه با نگاهی مثبت تحلیل می کنند، برخی دیگر اصطلاح زندگی "فرا بیولوژیک" را برای این وضعیت بیان می کنند.
رای کورتسوایل(Ray kurzweil) وضعیت جدید را این گونه توصیف می کند که تکامل بیولوژیک به پایان رسیده است امانبوغ انسانی هنوز در حال تکامل است و تکامل تکنولوژیک بر این اساس انجام می پذیرد. بولتس(Bolz) معتقد است که واقعیت رسانه ای در پس تصاویر نیست بلکه در میان آنهاست.

واقعیت رسانه ای به عنوان تجربه پیشینی ادراک ما از هستی قرار می گیرد. بنابر این امروزه ما با یک یورش و تهاجم از بیرون رو به رو نیستیم بلکه تهاجمی از درون ما را تهدید می کند. چراکه ادراکی متفاوت و متغیر در مغز های ما رخ می نماید. از نظر جرج هربرت مد(Georg Herbert mead) انسان یک موجود اجتماعی است و از این رو در نظر او اجتماع بر فرد تقدم دارد. انسان با فعالیت و عملکرد خود بر اجتماع تأثیر می گذارد بنابر این در نظر او تصویر انسان تصویری باز است که نمی توان آن را جدای از جامعه و رها از آن تصور کرد.
در نظر برخی دیگرهمچون پلسنر (Plessner) فرهنگ در کنار طبیعت دومین سرزمین آباء و اجدادی انسان است که در بستر آن تربیت می شود و جهت می یابد. با توجه به این ضرورت ها و نیز وضعیت جدید در دنیای رسانه ها امروزه از رشته یا مبحثی با عنوان انسان شناسی رسانه ای سخن می رود